دمشق از جنگ ایران آسیب چندانی ندیده و محاصره خلیج فارس ممکن است سوریه را به یک مسیر انرژی جایگزین تبدیل کند. سوریه در حال مدیریت چالشهای پیچیده خاورمیانه است و از درگیریها دوری میکند، در حالی که خود را برای بهرهبرداری از پیامدهای حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران آماده میکند. در حالی که بیشتر کشورهای منطقه از اواخر فوریه تحت حملات نیابتی ایران و گروههای وابسته به آن قرار گرفتهاند، سوریه عمدتاً خارج از دایره آتش باقی مانده است. این به این دلیل نیست که سوریه و ایران روابط گرمی دارند. دولت کنونی سوریه متشکل از شورشیان سوری است که در دسامبر ۲۰۲۴ با سرنگونی رژیم وابسته به ایران بشار اسد به قدرت رسیدند. چگونه سوریه توانسته است در آرامش نسبی باقی بماند و چه چیزی برای به دست آوردن دارد؟
پس از سقوط اسد، سوریه بیشتر سال ۲۰۲۵ را صرف تلاش برای ایجاد یک دولت جدید و تقویت کنترل خود کرد. احمد الشرع، رئیسجمهور موقت سوریه، بهطور بیوقفه برای رفع تحریمها علیه سوریه و همچنین کاهش نگرانیها در ایالات متحده و اروپا درباره گذشته افراطی خود تلاش کرده است. او در این تلاشها بهطور کلی موفق بوده است. با این حال، موانع زیادی در آستانه سال ۲۰۲۶ باقی مانده است. به عنوان مثال، در ژوئیه ۲۰۲۵ درگیریهایی بین دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) که مورد حمایت ایالات متحده هستند، رخ داد. SDF، گروهی که عمدتاً تحت رهبری کردها قرار دارد، در ژانویه توافق کرد که به نیروهای امنیتی جدید سوریه ادغام شود. این روند هنوز در حال انجام بود که ایالات متحده و اسرائیل در پایان فوریه حملات خود به ایران را آغاز کردند. یکی دیگر از موانع برای سوریه، روابط با اقلیت دروزی در استان سویدای جنوبی کشور بوده است. دروزیها از اسرائیل حمایت میشوند و رهبری آنها به دمشق اعتماد ندارد.
پس از یک ماه و نیم جنگ، که در آن ایران هزاران حمله پهپادی و موشکی به کشورهای مختلف در منطقه انجام داد، سوریه عمدتاً دست نخورده باقی ماند. یک شبهنظامی وابسته به ایران از عراق به سمت سوریه راکتهایی شلیک کرد که هدف آن یک پایگاه نظامی ایالات متحده بود. علاوه بر این، سوریه مجبور شد پروازهای تجاری را به دلیل پرواز موشکهای بالستیک بر فراز کشور متوقف کند. دمشق از این زمان برای برگزاری یک جلسه سطح بالا با مقامات ترکیه و میزبانی ولادیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین استفاده کرد. وزیر امور خارجه ترکیه، هاكان فیدان، در ۵ آوریل به دمشق رفت و با وزیر امور خارجه سوریه، اسعد الشیبانی، دیدار کرد. زلنسکی پس از بازدید از کشورهای خلیج فارس، تجربیات خود را در زمینه دفاع اوکراین در برابر تهدیدات پهپادی و موشکی به اشتراک گذاشت. فیدان، زلنسکی و مقامات سوریه در ۶ آوریل یک جلسه سهجانبه برگزار کردند.
در پی دیدارها با زلنسکی و مقامات ترکیه، سوریه همچنین در ۱۳ آوریل جلسات سطح بالایی با اردن برگزار کرد. “اردن و سوریه تعهد خود را به گسترش همکاریهای دوجانبه و پیشرفت به سوی یک شراکت استراتژیک جامع پس از یک جلسه سطح بالا در امان تأکید کردند”، روزنامه اردن تایمز اشاره کرد.
این دومین نشست شورای هماهنگی عالی بین دو کشور بود. این نشست بهطور مشترک توسط ایمن صفدی، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه اردن و وزیر امور خارجه سوریه، اسعد الشیبانی، ریاست شد. رسانههای اردنی اعلام کردند که ۳۰ وزیر از هر دو دولت در این نشست شرکت کردند. این کشورها در حال کار بر روی مسائل متعددی هستند زیرا مرز مهمی را به اشتراک میگذارند و امکانات همکاری در زمینههای ارتباطات، آب، پیوندهای ریلی و انرژی وجود دارد.
در طول جنگ داخلی سوریه که از ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴ به طول انجامید، اردن مقصد بسیاری از سوریهایی بود که از درگیریها و سرکوبهای رژیم اسد فرار میکردند. در سال ۲۰۱۸، رژیم سوریه شورشیان سوری را که مناطق نزدیک به مرز اردن در منطقه درعا را در اختیار داشتند، سرکوب کرد. پس از سقوط اسد، این منطقه در کانون توجه قرار گرفته است. بخشی از این توجه به این دلیل است که اسرائیل خواستار غیرنظامیسازی جنوب سوریه شده است. علاوه بر این، منطقه دروزی سویدا نزدیک به اردن و درعا است و تحت کنترل دمشق نیست. اردن همچنین نگران جریان قاچاق مواد مخدر از جنوب سوریه در دهه گذشته است.
سوریه بهطور بالقوه میتواند از درگیری ایران بهرهمند شود. اگر سوریه به ثبات برسد، میتواند به یک مسیر انتقال انرژی تبدیل شود. این میتواند شامل خطوط لوله برای نفت یا گاز و همچنین سایر کالاهایی باشد که از طریق آنها منتقل میشوند. محاصره ایرانی تنگه هرمز صادرات نفت عراق را قطع کرده است. در نتیجه، بغداد به دنبال صادرات نفت از طریق پایانه بانیاس سوریه در مدیترانه بوده است.
امکان احیای ارتباطات ریلی و همچنین افزایش ترافیک در بزرگراههای کلیدی به سوریه، اردن و عراق وجود دارد. اگر سوریه و اسرائیل بتوانند به توافقی دست یابند، همچنین ممکن است پیوندهای حمل و نقل و تجارت بیشتری برقرار شود. علاوه بر این، این موارد میتواند به تثبیت لبنان کمک کند. در تاریخ ۱۴ آوریل، مقامات لبنانی و اسرائیلی در واشنگتن دیدارهایی برای بحث در مورد کمپین اسرائیل در جنوب لبنان علیه حزبالله برگزار کردند. نقش بالقوه سوریه در کاهش تنشها در لبنان نیز یکی دیگر از احتمالات برای دمشق است.
جغرافیای سوریه به این معناست که این کشور در مسیرهای تجاری کلیدی قرار دارد که روزگاری امپراتوری عثمانی را به دنیای عرب متصل میکرد. درگیری عربی-اسرائیلی و جنگ سرد در قرن بیستم، سوریه را به یک کشور خط مقدم در درگیریها با اسرائیل تبدیل کرد که در آن سه جنگ در سالهای ۱۹۴۸، ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ با این کشور داشت. رژیم اسد همچنین سوریه را به جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۶ کشاند. نیروهای سوری تنها در سال ۲۰۰۵ پس از ترور رفیق حریری، نخستوزیر پیشین لبنان، که در آن اعضای حزبالله دخالت داشتند و ممکن است با اطلاع رژیم اسد انجام شده باشد، لبنان را ترک کردند.
سیاستهای خارجی سوریه در چند دهه گذشته اغلب به آشفتگیهایی که منطقه را در بر گرفته، دامن زده است. پس از حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، رژیم اسد چشم خود را بر روی ورود شورشیان به عراق از طریق دره رود فرات و حملات آنها به نیروهای نظامی ایالات متحده بست. بعداً، در طول جنگ داخلی سوریه، داعش از خلأ قدرت برای حمله به عراق و انجام کشتارها و نسلکشیها استفاده کرد. مبارزه با داعش نیروهای ایالات متحده را به سوریه کشاند تا به عنوان شرکای نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) عمل کنند. اکنون، با ادغام SDF در ارتش جدید سوریه، ممکن است روز جدیدی در دمشق طلوع کند. جنگ اخیر در ایران نشان داد که چگونه سوریه میتواند در میان طوفان منطقهای، جزیرهای از ثبات باشد.

