چهار هفته از جنگ میگذرد و تهاجم اسرائیل به جنوب لبنان با مقاومت شدیدی مواجه است که نتوانسته آن را بشکند.
با وجود بیش از ۱۵ ماه حملات هوایی مداوم در سراسر لبنان، ورود به حمله زمینی با کنترل حداقل پنج موقعیت استراتژیک تپهای اشغال شده و استقرار دهها هزار نیرو در امتداد مرز، نیروهای اسرائیلی تنها پیشرفتهای حداقلی از زمان آغاز تهاجم زمینی داشتهاند.
آنچه در اواسط مارس به عنوان یک عملیات زمینی گسترشیافته برای “تأمین” شمال اسرائیل ارائه شد، در عوض حرکات کند و نامنظمی را به همراه داشته است، با پیشرفتهایی که به چند کیلومتر محدود میشود و نه چیزی نزدیک به یک شکاف.
فاصله بین اهداف اعلامشده اسرائیل و واقعیتهای موجود در میدان جنگ اکنون شکلدهنده جنگ است، به طوری که حزبالله پیشرفت را کند کرده و به نیروها در حین حرکت حمله میکند و نبرد را به یک درگیری طولانیمدت تبدیل کرده است که اسرائیل را وادار به تعهد نیروهای بیشتر میکند بدون اینکه بتواند زمین قابل توجهی را حفظ کند، حتی در حالی که راکتها همچنان از جنوب لبنان به سمت اسرائیل شلیک میشوند.
در عمل، این به معنای پیشرفتهای محدود تحت بمباران شدید بوده است، به طوری که روستاها قبل از ورود ویران میشوند و نیروها با کمینها، آتش ضد تانک و حملات مداوم به مواضع خود مواجه میشوند که همچنان پیشرفت آنها را کند کرده و در برخی موارد آنها را وادار به عقبنشینی میکند.
با این حال، مقامات اسرائیلی همچنان تهاجم را به عنوان یک ضرورت “امنیتی” توصیف میکنند، در حالی که حزبالله مبارزات خود را به عنوان مقاومتی در برابر اشغال ارائه میدهد و استدلال خود را برای حفظ سلاحهایش تقویت میکند.
با محدودیتهای سانسور نظامی اسرائیل بر گزارشها و شکلدهی فعال حزبالله به روایت جنگی خود، واقعیت آنچه در جنوب لبنان در حال وقوع است، همچنان مبهم باقی مانده است. پس واقعاً در میدان چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
تهاجم متوقفشده
جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در تاریخ ۲ مارس به لبنان گسترش یافت، زمانی که حزبالله پس از بیش از یک سال حملات مداوم اسرائیلیها به این کشور، موشکها و پهپادهایی به سمت اسرائیل شلیک کرد، که منجر به حملات هوایی و چند روز بعد، اعلام یک حمله زمینی با هدف ایجاد یک “منطقه حائل” تا رودخانه لیتانی – حدود ۳۰ کیلومتر از مرز – شد.
هفتهها بعد، این هدف که به سال ۱۹۷۸ و تلاشهای طولانیمدت اسرائیل برای اشغال اراضی تا رودخانه لیتانی تحت عنوان “منطقه حائل امنیتی” برمیگردد، هنوز به دست نیامده است.
این موضوع پس از بیش از یک سال حملات تقریباً روزانه اسرائیل به اهداف ادعایی حزبالله قبل از ۲ مارس و همچنین کمپین دولت لبنان برای محدود کردن حضور این گروه در جنوب لبنان رخ میدهد. مقامات اعلام کرده بودند که منطقه جنوبی لیتانی از حزبالله و سلاحهای آن خالی است و یونيفیل نیز در پایان سال ۲۰۲۴ گزارشی از حضور حزبالله در آنجا ارائه نکرده است.
مریم فریده، مدرس مطالعات امنیتی در دانشگاه مککواری استرالیا که در زمینه گروههای مسلح غیر دولتی و خشونت سیاسی تخصص دارد، میگوید حزبالله تا کنون در مهار این حمله موفق بوده است.
“حزبالله در تلاش برای محدود کردن و متوقف کردن هر گونه گسترش عملیات زمینی بسیار موفق بوده است”، او به روزنامه نیو عرب میگوید. “تا کنون، آنها در این زمینه موفق بودهاند که ارتش اسرائیل نتوانسته است به جلو پیش برود – شاید حدود هفت کیلومتر فراتر از مرز.”
گزارشهای اسرائیلی نیز پیشرفتهایی به میزان تقریباً هفت تا هشت کیلومتر در مناطقی مانند طیب، با بیشتر تحرکات دیگر در امتداد مرز، از جمله در حولا، کفرشوبا، یارون و خیام، محدود به نفوذهای کمعمق بین یک تا شش کیلومتر توصیف کردهاند.
اینکه هنوز هم این نوع اعداد هفتهها پس از آغاز حمله ذکر میشود، نشاندهنده کند بودن پیشرفت است، با وجود روزها بمباران بیوقفه، دستورهای تخلیه وسیع تا رودخانه لیتانی و جابجایی اجباری بیش از یک میلیون نفر، که بخشهای بزرگی از جنوب را برای حرکت نظامی اسرائیل باز گذاشته است.
در میدان، نیروهای اسرائیلی تحت پوشش هوایی سنگین پیشرفت کرده و روستاها را از طریق بمباران زمین سوخته ویران میکنند قبل از اینکه وارد شوند. حتی با این سطح از تخریب، پیشرفت آنها بارها با کمینها و آتش ضد تانک مواجه شده که آنها را کند کرده و از نگهداشتن زمین بازداشته است.
این ویرانی با هزینه انسانی بالایی همراه بوده است، به طوری که مقامات لبنانی گزارش دادهاند که حملات اسرائیل از ۲ مارس بیش از ۱۲۰۰ نفر را کشته است، از جمله زنان، کودکان، خبرنگاران و کارکنان پزشکی.
گزارشهای رسانههای اسرائیلی در این هفته نشان میدهد که چهار تیپ به جنوب لبنان اعزام شدهاند، که ابتدا تیپهای ۹۱، ۱۴۶ و ۲۱۰ فعالیت میکردند و سپس تیپ زرهی ۱۶۲ در اواخر مارس به آنها پیوسته است.
با این حال، این گسترش به جای تسریع در پیشرفت، به نظر میرسد فشار فزایندهای بر نیروهای اسرائیلی برای تقویت مواضع و حفظ عملیات در برابر مقاومت مداوم را منعکس کند.
کارشناس نظامی لبنانی و ژنرال بازنشسته خلبان بسام یاسین، میدان نبردی را توصیف میکند که در آن پیشرفت وجود دارد، اما محدود و پرهزینه است.
“برخی پیشرفتهای [اسرائیلی] در میدان وجود دارد، هیچکس این را انکار نمیکند”، او به روزنامه نیو عرب میگوید. “اما پس از ۲۸ روز جنگ و ۲۲ روز نبرد زمینی، آنها هنوز نتوانستهاند زمین را فراتر از [روستای جنوبی] طیب که چهار کیلومتر از مرز فاصله دارد، نگه دارند. این نشان میدهد که مشکلات قابل توجهی در میدان وجود دارد.”
دفاعی مبتنی بر کند کردن پیشرفت
رویکرد میدان جنگ حزبالله به گونهای طراحی نشده است که از ورود نیروهای اسرائیلی به لبنان به طور کلی جلوگیری کند، بلکه هدف آن شکلدهی به نحوه حرکت آنها پس از ورود است، به گونهای که هر پیشرویی به چالش کشیده شود، کند گردد و هزینهبر باشد.
به جای دفاع از مواضع ثابت، این گروه به استراتژی فرسایشی تغییر رویه داده است و به نیروهای اسرائیلی اجازه میدهد که به مناطق وارد شوند و سپس از طریق کمین و حملات مداوم به آنها هدف قرار دهند.
کارشناس نظامی، بسام یاسین، میگوید که درگیریها به طور فزایندهای در روستاها و زمینهای جنوبی غیرمتمرکز شده است.
“در هر روستا، در هر کوچه، مبارزان یا در حال مقابله با آنها هستند یا از فاصله به آنها حمله میکنند”، او به TNA توضیح میدهد.
“عامل ضد تانک عنصر اصلی در نبرد است. حزبالله به شدت به سلاحهای ضد زره متکی است. با وجود سیستمهای حفاظتی جدید بر روی تانکهای اسرائیلی و تدابیر مقابله، موشکها هنوز به هدف میخورند و اکنون از پهپادها نیز علیه آنها استفاده میشود. ممکن است همیشه یک تانک را نابود نکنند، اما میتوانند خدمه را مجروح کرده و توانایی عملیاتی آن را تحت تأثیر قرار دهند.”
این موضوع در یک الگوی ثابت از حملات به سبک کمین و هدفگیری مکرر واحدهای زرهی و مهندسی اسرائیلی، اغلب پس از استقرار مواضع، به وقوع پیوسته است.
به گزارش رسانههای لبنانی، از زمان آغاز آخرین درگیری، بیش از 100 تانک و وسیله نقلیه اسرائیلی هدف قرار گرفتهاند و در برخی روزها چندین حمله گزارش شده است. تحلیلی از روزنامه L’Orient-Le Jour، که به حزبالله انتقاد دارد، همچنین به افزایش شدید سرعت عملیاتی اشاره میکند، به طوری که این گروه بین 60 تا 80 حمله در روز انجام میدهد که عمدتاً بر روی نیروهای اسرائیلی که در داخل لبنان پیشروی میکنند متمرکز است.
مقامات اسرائیلی تأیید کردهاند که حداقل 10 سرباز در حوادث جداگانهای در داخل لبنان بین 7 تا 30 مارس کشته شدهاند. هیچ رقم رسمی کلی برای سربازان مجروح اعلام نشده است، هرچند گزارشهای اسرائیلی نشان میدهد که حداقل 70 سرباز مجروح شدهاند.
به جای پراکنده کردن آتش، حزبالله آن را در نقطه تماس متمرکز میکند، حرکت را مختل کرده، مجبور به جابجایی میکند و از تجمیع مواضع واحدهای اسرائیلی جلوگیری میکند.
با این حال، حتی در حالی که اسرائیل به برتری تکنولوژیکی و قابلیتهای اطلاعاتی خود تکیه میکند، این مزایا به دستاوردهای واضحی در میدان نبرد تبدیل نشده است.
“آنچه آنها به عنوان برتری نظامی ادعا میکنند، پیشرفتهای تکنولوژیکی و جمعآوری اطلاعات آنها است، از جمله توانایی شناسایی و ترور اهداف سطح بالا”، فریده میگوید.
“اما از نظر دستاوردهای ملموس در میدان، فکر نمیکنم که آنها بتوانند ادعا کنند که منطقه حائل را تأسیس یا حفظ کردهاند. موشکهای حزبالله هنوز به سمت شمال اسرائیل شلیک میشوند، بنابراین نمیتوان این مرحله را به عنوان یک موفقیت نظامی واضح ارائه کرد.”
آتش مداوم و روایتهای به چالش کشیده شده
در همین حال، حزبالله نیز آتشباری مداوم به سمت اسرائیل را حفظ کرده است که گاهی به عمق مرکز اسرائیل میزند. گزارشهای رسانههای اسرائیلی نشان میدهد که از ۲ مارس، بیش از ۸۵۰ موشک شلیک شده است که عمدتاً مناطق مرزی را هدف قرار داده و در برخی مواقع، در هماهنگی با حملات موشکی ایران به اسرائیل بوده است.
در عین حال، خبرنگاران اسرائیلی به سانسور نظامی سختی اشاره کردهاند که گزارشدهی درباره تلفات و تحولات میدان نبرد را محدود میکند. خبرنگاران میگویند که دستوراتی دریافت کردهاند که جزئیات حملات، خسارات یا تلفات را منتشر نکنند، در حالی که خدمات اضطراری بهطور گزارش شدهای از انتشار اطلاعات منع شدهاند.
برخلاف درگیریهای گذشته با اسرائیل، حزبالله آمار تلفات خود را منتشر نکرده است و اسرائیل ادعا میکند که از ۲ مارس، بیش از ۵۰۰ نفر از جنگجویانش کشته شدهاند.
این موضوع تأیید مستقل مقیاس تلفات را دشوار کرده است، حتی در حالی که گزارشهایی از هلیکوپترهایی که سربازان زخمی را تخلیه میکنند و افزایش جراحات در رسانههای لبنانی و اسرائیلی ادامه دارد.
“بنابراین وقتی [اسرائیل] درباره از بین بردن تهدید صحبت میکند، این بسیار به این بستگی دارد که آیا آنها درباره تضعیف یا رام کردن حزبالله به عنوان یک قدرت نظامی صحبت میکنند، یا اینکه درباره از بین بردن کامل آنها و نابودی کامل گروه صحبت میکنند، که اکنون اگر به آنچه در میدان اتفاق میافتد نگاه کنیم، کاملاً غیرواقعی است”، فریده میگوید.
او اضافه میکند که هر دو طرف در حال شکلدهی به روایتها برای خدمت به اهداف استراتژیک و داخلی هستند.
“حزبالله توانسته است روایت خود را به عنوان مقاومتی در برابر گسترش اسرائیل بازپس گیرد و مشروعیت و اعتبار محلی را از جمعیت لبنانی دوباره به دست آورد”، او میگوید. “از منظر اسرائیلی، روایت درباره ایجاد امنیت آینده است، اما هنوز نمیبینیم که این چگونه به از بین بردن حزبالله به عنوان یک تهدید ترجمه میشود.”
با ادعاهای متضاد، گزارشدهی محدود و پیامرسانی عمدی از هر دو طرف، “واقعاً سخت است که پیگیری کنیم چه اطلاعاتی میتواند برای درک چگونگی پیشرفت درگیری قابل اعتماد باشد”، او میگوید.
جنگ فرسایشی با هزینههای بالا برای اسرائیل
با کند شدن تهاجم زمینی و در حالی که اسرائیل درگیر جنگی چند جبههای است که با حملات به ایران از ۲۸ فوریه آغاز شده، در حالی که جنگش با غزه ادامه دارد، هزینههای کلی در داخل اسرائیل بیشتر نمایان میشود.
ارتش استقرار خود را به دهها هزار سرباز گسترش داده است، با تقسیمات اضافی که به جبهه شمالی آورده شده و آمادهسازیها برای بسیج ذخیرهای بسیار وسیعتر که ممکن است به صدها هزار نفر برسد، در حال انجام است.
فشار مالی نیز در حال افزایش است. برآوردهای اسرائیلی هزینه جنگ را حدود یک میلیارد شیکل در روز (اندکی بیش از ۳۱۶ میلیون دلار) تخمین میزند، در حالی که تأسیسات دفاعی در حال حاضر درخواست حداقل هفت میلیارد شیکل (حدود ۲.۲۲ میلیارد دلار) در بودجه اضافی را کرده و هشدار میدهند که یک پیشروی عمیقتر به لبنان میتواند هزینهها را به طور قابل توجهی افزایش دهد.
آتشباری مداوم حزبالله فشار مداوم بر شمال اسرائیل وارد کرده و ساکنان را مجبور به پناه بردن به پناهگاهها برای مدتهای طولانی کرده و برخی را به ترک مناطق مرزی واداشته است. رسانههای اسرائیلی از افزایش ناامیدی در میان این جوامع گزارش میدهند، همراه با اعتراضات علیه “جنگ بیپایان”.
“حزبالله به راحتی میتواند در یک جنگ فرسایشی دوام بیاورد”، فریده میگوید. “ما این را قبلاً در سال ۲۰۰۶ دیدهایم که توانست به ادامه بازدارندگی عملیاتهای زمینی ادامه دهد.”
به جای جستجوی یک درگیری قاطع، حزبالله به نظر میرسد که بر طولانی کردن درگیری و به تدریج تحمیل هزینهها تمرکز کرده است.
“آنها سعی میکنند تا حد ممکن آنها را به تأخیر بیندازند”، یاسین میگوید. “هرچه نیروهای اسرائیلی بیشتر در زمین بمانند، این بیشتر به یک جنگ خستگی تبدیل میشود.”
در حال حاضر، این دینامیکهای میدان نبرد نشان میدهد که استراتژی حزبالله در کند کردن، مختل کردن و پایدار ماندن در حال اثبات مؤثر بودن در جلوگیری از دستیابی اسرائیل به نتایج سریع است که در تهاجم زمینی خود به جنوب لبنان انتظار داشت.

