اگرچه مقامات آمریکایی باید به فشار بر بغداد برای اقدام علیه این گروهها ادامه دهند، جنگ ایران نیاز به جستجوی راههای دیگر فشار و بازتنظیم روابط دوجانبه را نشان داده است.
در تاریخ ۲۸ مارس، شبهنظامیان مورد حمایت ایران در نیروهای بسیج مردمی عراق، حملهای پهپادی به منزل نچیروان بارزانی، رئیس دولت منطقهای کردستان (KRG) در دهوک انجام دادند که یکی از صدها حملهای است که از آغاز جنگ ایران، هدف کردهای عراقی قرار گرفته است. این شبهنظامیان همچنین به همراه حامیان ایرانی خود، در ماه گذشته دهها حمله موشکی و پهپادی به دیگر اهداف در عراق، اردن، کویت و سوریه انجام دادهاند، از جمله تأسیسات نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده، زیرساختهای انرژی و تأسیسات امنیتی دولتی. در میان درگیریها، کتائب حزبالله (KH) – یک گروه تروریستی پیشرو که توسط ایالات متحده شناسایی شده و از بودجه دولت عراق به عنوان بخشی از بسیج مردمی بهرهمند است – در تاریخ ۱۸ مارس، اولتیماتومی صادر کرد که خواستار خروج پرسنل ایالات متحده و تعطیلی سفارت در بغداد ظرف پنج روز شد و این مهلت را در ادامه بحران منطقهای تمدید کرد.
در پاسخ، بغداد حملات به خاک خود را محکوم کرده است اما اقدام قابل توجهی برای جلوگیری از خشونتهای بیشتر یا مقابله با عاملان، که بیشتر آنها پروفایل مشابهی با KH به عنوان گروههای تروریستی شناسایی شده توسط ایالات متحده و مورد حمایت ایران دارند، انجام نداده است. همانند حزبالله در لبنان، تهران از نمایندگان PMF خود برای کشاندن عراق به جنگ استفاده میکند.
از سوی دیگر، ایالات متحده یک کمپین هوایی هماهنگ را هدف قرار دادن پرسنل و داراییهای PMF انجام داده است و این حملات برای آینده قابل پیشبینی ادامه خواهد داشت. با این حال، پس از پایان جنگ ایران، واشنگتن نیاز خواهد داشت تا روابط خود با بغداد را بازتنظیم کند تا واقعیت این که مقامات عراقی تسلط ادامهدار دولت توسط شبهنظامیان تروریستی را پذیرفته و حتی از آن حمایت کردهاند، منعکس کند.
حملات جدید، الگوی آشنا
تأسیس شده در سال ۲۰۱۴ پس از اینکه دولت اسلامی (IS) ارتش عراق را شکست داد و تقریباً یک سوم کشور را اشغال کرد، میليشیاهای الحشد الشعبی—که بیشتر آنها گروههای شیعه هستند—نقش مهمی در بازپسگیری آن سرزمین در کنار کمپین ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده ایفا کردند. با این حال، هنگامی که بغداد در سال ۲۰۱۷ پیروزی علیه IS را اعلام کرد، الحشد الشعبی را غیرمتحرک نکرد. امروز، تعداد میليشیاها به بیش از ۲۳۸,۰۰۰ جنگجو میرسد و بودجه سالانه دولتی معادل ۳.۶ میلیارد دلار را در میان بیش از هفتاد گروه تقسیم میکنند که شامل گروههای تروریستی برجستهای مانند عصائب اهل الحق، حرکة حزبالله النجباء و KH هستند. احزاب تشکیل شده توسط این گروههای مسلح همچنین در دولت با ائتلاف هماهنگی حاکم بر عراق حضور دارند.
بر اساس موضع ایران، الحشد الشعبی مدتهاست که با حضور نظامی ایالات متحده در عراق مخالف است و در سال ۲۰۱۹—دو سال پس از اینکه نیروهای آمریکایی به شکست IS کمک کردند—میليشیاهای تروریستی شروع به حمله به پایگاهها و تأسیسات دیپلماتیک ایالات متحده کردند. واشنگتن به طور مکرر به این حملات پاسخ داد و پایگاههای الحشد الشعبی را هدف قرار داد و دهها نفر از میليشیاها را کشت. اگرچه حملات ایالات متحده منجر به دورههایی از آرامش شد، اما میليشیاها هرگز به طور کامل تلاشهای خود را برای اخراج نیروهای آمریکایی متوقف نکردند.
هنگامی که حماس در اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد، میليشیاها حملات جدیدی را در همبستگی با نیابت ایرانی خود در غزه آغاز کردند. چند ماه بعد، دولت بایدن با بغداد توافقی برای خروج نیروهای باقیمانده آمریکایی که در ابتدا به عنوان بخشی از ائتلاف ضد IS مستقر شده بودند، به امضا رساند، با هدف انتقال به یک نیروی دوجانبه تا پایان سال ۲۰۲۶.
حملات الحشد الشعبی به منافع ایالات متحده عمدتاً بین سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶ کاهش یافت، اما جنگ ایران حدود ۳۰۰ مورد از این گونه حوادث را به وجود آورد، از جمله حملات پهپاد و موشکی کامیکازه به سفارت ایالات متحده، مرکز حمایت دیپلماتیک بغداد و کنسولگری ایالات متحده در اربیل. تا کنون، نیروهای آمریکایی با استفاده از سیستمهای ضد موشک، توپخانه و خمپاره (C-RAM) و سایر داراییها به طور موفقیتآمیزی بسیاری از این حملات را دفع کردهاند.
اقلیم کردستان عراق در طول جنگ آتشسوزی بیشتری را متحمل شده و بیش از ۵۰۰ حمله پهپادی و موشکی را که توسط ایران و نیابتهای عراقیاش انجام شده، تجربه کرده است، که برخی از آنها به تأسیسات آمریکایی، مناطق غیرنظامی و پایگاههای پیشمرگه کرد هدف قرار گرفتهاند. به عنوان مثال، در اواخر ماه گذشته، یک حمله موشکی بالستیک ایرانی شش سرباز پیشمرگه را کشت. در مجموع، حملات در اقلیم کردستان عراق حدود ده غیرنظامی را کشته و نزدیک به پنجاه نفر دیگر را زخمی کرده است. میليشیاها همچنین به طور مکرر به پالایشگاه نفت لاناژ نزدیک اربیل و میدان گاز طبیعی خورمور حمله کرده و تولید را مختل کرده و باعث قطع برق شدهاند.
بقیه عراق نیز از این وضعیت در امان نمانده است. در تاریخ ۱۶ مارس، گروههای الحشد الشعبی پهپادهای حامل مواد منفجره را به سمت هتل رشید در بغداد، که محل استقرار شش مأموریت دیپلماتیک است، پرتاب کردند. چند روز بعد، یک حمله پهپادی میليشیا به مقر سرویس اطلاعات ملی عراق صورت گرفت که منجر به کشته شدن یک افسر شد. سخنگوی KH این حمله به دولت خود را با متهم کردن مقامات این سازمان به خیانت توجیه کرد: “ما اطلاعاتی داریم که ۱۰۰ درصد افسران کرد [در INSS]… به [موساد اسرائیل] و آمریکاییها مرتبط هستند.”
در حالی که آمریکا حمله میکند، بغداد تعلل میکند
دولت ترامپ به بروز حملات حشد شعبی با حملات هوایی پاسخ داده است. عملیاتهای ایالات متحده به کاهش نیروهای کلیدی حشد شعبی منجر شده است، از جمله سخنگوی نظامی حشد شعبی، فرمانده بخش انبار و دو مشاور ایرانی به این گروهها. همچنین گزارش شده است که نیروهای آمریکایی هدف حمله قرار دادهاند فالح الفیاض، رئیس حشد شعبی، در محل اقامت او در موصل، هرچند این حمله ناموفق بوده است.
با این حال، بیش از یک ماه از درگیریها میگذرد و بغداد هنوز اقدام ملموسی برای جلوگیری از این تهاجم انجام نداده است. از یک سو، این عدم اقدام ممکن است قابل درک به نظر برسد زیرا گروههای حشد شعبی سابقهای در هدف قرار دادن رهبران دولت عراق دارند. هنگامی که در یک مصاحبه در تاریخ ۲۲ مارس از وزیر امور خارجه فواد حسین پرسیده شد که آیا بغداد میتواند این گروهها را کنترل کند، او پاسخ داد: “من اینطور فکر نمیکنم… اگر موضوع به کنترل منجر به درگیری تبدیل شود، نمیدانم که چه کسی تعادل قدرت نظامی را در دست دارد—دولت یا [حشد شعبی].”
از سوی دیگر، دولت موقت به رهبری محمد شیعه السودانی در برابر این گروهها احترام غیرمعمولی نشان میدهد در میان فرآیند پیشبینیپذیر طولانی تشکیل دولت که پس از انتخابات پارلمانی نوامبر گذشته دنبال شده است. پس از حملهای از سوی ایالات متحده به یک پایگاه نظامی مشترک حشد شعبی-عراقی که منجر به کشته شدن چندین نفر از نیروهای میلیشیا شد، نخستوزیر reportedly جاشوا هریس، مقام سفارت را احضار کرد تا ناامیدی خود را ابراز کند. در جلسه بعدی کابینه امنیت ملی—که به ریاست السودانی و با حضور مقامات شیعه وابسته به حشد شعبی برگزار شد—به میلیشیاها اجازه داده شد که در برابر حملات ایالات متحده از خود دفاع کنند.
پیشنهادات سیاستی
عراق قبل از جنگ با چالشهای عظیمی روبرو بود و اکنون اوضاع بدتر شده است. علاوه بر روند متوقف تشکیل دولت، تولید نفت به دلیل بحران ایران متوقف شده است—مشکل بزرگی در کشوری که فروش نفت 90 درصد درآمدهای دولت را تشکیل میدهد و 62 درصد جمعیت در بخش عمومی مشغول به کار هستند. پیش از این، بیش از یک سال آرامش نسبی منجر به برخی پیشرفتهای اولیه در جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی شده بود، اما اکنون عراق به جنگی کشیده شده است که احتمالاً هرگونه تلاش بیشتر در این زمینه را مختل خواهد کرد.
سال گذشته، دولت ترامپ بارها از بغداد خواست تا شبهنظامیان وابسته به ایران را خلع سلاح کند و این تمرکز مداوم به نرمالسازی بحث خلع سلاح در میان شهروندان و مقامات عراقی کمک کرد. با این حال، دولت سودانی هیچ اقدامی نکرد. به طرز عجیبی، بغداد مدتهاست که از اقدام علیه این گروهها خودداری کرده است، بخشی از این نگرانی به دلیل ترس از بروز خشونت گستردهتر است، اما نتیجه آن افزایش خشونت شبهنظامیان علیه هر عراقی است که با برنامههای آنها مخالف است. به طور فزایندهای، عراق به لبنان شباهت پیدا میکند؛ اگر بغداد به زودی اقدام نکند، عراق نیز به یک دولت شکستخورده تبدیل خواهد شد.
در حالی که آخرین نمایش تسلط تهران بر عراق—و همدستی بغداد—ممکن است دولت ترامپ را به ترک کامل کشور وسوسه کند، این کار نادرست خواهد بود. در عوض، واشنگتن باید فشار بیشتری به مقامات عراقی وارد کند تا علیه این شبهنظامیان اقدام کنند و همچنین به دنبال دیگر راههای فشار باشد در صورتیکه بغداد همچنان از این موضوع خودداری کند:
هدف قرار دادن تأمین مالی مستقیم بغداد برای شبهنظامیان. در این مرحله، حشد شعبی به قدری بزرگ و تأثیرگذار است که نمیتوان به طور کامل آن را منحل کرد، بنابراین هدف ایالات متحده باید این باشد که بغداد گروههای مشکلسازتر را حذف کند. دولت ترامپ میتواند این تلاش را با تحریم تمام مقامات دولتی عراقی که تأمین مالی سازمانهای تروریستی تعیینشده توسط ایالات متحده مانند عصائب اهل حق، حرکات حزبالله النجباء، KH و دیگران را تأیید یا تسهیل میکنند، تسهیل کند.
پایان دادن به تأمین مالی غیرمستقیم برای شبهنظامیان. در اکتبر، وزارت خزانهداری ایالات متحده شرکت عمومی مهندسی را که یک نهاد تجاری بزرگ عراقی تحت کنترل حشد شعبی است، تعیین کرد. با این حال، به طور گستردهای بر این باورند که دولت عراق هنوز پروژهها را به گروههای مستعار این کنسرسیوم واگذار میکند و به این ترتیب تأمین مالی قابل توجهی به حشد شعبی منتقل میکند. اگر بغداد تحریمهای ایالات متحده را نادیده میگیرد یا فقط به درستی عمل نمیکند، واشنگتن باید آن را مسئول بداند.
ارزیابی مجدد کمکهای امنیتی. ایالات متحده کمکهای امنیتی قابل توجهی به عراق ارائه میدهد، از جمله بیش از 200 میلیون دلار کمک ضدتروریسم برای سال 2026. با این حال، به جای استفاده از این وجوه برای محدود کردن سازمانهای تروریستی وابسته به ایران، بغداد به آنها به طور تصاعدی بیشتر از این مبلغ از خزانه خود عراق داده و واحدهای ارتش ملی را ملزم کرده است که با آنها پایگاهها را به اشتراک بگذارند. دولت در مبارزه با گروههای تروریستی سنی مانند داعش کارهای زیادی انجام داده است، اما اکنون باید در برابر گروههای تروریستی شیعه نیز اقدام کند—در غیر این صورت، کمکهای امنیتی ایالات متحده باید کاهش یا به طور کامل متوقف شود.
درخواست کمک عربی. اگرچه بغداد در سالهای اخیر به دنبال بهبود روابط با کشورهای عربی بوده است، اما واحدهای حشد شعبی در طول این جنگ حداقل سه کشور عربی را هدف قرار دادهاند و در برخی موارد از اراضی که دولت به برخی شبهنظامیان داده است، حملات را آغاز کردهاند. بنابراین، واشنگتن باید کشورهای عربی، به ویژه در منطقه خلیج فارس، را تحت فشار قرار دهد تا کمک و سرمایهگذاری مستقیم خارجی را از عراق تا زمانی که دولت حمایت خود را از این گروهها متوقف کند، متوقف کنند.

