بیروت، لبنان – حسن الحسیین سه ساعت طول کشید تا از آپارتمانش در حومه جنوبی بیروت به میدان شهدا در قلب پایتخت لبنان برسد، چیزی که معمولاً بیشتر از ۱۰ یا ۱۵ دقیقه رانندگی در صورت عدم ترافیک نیست، پس از اینکه بمبهای اسرائیلی نخستین بار بر داهییه فرود آمدند.
حسین به همراه همسر و سه فرزند کوچک خود پیادهروی میکردند، استراحت میکردند و گاهی بچهها را در حالی که به سمت جایی که امیدوار بودند امن باشد فرار میکردند، حمل میکردند. اکنون آنها در خیابان میخوابند با آنچه که در هرج و مرج و فرار وحشتزده خود توانسته بودند با خود ببرند.
مانند بسیاری دیگر، حسین از آغاز جنگ غافلگیر شد. حزبالله هیچ نشانهای از برنامهاش برای ورود به جنگی که اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران آغاز کرده بودند، نشان نداده بود. برعکس.
اگرچه این حزب اعلام کرده بود که ترور رهبر عالی ایران، آیتالله علی خامنهای، برای آنها “خط قرمز” است، اما همچنین در پشت درهای بسته اطمینان داده بودند که در زمانی که کشور هنوز از آخرین جنگ بهبود مییافت، جنگ جدیدی با اسرائیل آغاز نخواهند کرد.
حسین به «العرب جدید» گفت: “ما [خبر آغاز جنگ را] نشنیدیم، آن را دیدیم. ما با چشمان خود دیدیم. بچهها ترسیده بودند.”
تصمیم حزبالله برای شلیک موشکها و پهپادها به سمت اسرائیل، که منجر به واکنش ویرانگر اسرائیل به همه نقاط لبنان شد، واکنش منفی شدیدی در کشور به همراه داشت زیرا شهروندان خشم خود را از کشیده شدن به یک درگیری دیگر که زندگیهای بسیاری را ویران خواهد کرد، ابراز کردند.
این همچنین باعث شد که دولت سلام دستور ممنوعیت تمام فعالیتهای نظامی حزبالله را صادر کند و ارتش را موظف به دستگیری هر کسی کند که به دنبال حمله به اسرائیل باشد.
با وجود همه اینها، نیکلاس بلانفورد، پژوهشگر ارشد غیر مقیم در مرکز رفیق حریری، استدلال کرد که سرنوشت حزبالله به هیچ وجه قطعی نیست.
او به «العرب جدید» گفت: “پس از پایان همه اینها، عواقبی خواهد داشت. در این مرحله بسیار سخت است که بگوییم جنگ چگونه به پایان خواهد رسید.”
‘آخرین جنگ با اسرائیل’
برای بیش از شش ماه، دولت لبنان در تلاش بوده است تا تمام بازیگران غیر دولتی در کشور را خلع سلاح کند تا تصمیمگیری برای جنگ و صلح به طور کامل در اختیار دولت باشد.
در منطقه جنوبی رودخانه لیتانی، حزبالله به این موضوع پاسخ مثبت داد و گفت که نیروهای خود را عقبنشینی کرده و به ارتش اجازه داده است تا هرگونه سایت و تجهیزات نظامی که با آن مواجه میشود را از بین ببرد.
این کار supposedly در پایان سال ۲۰۲۵ به پایان رسید، با این حال ارتش کنترل عملیاتی بر منطقه را برقرار کرد. قبل از اینکه مرحله دوم فرآیند خلع سلاح که شامل منطقه بین رودخانههای لیتانی و اوالی بود، آغاز شود، جنگ آغاز شد.
اکنون، حتی در حالی که حزبالله به هرگونه صحبت درباره تسلیم سلاحهایش مقاومت میکند، بلانفورد گفت که دولت احتمالاً پس از جنگ مجبور به خلع سلاح حزبالله خواهد شد، هرچند که عواقب آن چه باشد.
او توضیح داد: “دولت هیچ چارهای نخواهد داشت، حتی اگر مجبور به رویارویی با حزبالله شود، وزن نظر در کشور و قطعاً در سطح بینالمللی به سادگی هیچ تحملی برای باقی ماندن حزبالله به عنوان یک نهاد مسلح نخواهد داشت. این میتواند اوضاع را در لبنان پس از توقف درگیری با اسرائیل بسیار دشوار کند.”
این موضوع ارتش را در موقعیت ناخوشایندی قرار داده است.
حتی در حالی که درگیریها در هفتههای پس از آغاز جنگ همچنان شدت یافته است، دولت لبنان بر این نکته تأکید کرده است که ارتش باید اکنون اقدام کند و هر فردی که در درگیری شرکت میکند را دستگیر کند.
با آگاهی از احتمال بروز درگیری داخلی که ممکن است در صورت تلاش برای انجام این کار به زور ایجاد شود، فرمانده ارتش، رودولف هایکل، به گزارشها، در اجرای دستورات تردید داشته است.
این موضوع مانع اسرائیل نشده است، که به لبنان گفته است که یا باید خود حزبالله را خلع سلاح کند یا با “اقدامات شدیدتر” مواجه خواهد شد و اینکه تا زمانی که حزبالله تهدیدی برای اسرائیل باشد، به جنگ ادامه خواهد داد.
این کار میتواند چالشبرانگیز باشد، زیرا به گفته گزارشهای رسانههای اسرائیلی، نیروهای آنها در جنگهای ایران و لبنان به شدت پراکنده شدهاند و اسرائیل نمیتواند به زور حزبالله را خلع سلاح کند. این احتمالاً نیاز به یک حمله زمینی دارد، که این موضوع خطرات بیشتری برای نیروهای اسرائیلی به همراه خواهد داشت.
بلانفورد اظهار داشت: “از نظر افراد حزبالله، هر چه اسرائیلیها به عمق لبنان بیایند، بهتر است و فکر میکنم اسرائیلیها این را میدانند و به همین دلیل در اکتبر 2024 با احتیاط عمل کردند.”
به گفته این تحلیلگر، اسرائیل میتواند نیروهای زمینی را به داخل بفرستد و سرزمین را تا رود لیتانی تصرف کند، اما او افزود که بعید است آنها بتوانند برای مدت طولانی آن را حفظ کنند، با توجه به وسعت منطقهای که در بر میگیرد.
در عوض، سناریوی محتملتر این است که اسرائیل سرزمین را تصرف کند و سپس به آرامی به مرز بازگردد و روستاهای شیعه را به ویرانه تبدیل کند تا حزبالله نتواند در آنجا فعالیت کند.
حتی این کار نیز آسانتر از گفتن است، زیرا حزبالله این موضوع را به گونهای میبیند که گویی “آخرین جنگ” با اسرائیل است.
بلانفورد گفت: “به همین دلیل است که آنها خود را به مبارزه میزنند با این دیدگاه که یا ما در این جنگ پیروز خواهیم شد یا طرف دیگر، اما بعد از این جنگ دیگر نبردی نخواهد بود.”
او افزود: “میتوان در مورد اینکه از همه اینها چه چیزی به وجود خواهد آمد، به انواع مختلفی حدس زد، اما فکر میکنم حزباللهی که وارد این جنگ شد، همان حزباللهی نخواهد بود که از آن خارج میشود.”
اگر حزبالله بتواند از جنگ زنده بماند، هر شکلی که این بقا داشته باشد، باید با یک مشکل بزرگتر مواجه شود: مواجهه با افکار عمومی لبنان.
تصویر عمومی حزبالله
شیعیان لبنان مدتهاست که ستون فقرات حزبالله بودهاند. تا زمانی که حمایت جامعه شیعه را داشته باشند، میتوانند از موضع قدرت در صحنه سیاسی لبنان عمل کنند.
اما این جنگ جدید این نظریه را به آزمون گذاشته است، به طوری که بسیاری از شیعیان پس از بروز جنگ، خشم خود را نسبت به این حزب ابراز کرده و حتی قبایل در بقاع از تصمیم دولت برای ممنوع کردن فعالیتهای نظامی حزبالله حمایت کردند.
زنی از ضاحیه که در آغاز جنگ آواره شده بود، به شرط ناشناس ماندن به روزنامه The New Arab گفت: “نه، آنها نباید پاسخ دهند. ما امنیت میخواهیم و نمیخواهیم چیزی اتفاق بیفتد. ما باید وجدانمان در آرامش باشد و صلح کشور حفظ شود و هیچ چیزی اتفاق نیفتد.”
دیگران، مانند حسین، لزوماً از حزبالله به خاطر آغاز جنگ عصبانی نیستند و بیشتر نگران ایمنی عزیزان خود هستند.
او گفت: “برای من، من ناراحت نیستم، اما برای بچههایم، بله. آنها مهمترین چیز برای من هستند؛ [جنگ] بر من تأثیر نمیگذارد. من نمیترسم، اما برای آنها نگرانم.”
با این حال، حزبالله همچنان حمایت خود را در جامعه شیعه حفظ میکند. زمانی که اسرائیل در 5 مارس دستور تخلیه برای تمام ضاحیه صادر کرد، برخی از مردم در میان هرج و مرج سریع فریادهای حمایتی برای این گروه و رهبر سابق آن، حسن نصرالله، سر دادند، در حالی که ساکنان در حال فرار بودند و نمیدانستند بمبهای اسرائیلی چه زمانی بر خانههایشان فرود خواهند آمد.
پس از آغاز جنگ، حزبالله تلاش کرد تا روایت خود را از دلیل ورود به جنگ تغییر دهد.
در حالی که حمله موشکی اولیه حزبالله پس از ترور خامنهای انجام شد، این حزب ادعا کرد که بله، آنها میخواستند برای قتل او انتقام بگیرند، اما دلیل واقعی این بود که اسرائیل به مدت ۱۵ ماه به توافق آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ بهطور تقریباً روزانه نقض کرده و خانهها را بمباران کرده و در این مدت صدها نفر را کشته است. به گفته حزبالله، صبر استراتژیک آنها به پایان رسیده بود.
بلنفورد نسبت به اینکه آیا کسی واقعاً به آنچه حزبالله میگوید باور دارد، تردید داشت.
او گفت: “فکر نمیکنم مردم باور کنند که صبر استراتژیک حزبالله بهطور تصادفی در همان لحظهای که خامنهای کشته شد، به پایان رسید و ایران تحت حمله قرار گرفت.”
مدت زمان بیشتری که حزبالله میتواند از تسلیم سلاحهای خود خودداری کند، به طور عمده به این بستگی دارد که در جنگ چگونه عمل میکند.
اگر این حزب بتواند “به اسرائیلیها ضربهای جدی بزند”، بلنفورد گفت، این میتواند برخی از اعضای جامعه شیعه را به ادامه حمایت از آن و سلاحهایش ترغیب کند. اما حتی این ممکن است کافی نباشد.
او افزود: “آنها اکنون با یک چالش بزرگ روبرو هستند، پس از اینکه همه اینها به پایان رسید، برای متقاعد کردن شیعهها که هنوز در حال عمل به منافع محلی خود هستند، در حالی که به وضوح این آخرین نمایش قدرت هیچ ارتباطی با منافع شیعههای لبنانی ندارد.”
در مورد سرنوشت حزبالله، “در این مرحله متغیرهای زیادی وجود دارد که واقعاً نمیتوان گفت.”

