شکست تحقیرآمیز اکنون در افق است، به اندازه افغانستان یا عراق به اعتبار جهانی ایالات متحده و عزت نفس ملی آسیب میزند.
دونالد ترامپ جهان را تهدید میکند. او دشمن شماره یک عمومی جهانی است. او به طور مداوم در جنگ غیرقانونی با ایران که آغاز کرده اما نمیتواند متوقف کند، در حال شکست است. همدست وابسته به خشونت او، بنیامین نتانیاهو، لبنان را ترور میکند. و مردم عادی در همه جا، که امنیتشان تهدید شده، با هزینه اقتصادی هنگفتی برای حماقت بیپروا او مواجه هستند.
افزودن جنگافروزی ترامپ به تحقیر روزانه دموکراسی، تسلیم شدن در برابر روسیه، تعرفههای تنبیهی، انکار بحران اقلیمی و نادیده گرفتن قوانین بینالمللی، نشان میدهد که این تئاتر کاخ سفید به اندازه کافی ادامه یافته است. آمریکاییها باید خانه خود را مرتب کنند و به طور قاطع عمل کنند تا کسی را که همه ما را به خطر میاندازد، مهار کنند.
ترامپ مردی بدون برنامه است. او هیچ ایدهای ندارد که در ایران چه کار کند و خود را فریب میدهد که بر وقایع کنترل دارد. هر چه ایالات متحده و اسرائیل تهران و شهرهای دیگر را بمباران کنند، رژیم اسلامی نفرتانگیز و شکستناپذیر، سرسختتر میشود. پایگاههای منطقهای ایالات متحده و شرکای عرب خلیج فارس از حملات تلافیجویانه آسیبهای قابل توجهی میبینند.
ایران موفق شده است تنگه هرمز را ببندد (و اکنون گزارش شده که در حال استخراج آن است)، که ترامپ به طرز شگفتانگیزی نتوانسته از آن دفاع کند. افزایش قیمتهای نفت و گاز یک شوک انرژی جهانی ایجاد کرده که به تجارت بینالمللی آسیب میزند، تورم را تشدید میکند و کمبود غذا و دارو ایجاد میکند. کشورهای فقیر بیشتر آسیب خواهند دید. اما تعداد کمی از این طاعون ترامپ فرار خواهند کرد. او کووید جدید است.
بدترین غرایز نتانیاهو در حالی که ترامپ در حال دست و پا زدن است، آزادانه عمل میکند. حملات هوایی بیوقفه و نامتناسب اسرائیل به خانهها، تأسیسات، بانکها، سایتهای میراث فرهنگی و مساجد ایرانیان آسیب میزند. گفته میشود این حملات به طور غیرمؤثر حمایت ملیگرایانه از رژیم را جلب میکند.
در لبنان، داستان جنایتکارانه مشابهی وجود دارد: غیرنظامیان کشته میشوند، صدها هزار نفر آواره میشوند، ویرانی، اشغال – همه بهظاهر ضروری برای نابود کردن تروریسم حزبالله. اما این چیزی بدتر است: این تروریسم دولتی است. آن را با تخریبهای بیرویه شهرکنشینان اسرائیلی در کرانه باختری مقایسه کنید. پروژه “اسرائیل بزرگ” در تمام جبههها پیش میرود، باغ به باغ زیتون، روستا به روستای خالی از سکنه.
در حالی که بازارها سقوط کردند، ترامپ هفته گذشته نیمهکاره تلاش کرد تا پیروزی اعلام کند، اما حتی او نتوانست چنین دروغ بزرگی را حفظ کند. حداقل جورج بوش در سال 2003 در عراق شجاعت اعتقادات (احمقانه) خود را داشت. بوش میدانست که تنها یک حمله زمینی میتواند به اهدافش برسد. ترامپ برای این کار شجاعت ندارد. در ایران، او به دنبال پیروزی سریع و بدون درد از هوا بود.
آنچه او – و جهان – به جای آن به دست آوردهاند، بهطور بالقوه، یک جنگ دائمی دیگر است. رژیم به مبارزه ادامه خواهد داد، به طور فزایندهای با روشهای نامتقارن؛ در حالی که این ادامه دارد، هیچ قیام مردمی نمیتواند شکل بگیرد. اسرائیل میخواهد ایران و لبنان را مانند غزه کند: مناطق آتشزا دائمی. و به لطف ترامپ، ایالات متحده در میانه این وضعیت قرار دارد.
ترامپ و سخنگوی پنتاگونش که به کتاب مقدس استناد میکند، پیت هگست، ترجیح میدهند هر چه زودتر “ماموریت انجام شده” را اعلام کنند. غیرقابل انکار است که قابلیتهای نظامی ایران به شدت کاهش یافته است، اما این برای واشنگتن به خوبی پایان نخواهد یافت.
شکست تحقیرآمیز در افق است، به طور بالقوه به اندازه افغانستان یا عراق به اعتبار جهانی ایالات متحده و عزت نفس ملی آسیب میزند. تابوتها به خانه میآیند. و هزینه مالی جنگ بیش از 11 میلیارد دلار در هفته است. رأیدهندگان انتخابات میاندورهای، که شاهد افزایش قیمتها هستند، به راحتی معمار بیاحتیاط آن را نخواهند بخشید. دونالد جی ترامپ: دوباره آمریکا را بازنده میکند.
مسئله اصلی در مورد نیتهای مشکوک هستهای ایران هنوز حل نشده است. تأسیسات آن نه یک بار بلکه دو بار “نابود” شدهاند. با این حال، ایران یک ذخیره پنهان از اورانیوم غنیشده به شدت و همچنین دانش علمی دارد که نمیتوان آن را بمباران کرد. این ذخیره ممکن بود بهطور مسالمتآمیز تسلیم یا رقیق شود، اگر ترامپ مذاکرات را خراب نکرده بود.
برخی از سختگیران میخواهند از کره شمالی الگو بگیرند و سلاحهای هستهای بسازند تا بقای رژیم را تضمین کنند. تا به امروز، ایران آن گام نهایی را برنداشته است، که بهدلیل فتوای رهبر وقت، علی خامنهای، مسدود شده است. حال که او ترور شده است، ممکن است این وضعیت به سرعت تغییر کند. اگر ایران در نهایت به سلاح هستهای دست یابد، ممکن است این کار بهدلیل ترامپ و نتانیاهو باشد.
تهدید موشکی و پهپادی ایران کاهش یافته اما هنوز از بین نرفته است، همانطور که حملات مداوم تهران نشان میدهد. ادعای پنتاگون مبنی بر “نابود کردن دائمی” قابلیتهای تهاجمی ایران کاملاً مضحک است. ایالات متحده در پایگاههای نظامی در سراسر خلیج فارس آسیب میبیند و تلفات میدهد، در حالی که ایران یاد میگیرد چگونه از آسیبپذیریهای دفاعی بهرهبرداری کند. تهران همچنین شبهنظامیان نیابتی را در حالت ذخیره نگهداشته است.
نطقهای هگست درباره “بربرها” و “وحشیها” بیشتر درباره خود او و رئیسش است تا دشمنانش. به نظر میرسد “وزیر جنگ” ممکن است در حین خدمت در عراق و افغانستان تجربیات آسیبزایی داشته باشد، جایی که بسیاری از سربازان آمریکایی و بریتانیایی توسط مواد منفجره دستساز (IED) کشته شدند. در مقابل، ترامپ که از خدمت سربازی فرار کرده است، احتمالاً فکر میکند که یک IED یک وسیله پیشگیری از بارداری است.
شکست قریبالوقوع ایالات متحده هم از نظر اخلاقی و هم از نظر قانونی است. تلاشهای دروغین ترامپ برای انتقال مسئولیت قتل بیش از 100 دختر دانشآموز در حمله موشکی تام هاوک ایالات متحده در میناب در 28 فوریه کاملاً قابل تحقیر است. چه عمدی باشد و چه نباشد، میناب یک جنایت جنگی بود که باید مسئولان آن پاسخگو باشند.
در این زمینه، مهم است که ترامپ بدون مجوز لازم کنگره به جنگ رفته است، کنوانسیونهای ژنو را نادیده میگیرد و قوانین بینالمللی را نادیده میگیرد. نیروهای آمریکایی هیچ قواعدی برای درگیری را رعایت نمیکنند. هگست که از نظر اخلاقی چالشبرانگیز است، ادعا میکند که آنها میتوانند هر کاری که میخواهند انجام دهند، بدون مجازات. نه، آنها نمیتوانند.
“گشت و گذار کوچک” ترامپ عواقب ژئوپلیتیکی بزرگی خواهد داشت. تغییر رژیم، که او به طرز بیرحمانهای به معترضان وعده داده بود، از دستور کار ایالات متحده در حال خارج شدن است. همیشه غیرواقعی بود که تصور کنیم میتوان آن را از بالا تحمیل کرد. از طرف خود، نتانیاهو هنوز امیدوار است که رژیم سقوط کند، نه کمتر به این دلیل که ممکن است شانسهای انتخاب مجدد او را افزایش دهد. او میخواهد به بمباران ایران و لبنان (و غزه) ادامه دهد زمانی که به نفعش باشد، صرفنظر از اینکه آیا ترامپ اعلام پایان جنگ میکند یا نه.
همپیمانانی از جمله بریتانیا از خودخواهی ترامپ در عدم مشورت و کمبود فاجعهبار برنامهریزی استراتژیک، که با فاجعه تنگه هرمز او نمایان شده است، ناامید و بیگانه شدهاند. او به طرز غیرمسئولانهای جنگ را تشدید میکند و میگوید که او در حال بمباران پایانه نفتی جزیره خارک ایران “فقط برای تفریح” است – که میتواند قیمتهای جهانی را بیشتر افزایش دهد. همزمان، او از همان همپیمانان میخواهد که بهطور مستقیم با ارسال ناوهای جنگی به نجات او در تنگه دخالت کنند. تعجبآور نیست که تا کنون هیچکس تمایل نداشته است. در همین حال، روسیه – که بهطور “موقت” از تحریمهای نفتی ایالات متحده آزاد شده است به ضرر اوکراین – و چین از اشتباهات جنگطلبانه و بیاحترامی ترامپ به نظر جهانی بهرهبرداری میکنند.
اگر هنوز در جهان عدالتی وجود داشته باشد، جمهوریخواهان ترامپ در انتخابات نوامبر مجازات خواهند شد. اما این حداقل چیزی است که باید اتفاق بیفتد. رهبران ایالات متحده و اسرائیل باید در دادگاههای ملی و بینالمللی بهخاطر جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت محاکمه شوند. بریتانیا و دیگر کشورهایی که آسیب دیدهاند باید خواستار جبران خسارت از ایالات متحده شوند. ایران و لبنان باید غرامت دریافت کنند. و ترامپ باید در کنگره بهخاطر سوءاستفادههای فراوان از قدرتش استیضاح شود.
مردم ممکن است بگویند این هرگز اتفاق نخواهد افتاد. اما نکته این است که باید – و باید اتفاق بیفتد. این استاندارد جهانی است که حتی قدرتمندترین رهبران نیز باید به آن پایبند باشند، وگرنه همه چیز از دست میرود. ترامپ تقریباً سه سال دیگر در قدرت است، او اگر بدون محدودیت به کار خود ادامه دهد، چه کار دیگری ممکن است انجام دهد؟
ترامپ که در حال شکست و ناتوانی است، خطر واضح و فوری برای ایالات متحده و جهان به شمار میرود. او را متوقف کنید.

