موریطانی در حاشیه یک همسایگی ناپایدار قرار دارد. در سال 2025، گروه وابسته به القاعده، جماعه نصرت الاسلام و المسلمین، در مالی همسایه گسترش یافت و پایتخت آن، باماکو، را محاصره کرد؛ امروز، موریطانی میزبان 300,000 پناهنده مالی است. در شمال این کشور، وضعیت حلنشده صحرای غربی به عنوان یک خط fault ساختاری منطقهای باقی مانده است. درگیریهای متناوب بین مراکش و جبهه Polisario مورد حمایت الجزایر، ایستایی تنشآمیز بین رباط و الجزایر را حفظ میکند، در حالی که تشدید مجدد تنشها، نوکچوت را مجبور به مدیریت تنشها بین همسایگان شمالیاش خواهد کرد.
برای اروپاییها، امنیت در موریطانی به سه دلیل مهم است. اول، این کشور به عنوان یک حائل عمل میکند تا از رسیدن بیثباتیهای ساحل به سواحل اقیانوس اطلس و همسایگی جنوبی گسترشیافته اروپا جلوگیری کند. دوم، موریطانی همچنان یک شریک امنیتی کلیدی اتحادیه اروپا در منطقهای است که چندین کودتای نظامی رژیمهایی را به قدرت رسانده که مخالف منافع اروپایی هستند. سوم، پایتخت موریطانی، نوکچوت، برای مدیریت مهاجرت اروپایی در مسیر اقیانوس اطلس که از غرب آفریقا تا جزایر قناری کشیده شده، کلیدی است.
موریطانی همچنین تنها شریک رسمی ناتو در منطقه ساحل است و در برنامههای تقویت ظرفیت دفاعی مانند گفتوگوی مدیترانهای شرکت میکند و به عنوان آخرین لنگر نسبتاً پایدار اقیانوس اطلس ناتو در ساحل عمل میکند.
افزایش علاقه خلیج
اما اروپاییها و ناتو تنها کسانی نیستند که در آینده موریطانی ذینفع هستند. سلطنتهای عرب خلیج، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، به طور فزایندهای بازیگران اقتصادی مرتبط در نوکچوت هستند. اقدامات آمریکا و اسرائیل علیه ایران در خلیج تأثیراتی دارد و احتمالاً در کوتاهمدت، فضای مالی را محدود کرده و توجه سیاسی را به سمت امنیت منطقهای منحرف خواهد کرد.
در بلندمدت، نوسانات پایدار ممکن است به تقویت هژمونی جغرافیایی ریاض و ابوظبی به سمت مناطق دیگر، از جمله آفریقا، منجر شود.
با این حال، نقش عربهای خلیج در موریطانی جدید نیست. از زمان استقلال این کشور از فرانسه در سال 1960، خیریههای عرب خلیج به تأمین مالی مساجد، آموزش دینی و ابتکارات فرهنگی عربی پرداختهاند تا به سیاستهای عربیسازی موریطانی کمک کنند. تأثیر نرمافزاری خلیج همچنین بر تسلط گروههای عرب-موری (بیدانها) بر اقلیتهای سیاهپوست موری (هاراتینها) و آفرو-موریطانیها تأکید کرده است.
پس از قیامهای بهار عربی در سال 2011، رقابتهای عرب خلیج به طور واضحتری در موریطانی سیاسی شد. قطر از بازیگران سیاسی اسلامگرا حمایت کرد، در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی از نخبگان حاکم و نهادهای امنیتی حمایت کردند. در طول بحران خلیج در سال 2017، نوکچوت به نفع ریاض و ابوظبی موضع گرفت و روابط خود را با دوحه قطع کرده و وعدههای مالی را از طریق آژانس توسعه سعودی تأمین کرد.
اکنون امارات متحده عربی شریک اصلی واردات موریطانی و سرمایهگذار عمده در زیرساختها و انرژی است؛ دیپلماسی اقتصادی عربستان سعودی از طریق تسهیلات اعتباری، شوراهای تجاری و مشارکتهای معدنی مشهود است و حدود 1 میلیارد دلار به موریطانی در قالب وامها و کمکها اختصاص داده است.
پیمان جدید برای مدیترانه
مشارکت عربهای خلیج در موریطانی سه هدف اصلی دارد: ایجاد حضور در کشوری که شمال و غرب آفریقا و ساحل را به اقیانوس اطلس متصل میکند؛ ساخت نفوذ در سراسر جهان عرب-اسلامی؛ و حمایت از تنوع اقتصادی خود.
موریطانی، از سوی دیگر، در تلاش است تا شراکتهای اقتصادی خود را متنوع کند تا از وابستگی بیش از حد به هر بازیگر واحد جلوگیری کند. پایه صادراتی محدود، وابستگی به واردات غذا، رشد سریع جمعیت، تهدیدات امنیتی منطقهای و فشارهای فزاینده اقلیمی به این معنی است که نواکشوت نیاز دارد تا سرمایهگذاری جذب کند و رشد را افزایش دهد—وگرنه شکافهای اجتماعی آن عمیقتر خواهد شد.
در اینجا، پیمان اتحادیه اروپا برای مدیترانه میتواند نقش ایفا کند. این پیمان از شراکتهای اقتصادی برای تثبیت همکاری پایدار بین اتحادیه اروپا و همسایگان جنوبیاش استفاده میکند و موریطانی و کشورهای خلیج فارس را به عنوان شرکای خارجی شامل میشود. این پیمان به اتحادیه اروپا اجازه میدهد تا با پادشاهیهای تاثیرگذار خلیج فارس به طور مؤثرتری هماهنگ شود و منافع آنها را با ثبات موریطانی همسو کند.
با افزایش فشارهای مالی و سیاسی ناشی از درگیری ایران، کشورهای عرب خلیج ممکن است بیشتر تمایل داشته باشند با اتحادیه اروپا همکاری کنند تا یک موضع استراتژیک و هماهنگ در موریطانی تأمین کنند.
پیشنهاد موریطانی
همکاری اروپا با دولت موریطانی برای مدیریت مهاجرت در همسایگی جنوبیاش اهمیت دارد. این کشور یک نقطه کلیدی برای مهاجرانی است که در تلاشند تا سفر خطرناک از غرب آفریقا به اسپانیا را انجام دهند و—اگرچه تعداد کلی در سال ۲۰۲۵ پس از تشدید کنترلها توسط مقامات موریطانی با کمک اسپانیا و اتحادیه اروپا کاهش یافت—اروپاییها تمایل دارند این همکاری را در سیاست مهاجرت خود حفظ کنند. دیدگاه کلی جلوگیری از افزایش عبور از جزایر قناری است.
موریطانی همچنین برای برنامه تنوع اقتصادی اروپا مرتبط است. آبهای اقیانوسی آن برای شیلات اروپایی اهمیت دارد، به ویژه از زمانی که اتحادیه اروپا توافقهای ماهیگیری با مراکش را به دلیل مسئله صحرای غربی متوقف کرد. توسعه ذخایر گاز دریایی به موریطانی اجازه میدهد تا به یک شریک انرژی مهم برای اروپا تبدیل شود در حالی که این کشور به دنبال تنوع در تأمین انرژی خود از خلیج است.
در همین حال، پادشاهیهای خلیج نیز در حال تنوع بخشیدن به درآمدهای انرژی خود هستند، که این امر با توجه به عدم قطعیت در تأمین انرژی در پیآمدهای درگیری ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند.
پتانسیل موریطانی برای انرژیهای تجدیدپذیر، به ویژه هیدروژن سبز، همچنین با اهداف کاهش کربن اروپا و آرزوهای سعودی-اماراتی همسو است: هر دو به دنبال تقویت امنیت انرژی خود از طریق سرمایهگذاری در حوزه انرژی سبز هستند. علاوه بر این، ذخایر بزرگ سنگ آهن در شمال موریطانی آماده است تا از صنعت فولاد داخلی آن حمایت کند و در عین حال زنجیرههای تأمین فولاد اروپا را که به طور فزایندهای تحت تسلط چین است، متنوع کند.
پادشاهیهای عرب خلیج همچنین از گسترش جهادگرایی به کشورهای عربی-مسلمان دیگر نگران هستند. برای مقابله با افراطگرایی در ساحل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در ابتدا همکاری نظامی خود را با موریطانی تقویت کردند و ۱۳۰ میلیون یورو به گروه ۵ ساحل (که اکنون منحل شده است) ارائه دادند و مشاورانی را برای آموزش نیروهای نظامی ساحل در نواکشوت مستقر کردند. امارات متحده عربی همچنین هواپیماهای ترابری و وسایل نقلیه زرهی را تحویل داده است که داراییهای حیاتی در برابر نفوذ جهادیها در مرزهای موریطانی هستند.
چرا این دینامیک برای اروپا مهم است…
دینامیک بین موریطانی و کشورهای عرب خلیج برای اروپا پیامدهای مهمی دارد. از یک سو، تأمین مالی کشورهای عرب خلیج (که سریعتر و با شرایط کمتری نسبت به کمکهای اروپایی است) میتواند وفاداری نخبگان محلی را تأمین کند و دینامیکهای سیاسی را شکل دهد. اما پیامدهای دیپلماتیک بین عربستان سعودی و امارات متحده عربی میتواند به حمایتهای رقیب منجر شود که باعث ایجاد تقسیمات در سیاست موریطانی و تشدید تنشهای قومی برای سازمانهای جهادی شود.
class=”MsoNormal”>از سوی دیگر، حمایت امنیتی و سرمایهگذاری کشورهای عرب خلیج فارس در انرژی، زیرساختها و استخراج منابع، بسیاری از اولویتهای اتحادیه اروپا در موریتانی را منعکس میکند و زمینهای مناسب برای همکاری ساختاری فراهم میآورد. سرمایهگذاریهای نظامی کشورهای خلیج فارس با منافع امنیتی اروپا همراستا است، به این معنی که اروپاییها میتوانند از داراییهایی استفاده کنند که کشورهای خلیج فارس فاقد آن هستند. این شامل فناوری و دانش فنی (که میتواند به موریتانیها منتقل شود)، تخصص در تقویت ظرفیتهای نهادی، دسترسی به اتحادیه اروپا (بزرگترین بلوک تجاری جهانی) و رویکردی پیشبینیپذیرتر به تأمین مالی است.
با کمتر شدن شرایط مساعد برای شروط اروپایی در جهان، انعطافپذیری تأمین مالی کشورهای عرب خلیج فارس در حال جذابتر شدن در سراسر جنوب جهانی است، که به ضرر مدل همکاری سنگین بر اساس قواعد اروپا است. اما با تنگتر شدن بودجههای اروپایی و افزایش فشارهای امنیتی بر کشورهای خلیج فارس، آنها نیاز خواهند داشت تا منابع را بهطور استراتژیک تخصیص دهند و نیاز به تقویت موارد مربوط به تثبیت و ابتکارات اقتصادی را افزایش دهند.
…و آنچه اروپاییها میتوانند انجام دهند
موریتانی و کشورهای عرب خلیج فارس اعضای رسمی پیمان اتحادیه اروپا برای مدیترانه نیستند؛ با این حال، اهمیت آنها برای همسایگی جنوبی اتحادیه اروپا راه را برای همکاری سهجانبه هموار میکند. از انرژیهای تجدیدپذیر تا خدمات دیجیتال، از مدیریت منابع آب تا ایجاد مهارتها، این پیمان شامل بخشهایی است که کشورهای پادشاهی عرب خلیج فارس در موریتانی و سایر کشورهای آفریقایی در آن ذینفع هستند. اروپا باید تواناییهای فناوری، تقویت ظرفیت و دسترسی به بازار خود را با نقدینگی و انعطافپذیری تأمین مالی کشورهای خلیج فارس ترکیب کند؛ هر طرف میتواند از مزایای نسبی دیگری بهرهبرداری کند.
انتخاب سیدی ولد طاه، یک اقتصاددان موریتانی مورد حمایت عربستان، به عنوان رئیس بانک توسعه آفریقا (AfDB) ممکن است به سیاستگذاران اروپایی و خلیج فارس این امکان را بدهد که ابزارهای مالی خود را بهراحتی ترکیب کنند و از پروژههای مکمل در زمینه زیرساخت و انرژیهای تجدیدپذیر حمایت کنند. به نوبه خود، پروژههای انرژی پاک میتوانند هیدروژن سبز ارزان برای صنایع اروپایی تولید کنند، بهویژه کارخانه هیدروژن سبز که بهطور مشترک توسط شرکت آلمانی Conjuncta و شرکت اماراتی Infinity برنامهریزی شده است.
اینگونه سرمایهگذاریها، به همراه تقویت ظرفیت برای تقویت حکمرانی، مهارتهای فنی و مدیریت منابع، محیطی مساعد برای سرمایهگذاری خصوصی در صنعت موریتانی ایجاد خواهد کرد. دسترسی به بازارهای اروپایی و خلیج فارس موجب افزایش سودآوری خواهد شد، در حالی که به اروپا کمک میکند زنجیرههای تأمین خود را متنوع کند و به رشد و فرصتهای شغلی قابل توجهی در موریتانی کمک کند.
بهطور موازی، اتحادیه اروپا باید ترتیبات تأمین مالی مشترکی را بررسی کند که عربستان سعودی و امارات متحده عربی را در ابتکارات جداگانه درگیر کند تا از برخوردهای احتمالی جلوگیری کرده و موریتانی را در چارچوب همکاری اصلی گفتوگوهای سیاسی اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس قرار دهد. کشورهای عضو اتحادیه اروپا میتوانند نقشهای مکملی ایفا کنند: فرانسه و جمهوری چک در زمینه امنیت، آلمان در زمینه انرژی و توسعه، اسپانیا در زمینه زیرساخت و تجارت، و ایتالیا در زمینه کشاورزی و شیلات از طریق طرح ماتئی.
بریتانیا همچنین رهبری همکاریهای امنیتی را از طریق ناتو بر عهده دارد، در حالی که شرکت بریتیش پترولیوم (به همراه شرکت آمریکایی Kosmos Energy) در حال توسعه حوضه گاز بزرگ تورتو آحمییم است.
بحران در خلیج فارس، استدلال استراتژیک برای همکاری اتحادیه اروپا و خلیج فارس در موریتانی را تیزتر میکند. با تهدید مسیرهای انرژی و آسیبپذیری زنجیرههای تأمین، موریتانی—با گاز فراساحلی، پتانسیل هیدروژن سبز و مواد معدنی حیاتی—میتواند به تأمین منابع انرژی و اقتصادی کمک کند.
سلطنتهای خلیج فارس به نوبه خود، انگیزههایی برای کاهش ریسک اقتصادی از منطقه خود دارند و میخواهند داراییها و نفوذ خود را فراتر از تنگه هرمز مستقر کنند. با هماهنگ کردن تلاشهای خود، کشورهای اروپایی و شرکای عرب خلیج فارس میتوانند یک پیشنهاد امنیتی و رشد توسعه دهند که چشماندازهای داخلی موریتانی را تقویت کرده و در عین حال منافع امنیتی و اقتصادی خود را پیش ببرند. در این زمینه، پیمان اتحادیه اروپا برای مدیترانه میتواند کمک کند.

