تنگه هرمز در حال تغییر و تحول است. در میان حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران، دولت ایران به طور مؤثر استفاده از این آبراه استراتژیک را مسدود کرده است. از پایان فوریه، هر روز تقریباً ۲۰ میلیون بشکه نفت در این تنگه گیر کرده است؛ حدود ۲۰٪ از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) غیرقابل حرکت شده است.
اکنون ایالات متحده و ایران به یک آتشبس موقت دو هفتهای دست یافتهاند که اجازه میدهد برخی از ترافیکهای دریایی دوباره از این تنگه عبور کنند. اما با توجه به ماهیت این درگیری، این موضوع برای اروپاییها که با چشمانداز افزایش قیمتهای نفت و LNG مواجه هستند، چندان اطمینانبخش نیست. از این رو، اروپا باید امنیت انرژی بلندمدت خود را جدیتر بگیرد.
افزایش قیمتهای انرژی بر سایر بازارهای پتروشیمی تأثیر خواهد گذاشت، به عنوان مثال، تحویل کود (که منجر به افزایش قیمتهای مواد غذایی میشود) و هلیوم (که باعث کمبود میکروچیپ میشود). اتحادیه اروپا و دولتهای کشورهای عضو آن باید بر توسعه توانمندیهای خود در انرژی بادی تمرکز کنند؛ تأمین واردات گاز طبیعی اروپا؛ سازگاری با چشمانداز انرژی هستهای؛ و کاهش ریسک وابستگی مداوم به نفت.
یادگیری از تجربه روسیه
اروپا به شدت با کمبود منابع مواجه است و از پایه سوخت فسیلی ایالات متحده، روسیه یا چین برخوردار نیست. وابستگی آن به این منابع با نیاز به تأمین نوآوری تشدید شده است: به عنوان مثال، با وجود نگرانیهای فراآتلانتیکی در دهه ۱۹۸۰ مبنی بر اینکه گاز شوروی نباید بیش از حدود ۳۰٪ از تأمین اروپا را تشکیل دهد، این محدودیت غیررسمی با گسترش واردات برای حمایت از صنعت و انتقال انرژی کنار گذاشته شد.
تا فوریه ۲۰۲۲، روسیه تقریباً ۴۵٪ از واردات گاز اتحادیه اروپا را تأمین میکرد: قبل و بعد از آغاز حمله تماممقیاس روسیه به اوکراین، دولت ولادیمیر پوتین تأمین گاز طبیعی به اروپا را کاهش داد، به ویژه کاهشهای شدیدی پس از فوریه ۲۰۲۲ رخ داد. در حالی که قیمتهای گاز در سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۹ بین ۹ تا ۲۹ یورو به ازای هر مگاوات ساعت متغیر بود، تا اوت ۲۰۲۲ قیمت معیار Title Transfer Facility اروپا از ۳۴۰ یورو به ازای هر مگاوات ساعت فراتر رفت.
اتحادیه اروپا با مشکلات فوری ناشی از این وضعیت به ویژه از طریق حمایت مالی برای یارانه مستقیم قبوض، حمایت صنعتی مستقیم برای پوشش کسبوکارها (به ویژه کسبوکارهای انرژیبر) و تأمین نقدینگی برای شرکتهای انرژی به منظور خرید گاز طبیعی با قیمتهای “در اوج بازار” برخورد کرد. اما حتی قبل از انتخاب دوباره دونالد ترامپ به عنوان رئیسجمهور ایالات متحده، مشخص بود که اروپا به یک استراتژی امنیت انرژی مقاومتر و همهجایی نیاز دارد.
جایی که اروپا میتواند بیشتر عمل کند
با وجود الزامات اتحادیه اروپا مبنی بر اینکه ذخایر گاز کشورهای عضو باید تا اول نوامبر هر سال 90 درصد پر باشد، تقریباً تمام کشورهای عضو با دشواریهایی در دستیابی به هدف سال 2026 مواجه خواهند شد. سطح پایین ذخایر گاز از زمستان 2025-2026 به این معنی است که میانگین ذخیرهسازی فعلی حدود 30 درصد است؛ نگرانیها در مورد قیمتهای بالای گاز باعث تأخیر در تصمیمگیریها در مورد افزایش تأمین گاز مایع طبیعی (LNG) شده است (اگرچه سیاستگذاران در حال حاضر در حال بررسی کاهش سطح درصد 2026 به 80 درصد هستند).
علاوه بر این، پلتفرم AggregateEU به اندازه کافی از نقاط قوت تجاری اروپا بهرهبرداری نمیکند: این پلتفرم یک سیستم تطبیق مصرفکننده و تأمینکننده است، نه یک مکانیزم خریدار واحد که در آن کشورهای عضو به طور جمعی در بازار خرید کنند. این در حالی است که گزارش ماریو دراگی در سال 2024 در مورد رقابتپذیری اقتصادی اتحادیه اروپا به این نکته اشاره کرده است که نبود یک مکانیزم خریدار واحد در اروپا در طول بحران 2021-2022 به اروپاییها حدود 700 میلیون یورو هزینه داشته است. رقابت کشورهای عضو برای تأمین گاز میتواند به نحو بهتری از طریق یک رویکرد خریدار واحد مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، پذیرش مقررات اضطراری اتحادیه اروپا تحت ماده 122 به طور موقت کاهش الزامات مجوز برای انرژیهای تجدیدپذیر را مجاز دانست، با هدف تسریع در اجرای آن. در حالی که این اقدام تأثیر مثبتی داشت، اما تنها برای یک بازه زمانی محدود اعمال شد—اگرچه رویههای عادی اتحادیه اروپا به طور نظری بار فرآیندهای مجوز را کاهش دادهاند، اما روندهای قانونی داخلی مانع از ایجاد تفاوت قابل توجهی شده است.
با این حال، به طور مثبت، کشورهای عضو اتحادیه اروپا تأمین گاز مایع طبیعی بیشتری از کشورهای دیگر تأمین کردهاند، که اصلیترین آنها ایالات متحده است که در سال 2025، 80 میلیارد متر مکعب تأمین کرده است، در حالی که این رقم در سال 2021، 21 میلیارد متر مکعب بود.
leverage استراتژیک اصلی اروپا
مقیاس خسارت ناشی از بحران انرژی 2021-2022 نشان میدهد که اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن باید از قبل به طور قویتری پاسخ میدادند. اقدامات بلندمدتی که اروپاییها پس از آن اتخاذ کردند، مفید بودند اما به هیچ وجه کافی نبودند، با توجه به مقیاس محدودیتهای منابع اروپا و وابستگی آن به تأمین.
شاید پیامدهای اطراف تنگه هرمز اروپاییها را وادار کند که در نهایت یک استراتژی انرژی قویتری را اتخاذ کنند—و آنها باید بر چهار حوزه کلیدی تمرکز کنند.
استقرار انرژیهای تجدیدپذیر
به عنوان بخشی از هر استراتژی امنیت انرژی، اروپاییها باید به سرعت انرژیهای تجدیدپذیر را به کار گیرند. اما آنها همچنین باید تفاوتهای بین انرژی بادی و خورشیدی را شناسایی کنند. بهرهبرداری از انرژی بادی با دو مشکل مجوز و موانع زیرساختی و همچنین هزینههای سرسامآور اجزا مواجه است.
بنابراین، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن باید مشخص کنند که کدام سایتها در اروپا بیشترین مقدار انرژی بادی را تولید میکنند؛ آنها را در اولویت قرار دهند؛ و از تمام تدابیر موجود در سطح اتحادیه اروپا و ملی، از جمله در صورت لزوم، رویه اضطراری تحت ماده ۱۲۲ پیمان اتحادیه اروپا (TFEU) برای پیشبرد توسعه استفاده کنند.
اتحادیه اروپا همچنین باید درک کند که در حالی که مشکلاتی در مورد پارکهای خورشیدی بزرگ وجود دارد، یک مسیر دیگر برای پیشرفت با تولید انرژی خورشیدی در سطح خانگی و شرکتهای کوچک ممکن است. این از طریق پنلهای خورشیدی همراه با باتریهای ایمن و کمهزینه است که به تدریج وارد بازار مصرفکننده میشوند.
اتحادیه اروپا میتواند به ترویج توسعه باتریهای کمهزینه کمک کند با شناسایی تولیدکنندگان کلیدی اروپایی و تشویق آنها به مسیر بازار و گسترش. این ترکیب باتری-خورشیدی میتواند به سرعت هزینههای انرژی مصرفکننده را کاهش دهد، فشار بر شبکه را کاهش دهد و امنیت تأمین اروپا را تقویت کند.
شناسایی نیاز به گاز طبیعی مایع (LNG)
از آنجا که هیچ ذخیرهسازی باتری در مقیاس شبکه وجود ندارد که بتواند انرژی بادی را برای بیش از چند ساعت جایگزین کند، اتحادیه اروپا همچنین باید گاز طبیعی را برای گرمایش، کود و تولید پتروشیمی تأمین کند. اگرچه اروپا با تنوع تأمین، مشکلات ذخیرهسازی و تولید داخلی مواجه است، اتحادیه اروپا میتواند تنوع تأمین را ایجاد کند. این عمدتاً به دلیل ورود عرضههای اضافی بزرگ LNG از ایالات متحده و سایر نقاط جهان به بازار است که به این معنی است که اتحادیه اروپا به یک تأمینکننده واحد وابسته نیست.
اروپا همچنین باید ظرفیت ذخیرهسازی گاز خود را گسترش دهد و بهتر از آن استفاده کند—از جمله در اوکراین. این کشور بزرگترین تأسیسات ذخیرهسازی گاز زیرزمینی در اروپا را در اختیار دارد، به ویژه در نزدیکی مرز غربی خود، با حجمی معادل ۳۰ میلیارد متر مکعب. این معادل ۳۰٪ از کل ظرفیت ذخیرهسازی گاز اروپا است. اروپا همچنین میتواند به دنبال توسعه بیشتر منابع گاز طبیعی خود در دریای شمال یا دریای مدیترانه باشد، یا با همسایگان دوستانهای مانند نروژ و الجزایر همکاری کند.
شروع به استفاده از انرژی هستهای
سپس به انرژی هستهای میرسیم. انرژی هستهای ظرفیت تأمین یک پایه امنیت انرژی سبز را دارد که قدرت را به مقیاس و با هزینه کمتر ارائه میدهد. فرانسه در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به این هدف دست یافت: در عرض ۱۵ سال، ۴۵ نیروگاه هستهای ساخته بود. حتی امروز، فرانسه با توجه به مقیاس زنجیرههای تأمین و ظرفیت مهندسی خود، به سختی میتواند این کار را بهطور مستقل تکرار کند.
با این حال، کشورهای اروپایی علاقهمند، چه در داخل و چه در خارج از اتحادیه اروپا، میتوانند برای توسعه منابع، مهارتهای فنی، سرمایه و زنجیرههای تأمین همکاری کنند تا این دستاورد فنی را تکرار و حتی فراتر از آن بروند. واضح است که این کار زمانبر خواهد بود—اما اگر اروپاییها از سال ۲۰۲۲ شروع کرده بودند، اکنون بیش از نیمی از راه را برای تکمیل ۱۰ نیروگاه جدید اول طی کرده بودند.
خارج کردن اروپا از وابستگی به نفت
در نهایت، اتحادیه اروپا باید از بحران تنگه هرمز به عنوان فرصتی برای کاهش وابستگی خود به تأمین نفت استفاده کند. مصرف نفت اتحادیه اروپا تقریباً ۷.۳ میلیون بشکه در روز است؛ که نزدیک به پنج میلیون از این مقدار مربوط به حمل و نقل است. اتحادیه اروپا میتواند برای تغییر به خودروهای برقی ساخت اروپا (EVs) فشار بیاورد تا تقاضای نفت را کاهش دهد. این امر نیازمند حمایت مالی از تولیدکنندگان خودروهای برقی اروپایی برای پیشبرد توسعه، مشوقهای اقتصادی برای خرید خودروهای برقی اروپایی—و یک دیوار تعرفهای قویتر برای جلوگیری از ورود خودروهای برقی چینی به قاره است.
بحران در ایران و در تنگه هرمز، آسیبپذیری مداوم انرژی اروپا را زیر سؤال میبرد. با این حال، اروپاییها بیدفاع نیستند. همانطور که در یک یادداشت سیاستی اخیر ECFR توضیح داده شده است، اروپا باید با سرعت عمل کند تا امنیت تأمین خود را تقویت کرده و یک پایگاه تأمین گسترده و متنوع ایجاد کند. این امر به اروپاییها اجازه میدهد تا پایه صنعتی خود را تقویت کرده، ظرفیت خود را برای بازسازی بخش دفاعی افزایش دهند و بهطور کامل در انقلاب هوش مصنوعی شرکت کنند.

