ایران به نظر نمیرسد که به هنر معاملهگری حساس باشد.
رئیسجمهور دونالد ترامپ به شدت در تلاش است تا داستانی را بفروشد که جمهوری اسلامی آماده است تا جنگ را به پایان برساند.
اما هنوز هیچ نشانه عمومی از تهران وجود ندارد که نشان دهد آماده است به او کمک کند تا بحرانی را که با نابود کردن تلاشهای دیپلماتیک قبلی خود تقریباً چهار هفته پیش ایجاد کرده، کاهش دهد.
ترامپ در روز چهارشنبه به اعضای کنگره گفت: “آنها به شدت میخواهند معاملهای انجام دهند، اما از گفتن آن میترسند زیرا فکر میکنند که توسط مردم خود کشته خواهند شد.” او همچنین گفت: “آنها همچنین میترسند که توسط ما کشته شوند”، در آخرین اظهارنظر گیجکنندهاش درباره این درگیری.
این عدم تطابق، شک و تردیدهایی را درباره ادعاهای ترامپ در این هفته مبنی بر اینکه یک پیشرفت ممکن است قریبالوقوع باشد، ایجاد میکند، حتی در حالی که به طور اجتنابناپذیری به سمت تشدید خطرناک درگیری پیش میرود — با هزاران سرباز آمریکایی که به سمت منطقه در حال حرکت هستند.
هر تصمیمی برای فرستادن آنها به میدان عمل، ریسک بزرگی برای ترامپ به شمار میرود زیرا ممکن است منجر به تلفات قابل توجهی از آمریکاییها شود. این امر میتواند شوکهای اقتصادی بسیار بدتری را نسبت به آنچه که قبلاً به خاطر بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران ایجاد شده، به همراه داشته باشد. و یک جنگ طولانی میتواند دوره دوم ریاستجمهوری و میراث او را مصرف کند، در حالی که او با قاطعیت به قدرت رسید که جنگها را به پایان برساند، نه اینکه آنها را آغاز کند.
بنابراین، نیاز به گفتگو به شدت فوری به نظر میرسد.
اما تا کنون، ایرانیها به تمایل فزاینده ترامپ برای پایان دادن به جنگی که او آغاز کرده، پاسخ نمیدهند و این امر رئیسجمهور را درباره نیتهای آنها گیج کرده است.
ترامپ در روز پنجشنبه در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت: “مذاکرهکنندگان ایرانی بسیار متفاوت و ‘عجیب’ هستند. آنها ‘از ما خواهش میکنند’ که معاملهای انجام دهیم، که باید این کار را انجام دهند زیرا به طور نظامی نابود شدهاند، با هیچ شانسی برای بازگشت، و با این حال به طور عمومی اعلام میکنند که فقط ‘در حال بررسی پیشنهاد ما هستند.’ اشتباه!!!”
فیکساسیون فزاینده او برای پایان دادن به جنگ با دیپلماسی با این سوال تیره میشود: آیا دیگر خیلی دیر شده است، بیش از سه هفته پس از رویارویی، تا راهی برای خروج مذاکره شود؟
ترامپ همیشه با تغییر perceptions عمومی از واقعیت موفق بوده است. اما اگر او بخواهد یک راه خروج بسازد که اعتبار خود را حفظ کند و در عین حال از دادن امتیاز به ایران که اعلامیههای پیروزیاش را مسخره کند، اجتناب کند، به محتوای واقعی نیاز دارد. این لحظه همچنین نیاز به چیزی دارد که برای فلسفه زندگی رئیسجمهور بیگانه است — ارائه یک خروج با حفظ آبرو به دشمن به جای اصرار بر تسلیم کامل به خواستههای او.
ترامپ همچنین زمان زیادی ندارد. فشارهای سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جنگ هر روز افزایش مییابد. لحظهای در حال نزدیک شدن است که او با معضلی مواجه خواهد شد که پیشینیان را از ویتنام تا عراق به انحراف کشانده است: اینکه آیا باید جنگ را در جستجوی راهی برای خروج تشدید کند یا خیر.
ایران بخش زیادی از رهبری و پیچیدگی صنعتی نظامی خود را از دست داده است، اما با وجود تمام پتانسیل تخریبی ارتش ایالات متحده، ممکن است فرصتی را برای کشاندن یک رئیسجمهور آمریکایی به یک مبارزه خونینتر خوشامد بگوید.
چگونه جنگ انتخابی ترامپ او را به انتخابهای ناخوشایند کشاند
رویکرد نامنظم ترامپ به جنگ در این هفته — تهدیدهای شدید برای نابود کردن نیروگاههای ایران، سپس عقبنشینی و اعلام پیشرفتهای قریبالوقوع — نمونهای از یک روش سیاسی است که در افراطها عمل میکند. با این حال، تمایل ظاهری او به استفاده از نیروی نظامی قبل از ارائه دیپلماسی نیز واقعیتی تلخ را منعکس میکند: نشانهها برای یک توافق صلح ضعیف است.
آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده سابق صلح خاورمیانه ایالات متحده، گفت که “ایرانیها قیمتی را خواهند خواست که دونالد ترامپ آماده پرداخت آن نیست و این او را با واقعیتی مواجه میکند که باید یک عملیات بزرگ را انجام دهد، نه فقط برای باز کردن تنگه — بلکه برای حفظ آن باز.”
میلر به عیسی سوارس در CNN International گفت که جنگ اکنون یک بحران بینالمللی است. “این جنگ انتخابی که ترامپ به راه انداخت اکنون به یک جنگ ضروری تبدیل شده است.”
انتظار داشتن از دولت برای نشان دادن مهارتهای مذاکره در حال حاضر غیرواقعی است: این دولت هرگز واقعاً بر توجیه قوی برای جنگ توافق نکرده و همچنین نتوانسته است یک استراتژی خروج واضح شناسایی کند. مذاکرات پیش از جنگ داماد ترامپ، جارد کوشنر و نماینده ویژه استیو ویتکوف با ایران شکست خورد. و دیگر تلاشهای آنها در اوکراین و غزه نیز پیشرفت قابل توجه و بلندمدتی به همراه نداشته است.
معاون رئیسجمهور، جی دی ونس به عنوان یک گزینه اصلی در صورت پیشرفت مذاکرات صلح مطرح شده است، شاید تحت نظارت پاکستان یا ترکیه. Advocacy گذشته او برای عدم مداخله ممکن است برای ایرانیها جذاب باشد، اما این موضوع یک نامزد احتمالی ریاستجمهوری ۲۰۲۸ را در یک تنگنای سیاسی قرار میدهد. و تغییر پرسنل نمیتواند بیاعتمادی را که به دلیل حمله ایالات متحده در حالی که مذاکرات صلح قبلی در حال انجام بود، تشدید شده است، کاهش دهد.
به نظر میرسد ترامپ بیشتر از ایرانیها تمایل به گفتگو دارد، شاید به دلیل فشاری که بر رئیسجمهوری است که کشورش را برای جنگ آماده نکرده و اکنون با نظرسنجیهایی مواجه است که عدم رضایت عمومی گستردهای را ثبت میکند.
وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، روز چهارشنبه گفت که ایالات متحده پیامهای متعددی به تهران ارسال کرده اما مذاکرات در حال انجام نیست. با این حال، سخنگوی کاخ سفید، کارولین لیویت، به گفتگوهای سازنده اشاره کرد.
مذاکرات صلح معمولاً با نمایش قدرت از سوی هر طرف همراه است زیرا هر یک تلاش میکند تا پرونده سیاسی خود را تقویت کند. اما در اینجا، تفاوتها بسیار بزرگ و واقعی است.
یک مقام ایرانی به پرس تیوی گفت که تهران خواستار توقف کامل تجاوزات و ترورها است. ایران خواستار تعهدات مشخصی است تا اطمینان حاصل شود که جنگ از سر گرفته نمیشود و پرداخت غرامتهای جنگی به ایران. این مقام خواستار پایان حملات اسرائیل به حزبالله در لبنان شد. و در یک درخواست حداکثری که ترامپ هرگز نمیتواند بپذیرد، حق حاکمیت بر تنگه هرمز را مطرح کرد. این موضوع به جمهوری اسلامی قدرتی میدهد که ۲۰ درصد از منابع نفتی جهان و اقتصاد جهانی را در دست بگیرد.
یک طرح ۱۵ مادهای ایالات متحده به احتمال زیاد شامل ممنوعیت ایران از داشتن سلاح هستهای، تحویل ذخایر اورانیوم غنیشدهاش، پایان دادن به گروههای نیابتی منطقهای و بازگشایی تنگه هرمز است. این نشاندهنده این است که جنگ از کنترل ترامپ خارج شده است که تنگه — که در زمان آغاز درگیری به روی تمام ترافیک نفتکشها باز بود — اکنون به یک خواسته کلیدی ایالات متحده در مذاکرات تبدیل شده است.
ایران در گذشته نشان داده است که آماده گفتگو درباره برنامه هستهای خود است؛ این کشور توافقی با رئیسجمهور باراک اوباما برای متوقف کردن برنامهای که ترامپ آن را پاره کرد، انجام داد. اما در عوض، نیاز به کاهش شدید تحریمها دارد که ممکن است به جمهوری اسلامی آسیبدیده اجازه دهد تا ظرفیت نظامی خود را بازسازی کند.
جزئیات مذاکرات تنها مانع پیشرفت نیست. یک عدم تطابق بنیادیتر وجود دارد: هر دو طرف در جنگ فکر میکنند که در حال پیروزی هستند. لیویت ایران را به خاطر عدم درک “اینکه آنها از نظر نظامی شکست خوردهاند” سرزنش کرد.
تقریباً به طور قطع درست است که هزاران حمله هوایی ایالات متحده و اسرائیل نیروهای مسلح و رهبری ایران را ویران کرده و دولت امنیتی سرکوبگر را که رژیم را در قدرت نگه میدارد، آسیبدیده است.
اما ادعاهای مکرر ترامپ درباره پیروزی نشاندهنده یک سوءتفاهم از نحوه دیدگاه رقبایش نسبت به درگیری است. این ممکن است به نوبه خود موقعیت مذاکره او را در مذاکرات تضعیف کند. برای رژیم ایران، بقا به هر شکلی نمایانگر پیروزی خواهد بود. این رژیم نمیتواند در یک نبرد متعارف پیروز شود. اما در تلاش است تا به ایالات متحده و جهان به اندازهای درد وارد کند که ترامپ هیچ گزینهای جز عقبنشینی نداشته باشد.
ادعاهای مکرر ترامپ درباره پیروزی به یک تناقض دیگر در پیامهای او منجر میشود: اگر ایالات متحده قبلاً پیروز شده است، چرا هنوز در حال جنگ است — و هزاران تفنگدار دریایی و نیروهای هوابرد ایالات متحده را به خاورمیانه میفرستد؟
چرا ممکن است امیدی برای گفتگو وجود داشته باشد
تمام جنگها قبل از آغاز دیپلماسی غیرقابل حل به نظر میرسند. هنر مصالحه ابتدا نیازمند شناسایی باریکترین فضاهایی است که در آن دشمنان میتوانند ملاقات کنند.
شاید چند هفتهای وجود داشته باشد که این امکان وجود داشته باشد زیرا نیروهای زمینی ایالات متحده که ممکن است برای از بین بردن تأسیسات ساحلی ایران در کنار تنگه هرمز استفاده شوند، در حال جمعآوری هستند. ساعت همچنین به دلیل دیگری در حال تیکتیک کردن است — آخرین نفتکشها و گازکشهایی که قبل از آغاز جنگ از خلیج فارس خارج شدند، به زودی به مقاصد خود خواهند رسید. از آن نقطه به بعد، خفه شدن تأمین منابع بحران انرژی و اثرات اقتصادی ناشی از آن را تشدید خواهد کرد.
تریتا پارسی از موسسه کوئینسی برای هنر دولت مسئول معتقد است که ایران، مانند ترامپ، انگیزهای برای پایان دادن به جنگ دارد و بنابراین دیپلماسی شانس دارد. او گفت: “اما ترامپ باید چیزی برای پایان دادن به این جنگ بدهد و این موقعیت بسیار متفاوتی است نسبت به جایی که او شروع کرد.”
پارسی اشاره کرد که ایالات متحده قبلاً یک امتیاز مهم داده است — لغو تحریمها بر نفت ایران که در حال حاضر در دریا بود به منظور کاهش بحران انرژی جهانی. این قبل از جنگ غیرقابل تصور بود، اما اکنون یک پیشزمینه است که ممکن است چارچوبی برای مذاکرات صلح آینده فراهم کند.
این زیاد نیست که بر آن بنا کنیم، اما چیزی است.
مگر اینکه مقامات ایالات متحده و ایران به زودی ارتباط واقعی برقرار کنند، جنگ میتواند به طرز فاجعهباری spiral شود. اگر این جنگ از نقطهای گذشته باشد که دیپلماسی بتواند به عنوان یک ترمز عمل کند، عواقب آن بسیار وحشتناک است که قابل تصور باشد.

