چهار کارشناس توضیح میدهند که چرا معکوس کردن اثرات این درگیری بر تولید نفت و گاز و ترافیک تانکرها از خلیج فارس احتمالاً بسیار بیشتر از آنچه بسیاری از مردم تصور میکنند، طول خواهد کشید و در این میان تنها گزینههای تأمین محدودی وجود دارد.
در تاریخ 9 مارس، موسسه واشنگتن یک نشست مجازی سیاستگذاری با لورن هولتمایر، مت اسمیت، ریچارد نفیو و تومر راناان برگزار کرد. هولتمایر یک خبرنگار خاورمیانهای در S&P Global Energy است. اسمیت تحلیلگر ارشد نفت در شرکت هوش بازار انرژی Kpler (آمریکا) است. نفیو، پژوهشگر وابسته برنشتاین در موسسه، پیشتر به عنوان نماینده ویژه معاونت ایالات متحده برای ایران و معاون اصلی هماهنگکننده سیاست تحریمها در وزارت امور خارجه خدمت کرده است. راناان یک تحلیلگر ریسک دریایی در Lloyd’s List است. خلاصهای از اظهارات آنها در ادامه آمده است.
لورن هولتمایر
در حالی که حملات ایرانیها زیرساختهای کلیدی انرژی در منطقه را از زمان آغاز جنگ هدف قرار داده است، هنوز میزان کامل خسارت مشخص نیست. تأسیسات نفتی در عربستان سعودی (بهویژه مجتمع راس تنوره)، قطر، عراق و بحرین آسیب دیدهاند. خسارتهای وارد شده به تأسیسات ذخیرهسازی در عمان، بندر اماراتی فجیره و اهداف مشابه نیز به تولید نفت آسیب خواهد زد، همانطور که حملات اسرائیلی به انبارهای نفت ایران نیز تأثیرگذار است. این اختلالات به شدت بارگیریها از بنادر کلیدی در خلیج فارس را تحت تأثیر قرار داده است، به طوری که بارگیریها از بین 10 تا 19 میلیون بشکه در روز (b/d) قبلاً به تنها 3 میلیون بشکه در این هفته کاهش یافته است، طبق دادههای S&P Global.
در پاسخ، قطر اعلام وضعیت فورس ماژور برای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) کرده است، در حالی که بحرین نیز همین کار را برای پالایشگاه Bapco خود انجام داده است. میدانهای نفتی در شمال عراق تعطیل شدهاند و شرکتهای انرژی مختلف در سراسر خاورمیانه کارکنان خود را تخلیه کردهاند.
اگرچه قیمتهای بالای نفت ممکن است در کوتاهمدت به تولیدکنندگان سود برساند، تعطیلیهای طولانیمدت میتوانند هزینههای قابل توجهی را به دلیل آسیب به میدانها و تأسیسات آنها به همراه داشته باشند. علاوه بر این، هرچه یک میدان بیشتر تعطیل بماند، زمان بیشتری برای راهاندازی دوباره آن نیاز است. به عنوان مثال، قطر اعلام کرده است که انتظار ندارد عملیات تا حداقل سه هفته پس از توقف درگیریها از سر گرفته شود. سایر مقامات برآورد کردهاند که تأسیسات در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس میتوانند شش هفته اختلال را تحمل کنند قبل از اینکه آسیب قابل توجهی ببینند. عراق، دومین تولیدکننده بزرگ نفت اوپک، به دلیل زیرساختهای قدیمی و وابستگی به درآمد نفتی، حتی بیشتر در معرض این خطرات قرار دارد. تا کنون، این کشور شاهد تعطیلی در میدانهای نفتی جنوبی و شمالی خود بوده است، در حالی که صادرات از طریق خط لوله عراق-ترکیه به صفر رسیده است.
برخی گزینهها برای دور زدن تنگه هرمز به عنوان گلوگاه انرژی وجود دارد، اما این گزینهها محدود هستند. بندر ینبوع عربستان سعودی در دریای سرخ و بندر فجیره اماراتی همچنان گزینههای اصلی هستند، به طوری که ینبوع در طول جنگ تا 2 میلیون بشکه در روز بارگیری کرده است در مقایسه با 800,000 بشکه در ماه گذشته. مصر همچنین تمایل خود را برای حمایت از صادرات نفت از طریق خط لوله SUMED خود ابراز کرده است.
مت اسمیت
ایالات متحده از نظر کنترل قیمتهای جهانی نفت اهرم کافی ندارد، بنابراین تنها راه برای کاهش آنها بازگشایی تنگه هرمز است. کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، پیشبینی خوشبینانهای از یک اختلال موقتی که چند هفته به طول میانجامد، ارائه کرده است، اما احتمالاً تنگه برای مدت طولانیتری بسته خواهد ماند و قیمتهای نفت را به سطوح بیسابقهای (به عنوان مثال، 150 دلار برای هر بشکه) خواهد رساند.
اگرچه ایالات متحده تولید نفت داخلی کافی برای تأمین نیازهای انرژی خود دارد، اما قیمتها توسط بازارهای جهانی تعیین میشوند. بسته شدن تنگه، جریانها به آسیا و اروپا را قطع کرده و کمبود عرضه ناشی از آن باعث افزایش قیمتهای نفت در سطح جهانی شده است. در واقع، نزدیک به 90 درصد صادرات انرژی خاورمیانه به بازارهای آسیایی فروخته میشود. چین 45 درصد از نفت خود را از این منطقه دریافت میکند و هند 50 درصد. چین دارای ذخایر انرژی قابل توجهی در خشکی است، اما امنیت تأمین برای پر کردن مجدد این ذخایر پس از تخلیه را ندارد. هند دارای ذخایر خشکی به مراتب کمتری است و از تأمین جایگزین مناسب برخوردار نیست.
علاوه بر این، تأمینکنندگان جایگزین معمولاً کیفیت نفت خام خاورمیانه را ندارند. ایالات متحده تنها میتواند 2 میلیون بشکه در روز از 15 میلیون بشکهای که به دلیل بسته شدن تنگه قطع شده است را جایگزین کند و نفت خام آمریکایی با پالایشگاههایی که برای نفت خاورمیانه طراحی شدهاند، سازگار نیست. استفاده از ذخیره استراتژیک نفت ایالات متحده میتواند برخی از نگرانیهای بازار را کاهش دهد، اما نمیتواند مشکل اساسی کمبود عرضه را حل کند.
تولیدکنندگان آمریکایی از افزایش قیمت ناشی از این وضعیت بهرهمند خواهند شد، اما روسیه نیز از این وضعیت بهرهمند خواهد شد زیرا نفت خام آن یک جایگزین معتبر برای نفت خاورمیانه است. پیش از این، مسکو مجبور بود نفت خود را به قیمت پایین بفروشد به دلیل تحریمهای غربی، اما هند اکنون معافیتی برای خرید این نفت دریافت کرده و آن را با قیمتهای بالاتر خریداری میکند.
در مورد گاز طبیعی، قطر 20 درصد از LNG جهان را تأمین میکند که بیشتر آن به آسیا میرود. قیمتهای LNG اروپا در حال حاضر تقریباً دو برابر شدهاند زیرا صادرات ایالات متحده ممکن است به جای مقاصد معمول اروپایی به آسیا هدایت شوند.
ریچارد نفیو
گزینههای سیاستی ایالات متحده برای کاهش اختلالات بازار نفت محدود است. فشارهای قیمتی بیشتر ناشی از درک ریسکهای بازار و تجاری است تا کمبودهای فوری. در سطح جهانی، مقدار قابل توجهی نفت در انبارها موجود است یا در حال انتقال است. نگرانی بزرگتر این است که چه مقدار تولید متوقف خواهد شد و بازگشت به حالت عادی چقدر طول خواهد کشید. بازگرداندن تولید به حالت آنلاین میتواند کند و از نظر فنی پیچیده باشد و این تأخیر بالقوه است که بسیاری از بازارها به آن واکنش نشان میدهند.
گزینههای سیاستی (محدود) واشنگتن شامل:
آزادسازی عرضه از طریق ذخیره استراتژیک نفت یا ذخایر مشابه در جاهای دیگر. با این حال، در حالی که این میتواند نشان دهد که عرضه همچنان در دسترس است، چنین ذخایری محدود هستند و استفاده از آنها مشکل اساسی تولید بلندمدت را حل نخواهد کرد.
اطمینان دادن به ایران که زیرساختهای انرژی آن بیشتر هدف قرار نخواهد گرفت. ایالات متحده و اسرائیل میتوانند تلاش کنند تا توافق ضمنی را که تأسیسات انرژی در امان هستند، دوباره برقرار کنند، مشابه خودداری متقابل نشان داده شده نسبت به این بخش در طول جنگ ژوئن 2025. با این حال، چنین اطمینانهایی دشوار است که قابل اعتبار باشد، به ویژه اگر تهران نتیجهگیری کند که فشار بر جریانهای انرژی یک منبع کلیدی از نفوذ است. با این حال، نشان دادن تمایل به خودداری میتواند به آرام کردن بازارها تا حدی کمک کند.
افزایش عرضه به طور غیرمستقیم با اجازه دادن به صادرات نفت روسی (یا حتی ایرانی) تحریمشده در حالی که دسترسی به درآمد حاصل از آن محدود میشود (به عنوان مثال، پرداختها میتوانند در حسابهای امانی ویژه قرار گیرند). با این حال، چنین مکانیزمهایی زمانبر خواهند بود، نیاز به هماهنگی با مؤسسات مالی در کشورهای دیگر دارند و هنوز هم خطر بازگشت درآمد به دشمنان ایالات متحده وجود دارد.
class=”MsoNormal”>تأمین اسکورتهای نظامی برای کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند یا ارائه حمایتهای بیمهای از طریق مؤسسات مالی تحت حمایت دولت ایالات متحده. با این حال، این اقدامات به احتمال زیاد نمیتوانند به طور کامل ریسک را کاهش دهند، زیرا کشتیهای اسکورت خود میتوانند هدف قرار گیرند و تجربه تاریخی نشان میدهد که چنین عملیاتهایی میتوانند به درگیریهای مسلحانه تبدیل شوند.
تنظیم قانونگذاری در ایالات متحده برای جبران خسارت به شرکتها به خاطر کشتیها یا بارهایی که در حین عبور از بین رفتهاند. به جای طرحهای بیمهای سنتی یا برنامههای محدودتر ارائه شده از طریق شرکت مالی توسعه بینالمللی ایالات متحده (DFC)، این قانونگذاری به شرکتها اجازه میدهد تا مستقیماً با دولت ایالات متحده برای دریافت غرامت درخواست دهند. با این حال، اقدام لازم کنگره در شرایط سیاسی کنونی به شدت غیرمحتمل به نظر میرسد.
مقامات ایرانی از اهرم ایجاد شده توسط حمله و تهدید به جریانهای انرژی، از جمله حساسیت سیاسی قیمت بنزین در ایالات متحده آگاه هستند. تا کنون، تهران از حملات مداوم و قابل توجه به زیرساختهای اصلی مانند پالایشگاهها، پایانههای صادرات و خطوط لوله خودداری کرده است. بیشتر اختلالات ناشی از ریسکهای عبور و تعطیلیهای احتیاطی بوده است تا آسیبهای سنگین و بلندمدت. این تمایز مهم است. حملات مداوم به ایستگاههای پمپاژ، تأسیسات ذخیرهسازی، پالایشگاهها یا پایانههای صادرات میتواند اختلالات تأمین بسیار شدیدتر و طولانیتری ایجاد کند.
قابل توجه است که ایران گزینههای نظامی قابل توجهی برای انجام چنین حملاتی دارد. فراتر از موشکهای بالستیک میانبرد، تعداد زیادی موشک کوتاهبرد در سواحل خلیج فارس مستقر کرده است که قادر به هدف قرار دادن کشتیها و زیرساختهای زمینی نزدیک هستند. همچنین میتواند با استفاده از پهپادها، شناورهای سطحی بدون سرنشین، تاکتیکهای آزار دریایی که توسط حوثیهای یمنی قبل از جنگ استفاده میشد، و تلاشهای مینگذاری در تنگه هرمز، شدت عمل را افزایش دهد. مینگذاری محدود به تنهایی—یا حتی فقط تصور آن—میتواند به طور قابل توجهی از کشتیرانی تجاری جلوگیری کند.
تومر رعنانی
ترافیک دریایی در داخل و خارج از تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ به شدت کاهش یافته و تقریباً نیمی از نفتکشهایی که هنوز از این آبراه عبور میکنند به “ناوگان سایه” مرتبط با روسیه و ایران تعلق دارند. برخی از کشتیهای متعلق به یونان وارد تنگه شدهاند و حداقل یکی از آنها با بار خارج شده است. در همین حال، ایران به بارگیری نفت و گاز مایع برای صادرات (احتمالاً به چین) ادامه میدهد و چندی از این کشتیها از تنگه خارج شدهاند (قابل ذکر است که LPG بار بسیار قابل اشتعالی است). ردیابی ترافیک در تنگه اکنون به دلیل عبور کشتیها با خاموش بودن ترانسپوندرهایشان و تداخل سیگنالهای قابل توجه در منطقه دشوار است.
خطرات جنگ و هزینههای بالای بیمه باعث شدهاند که نفتکشها در عبور از تنگه تردید کنند. بیمه موجود است اما با هزینههای بسیار بالاتر از معمول. حتی اگر برخی از شرکتها بتوانند این هزینهها را جبران کنند، ممکن است هنوز تصمیم بگیرند که به دلیل ریسکهای موجود برای کشتیها و ملوانانشان از عبور خودداری کنند. بیمهگذاران کشتیهای مرتبط با ایالات متحده و اسرائیل را به عنوان هدفهای بیشتری برای حمله در نظر میگیرند، بنابراین با هزینههای بالاتری مواجه هستند—که میتواند یکی از دلایل برنامه جدید ۲۰ میلیارد دلاری بیمه مجدد واشنگتن باشد.
امکان اسکورتهای نظامی ایالات متحده در تنگه هنوز نامشخص است. مقامات صنعت به نیروی دریایی ایالات متحده گفته شدهاند که چنین اسکورتهایی “از دستور کار خارج است”، اما کمتر از بیست و چهار ساعت بعد، رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد که این امکان وجود دارد. مالکان کشتیها اعلام کردهاند که اعلام رئیسجمهور محاسبات آنها را تغییر نمیدهد، اما محاسبات صنعت به سرعت در حال تغییر است و ممکن است دوباره تغییر کند. اگر اسکورتهای نیروی دریایی ایالات متحده آغاز شوند و موفقیتآمیز باشند، مالکان کشتیها ممکن است تمایل بیشتری برای عبور پیدا کنند.
قبل از اینکه اسکورتها آغاز شوند، با این حال، قابلیتهای ضد کشتی ایران باید به طور مؤثرتری هدف قرار گیرند. در طول بحرانهای اخیر در دریای سرخ، ایالات متحده و متحدانش صدها پهپاد و موشک را سرنگون کردند، اما این امر منجر به بازگشت معنادار ترافیک نشد. در تنگه هرمز، حتی برخورد یک تانکر در حین اسکورت میتواند باعث شود که تمام مالکان کشتیها نتیجهگیری کنند که عبور از این منطقه حتی با کمک نظامی نیز بسیار پرخطر است. علاوه بر این، تأمین امنیت تنگه لزوماً مانع از هدف قرار دادن کشتیها توسط ایران در نقاط دیگر خلیج فارس نخواهد شد.
این خلاصه توسط ویام حموشن، مایا چاووت، آری ناگل و گابریل واین تهیه شده است. سری نشستهای سیاستگذاری با کمک سخاوت بنیاد وینکلر لووی ممکن شده است.

