با ورود جنگ ایالات متحده-اسرائیل-ایران به سومین هفته خود، پاکستان در تلاش است تا نقشی به عنوان پل ارتباطی بین تهران، واشنگتن و ریاض ایفا کند. اما با اجتناب از دخالت مستقیم در میدان جنگ در همسایگی خود، اسلامآباد در حال انجام دشوارترین عمل توازن خود در سالهای اخیر است.
در ناپایدارترین مرحله خود در دههها، خاورمیانه بزرگ، که شامل ایران، پاکستان و افغانستان میشود، با خطرات اقتصادی، زنجیره تأمین، هستهای و اقلیمی بیسابقهای مواجه است.
آنچه وضعیت را پیچیدهتر میکند، حملات تلافیجویانه تهران به داراییهای هوایی و انرژی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است که به حضور نظامی ایالات متحده در برخی از این کشورها اشاره دارد.
با روابط نزدیک به کشورهای عربی و تهران، اسلامآباد در نقش حمایتی باقی مانده و به ارائه میانجیگری پرداخته است.
روز دوشنبه، فایننشال تایمز گزارش داد که پاکستان خود را به عنوان میانجی اصلی در تلاش برای پایان دادن به جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران معرفی میکند.
رئیس ستاد ارتش پاکستان، آسم مونیرا، بهطور گزارششده با رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در روز یکشنبه صحبت کرده است. پاکستان بهطور گزارششده پیشنهاد کرده است که میزبان مذاکرات مستقیم بین دو کشور باشد.
در روز دوشنبه، ترامپ ادعا کرد که مذاکراتی با ایران در حال انجام است و ضربالاجل قبلی برای حمله به زیرساختهای انرژی ایران را به تأخیر انداخت. ایران این مذاکرات را رد کرد.
آتشسوزی فرقهای
در حالی که جنگ ایران فشارهای خارجی بر اسلامآباد ایجاد میکند و موجب شوکهای انرژی، توازن دیپلماتیک عالی و عدم قطعیت منطقهای میشود، پیامدهای داخلی جنگ ایران نیز پتانسیل برهم زدن خطوط گسل قومی و مذهبی در پاکستان را دارد.
با داشتن مرز ۹۹۰ کیلومتری با ایران، ارتش پاکستان در برابر تهدیدات تروریستی هوشیار باقی مانده است، در حالی که دولت توانسته است اعتراضات خشونتآمیز شیعهمحور را در شهرهای بزرگ مانند کراچی، لاهور و اسلامآباد بلافاصله پس از مرگ رهبر عالی ایران، آیتالله خامنهای، کنترل کند.
اگرچه پاکستان کشوری عمدتاً سنیمذهب است، اما دومین جمعیت بزرگ شیعیان در جهان را دارد که بیش از ۱۵٪ از جمعیت کل آن را تشکیل میدهند. برای بسیاری از آنها، خامنهای همچنین رهبر مذهبیشان بود.
بهطور پیشگیرانه، رئیس ارتش پاکستان، مارشال میدان آسمین منیر، در تاریخ ۲۰ مارس نشستی با روحانیون شیعه از سرتاسر کشور برگزار کرد. او در این جلسه به آنها درباره تلاشهای دیپلماتیک پاکستان برای کاهش تنشهای منطقهای توضیح داد و تأکید کرد که نباید بهدلیل وقایع در کشور دیگری در پاکستان خشونت رخ دهد.
بابک وحید، پژوهشگر و تحلیلگر ایران و شیعه، به TNA گفت که اگرچه جمعیت شیعه پاکستان “با ایران یا ولایت فقیه همراستا نیستند، اما قتل خامنهای را بهعنوان توهینی به دنیای وسیعتر شیعه دیدهاند” و این میتواند بر ثبات داخلی تأثیر بگذارد.
وحید با اشاره به اینکه رابطه پاکستان با ایران از سال گذشته تقویت شده است، توضیح داد که هر دو طرف به یکدیگر در زمینه امنیت مرزی و مبارزه با تروریسم نیاز دارند، زیرا گروههای فعال در مناطق مرزی و تهدید گستردهتر داعش – استان خراسان (ISKP) همکاری ایران و پاکستان را اجتنابناپذیر میسازد.
اما او افزود که این رابطه شکننده است و ریسکهای اصلی شامل تروریسم فرامرزی و سرریز مذهبی است که میتواند “بهصورت داخلی به گونهای طنینانداز شود که فراتر از ژئوپولیتیک خالص باشد.”
بیابان وسیع مرز ایران و پاکستان مدتهاست که پناهگاهی برای گروههای شورشی بوده و گروههای تروریستی در استان بلوچستان پاکستان حملات انجام میدهند.
در همین حال، استان همجوار ایران، سیستان و بلوچستان، گهگاه با شورشهایی مواجه است، اما هیچ جنبش جداییطلب پایدار وجود ندارد و گروه شبهنظامی ایرانی، جیشالعدل، در حال حاضر در حالت سکوت به سر میبرد.
اما در طول جنگ ۱۲ روزه با ایالات متحده و اسرائیل در ژوئن سال گذشته، جامعه سنی بلوچ ایرانی در آنجا بهطور غیرمنتظرهای جنگ را بهعنوان حمله به “رژیم” و نه به ایران خوشآمد گفت.
بنابراین، سیستان و بلوچستان همچنان در معرض خطر بالاست و اسلامآباد ممکن است مجبور شود امنیت مرزی را تشدید کند یا در صورت وخامت شرایط، به دنبال یک منطقه حائل باشد.
برنامهها برای میانجیگری
به دلیل وضعیت خطرناکی که به واسطه حملات موشکی ایران به تعداد فزایندهای از کشورها ایجاد شده و افزایش قیمتهای نفت پس از مسدود کردن تنگه هرمز که ۲۰ درصد از عرضههای نفت جهانی از آن عبور میکند، اسلامآباد خواستار پایان خصومتها است.
پاکستان یکی از کشورهایی است که بیشترین وابستگی را به صادرات هیدروکربن از خلیج فارس دارد.
ایسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، اخیراً در سخنرانی خود در پارلمان گفت که پاکستان مایل است “گفتوگو بین ایالات متحده و ایران را تسهیل کند.”
با توجه به روابط خوبش با رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، رهبری پاکستان ممکن است بتواند کمک کند.
ذیشان شاه، تحلیلگر در FINRA در واشنگتن، به TNA گفت که به دلیل “استراتژی ایران در حمله به همه همسایگانش، پاکستان تنها همسایهای است که میتواند نقش میانجی برای پایان دادن به درگیری را ایفا کند، زیرا این کشور مورد حمله ایران قرار نگرفته و کانالهای ارتباطی باز با همه طرفها حفظ کرده است.”
با این حال، شاه اشاره کرد که جنگ ایالات متحده با ایران پاکستان را در “وضعیت بسیار حساسی قرار داده است به دلیل روابط نزدیکش با کشورهای عرب خلیج فارس، روابطش با ایران و بهبود روابطش با ایالات متحده. به این موضوع باید توافق دفاعی اخیر پاکستان با عربستان سعودی را نیز اضافه کرد.”
جان آچکزای، وزیر سابق اطلاعات استان بلوچستان در پاکستان، به TNA گفت که این یک فضای ژئوپلیتیکی آسان برای پاکستان نیست و این کشور خواستار “کاهش فوری تنشها و دیپلماسی برای یک راهحل صلحآمیز” است.
با این حال، او گفت که “اسلامآباد در حال راه رفتن بر روی طناب باریکی است — به ایران یادآوری میکند که توافق دفاعی مشترک با عربستان سعودی دارد تا از حملات به کشورهای خلیج فارس جلوگیری کند، با آن متحدان همبستگی نشان میدهد و ثبات منطقهای را در اولویت قرار میدهد در حالی که نگران اثرات سرریز بر مرزهای خود (بهویژه بلوچستان) و امنیت است.”
علاوه بر این، تنها دو روز قبل از شروع جنگ ایران، پاکستان یک عملیات نظامی در افغانستان آغاز کرد و دور کردن تمرکز خود از مرزهای خود ممکن است عملی نباشد.
روابط امنیتی پاکستان و عربستان
با توجه به اینکه اسلامآباد توافقنامه دفاع متقابل استراتژیک (SMDA) با ریاض دارد، باید منافع امنیتی پادشاهی را نیز در نظر بگیرد. به نظر میرسد دار برخی “تضمینها” از ایران برای عربستان سعودی به دست آورده که در آن گفته شده بود “واکنش حداقلی” [حملات] در داخل پادشاهی خواهد بود، اما از آن زمان ایران به داراییهای سعودی حمله کرده است.
در نتیجه، وزیر امور خارجه عربستان، شاهزاده فیصل بن فرحان، در تاریخ ۱۸ مارس به ایران هشدار عمومی داد و گفت که تحمل عربستان به حد خود نزدیک میشود.
اسلامآباد که با هر دو ریاض و تهران روابط خوبی دارد، میتوانست به موفقیت ۱۰۰ درصدی دست یابد اگر ایران از حمله به عربستان سعودی خودداری میکرد.
اگرچه حملات به عربستان سعودی کمتر از حملات به امارات متحده عربی و قطر است، اما پادشاهی نیز هدف قرار میگیرد و ممکن است برای مدت طولانی صبر نکند.
اینجاست که SMDA اهمیت پیدا میکند. با وجود بحثهای گسترده رسانهای درباره اینکه آیا SMDA در صورت ورود ریاض به جنگ ایالات متحده و اسرائیل “فعال” خواهد شد یا خیر، واقعیت این است که، بر خلاف ماده ۵ ناتو، این توافق هیچ تعهد صریح و الزامی برای مداخله خودکار در صورت وقوع یک درگیری بزرگ ندارد.
اگر اینگونه بود، ریاض مجبور بود به جنگ اخیر بین پاکستان و افغانستان بپیوندد که حتی اکنون نیز در یک توقف بسیار شکننده به سر میبرد.
SMDA بهعنوان یک شناسایی رسمی از روابط پاکستان و عربستان که دههها وجود داشته، بهطور عمدی مبهم است؛ در این توافق فضای مانور قابل توجهی وجود دارد، اما اگر پادشاهی به جنگ بپیوندد، پاکستان میتواند فوریت را ارزیابی کرده و تصمیمگیری کند.
به همین ترتیب، دهلی نو یک توافق دفاعی با ابوظبی دارد، اما هیچ حمایتی از هرگونه تلافی امارات علیه ایران اعلام نکرده است. حمله به ایران تنها منطقه جنگی را گسترش میدهد و کل منطقه را در معرض خطر آلودگی هوایی یا آبی و تشعشعات هستهای قرار میدهد.
همچنین، به گفته وحید، “پس از نزدیکی بین ایران و عربستان، تعادل فرقهای در پاکستان تا حد زیادی حفظ شده است. اما در سناریوی جنگ کنونی، بحران بین ریاض و تهران خطر احیای تنشهای فرقهای گذشته را به همراه دارد.”
کارتهای چانهزنی برای پاکستان
اگرچه ایران از سال ۲۰۰۲ توافق همکاری دفاعی با هند دارد، همسایه هستهای پاکستان که با آن چندین جنگ داشته است، وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، هفته گذشته از اسلامآباد به خاطر “همبستگی و حمایت قوی” خود تشکر کرد.
به گفته وحید، “اسلامآباد برای تهران به سه دلیل مهم است: ثبات در مرز شرقی، همکاری علیه گروههای شبهنظامی، و نقش آن در یک تعادل منطقهای وسیعتر که شامل کشورهای خلیج فارس میشود.”
در یک اقدام اخیر، وزرای امور خارجه ترکیه، عربستان، مصر و پاکستان درباره یک توافق امنیتی جدید گفتگو کردند. به گفته یک وزیر پاکستانی، چنین توافقی یک سال در حال برنامهریزی بوده است.
با تأکید بر اعتماد، به گفته وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، میتوان یک “موضع مشترک” اتخاذ کرد.
اما به گفته شاه، پاکستان “تنها کشوری” است که میتواند یک خط ارتباطی پشت صحنه بین ایران و سعودیها فراهم کند، زیرا ترکیه و قطر تحت حملات ایرانی قرار گرفتهاند.
به نظر وحید، پاکستان میتواند نقش مؤثری ایفا کند، اما بیشتر بهعنوان یک “تسهیلگر خاموش تا یک میانجی واقعی”، بهویژه از آنجا که “کانالهای کاری با تهران دارد و تحت فرماندهی ژنرال منیر، دسترسیهایی به واشنگتن دوباره به دست آورده که به آن اهرم مفیدی میدهد.”

