عراق خود را در آتشبس حملات اسرائیلی و آمریکایی علیه ایران گرفتار میبیند. بر خلاف کشورهای عربی خلیج فارس، عراق هدف حملات از هر دو طرف است و این موضوع توانایی آن برای حفظ بیطرفی و مقاومت در برابر فشارهای فزاینده گروههای شبهنظامی حامی ایران پس از ترور رهبر عالی ایران، علی خامنهای، را تحت فشار قرار میدهد. هر چه این جنگ ادامه یابد و عراق بیشتر هدف قرار گیرد، خطر این که عراق به هرج و مرج فرو برود، بیشتر میشود. چندین گروه مسلح در داخل کشور—از جمله شبهنظامیان شیعه حامی ایران و گروههای مخالف کرد-ایرانی—میتوانند خطوط گسل را تشدید کنند که ممکن است منجر به درگیریهای داخلی شود. در همین حال، جنگ منطقهای صادرات نفت و واردات برق را مختل کرده و تهدید میکند که جمعیت تحت فشار را به سمت ناآرامیهای علنی سوق دهد.
از اکتبر ۲۰۲۳، عراق به چالشها پاسخ داده است. با وجود فشارهای خارجی فوقالعاده و ناپایداریهای عمیق دولتی، دولت عراق توانسته است کشور را از جنگهای منطقهای دور نگه دارد. رهبران سیاسی و مذهبی عراق، از جمله روحانی قدرتمند شیعه، آیتالله العظمی علی سیستانی، متعهد به حفظ ثبات سختکوشانه عراق هستند.
عراق مدتهاست که بین واشنگتن و تهران تعادل برقرار کرده است، اما هفتههای آینده عزم و توانایی عراق را مانند هرگز قبل آزمایش خواهد کرد. شکست در این زمینه خطر شعلهور شدن درگیریهای داخلی را به همراه دارد—نتیجهای ویرانگر برای ایالات متحده که در طول دو دهه، تریلیونها دلار هزینه کرده و هزاران سرباز را برای تثبیت عراق قربانی کرده است.
قربانی هر دو طرف
آسیبپذیری عراق با زمانبندی بد تشدید شده است: کشور در میانه انتقال است و در حال تشکیل یک دولت جدید است در حالی که دولت قبلی در شرایط ضعیف و موقت فعالیت میکند. یک سوم پستهای کابینه اکنون خالی است، زیرا اشغالکنندگان آن به اعضای پارلمان جدید تبدیل شدهاند. در نتیجه، نهادهای مهمی مانند وزارت دفاع اکنون بهطور موقت تحت رهبری نخستوزیر اداره میشوند.
با وجود این محدودیتها، دولت عراق تلاش کرده است تا با گروههای مسلح حامی ایران بهطور قاطع برخورد کند و درگیری مستقیم آنها را در این جنگ محدود کند. مقامات همچنین به سرعت اقدام کردهاند تا از ورود معترضان حامی ایران، که بسیاری از آنها اعضای این گروههای مسلح هستند، به منطقه سبز و حمله به سفارت آمریکا در آن جلوگیری کنند. عراقیها تنها به حملات علیه ایران واکنش نشان نمیدهند؛ آنها به حملات علیه خاک خود پاسخ میدهند. ایالات متحده چندین پایگاه حشد شعبی در عراق را هدف قرار داده و حداقل چهار عضو شبهنظامی را کشته است.
از سوی دیگر، ایران به حضور آمریکاییها در کردستان عراق حمله کرده و عمدتاً فرودگاه بینالمللی اربیل، محل آخرین پایگاه نظامی که میزبان نیروهای آمریکایی در عراق است، را هدف قرار داده است. کردستان عراق یک منطقه حساس است، زیرا همچنین محل زندگی بسیاری از گروههای مخالف کرد-ایرانی است. با این حال، مانند شیعیان عراق، اشتباه است که کردها را به عنوان یک گروه یکپارچه در نظر بگیریم، چه بهصورت منطقهای و چه در داخل کردستان عراق. کردهای ایرانی ممکن است انتظار تغییر رژیم در تهران را داشته باشند، اما کردهای عراقی ممکن است حاضر به قربانی کردن دستاوردهای سیاسیای که از سال ۱۹۹۱ بهدست آوردهاند، نباشند. نقش آنها در زمینه سوریه گویا است: آنها به میانجیگری بین نیروهای دموکراتیک سوریه و دمشق کمک کردند اما قضیه کردهای سوریه را به عنوان قضیه خود اتخاذ نکردند. تنها ماه گذشته در دبی، نخستوزیر کردستان عراق، مسرور بارزانی، بیطرفی خود و قصدش برای دور ماندن از درگیری آمریکایی-ایرانی را اعلام کرد. این موضع احتمالاً حتی تحت فشار آمریکا برای استفاده از کردستان عراق به عنوان پایگاهی برای شورش کردها در داخل ایران، حفظ خواهد شد.
کردها، مانند بسیاری از عراقیها، میدانند که در جنگی گرفتار شدهاند که نمیخواهند در آن شرکت کنند. وزیر امور خارجه عراق، فواد حسین—که خود کرد است—بهطور واضحی بیان کرد: در حالی که عراق «طرف جنگ نیست… موقعیت جغرافیایی آن باعث میشود که بهطور مستقیم تحت تأثیر پیامدها و عملیات نظامی مرتبط قرار گیرد.»
شیعیان عراقی و روابط پیچیدهشان با ایران
جامعه شیعه عراق—سیاستمداران، رهبران مذهبی و شهروندان عادی—روابط پیچیدهای با ایران دارد که افسانه «هلال شیعه» را نقض میکند. بسیاری از رهبران شیعه با خبر ترور خامنهای با تسلیت و عزاداری مواجه شدند و اعلام کردند که به مدت ۳ روز عزای عمومی برقرار است. با این حال، این یک محاسبه سیاسی بود که بهمنظور آرام کردن جمعیت قطبیشده شیعه عراق انجام شد و نه ابراز واقعی اندوه. برای دههها، شیعیان عراقی به شدت بر سر نحوه نگاه به جمهوری اسلامی اختلاف نظر داشتهاند: بهعنوان یک متحد یا یک مداخلهگر بدخواه در امور عراق.
نظرسنجیهای عمومی در عراق این تصویر را تقویت میکند. عراقیها بهطور کلی احساسات منفی مشابهی نسبت به ایران و ایالات متحده دارند و هر دو را بهعنوان مداخلهگران خارجی میبینند. با صدور بیانیههای گسترده عزاداری در حالی که از درگیری نظامی خودداری میکند، دولت عراق در تلاش است تا هر دو طرف را همزمان راضی کند.
فشار بر رهبران شیعه عراقی شاید بهترین مثال را در رفتار مقتدی صدر نشان دهد—که بهمدت طولانی بهعنوان برجستهترین مانع در برابر نفوذ ایران در میان شیعیان عراق شناخته میشود. صدر اولین کسی بود که بیانیه تسلیت را صادر کرد و اعلام کرد که بهمدت سه روز برای خامنهای عزای عمومی برقرار است و این کار را قبل از دولت عراق انجام داد. اگر صدر این موضوع را بهدقت تنظیم میکند، فشار بر شخصیتهای کمتر مستقل احتمالاً بسیار بیشتر است.
درک بیانیه سیستانی
ترور خامنهای سلسلهمراتب قدرت مذهبی شیعه در سطح جهانی را تغییر داده و آیتالله بزرگ سیستانی در نجف را بهعنوان روحانی ارشد بیچون و چرا قرار داده است. بر خلاف خامنهای، سیستانی و مقامات مذهبی شیعه عراق به دکترین سیاسی تئوکراتیک ولایت فقیه—اصلی که بر اساس آن روحانیون باید بهطور مستقیم دولت را اداره کنند—که همتایان روحانیشان در ایران به آن اعتقاد دارند، پایبند نیستند. واکنش سیستانی به ترور خامنهای متعادل بود: او بیانیه کوتاهی از تسلیت صادر کرد و خامنهای را بهعنوان یک عالم دینی و رهبر سیاسی محترم شناخت و از مردم ایران خواست تا وحدت خود را حفظ کنند. او پس از آن بیانیهای طولانیتر صادر کرد که در آن به محکومیت تجاوز علیه ایران پرداخت و از جامعه بینالمللی خواست تا بهدنبال یک راهحل صلحآمیز و عادلانه برای برنامه هستهای ایران باشد.
لحن متعادل سیستانی برخی از بخشهای جامعه شیعه گستردهتر را نگران کرده است و برخی آن را بهعنوان رها کردن تفسیر کردهاند. اما واکنش سیستانی نباید کسی را شگفتزده کند، زیرا نهاد مذهبی شیعه عراق بهطور تاریخی ثبات را در اولویت قرار داده است. علاوه بر این، بیانیههای سیستانی همیشه منعکسکننده واقعگرایی سیاسی او بوده است—او در چارچوب دولت-ملتها کار میکند و با بازیگران بینالمللی در جایی که معتقد است میتوانند تأثیر بگذارند، درگیر میشود. بیانیههای سیستانی نیرویی تثبیتکننده هستند و بهطور مؤثری هر کسی یا هر گروهی را که بهدنبال استفاده از دین برای تحریک خشونت تلافیجویانه باشد، بیاعتبار میکنند.
ارزش ثبات عراق
حفظ ثبات عراق برای ایالات متحده هزینهبر نیست و واشنگتن رهبران سیاسی و مذهبی عراقی زیادی را خواهد یافت که آماده همکاری در این هدف هستند. ماه گذشته، ایالات متحده بهطور مستقیم با مقامات عراقی همکاری کرد تا بیش از ۵۰۰۰ نفر از بازداشتشدگان داعش (که بیشتر آنها عراقی نیستند) را از شرق سوریه به عراق برای محاکمه و احتمال بازگشت به کشور منتقل کند. این انتقال موفقیتآمیز بود زیرا عراق هم پایدار بود و هم شریک قابل اعتمادی در جنگ علیه داعش. ایالات متحده نباید این ثبات را نادیده بگیرد. ایالات متحده باید از حمله پیشگیرانه به اهداف کماهمیت در عراق که ممکن است خطوط گسل موجود را تحریک کند و حفظ نظم و بیطرفی را برای رهبران سیاسی و مذهبی دشوارتر کند، خودداری کند.

