جنگ ناگهانی در خلیج میانه، خطرات جدید و چشمگیری برای امنیت انرژی جهانی ایجاد کرده است. حملات ایران به تأسیسات نفت و گاز در منطقه خلیج آسیب رسانده و تهدیدات علیه حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، ترافیک دریایی را به حالت نزدیک به ایستایی رسانده و صادرات نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) را متوقف کرده است. با ادامه بحران، اعلامیههایی مبنی بر تعطیلی میادین تولید و تأسیسات صادرات LNG در حال افزایش است. در روز جمعه، ۶ مارس، قیمت نفت برنت بینالمللی از ۹۲ دلار در هر بشکه فراتر رفت که نسبت به بسته شدن بازار در جمعه گذشته، ۲۸ درصد افزایش داشته است. اختلالات طولانیمدت در حمل و نقل و/یا آسیبهای قابل توجه به تأسیسات صادرات میتواند منجر به افزایش قیمتهای پایدار و بزرگتر شود.
این هفته، رئیسجمهور دونالد ترامپ چندین اقدام برای کاهش شوکهای احتمالی قیمت انرژی اعلام کرد. او گفت که ایالات متحده تضمین میکند که حمل و نقل از طریق تنگه با استفاده از اسکورتهای دریایی و محصولات بیمهای تحت حمایت مؤسسه مالی توسعه بینالمللی ایالات متحده انجام شود و همچنین تحریمهای انرژی بر واردات نفت روسیه به هند را کاهش خواهد داد.
در این بخش از نظرات کارشناسان، تیم امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی CSIS ارزیابی میکند که بازارها چگونه به رویدادهای جاری واکنش نشان میدهند و نشانههایی برای تشدید یا کاهش تنشها شناسایی میکند.
این میتواند اثر بگذارد
کوین بوک، مشاور ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
این بازار نفت پدربزرگ شما نیست. یکی پس از دیگری، فاجعههای ژئوپلیتیکی که برنامهریزان سناریو را برای دههها بیدار نگه داشتهاند، افزایش قیمتهای کمتری از آنچه انتظار میرفت، به همراه داشتهاند. اما تعطیلی تنگه هرمز موضوع مهمی است. بسیاری از تحلیلگران انتظار داشتند که مازاد مایعات جهانی به طور متوسط بیش از ۳ میلیون بشکه در روز (MM bbl/d) در سال جاری باشد. در عوض، عرضههای جهانی حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز کمتر از این مقدار است. هنوز زود است. اما، از آنجا که قیمتهای نفت معمولاً به صورت معکوس با موجودیها حرکت میکنند، یک وقفه طولانی میتواند قیمت نفت برنت را بالای ۱۰۰ دلار در بشکه ببرد.
در واقع، ممکن است ما هماکنون در آنجا باشیم، اما به خاطر تعادلهای طولانی جهانی و موجودیهای قوی قبل از بحران. بخش زیادی از این موفقیت به حوزه شیل مربوط میشود. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده، رشد مایعات ایالات متحده از سالهای تقویمی ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۵ تقریباً معادل ۷۰ درصد از گسترش عرضه جهانی بوده است. سایر تولیدکنندگان غیر اوپک در نیمکره غربی نیز به تازگی سهمی داشتهاند (به شما، آرژانتین، برزیل، کانادا و گویانا نگاه میکنیم). با این حال، رشد گذشته تنها تا حدی میتواند پیش برود اگر تولید موجود به دلیل جنگی با مدت زمان نامشخص محدود بماند.
طرف تقاضا نیز مهم است. فشار اقتصادی ممکن است شدیدتر باشد—و ممکن است زودتر بیفتد—اما به خاطر کاهش حدود ۳۶ درصدی شدت نفت در تولید ناخالص داخلی واقعی جهانی در طول ۲۵ سال تا سال تقویمی ۲۰۲۴ (بر اساس ترکیبی از دادههای مؤسسه انرژی و بانک جهانی). بخش زیادی از این کاهش به دستاوردهای بهرهوری و تنوع اقتصادی نسبت داده میشود. این موضوع به جهان زمان بیشتری میدهد. اما اگر ترافیک کشتیها از طریق تنگه به زودی از سر گرفته نشود، فشار به وجود خواهد آمد و عرضه با تقاضا در قیمت بالاتری متعادل خواهد شد.
سپس قابلیت تعویض انرژی وجود دارد. جایگزینی بین منابع محدودیتهایی دارد. به عنوان مثال، برق نمیتواند سوختهای نفتی را در حمل و نقل بدون یک ناوگان جهانی بزرگ از خودروهای هیبریدی برقی جایگزین کند. اما آخرین جنگ بزرگ انرژی یک پیشینه معنادار ارائه داد. در سال ۲۰۲۲، تحریمها و جابجاییهای فیزیکی (به خواندن: نورد استریم) حدود ۵ درصد از سهم صادرات Btus روسی را حدود ۲۰ درصد کاهش داد. تأثیرات در زیرمجموعهها طنینانداز شد. به ویژه، زمانی که محمولههای LNG آسیایی به اروپا منتقل شدند به جای جریان گاز خط لولهای که از روسیه به سمت غرب میرفت، تولیدکنندگان برق آسیایی مایعات نفتی بیشتری سوزاندند. به طور شهودی، اختلال در تنگه به نظر میرسد که واکنشهای مشابهی را تولید کند، شاید با افزایش استفاده از ظرفیت در تأسیسات تولید برق زغالسوز در آسیا.
موجهای ناشی از اختلال در تنگه میتواند بر سرمایهگذاریهای آینده نیز تأثیر بگذارد. اقتصادهای وابسته به واردات در سرتاسر جهان ممکن است با علاقه جدیدی به LNG ایالات متحده در مناطق پایین ۴۸ نگاه کنند. آنها همچنین ممکن است انگیزه استراتژیک جدیدی در ساخت ظرفیت تولید داخلی (منابع تجدیدپذیر در کوتاهمدت، انرژی هستهای در طول زمان) و تسریع در برقرسانی به بخشهای مصرف نهایی ببینند. اندازه چنین پسلرزههایی به نظر میرسد که به مدت و مقیاس بحران بستگی داشته باشد.
هیچ نگرانی در بازارهای نفت
ادی ایمسیروویچ، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
با وجود خطرات واضح برای تأسیسات صادرات و حمل و نقل از طریق تنگه هرمز، قیمتهای نفت به سختی به ۹۰ دلار در بشکه برای برنت رسیده است. این موضوع تعجبآور است، زیرا بسیاری از ناظران انتظار داشتند که چنین سناریویی منجر به قیمتهایی بالای ۱۰۰ دلار در بشکه شود. حتی تعجبآورتر این است که قراردادهای نفتی که در ماههای آینده تحویل داده میشوند، مانند ژانویه ۲۰۲۷، در حدود ۷۰ دلار در نوسان هستند.
چه خبر است و آیا بازار ریسک یک درگیری طولانیمدت را به اشتباه ارزیابی کرده است؟
ابتدا، بازارها ریسک تشدید نظامی را پیشبینی کرده بودند. در هفتهای که به حمله اولیه منتهی شد، قیمت نفت برنت از کمی بالای 60 دلار به بیش از 70 دلار در هر بشکه افزایش یافت. ریسک قبل از اینکه اولین شلیک انجام شود، در حال افزایش بود. سپس، پس از اینکه ایران تأسیسات انرژی را هدف قرار داد و تهدیدی برای حمل و نقل از طریق تنگه ایجاد کرد، فاصله قیمت برنت از ژوئن تا دسامبر از 3.5 دلار به 9 دلار در هر بشکه تغییر کرد که نشاندهنده حق بیمه بالای تحویل فوری نفت است.
پس چرا جلوی منحنی به شدت واکنش نشان میدهد، اما انتهای آن در حدود 70 دلار در هر بشکه ثابت مانده است؟ دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد.
اول، بازار پیشبینی میکرد که عرضه نفت در سال جاری به طور قابل توجهی زیاد خواهد بود، که ناشی از عرضه سالم، به ویژه از مناطق امن قاره آمریکا (ایالات متحده، برزیل، گویان و کانادا) است که با رشد تقاضای ضعیف از چین مواجه است.
دوم، ذخایر اضطراری سازمان همکاری و توسعه اقتصادی سالم هستند و حداقل 90 روز مصرف را در خود نگه داشتهاند. موجودی نفت چین به اندازهای بزرگ است که میتواند مدت زمان بیشتری، شاید بیش از 110 روز مصرف، دوام بیاورد. ذخیره استراتژیک نفت ایالات متحده بیش از 400 میلیون بشکه نفت در دسترس پالایشگاههای خود دارد. به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت در جهان و یک صادرکننده بزرگ، این حجم میتواند حدود 125 روز تقاضا را پوشش دهد.
در نهایت، مشکل کنونی کمبود نفت نیست، بلکه کمبود حمل و نقل امن از خلیج فارس است. تنگه هرمز بیش از 20 کیلومتر عرض دارد و نمیتوان به راحتی آن را بست. اما میتواند خطرناک باشد و این ریسک باید کاهش یابد. این مشکل لجستیکی میتواند با ارائه پوشش بیمه جنگ مناسب و بهطور ایدهآل، تأمین امنیت تنگهها حل شود. در حالی که دومی بعید به نظر میرسد، اولی میتواند حمل و نقل را دوباره به حرکت درآورد و این کالای ارزشمند را تأمین کند.
یک جنگ طولانی ممکن است به قیمتهای بالاتر منجر شود، اما بازارها کار میکنند. بازارهای نفت ناپایدار هستند، اما غیرمنطقی نیستند. کمبودی وجود نخواهد داشت و دلیلی برای وحشت وجود ندارد.
عوامل کاهشدهنده سناریوی جنگ طولانیمدت
سارا امرسون، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
گزارشهای اخیر درباره حملات و خسارات در خلیج عربی، احساس خطر فزایندهای را به وجود میآورد. آتشسوزیها در رأس لافان و رأس تنوره و کاهش ترافیک از طریق تنگه هرمز، قیمت نفت را به طور ملایمی افزایش داده است. در حالی که یک حمله عمدی یا تصادفی میتواند هنوز باعث تلفات یا خسارات قابل توجهی به زیرساختهای انرژی شود، چندین عامل نشان میدهد که ادامه این درگیری با شدت کنونی دشوار خواهد بود و ممکن است مدت زمان آن را کوتاه کند.
سرعت کنونی حملات نمیتواند به طور نامحدود ادامه یابد. نیروهای ایالات متحده و اسرائیل در حال کاهش تواناییهای موشکی و پهپادی ایران هستند. در همین حال، ذخایر موشکهای رهگیر در کشورهای خلیج فارس در حال کاهش است. ایالات متحده و اسرائیل ادعای برتری هوایی بر ایران را دارند که این امر اجازه میدهد به سمت مهمات هوایی منتقل شوند و هدفگیری نزدیکتر و شاید حذف مؤثرتر پهپادها از هوا به هوا انجام شود.
حملات ایران به زیرساختهای انرژی تنها خسارات ملایمی به بار آورده است که نشان میدهد ممکن است این اهداف ثانویه باشند. به نظر میرسد استراتژی ایران بر این اساس متمرکز است که به هر تعداد هدف ممکن حمله کند، از جمله پایگاههای هوایی، سفارتخانهها، هتلها و سایر مکانهایی که ممکن است آمریکاییها در آنجا حضور داشته باشند. گزارشها حاکی از آن است که فرماندهان در میدان اختیار داشتند که بدون هماهنگی مرکزی هدفگیری و حمله کنند. در یک درگیری که اینقدر وسعت دارد، این عدم هماهنگی ممکن است توضیحدهنده ماهیت پراکنده و نقطهای حملات ایران باشد.
در همین حال، اختلال در انرژی نیز بر ایران فشار خواهد آورد. ایالات متحده از فقدان تأمینهایی که از طریق تنگه عبور میکند، حداقل در کوتاهمدت مصون است. در مقابل، مشتری اصلی ایران، چین، به طور مستقیم و فوری تحت تأثیر کاهش جریانها از این منطقه قرار دارد. چین قبلاً خواستار بازگشت به حمل و نقل بدون محدودیت از طریق تنگه هرمز شده است. ذخایر نفت خام ایران که در دریا ذخیره شدهاند، در حال حاضر حدود ۱۵۵ میلیون بشکه است که نشان میدهد ایران حدود ۱۰۰ روز صادرات خارج از تنگه هرمز دارد. با توجه به فاصله ایران از چین، ایران در نهایت نیاز به تجدید این ذخایر خواهد داشت. آنها نمیتوانند این کار را انجام دهند اگر تنگه بسته باشد یا اگر زیرساختهای نفتی خودشان در پاسخ به حملاتشان به تأسیسات و جریانهای نفتی ویران شود.
پس از طوفان، اوپک+ با دریاهای ناهموار مواجه خواهد شد
راد الکادیری، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
وظیفه مدیریت بازار اوپک+ در سال جاری در زمانی که فشار مالی بر تولیدکنندگان کلیدی، از جمله عربستان سعودی، به شدت در حال افزایش است، بسیار دشوارتر شده است. با حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران و واکنش منطقهای تهران، تصویر عرضه و تقاضا در کوتاهمدت بسیار پیچیدهتر شده است.
اما تأثیر فوری بر عرضه شاید از تأثیر بلندمدت بر تقاضا واضحتر باشد، که این امر عدم قطعیت بزرگتری را که اوپک+ در سال جاری با آن مواجه است، پیچیدهتر میکند. آیا رشد اقتصادی جهانی کندتر خواهد بود؟ آیا کشورها به ذخایر خود دست خواهند زد و سپس به سرعت برای پر کردن آنها اقدام خواهند کرد؟ آیا قیمتهای بالاتر سرمایهگذاری بیشتری در تولید غیر اوپکی را تشویق خواهد کرد؟ آیا دولت ترامپ درخواست غرامت—به صورت پول و بشکه—برای هزینههای جنگ خواهد کرد؟ اینها تنها چند سوال از سوالاتی هستند که اوپک+ پس از توقف پرتاب موشکها و از سرگیری صادرات با آنها مواجه خواهد شد.
اوپک+ به احتمال زیاد به استراتژی مدیریت بازار کوتاهمدت خود ادامه خواهد داد—تنظیم عرضه برای جلوگیری از کاهش قیمتها. کاهش توان اختلالزایی برخی از اعضای سختمدیر آن—روسیه، ونزوئلا و ایران—مقداری تسکین فراهم خواهد کرد.
با این حال، نوسانات و تغییرات قیمت احتمالاً برای چندین ماه ویژگی بازارهای نفت خام خواهد بود، حتی در صورت حل سریع و قاطع منازعه. نتیجهای نامنظم، با افزایش خشونت و بیثباتی بهطور متناوب برای ماهها یا حتی سالها، بازارها را حتی بیشتر ناپایدار خواهد کرد و اصول بنیادی کوتاهمدت را پیشبینیپذیرتر خواهد کرد. این سال مهارتهای مدیریت بازار اوپک+ را آزمایش خواهد کرد.
جنگ در ایران، توسعه LNG قطر را در سوال قرار میدهد
لسلی پالتی-گوزمان، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
جنگ جاری عدم قطعیت جدیدی را در مورد گسترش بزرگ LNG که در حال حاضر در قطر در حال انجام است، معرفی میکند. گسترش میدان شمالی دوحه که برای افزایش ظرفیت صادرات LNG از 77 میلیون تن در سال (mtpa) امروز به 110 mtpa تا سال 2027 و احتمالاً 126 mtpa تا پایان دهه طراحی شده است، در مرکز انتظارات برای تأمین فراوان LNG در اواخر این دهه قرار دارد.
پروژههای بزرگ LNG بر اساس برنامههای مهندسی دقیق عمل میکنند و به زنجیرههای تأمین بدون گلوگاه وابستهاند. حتی اختلالات موقتی در اطراف مرکز اصلی صادرات قطر در رأس لافان یا شرایط امنیتی تشدید شده در خلیج فارس میتواند راهاندازی واحدهای جدید مایعسازی را کند کند. “حق بیمههای جنگ” پایدار برای عبور از تنگه هرمز نیز میتواند بر تحویل تجهیزات حیاتی تأثیر بگذارد. قطر انرژی قبلاً تأخیری را برای پروژه میدان شمالی شرقی با ظرفیت 33 mtpa و چهار واحد خود اعلام کرده است که اکنون انتظار میرود به جای میانه سال 2026، به سمت پایان سال 2026 آغاز شود. تأخیری حتی به مدت شش تا دوازده ماه میتواند حجمهای قابل توجهی را از بازار حذف کند در زمانی که خریداران جهانی LNG انتظار قیمتهای پایینتری برای سالهای 2027–2028 را داشتند.
این درگیری نه تنها سوالاتی را در مورد زمانبندی گسترش قطر مطرح میکند، بلکه درباره آینده توافق ضمنی governing reservoir مشترک بین قطر و ایران نیز سوالاتی ایجاد میکند. این میدان تقریباً 51 تریلیون متر مکعب (tcm) گاز غیر مرتبط در محل دارد، از جمله حدود 25 tcm ذخایر قابل برداشت در آبهای قطری و حدود 14 tcm در آبهای ایرانی. مدیریت مخزن نیاز به هماهنگی بین دو کشور دارد زیرا نرخهای تولید در یک طرف میتواند بر مهاجرت گاز، فشار و برداشت در طرف دیگر تأثیر بگذارد. تکهتکه شدن سیاسی در ایران یا تغییر به سمت ملیگرایی منابع میتواند همکاری را پیچیده کرده و عدم قطعیتهایی را در مورد توسعه بلندمدت میدان ایجاد کند.
بهترین سناریو برای قطر ظهور رهبری پایدار و عملگرا در تهران است که به توافقات دوجانبه governing reservoir مشترک احترام بگذارد. اگر جنگ در نهایت به ظهور دولتی بیشتر طرفدار آمریکا در تهران منجر شود، یکی از آسیبپذیریهای ساختاری و جغرافیایی و حمل و نقل قطر ممکن است کاهش یابد. برای دوحه، این نتیجه احتمالاً نیاز به بازتعریف خود به وضوح در کنار ایالات متحده و اسرائیل به عنوان تعادل قدرت منطقهای دارد.
خسارت جانبی برای صنعت LNG قطر
بن کاهیل، همکار ارشد (غیر مقیم)، برنامه امنیت انرژی و تغییرات اقلیمی
قطر کوچک در دنیای LNG یک غول است، اما موقعیت منحصر به فرد آن در بازار جهانی به تازگی آسیب دیده است. از زمان آغاز صنعت LNG قطر، این کشور به شهرت خود به عنوان یک تأمینکننده پایدار اهمیت داده است. قطر به خریداران مقیاس و قابلیت اطمینان ارائه میدهد. قطر انرژی از این وضعیت در مذاکرات تجاری بهرهبرداری کرده است، بهویژه با خریدارانی در شمال شرق آسیا که LNG را به عنوان منبع حیاتی امنیت انرژی میدانند. قطر معمولاً بر قراردادهای بلندمدت با قیمتگذاری مرتبط با نفت و همچنین محدودیتهای مقصد تأکید میکند. هیچ کشور دیگری نمیتواند چنین شرایطی را بهطور موفقیتآمیز درخواست کند. حتی برخی از خریدارانی که قبلاً از شرایط تجاری قطر ابراز نارضایتی کرده بودند، به تازگی قراردادهای تأمین جدیدی امضا کردهاند.
بخشی از این موضوع به این دلیل است که قطر در حال گسترش عرضه است. آژانس بینالمللی انرژی برآورد میکند که گسترش چندمرحلهای میدان شمالی قطر حدود ۲۱ درصد از افزایش عرضه جهانی مورد انتظار بین حالا و ۲۰۳۰ را تشکیل خواهد داد—هرچند زمانبندی پروژهها بهطور کلی شروع به تأخیر کرده است.
اکنون، بدون هیچ تقصیری از سوی خود، رکورد تحویل تقریباً بینقص قطر آسیب دیده است. قطر انرژی در تاریخ ۲ مارس پس از یک حمله پهپادی، عملیات خود را در مجتمع بزرگ راس لافان متوقف کرد و در تاریخ ۴ مارس به خریداران اعلام فورس ماژور کرد. حتی زمانی که اپراتورهای کارخانه معتقد باشند که ایمن است که عملیات را از سر بگیرند، ممکن است چندین هفته یا بیشتر طول بکشد تا تولید بهطور کامل از سر گرفته شود.
اگر عرضه از قطر و امارات متحده عربی به مدت یک ماه متوقف شود، حدود ۷ میلیون تن LNG از بازار حذف خواهد شد. این مقدار قابل مدیریت است. برای زمینهسازی، عرضه LNG ایالات متحده در سال گذشته بیش از ۲۰ میلیون تن افزایش یافته است. اما هرگونه اختلالی که بیشتر از یک ماه طول بکشد—که به نظر میرسد احتمال آن بهطور فزایندهای زیاد است—و مازاد LNG که بهطور گستردهای پیشبینی میشود که از امسال آغاز شود، ناپدید خواهد شد و قیمتهای نقدی بازتابدهنده یک بازار بسیار تنگتر خواهد بود.
به سادگی هیچ راهی برای جایگزینی حجمهای از دست رفته از تأمینکنندهای به بزرگی قطر وجود ندارد. این کشور در سال گذشته تقریباً ۲۰ درصد از LNG جهانی را تولید کرد، با بیش از ۸۰ درصد از محمولههای خود به آسیا هدایت شده است. یک آسیب پایدار در تولید بر خریداران در سراسر جهان تأثیر خواهد گذاشت—هم خریداران بلندمدت در جنوب آسیا که به شدت به قطر وابستهاند و هم خریداران بازار نقدی که ممکن است خود را در رقابت شدید برای محمولهها بیابند. این تحولات میتواند بهویژه در اروپا دشوار باشد، جایی که موجودیهای گاز طبیعی در سراسر اتحادیه اروپا در حال حاضر در ۳۰ درصد ظرفیت قرار دارد. تابستان، فصل اصلی برای پر کردن ذخایر گاز، در پیش است.
خریداران LNG همیشه خطرات مرتبط با تأمینکنندگان خاص را در نظر میگیرند و خریداران بزرگتر به دنبال تنوع در منابع تأمین و کاهش خطرات قیمت و خطرات سطحی هستند. درگیری کنونی در خلیج فارس خطرات ترانزیت و ژئوپلیتیکی مرتبط با تأمین LNG از قطر، امارات متحده عربی و عمان را برجسته میکند. خریداران نمیتوانند بهطور کامل از چنین خطراتی اجتناب کنند، بهویژه در طول عمر یک قرارداد تأمین ۲۰ ساله. اما تأمین LNG از سایر مناطق، از جمله ایالات متحده، اکنون ممکن است جذابیت بلندمدت بیشتری پیدا کرده باشد.

