ادغام استراتژیک کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در اقتصاد جهانی با شدیدترین آزمون خود مواجه است.
در سال ۲۰۱۸، عبدالخالِق عبدالله، استاد دانشگاه امارات، کتابی با عنوان «لحظه خلیج» منتشر کرد و استدلال کرد که کشورهایی مانند امارات، قطر و عربستان سعودی بر کشورهای مانند مصر و عراق – هسته تاریخی منطقه – غلبه کردهاند و اکنون قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در صحنه جهانی به نمایش میگذارند.
او به این نکته اشاره کرد که ادغام عمیق کشورهای خلیج فارس در اقتصاد جهانی، محور این تحول بوده است.
او نوشت: «لحظه خلیج در تاریخ عرب بیسابقه است» و خاطرنشان کرد که این لحظه «با ظهور یک لحظه تعیینکننده جدید در تاریخ جهان، یعنی جهانیسازی، همزمان شده است».
عبدالله به درستی اشاره کرد که ادغام کشورهای خلیج فارس در اقتصاد جهانی، محور موفقیت آنها بوده است، زیرا توسعه آنها به شدت به جریانهای بینالمللی انرژی، کالا، سرمایه و نیروی کار وابسته است.
اما به دلیل این وابستگی به تجارت جهانی، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران که از فوریه آغاز شده، شوک بزرگی به اقتصادهای خلیج فارس وارد کرده است. در واکنش به حملات هوایی وحشیانه اسرائیل و ایالات متحده، ایران به دنبال استراتژی حملات به زیرساختهای انرژی و تأسیسات لجستیکی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بوده است.
ایران با حمله به کشورهای خلیج فارس در تلاش است تا هزینههای این جنگ را برای اقتصاد جهانی افزایش دهد. جهانیسازی که قدرت و ثروت پشت «لحظه خلیج» را ایجاد کرده، به سرعت به یک آسیبپذیری تبدیل شده است.
قویترین سلاح ایران، بسته شدن جزئی تنگه هرمز بوده است. این تنگه شریان اصلی دریایی خلیج فارس است که ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق آن به بازار منتقل میشود.
تابآوری و سازگاری
یکی دیگر از تاکتیکهای ایران، حمله به مجتمعهای صنعتی شورای همکاری خلیج فارس بوده است، به طوری که تولیدکنندگان نفت خلیج فارس در دو هفته اول جنگ، حدود ۱۵ میلیارد دلار در درآمدهای انرژی خود را از دست دادهاند.
به دلیل این خسارات، ادعاهایی مطرح شده که کشورهای خلیج فارس در بازگشت به حالت عادی از این جنگ اقتصادی با مشکل مواجه خواهند شد و برخی ناظران پیشنهاد کردهاند که شهرهایی مانند دبی ممکن است با ویرانی مواجه شوند. با این حال، چنین گمانهزنیهایی احتمالاً اغراقآمیز است. کشورهای خلیج فارس در مواجهه با این سناریوی بدترین حالت، خود را نسبتاً مقاوم نشان دادهاند.
یکی از نمونههای ظرفیت آنها در بحران، مدیریت واردات غذا بوده است که اکثریت آنها از تنگه هرمز عبور میکند. با این حال، تا کنون گزارشهای کمی از کمبود غذا وجود دارد.
انعطافپذیری بخش لجستیک منطقه و زیرساختهای تجارت داخلی امکان سازگاری سریع را فراهم میکند. غذا و سایر کالاها اکنون در بنادر جایگزین در عمان یا عربستان سعودی تخلیه میشوند و از طریق جاده به سراسر شورای همکاری خلیج فارس منتقل میشوند.
در میان گزارشهایی مبنی بر اینکه شرکتهای چندملیتی در حال خارج کردن کارکنان خود از دبی و سایر شهرها هستند، همچنین گمانهزنیهایی وجود دارد که وضعیت منطقه به عنوان یک مقصد جهانی در خطر است. با این حال، در حالی که ممکن است زمان ببرد تا اعتماد دوباره برقرار شود، واقعیت این است که گزینههای کمی برای آنچه دبی و سایر شهرهای خلیج فارس ارائه میدهند وجود دارد. محیط نظارتی و ثباتی که شرکتهای چندملیتی و سرمایهگذاران را جذب کرده، پس از جنگ همچنان برقرار خواهد ماند.
با این حال، در بلندمدت، این جنگ سوالات کلیدی درباره موقعیت اقتصادی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس مطرح میکند. این جنگ ثبات و آرامشی را که این اقتصادها به آن وابسته بودند، از بین برده است. وابستگی آنها به جریانهای بینالمللی انرژی، کالا، سرمایه و نیروی کار، آسیبپذیر و آسان برای شکستن ثابت شده است.
این بحران نشان میدهد که «لحظه خلیج» به ژئوپولیتیک پایدار وابسته بوده است. این یک یادآوری است که ظرفیت مالی این کشورها نمیتواند جایگزین اشکال سختتری از قدرت، مانند نیروی نظامی، شود.
بنابراین، این بحران نشان میدهد که کشورهای خلیج فارس تا چه حد به هژمونی ایالات متحده وابسته هستند. به مدت چند دهه، واشنگتن به عنوان ضامن امنیت عمل کرده است، در حالی که ایالات متحده و متحدان غربیاش پایگاههای نظامی را برای تقویت این ساختار فراهم کردهاند. ظرفیتهای نظامی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان به فناوری و تخصص ایالات متحده و سایر تولیدکنندگان تسلیحات غربی وابسته است.
آینده پترو دلارها
بیانیههای غیرقابل پیشبینی اخیر رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ – که نشان میدهد او آماده است تنگه هرمز را بسته نگه دارد و به ولیعهد عربستان سعودی توهین میکند – ممکن است بر تعهد ایالات متحده به خلیج فارس تردید ایجاد کند. اما صرفنظر از نوسانات روحی یک فرد، جنگ بر مرکزیت این منطقه برای قدرت ایالات متحده و سرمایهداری جهانی تأکید کرده است.
صنعت نفت و گاز خلیج فارس در هسته زنجیره تأمین صنعتی جهانی قرار دارد. بسته شدن تنگه هرمز باعث افزایش شدید تورم شده است؛ اگر اختلال ادامه یابد، ممکن است منجر به تعلیق تولید در صنایع کلیدی جهانی شود. بنابراین بعید است که منافع ایالات متحده یا دیگر قدرتهای بزرگ در این منطقه کاهش یابد.
نقش خلیج فارس در حفظ قدرت ایالات متحده همچنین در سیستم پترو دلار مشهود است. شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نقش مرکزی در حفظ دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره جهانی ایفا میکند، به دلیل قیمتگذاری فروش نفت به دلار آمریکا، که نتیجه توافقی در سال ۱۹۷۴ بین واشنگتن و ریاض است.
بنابراین، همه کشورها باید دلار را برای خرید نفت، گاز و سایر کالاها نگه دارند که منجر به انباشت مازاد به دلار میشود.
سرمایهگذاریهای قابل توجه خلیج فارس همچنین از اقتصاد آمریکا حمایت میکند، به طوری که برآورد میشود کشورهای شورای همکاری خلیج فارس داراییهای آمریکایی به ارزش حدود ۲ تریلیون دلار را در اختیار دارند و آنها از بزرگترین خریداران تسلیحات ایالات متحده هستند. در سال ۲۰۲۵، ایالات متحده قراردادی به ارزش ۱۴۲ میلیارد دلار با عربستان سعودی امضا کرد.
با این حال، سوالاتی درباره پایداری این سیستم وجود دارد. بیشتر نفت خلیج فارس اکنون به چین و دیگر بازارهای آسیایی فروخته میشود که منجر به گمانهزنیهایی میشود که این معاملات ممکن است به یوان چین انجام شود، در حالی که گزارشهایی وجود دارد مبنی بر اینکه ایران اجازه عبور ایمن از تنگه هرمز برای محمولههای نفتی که به یوان معامله میشوند را میدهد. دویچه بانک به تازگی گزارشی منتشر کرده است که بررسی میکند چگونه این جنگ میتواند به پایان سیستم پترو دلار منجر شود.
در حال حاضر، چنین سناریویی به نظر دور از دسترس میرسد. در حالی که بحران کنونی بدون شک ادعای تضمین امنیت خلیج فارس توسط ایالات متحده را به خطر انداخته است، اما همچنین ناامنی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را عمیقتر کرده و در نتیجه دلیل ضرورت چنین تضمینی را تقویت کرده است.
به طور فزایندهای به نظر میرسد که جنگ منجر به ایران قویتر و جسورتر شود – کشوری که ممکن است خواستار آن باشد که تجارت از طریق تنگه هرمز به اختیار آن انجام شود. این امر کشورهای خلیج فارس را با هیچ گزینهای جز ادامه و احتمالاً تعمیق روابط خود با ایالات متحده باقی میگذارد.
با انجام این کار، آنها ممکن است بتوانند اطمینان حاصل کنند که “لحظه خلیج” برای مدت بیشتری ادامه یابد.

