پس از سه ساعت عذابآور نشستن در یک تاکسی داغ در راه بیمارستان، مادربزرگم به حد خود رسیده بود.
“چرا باید اینگونه باشد؟” او به مادرم که در این سفر دشوار او را همراهی میکرد، lamented کرد. یک معاینه اندوسکوپی ساده که باید شما را در همان روز به بیمارستان برساند و برگرداند، به یک عذاب تقریباً ۴۸ ساعته تبدیل شد.
بیمارستان محلی ما در البیره، رامالله هیچ دستگاه پزشکی با دوربین متصل در دسترس نداشت، چیزی که مادربزرگم به شدت به آن نیاز داشت تا مشخص کند چه چیزی باعث انسداد در سیستم صفراوی او شده است.
پزشک او تصمیم سریع گرفت تا اندوسکوپی را تنها چند روز پس از قرار ملاقات اولیه برنامهریزی کند تا اطمینان حاصل کند که وضعیت مادربزرگم بدتر نمیشود. او در بیمارستانی در الخلیل مستقر بود، شهری که چند ساعت با آنجا فاصله داشت و تجهیزات پزشکی مناسب در آنجا موجود بود.
خوشبختانه، مادربزرگم به اندازه کافی پایدار بود تا با مادرم سفر کند، اما برای کسانی که در وضعیت بحرانیتری هستند، این سفر میتواند مضر باشد.
درمان نامناسب
یکی از جنبههای امپراتوری نسلکشی و استعماری اسرائیل این است که اطمینان حاصل کند فلسطینیها هیچگونه امکانات و حقوق پزشکی مشابهی با اسرائیلیها ندارند، چه در کرانه باختری و چه در غزه.
فقط در کرانه باختری، مسائلی مانند تأخیر در ورود داروها، زمانهای سفر آمبولانس نامناسب و معماهای لجستیکی برای انجام یک معاینه کامل بدنی، امری رایج است. یک مرکز پزشکی ممکن است امکانات لازم برای انجام کارهای سادهای مانند آزمایش خون یا اشعه ایکس را نداشته باشد و بیماران را مجبور کند تا با یک دفتر کاملاً متفاوت قرار ملاقات بگذارند، که میتواند اغلب نتایج آزمایش را به تأخیر بیندازد.
سرعت گسترش شهرکها در کرانه باختری نه تنها بر منابع در دسترس فلسطینیها تأثیر میگذارد، بلکه سفر از جایی به جای دیگر را به دلیل مسدود شدن جادهها و محدودیتها به طور فزایندهای دشوار میکند.
در مورد مادربزرگم، اندوسکوپی اولین قدم در یک فرآیند طولانی بود که منجر به تشخیص پیشرفته سرطان او شد. پزشکانش به او توصیه کردند که تحت شیمیدرمانی و ایمنیدرمانی قرار گیرد، اما حتی دسترسی به این اشکال درمانی نیز به شدت تحت تأثیر خشونت اسرائیل قرار گرفته است. ایمنیدرمانی در بسیاری از شهرهای کرانه باختری، از جمله رامالله، به راحتی در دسترس نیست، که به این معنی بود که ما باید بیش از یک ماه برای شروع درمان صبر کنیم، با توجه به اینکه بیمارستان برای اولین بار آن را اجرا میکرد.
او همچنین مجبور شد درمان را به تأخیر بیندازد زمانی که تأمین داروهای شیمیدرمانی کم بود. حتی زمانی که شیمیدرمانی در بیمارستان در دسترس است، انتظار ساعتها برای شروع درمان اکنون به یک امر عادی تبدیل شده است به دلیل کمبود پرسنل و کمبود تجهیزات. برای کسانی که در روستاهایی زندگی میکنند که بیمارستانهای بزرگ وجود ندارد، زمان صرف شده برای سفر رفت و برگشت به شهرها میتواند حکم مرگ را داشته باشد.
با این حال، بسیاری از خانوادهها حتی به این مرحله از درمان نمیرسند، زیرا هزینهها بسیار بالا است و در اکثر موارد به بیمه خصوصی نیاز است تا از درمان مداوم اطمینان حاصل شود.
فشار بر منابع نتیجه مستقیم اشغال است و ابزاری دیگر از تلاشهای مداوم و بیوقفه نسلکشی اسرائیل به شمار میرود. کشتن دهها هزار نفر در غزه و سوزاندن افراد زنده در حالی که هنوز در بستر بیمارستان هستند، به یک عمل رایج برای اشغال تبدیل شده است. علاوه بر این، هدف قرار دادن عمدی زیرساختهای بهداشتی، مسدود کردن مسیرهای آمبولانس و دستگیری پزشکان نیز عادی شده و با بیتوجهی کامل مورد برخورد قرار گرفته است.
در میان complicity رهبرانشان که یا در حال تسلیح کسانی هستند که این ترور را مرتکب میشوند یا سکوت کردهاند، پزشکان در سرتاسر جهان علیه حملات به بیماران فلسطینی اعتراض کردهاند. آنها ثابت کردهاند که احساس “آسیب نرساندن” فراتر از شیوهها و حرفههای فردی آنهاست.
یکی از این نمونهها، پزشک فلسطینی نیدال جبو است که از پلتفرم خود برای حمایت از مردمش از طریق Doctors Against Genocide – سازمانی که او تأسیس کرده است “برای افزایش آگاهی جهانی درباره آنچه در حال وقوع است و بسیج جامعه پزشکی برای مبارزه با این موضوع” استفاده کرده است. او در شهر مصافر یاتا بزرگ شده و از نزدیک با وحشیگری اشغال اسرائیل آشناست و اخیراً زمینش در فلسطین نیز تصرف شده است.
در مواجهه با کمکهای غیرفعال که به ندرت با اقدامهای ملموس همراه است، جبو مانند بسیاری از پزشکانی که در هر جا اقدام میکنند، بر این باور است که بر عهده کسانی که در زمینه پزشکی هستند، است که علیه جنایاتی که اسرائیل مرتکب میشود، صحبت کنند.
حتی تحت پوشش آنچه که به اصطلاح “آتشبس” نامیده میشود، اسرائیل به حملات خود به غزه ادامه داده و حضور خود را در کرانه باختری تقویت کرده است. بخش پزشکی زندگی فلسطینیها را حفظ میکند، به همین دلیل است که اشغال میخواهد آن را تا حد ممکن تضعیف کند.
زیرساخت پزشکی باید یک حق انسانی ذاتی باشد که تحت قوانین بینالمللی محافظت شود، اما به طور مداوم از کسانی که بیشتر به آن نیاز دارند، سلب میشود. فلسطینیها به حدی غیرانسانی شدهاند که مراقبتهای بهداشتی به یک امتیاز تبدیل شده که اسرائیل هر زمان که بخواهد به آنها اعطا میکند.
سفر دردناک و طولانی مادربزرگم به بیمارستان تنها بخشی از آنچه است که مردم در کرانه باختری به طور روزانه با آن مواجه هستند، چه برسد به آنچه که غزهایها پس از بیش از دو سال نسلکشی مداوم با آن روبرو هستند. در صحنه بینالمللی، بدنهای فلسطینی به اعداد تبدیل شدهاند که به شمارش روزافزون تلفات اضافه میشوند و مانند خسارتهای جانبی لازم برای ادامه رشد اشغالگری تلقی میشوند.
ما نباید برای تأمین غذا، مراقبت پزشکی و حرکت آزادانه گدایی کنیم، اما تا زمانی که بقیه بشریت از خواب نادانی یا غفلت خود بیدار نشوند و علیه وحشیگری و سرکوبگری اسرائیل اقدام نکنند، این واقعیت سخت برای فلسطینیها ادامه خواهد داشت.

