در کمتر از سه هفته، ایالات متحده و اسرائیل بسیاری از داراییهای نظامی ایران را که برای دههها به تهدید خاورمیانه پرداخته بود، نابود کردهاند. پنتاگون در ۱۰ روز اول ۱۵,۰۰۰ حمله را گزارش داد که نه تنها پرتابگرها، موشکها و کشتیها را منهدم کرد؛ بلکه برخی از سایتهای تولیدی که روزگاری زرادخانه ایران را تأمین میکردند، نیز ویران شدند.
حداقل دو هفته دیگر از حملات لازم است تا اطمینان حاصل شود که رژیم نمیتواند برای چند سال تهدید نظامی جدیای ایجاد کند — اگر اصلاً زنده بماند. مجبور کردن تهدید از تهران به خاموشی قطعاً یک پیروزی نظامی محسوب میشود، که بهطور قابلتوجهی اولین پیروزی ایالات متحده در ایران از سال ۱۹۷۹ است.
اما دو اقدام وجود دارد که میتواند چنین پیروزیای را تضعیف کند. اولین مورد این است که رئیسجمهور ترامپ عملیات را قبل از اینکه اهداف لازم مورد هدف قرار گیرند، بهطور زودهنگام متوقف کند. او این کار را تابستان گذشته انجام داد و به پایان زودهنگام کمپین نظامی اسرائیل علیه ایران منجر شد. یک هفته دیگر از عملیات ممکن بود مانع از پاسخ قوی تهران در روزهای اول این درگیری شود.
دومین شکست این خواهد بود که ایالات متحده اجازه دهد ایران کنترل تنگه هرمز را حفظ کند. اگر رژیم پس از جنگ با قدرتی برای بستن هرمز به دلخواه خود زنده بماند و انتقال سوختهای فسیلی و سایر کالاهای حیاتی را مختل کند، هرگونه اعلام پیروزی از سوی ایالات متحده بیمعنا خواهد بود.
یک نبرد تنشآمیز در حال انجام است بین آنچه برای موفقیت لازم است و فشار مالی عظیمی که جنگ بر بازارهای انرژی و سهام وارد میکند. پیروزی ممکن است، اما تنها در صورتی که ایالات متحده آن فشار مالی را تحمل کند تا بتواند کنترل تنگه هرمز را به دست آورد و جریان تجارت را دوباره باز کند.
در حال حاضر، ترددها از طریق تنگه تقریباً ۹۰ درصد کاهش یافته است. تقریباً تمام محمولههای گاز طبیعی مایع متوقف شدهاند. حدود ۴۰۰ نفتکش در خلیج فارس در غرب تنگه هرمز گرفتار شدهاند و قادر به خروج نیستند، و تعداد مشابهی از کشتیها در سمت شرقی تنگه، در خلیج عمان، قرار دارند. قیمت نفت خام برنت — که معیار قیمتهای نفت است — در ماه گذشته بیش از ۵۰ درصد افزایش یافته است. اگر قیمت نفت به ۱۵۰ دلار در هر بشکه برسد، ممکن است بازارها را به یک سقوط شدید سوق دهد. در آن زمان، فشار بر دولت ترامپ برای باز کردن تنگه احتمالاً بهطور قابلتوجهی افزایش خواهد یافت.
باز کردن تنگه آسان نخواهد بود. ایران میتواند با استفاده از پهپادهای هوایی، بهویژه پهپادهای شاهد که با مواد منفجره بارگذاری شدهاند، و قایقهای تهاجمی بدون سرنشین، به حمل و نقل تهدید کند. همچنین موشکهای کروز دارد که بهویژه خطرناک هستند زیرا تنگه در باریکترین نقطه خود تنها ۲۱ مایل عرض دارد و به ناوهای جنگی آمریکایی تنها ۳۰ یا ۴۰ ثانیه زمان میدهد تا تدابیر دفاعی را به کار بگیرند.
موشکها، پهپادها و قایقهای تهاجمی بدون سرنشین ایران قبلاً به شدت توسط حملات هوایی آسیب دیدهاند و همچنان به شدت مورد هدف قرار خواهند گرفت، بنابراین بزرگترین موانع برای باز کردن تنگه اکنون مینهای ایرانی هستند که برخی از آنها به اندازه یک ماشین لباسشویی هستند و بهطور خاموش در بستر دریا قرار دارند. حملات آمریکایی ۱۶ کشتی مینگذاری ایران را از کار انداخته است، اما ایران احتمالاً صدها، شاید هزاران مین را حفظ میکند.
دولت ریگان تقریباً ۴۰ سال پیش با چالش مشابهی مواجه شد، زمانی که تهران سعی داشت کشورهای خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد تا حمایت خود را از صدام حسین در جنگ ایران و عراق متوقف کنند. به عنوان بخشی از عملیات ارنست ویل، ناوهای نیروی دریایی ایالات متحده نفتکشهای کویتی را در خلیج فارس همراهی کردند تا از آنها در برابر حملات ایران محافظت کنند. این عملیات در نهایت موفقیتآمیز بود، با وجود اینکه یک مین در اولین کاروان در ژوئیه ۱۹۸۷ به یک نفتکش فوقالعاده کویتی آسیب رساند. بهار بعد، یک مین تقریباً یک ناو جنگی آمریکایی را غرق کرد و بدنه کشتی را شکست و حدود ۶۰ ملوان را مجروح کرد.
چالش امروز بزرگتر است زیرا ایران اکنون معادن پیشرفتهتری نسبت به دهه ۱۹۸۰ دارد. و بهطور منظم قوانین بینالمللی را که برای جنگهای معدنی تعیین شده است، نادیده میگیرد، مانند علامتگذاری صحیح مناطق معدنی. برخی از مینها در بستر دریا قرار دارند یا به آن متصل هستند. برخی دیگر میتوانند برنامهریزی شوند تا کشتیها را شمارش کنند، بهطوری که یک مینروبی آمریکایی بتواند از مسیر عبور کند و کشتی دیگری بتواند دنبال کند تا زمانی که مین منفجر شود و کشتی سومی را به زیر بکشد.
گزارشها حاکی از آن است که آقای ترامپ به شدت خواهان این است که کشتیهای نیروی دریایی، تانکرها را در سراسر تنگه اسکورت کنند. درس عملیات Earnest Will این است که از تلاش برای عبور از تنگه قبل از اینکه نیروهای آمریکایی بتوانند تا حد ممکن تهدید را از بین ببرند، اجتناب شود. اگر در آبها مین وجود داشته باشد، ضروری است که کار سخت، خطرناک و کند مینزدایی بهطور کامل انجام شود.
من تقریباً ۴۰ سال پیش در عملیات کاروان شرکت کردم و یاد گرفتم که هیچ گزینه سریعی وجود ندارد — فقط کار روشمند که هفتهها، نه روزها، به نظارت مداوم ماهوارهای و همچنین پوشش هوایی توسط جنگندهها و هلیکوپترهای مسلح نیاز دارد. به احتمال زیاد، در دو هفته آینده، تعداد کافی از ناوشکنهای آمریکایی به دریای عربی شمالی خواهند رسید تا کشتیهای تجاری را اسکورت کنند. اگر متحدان کشتیهای جنگی توانمندی تأمین کنند، مفید خواهد بود، اما این در کوتاهمدت ضروری نیست.
رئیسجمهور باید به یاد داشته باشد که چین در حال تماشا است. اگر فشار در بازارهای نفتی به اندازهای باشد که اراده آمریکا را بشکند و آقای ترامپ را به خروج از جنگ وادارد، رهبران چین احتمالاً نتیجهگیری خواهند کرد که تعهدات ما برای دفاع از تایوان چیزی جز لافزنی نیست.
اگر ایالات متحده بتواند در چند هفته آینده ثابتقدم بماند، میتواند بهطور کامل ماشین جنگی ایران را تضعیف کند. این امر میتواند به دورهای چند ساله از آرامش منجر شود که نه تحریمها و نه دیپلماسی در بیش از چهار دهه نتوانستهاند تولید کنند. در این بازه، یک نظم منطقهای بهتر میتواند ظهور کند.
رئیسجمهور به نقطهای تعیینکننده رسیده است. او نمیتواند همزمان جنگ را بهطور فوری پایان دهد و پیروزی را ادعا کند. این یکی از آن دو است.

