حمله پهپادی به پایگاه هوایی بریتانیا در آکروتیری، نزدیکی اروپا به درگیری در ایران را به وضوح نشان میدهد. در مه جنگ، تنشهای قدیمی در مدیترانه شرقی در خطر شعلهور شدن دوباره هستند و ذینفعان منطقهای باید از تشدید اوضاع جلوگیری کنند.
دو هفته از کمپین نظامی وسیع ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران میگذرد و تهران به حملات تلافیجویانه ادامه میدهد—نه تنها علیه سرزمینهای اسرائیل، داراییهای نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده، متحدان ایالات متحده در خلیج فارس، تنگه هرمز و آذربایجان، بلکه همچنین در مدیترانه شرقی با حملات موشکی و پهپادی.
به این ترتیب، چه بهطور تصادفی و چه بهطور عمدی، ایران کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا را در محاسبات نظامی خود دخیل کرده است. خطرات جدیدی در حال ظهور هستند.
فصل جدیدی در مدیترانه شرقی
در اصل، اروپا برای اسرائیل یا ایالات متحده در جنگ جاری علیه ایران بازیگری با اهمیت نیست: هر دو با مواضع اروپاییها در مورد ایران و فلسطین مخالف هستند و هر دو سعی میکنند نفوذ سیاسی و دیپلماتیک اروپا را در خاورمیانه محدود کنند. مهمتر از همه، نه اسرائیل و نه ایالات متحده واقعاً به کمکهای اروپایی در زمینه تجهیزات نظامی یا اطلاعات نیاز ندارند.
علاوه بر این، کاخ سفید رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در سال ۲۰۲۵ یک جنگ ایدئولوژیک خصمانه علیه اتحادیه اروپا آغاز کرد و بهطور فعال از احزاب سیاسی راستگرای افراطی در اروپا حمایت میکند تا نفوذ سیاسی این اتحادیه را کاهش دهد. روزهایی که اتحادیه اروپا بهعنوان یک میانجی مورد اعتماد در مذاکرات بین ایالات متحده و ایران در مورد مسائل هستهای شناخته میشد، به پایان رسیده است. برنامه جامع اقدام مشترک، توافقی که در سال ۲۰۱۵ در مورد برنامه هستهای ایران به امضا رسید، به یک قطعه باستانشناسی دیپلماتیک تبدیل شده است.
اما در روز سوم جنگ جاری، اوضاع تغییر کرد. در تاریخ ۲ مارس، حداقل یک پهپاد به پایگاه نظامی بریتانیا در آکروتیری واقع در جزیره قبرس حمله کرد. برای تهران، این حمله سه هدف را با یک تیر نشانه گرفت: اول، نیروهای بریتانیایی که جزء قوی ناتو هستند، زیرا آکروتیری در جنگهای گذشته دارایی مهمی بود و در مبارزه با آنچه که بهعنوان دولت اسلامی شناخته میشود، نقش اساسی دارد؛ دوم، جمهوری قبرس، که عضو اتحادیه اروپا است اما عضو ناتو نیست؛ و سوم، ترکیه، که عضو ناتو است و شمال ترکزبان جزیره را اشغال کرده است، جایی که جمهوری ترکقبرس شمالی خودخوانده را کنترل میکند—یک نهاد که تنها توسط آنکارا به رسمیت شناخته شده و اتحادیه اروپا آن را رد کرده است.
چند روز بعد، در تاریخهای ۴ و ۹ مارس، ناتو موشکهای ایرانی را که به سمت غرب بر فراز سوریه و ترکیه در حال حرکت بودند، رهگیری کرد و بقایای آنها در استانهای هاتای و غازی عینتپ ترکیه سقوط کرد که این امر هشدار جدی از آنکارا را به دنبال داشت. اطلاعات عمومی در دسترس، اهداف مورد نظر دو پرتاب را فاش نکرده است؛ حدسهایی شامل قبرس (دوباره)؛ کرت، جایی که ایالات متحده از پایگاه دریایی سوودا و پایگاه هوایی چانیا استفاده میکند؛ پایگاه هوایی اینجرلیک ترکیه، جایی که نیروی هوایی ایالات متحده داراییها و پرسنل مهمی را نگهداری میکند؛ یا احتمالاً پایانه نفتی ترکیه در جیحان در خلیج اسکندرون.
با توجه به این تهدید غیرمنتظره برای یک عضو اتحادیه اروپا، قبرس شاهد استقرار چشمگیر داراییهای دریایی و دفاع هوایی از سوی فرانسه، یونان، ایتالیا، هلند و اسپانیا بود و انتظار میرود داراییهای دریایی بریتانیا نیز به زودی به آنجا برسد. در تاریخ ۹ مارس، ترکیه نیز اعلام کرد که شش فروند جنگنده F-16 و سیستمهای دفاع هوایی را به قبرس شمالی مستقر کرده است.
این دو اقدام نظامی همزمان فصل جدیدی را در مدیترانه شرقی باز میکند و ممکن است یک درگیری طولانیمدت در قبرس را دوباره شعلهور کند. نیروهای ترکیه از سال ۱۹۷۴، پس از یک کودتای نظامی طرفدار یونان، ۴۰ درصد شمالی جزیره را اشغال کردهاند. در سال ۱۹۸۳، تقسیم غیرقانونی جزیره با استقرار جمهوری ترکقبرس شمالی مورد مناقشه رسمی شد. در سال ۲۰۰۴، جمهوری قبرس به اتحادیه اروپا پیوست با وجود این انتظار که مذاکرات reunification پیش از آن به پایان برسد. از آن زمان، بنبست باقی مانده است و روابط اتحادیه اروپا و ترکیه را مسموم کرده است.
در طول این هفت روز، که شامل حملات به انکلاو نخجوان آذربایجان در تاریخ ۵ مارس نیز بود، پهپادها و موشکهای ایرانی موجب صدور بیانیهها و تحولات نظامی شدند که عواقب خطرناکی برای اروپا در مدیترانه شرقی ایجاد میکند.
درک هرج و مرج
در میان ابهام یک جنگ چندکشوری و خشونتآمیز، دشوار است که منافع مختلف درگیر و پیامدهای ممکن را تحلیل کرد. اما در مورد مدیترانه شرقی، برخی حقایق به وضوح قابل مشاهده است.
نخست، استقرار نظامی دفاعی توسط پنج کشور اتحادیه اروپا اجتنابناپذیر بود، با توجه به ماده دفاع متقابل اتحادیه و این واقعیت که قبرس به عنوان یک کشور غیرعضو ناتو نمیتوانست به ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی استناد کند که اعلام میکند حمله به یک متحد، حمله به همه است.
دوم، با وجود عدم وجود شواهدی مبنی بر اینکه دو موشک ایرانی که در ترکیه رهگیری شدند به سمت این کشور هدفگذاری شده بودند، انتظار میرفت آنکارا به شدت واکنش نشان دهد—هرچند که هر دو موشک توسط داراییهای ناتو سرنگون شدند.
سوم، استقرار قابل توجه ترکیه در قبرس شمالی یک اقدام فرصتطلبانه است که به منظور تقویت نظریه نسبتاً جدید آنکارا درباره راهحل دو دولتی در جزیره انجام میشود. علاوه بر یک اسکادران موجود از پهپادهای ترکیه در پایگاه هوایی گچیتکاله، ورود شش فروند هواپیمای F-16، تیمهای پشتیبانی آنها و سیستمهای دفاع هوایی نامشخص بهطور غیرقابل انکاری وضعیت سیاسی بین ترکیه و اتحادیه اروپا را در مورد جزیره پیچیدهتر میکند. این همچنین احتمال بروز حوادث هوایی و دریایی را ایجاد میکند، حوادثی که در گذشته نزدیک در سواحل اژه و در آبهای مرکزی مدیترانه شاهد آن بودهایم.
چهارم، هم استقرار نیروهای اروپایی در و اطراف جمهوری قبرس و هم اقدام ترکیه در قبرس شمالی احتمالاً توسط افکار عمومی هر یک از طرفین بهعنوان کاملاً مشروع درک خواهد شد. این موضوع بهویژه در ترکیه صادق است، جایی که موضع ملیگرایانه آنکارا نه تنها به دلیل حضور حزب حرکت ملی (MHP) در ائتلاف حاکم بلکه به این دلیل که حزب جمهوریخواه مردم (CHP) بهعنوان حزب مخالف در نظرسنجیها عملکرد بهتری نسبت به دولت دارد، تقویت میشود.
پنجم، تنشهای ناشی از این وضعیت مستقل از تحولات جنگ ایران است و بهطور قابل توجهی وضعیت سیاسی در حاشیههای جنوب شرقی اروپا را پیچیدهتر میکند.
یک پیچیدگی نهایی در نحوه ارزیابی این وضعیت وجود دارد—حداقل بهطور غیررسمی—توسط منابع امنیتی اسرائیل. یک تحلیلگر معروف که همچنین معاون رئیسجمهور روابط خارجی در صنایع هوافضای اسرائیل است، در شبکههای اجتماعی ادعا کرد که موشکهای ایرانی که در فضای هوایی ترکیه سرنگون شدند هرگز به سمت ترکیه هدفگذاری نشده بودند بلکه توسط آنکارا بهعنوان بهانهای برای تقویت حضور نظامیاش در قبرس استفاده شده است. این موضوع به گفته وی، خطرات امنیتی برای اسرائیل را افزایش میدهد، از جمله برای عملیاتهای گاز طبیعیاش در مدیترانه شرقی.
بهطور کلی، پیامدهای جنگ ایران در مدیترانه شرقی، هرچند که بخشی از هسته این درگیری نیست، به وضوح تنشهای پیشین را دوباره شعلهور میکند: بین یونان و ترکیه، بین اتحادیه اروپا و ترکیه، و بین اسرائیل و ترکیه.
چه کاشتن هرج و مرج بهطور گسترده بخشی از یک استراتژی پیچیده ایرانی باشد یا نه، این حوادث جدی—و استقرارها و ارزیابیهای نظامی ناشی از آن—پتانسیل درگیر کردن چندین کشور را در زمانی که نتیجه جنگ بهدور از پیشبینی است، دارند.
حداقل، ترکیه و نیروهای اروپایی که از جمهوری قبرس حفاظت میکنند باید یک مکانیزم عدم تقابل ایجاد کنند تا از بروز حوادث در دریا یا در هوا که یک احتمال واقعی است، جلوگیری کنند.

