ما در میانه یک بحران انرژی جهانی بیسابقه و در حال تشدید قرار داریم. بسیاری از مردم میپرسند که این بحران چه زمانی به پایان خواهد رسید. از یک سو، این بحران میتواند هر زمان که رئیسجمهور دونالد ترامپ پیروزی خود را در خصوص اهداف نظامی اصلی اعلام کند، به پایان برسد. از سوی دیگر، ایران در تعیین زمان پایان این درگیری نقش دارد. همانطور که پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده، صبح امروز مشاهده کرد، “تنها چیزی که در حال حاضر مانع تردد در تنگهها میشود، تیراندازی ایران به سمت کشتیها است.” به نظر نمیرسد که این تیراندازی به زودی متوقف شود. اولین بیانیه عمومی نسبت داده شده به رهبر جدید ایران، آیتالله مجتبی خامنهای، روز پنجشنبه اعلام کرد که “دستگاه بستن تنگه هرمز باید همچنان مورد استفاده قرار گیرد.”
بستن مؤثر این تنگه میتواند حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز (mmb/d) از عرضه جهانی نفت را حذف کند، که تقریباً ۲۰ درصد از مصرف مایعات نفتی جهانی است. برای درک بهتر این موضوع، تحریم نفتی عربی در دهه ۱۹۷۰ حدود ۴ mmb/d از بازار جهانی نفت را حذف کرد، که تنها ۷ درصد از مصرف در آن زمان بود. برای مقابله با این بحران، کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی (IEA) این هفته توافق کردند که ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر نفتی خود را آزاد کنند. از این مقدار، ایالات متحده قرار است ۱۷۲ میلیون بشکه از ۴۱۵ میلیون بشکهای که در ذخیرهسازی استراتژیک نفت (SPR) خود دارد، آزاد کند.
دن پونمان، همکار من و جیسون بورداف، مدیر بنیانگذار مرکز سیاست انرژی جهانی در دانشکده امور بینالملل و عمومی دانشگاه کلمبیا، و من در یکی از آخرین آزادسازیهای نفت از SPR در سال ۲۰۱۱ در طول جنگ داخلی لیبی به طور نزدیک درگیر بودیم. ما گرد هم آمدیم تا یادآوری کنیم و گفتوگویی جدی درباره ظرفیت کاهش، کاهش اختلالات تأمین، تسلیح انرژی و قیمتها و بازارهای نفت و گاز داشته باشیم.
مایکل فرومن: دن و جیسون، این تنها پنجمین آزادسازی اضطراری در تاریخ SPR است، با آزادسازیهای قبلی در سالهای ۱۹۹۱ (جنگ خلیج فارس)، ۲۰۰۵ (طوفان کاترینا)، ۲۰۱۱ (جنگ داخلی لیبی) و ۲۰۲۲ (تهاجم تمامعیار روسیه به اوکراین). ما سه نفر در سال ۲۰۱۱ تحت ریاستجمهوری باراک اوباما برای رسیدگی به توقف تولید لیبی با هم کار کردیم. به یاد دارم که چندین بار در دفتر بیضی با هم ملاقات کردیم تا رئیسجمهور را در مورد گزینههایش و پیچیدگیهای استفاده از SPR مطلع کنیم. آن اختلال و مقیاس واکنش ما امروز تقریباً قدیمی به نظر میرسد.
دن پونمان: در سال ۲۰۱۱، ما نگران توقف تولید لیبی بودیم که حدود ۱.۵ mmb/d بود. حالا ما نگران تردد تانکرها در تنگه هرمز هستیم، جایی که معمولاً ۲۰ mmb/d نفت خام جریان دارد. آزادسازی SPR ما در سال ۲۰۱۱ که حدود ۳۰ میلیون بشکه در سی روز بود، عمدتاً برای آرام کردن بازارها و تثبیت قیمتها طراحی شده بود. این اختلال از نظر تأمین قابل مدیریت بود. و این تنها یکی از ابزارها در جعبه ابزار بود. ما همچنین در سرتاسر خلیج سفر کردیم تا تولیدکنندگان اصلی را تشویق کنیم تا میلیونها بشکه در روز ظرفیت اضافی را به خط تولید بیاورند.
فرومن: یکی از چیزهایی که به یاد دارم در آن زمان یاد گرفتم این بود که آزادسازی نفت از ذخیرهسازی بسیار پیچیدهتر و سختتر از آن چیزی بود که اکثر مردم تصور میکردند. SPR در شصت غار نمکی زیرزمینی در سواحل خلیج ذخیره شده است و زیرساختهای لازم برای آزادسازی آن بسیار محدود است.
جیسون بورداف: درست است. مهم نیست که این بزرگترین آزادسازی ذخایر جهانی است. آنچه اهمیت دارد، میزان عبور نفت است. طبق گفته وزارت انرژی ایالات متحده، ظرفیت حداکثر برداشت از ذخایر استراتژیک نفت (SPR) ۴.۴ میلیون بشکه در روز است، اما این ظرفیت فقط روی کاغذ وجود دارد. در واقع، ظرفیت بسیار کمتر است زیرا ما در مدرنسازی زیرساختهای SPR ناکام بودهایم، همانطور که سالها پیش شهادت دادم. در آزادسازی سال ۲۰۲۲، ایالات متحده تنها ۱ میلیون بشکه در روز تأمین کرد. به همراه شرکای خود در آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، ممکن است به مجموع چند میلیون بشکه در روز دست یابیم، اما این فقط بخشی از نفتی را که به دلیل بسته شدن تنگه هرمز مسدود شده، پوشش میدهد. برخی از نفتهای خلیج فارس از طریق روشهای دیگر دوبارهمسیر یابی میشوند و مقدار محدودی ظرفیت اضافی در دسترس است، اما حتی آن نیز نیاز به حمل و نقل برای خروج از خلیج به بازار جهانی دارد.
پونمان: درست است. در حالی که خطوط لوله جایگزینی مانند خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و خط لوله نفت خام ابوظبی امارات متحده عربی وجود دارند که به آنها اجازه میدهد برخی از نفت را بدون عبور از تنگه منتقل کنند، اما آنها نیز محدودیتهایی دارند. خط لوله امارات ممکن است بتواند کمتر از ۱.۸ میلیون بشکه در روز نفت منتقل کند و خط لوله سعودی به طور مؤثر به ظرفیت پایانه صادراتی ینبو محدود است که طراحی شده تا حدود ۴.۵ میلیون بشکه در روز را مدیریت کند، اما در عمل ظرفیت آن به طور قابل توجهی کمتر است. علاوه بر این، آن پایانه صادراتی و کشتیهایی که میتواند بارگیری کند، ممکن است در معرض حملات حوثیها قرار بگیرند اگر آنها بسیج شوند.
فرومن: درست است. ما نمیتوانیم به هیچ روشی به اندازه کافی نفت از خلیج فارس خارج کنیم. بنابراین احتمالاً با کمبود بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز مواجه خواهیم شد، وقتی که خطوط لوله، آزادسازی ذخایر و ذخیرهسازی شناور را در نظر بگیریم. دولت ایالات متحده گفته است که کشتیها را از طریق مؤسسه تأمین مالی توسعه بینالمللی ایالات متحده بیمه خواهد کرد، که میتواند یکی از موانع حمل و نقل را کاهش دهد، اما سوال بزرگتر این است که آیا آن کشتیها واقعاً میتوانند به طور ایمن از این آبراه باریک عبور کنند. کریس رایت، وزیر انرژی، به CNBC گفت که ارتش ایالات متحده هنوز “آماده” نیست تا نفتکشها را اسکورت کند، اما این ممکن است بسته به ماهیت تهدید ایران تغییر کند.
ایران حملات خود را به نفتکشها و پایانههای نزدیک به تنگه هرمز افزایش داده است و گزارشهای تأیید نشدهای وجود دارد که ایران ممکن است شروع به مینگذاری در تنگه کرده باشد. نیروی دریایی ایالات متحده اخیراً چهار مینروب قدیمی آونجر خود را که در خاورمیانه بودند، از خدمت خارج کرده است—کشتیهایی که با بدنههای چوبی ساخته شدهاند تا به طور خاص از فعالسازی مینهای مغناطیسی که شکار میکردند، جلوگیری کنند—و به طور جزئی آنها را با کشتیهای جنگی ساحلی (LCS) که اکنون در خلیج فارس فعالیت میکنند، جایگزین کرده است. به جای فرستادن ملوانان به میدانهای مین با قایقهای چوبی، خدمه این LCSها، پهپادهای زیرآبی و سطحی خودکار را برای شکار مینها ارسال خواهند کرد در حالی که خدمه در امان خواهند ماند. بحران کنونی میتواند یک آزمایش مهم برای این رویکرد باشد.
حتی بدون مینگذاری در تنگه، ایران دارای قابلیتهای کافی در زمینه پهپاد و موشک برای حمله به نفتکشها است، که به آرامی حرکت میکنند و باید از مسیرهای دقیقی پیروی کنند. آنها همچنین وسایل نقلیه سطحی بدون سرنشین (USVs یا قایقهای پهپادی) دارند که قادر به آسیب رساندن شدید به کشتیها هستند.
تمام اینها به نظر میرسد که به افزایش قیمت نفت اشاره دارد، آیا اینطور نیست؟
بورداف: جالب است که تنگه هرمز عمدتاً بسته است، گزارشها حاکی از آن است که ایران ممکن است در حال مینگذاری در تنگه باشد، موشکها بین کشورهای خلیج فارس در حال پرواز هستند و ما قیمتهای نفت را بالا اما نه دیوانهوار مشاهده کردهایم. فکر میکنم تنها چیزی که مانع از افزایش قیمت نفت به این سطوح بالاتر میشود، این است که بازارها شرط میبندند که ترامپ به زودی اعلام خواهد کرد که جنگ به پایان رسیده است.
FROMAN: وقتی مردم میگویند هیچ کشتیای هنوز از تنگه هرمز عبور نمیکند، این کاملاً درست نیست. تعدادی کشتی ایرانی در حال عبور هستند. در واقع، وال استریت ژورنال این هفته گزارش داد که ایران اکنون از طریق این تنگه نفت بیشتری نسبت به قبل از جنگ صادر میکند و به طرز عجیبی با قیمت بالاتری!
PONEMAN: روسیه نیز از این افزایش قیمت بهرهمند میشود. فایننشال تایمز گزارش داد که روسیه به لطف افزایش قیمت نفت و کاهش فاصله قیمت نفت خام روسی، روزانه تا ۱۵۰ میلیون دلار سود بادآورده کسب میکند. روز پنجشنبه، وزیر بسننت همچنین اعلام کرد که ایالات متحده “مجوز موقتی برای اجازه خرید نفت روسی که در دریا معلق مانده است” صادر خواهد کرد. این ذخیره شناور ممکن است به اندازه ۱۲۵ میلیون بشکه باشد.
BORDOFF: بسیاری از مردم فکر میکردند که چین به طور قابل توجهی از این درگیری آسیب خواهد دید و قطعاً برای مقدار زیادی نفت و گازی که وارد میکند، هزینه بیشتری خواهد پرداخت، اما همانطور که اخیراً در فارن پالیسی نوشتم، این وضعیت میتواند به عنوان تأییدی بر استراتژی امنیت انرژی بلندمدت چین دیده شود که بر تلاش برای کاهش واردات نفت از طریق برقی کردن بیشتر اقتصاد خود، تولید بیشتر آن برق از منابع داخلی مانند زغالسنگ و انرژیهای تجدیدپذیر، و ساخت یک ذخیره استراتژیک نفتی بزرگ به اندازه حدود ۱.۴ میلیارد بشکه متمرکز شده است.
PONEMAN: جیسون کاملاً درست میگوید که این بحران خطرات اقتصادی و امنیتی وابستگی به انرژی را برجسته میکند. به یاد داشته باشید که فشار بزرگ بر انرژی هستهای – نه تنها در ایالات متحده، بلکه همچنین در جاهایی مانند فرانسه، ژاپن، کره و سوئد – پس از تحریم نفت عربی در سال ۱۹۷۳ آغاز شد. پیشرفت در انرژی هستهای پس از حوادث در تری مایل آیلند، چرنوبیل و فوکوشیما متوقف شد. اما تحریم نفتی کاتالیزور بزرگی بود که کمک میکند توضیح دهد چرا بیش از چهارصد رآکتور هستهای در حال حاضر در سراسر جهان در حال کار هستند. اکنون نگرانیهای فزاینده امنیت انرژی بر تقاضای روزافزون برق در سطح جهانی، که به واسطه انقلاب هوش مصنوعی و همچنین رشد اقتصادی در جنوب جهانی ایجاد شده، افزوده شده است. این عوامل با نگرانیهای اقلیمی ترکیب شدهاند و منجر به این شدهاند که نزدیک به چهل کشور متعهد شوند ظرفیت هستهای خود را تا سال ۲۰۵۰ سه برابر کنند. این بحران ممکن است این ساخت و ساز را حتی بیشتر تسریع کند.
با این حال، انرژی هستهای و تجدیدپذیرها نمیتوانند به عنوان جایگزینهای یکسان برای نفت در نظر گرفته شوند. با وجود سرمایهگذاری ۱۰ تا ۱۲ تریلیون دلاری در انرژیهای تجدیدپذیر در ده سال گذشته، احتمالاً برای مدت طولانی به شدت به نفت وابسته خواهیم ماند.
FROMAN: بیایید به جایی که شروع کردیم برگردیم، با موضوع ذخیره استراتژیک نفت. جالب است که این روزها علاقه زیادی به انبار کردن وجود دارد. به نظر میرسد ما تاریخ طولانی از انبار کردن همه چیز از لوازم پزشکی و بهداشت عمومی تا پنیر و کشمش داریم. اکنون، ما در حال صحبت درباره تقویت ذخیره دفاع ملی خود با پروژه Vault هستیم که بر ذخیره مواد معدنی حیاتی تمرکز دارد و احتمالاً ساخت یک ذخیره اقتصادی ملی. اغلب، ذخیره استراتژیک نفت به عنوان یک مدل به طور صریح ذکر میشود. بیایید امیدوار باشیم که از نقاط قوت و محدودیتهای ذخیره استراتژیک نفت به عنوان یک ابزار سیاستی درس بگیریم، زیرا این نکات در مواجهه با بحران انرژی موجود آشکار میشوند.

