در یک تحول غیرمنتظره، رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در ساعات اولیه صبح چهارشنبه از آتشبس دو هفتهای با ایران خبر داد، مشروط به بازگشایی تنگه هرمز برای ناوبری. اعلام ترامپ درست قبل از انقضای مهلتی بود که او برای حمله به زیرساختها و نیروگاههای ایرانی تعیین کرده بود و تهدید کرده بود که “تمدن ایرانی را نابود خواهد کرد” مگر اینکه ایران با توافقی موافقت کند. با این حال، واشنگتن پیشتر ۹ آوریل را به عنوان مهلت پایان جنگ تعیین کرده بود، تاریخی که اسرائیل در آن زمان آن را ناکافی دانسته و نیاز به هفتههای بیشتری داشت. بنابراین، آیا استراتژی دیپلماسی ایالات متحده تحت فشار نظامی در دستیابی به اهداف خود موفق بوده است؟
ترامپ در پلتفرم Truth Social خود نوشت: “مشروط به اینکه جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز موافقت کند، من موافقت میکنم که حملات به ایران را برای مدت دو هفته متوقف کنم.” وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، گفت که عبور ایمن از تنگه هرمز “در مدت دو هفته با هماهنگی نیروهای مسلح ایران و با در نظر گرفتن محدودیتهای فنی ممکن خواهد بود” و افزود که ایران “تمام عملیات دفاعی خود را متوقف خواهد کرد اگر حملات علیه آن متوقف شود.” شورای عالی امنیت ملی ایران پذیرش آتشبس را اعلام کرد و گفت که مذاکرات با ایالات متحده از روز شنبه ۱۱ در اسلامآباد آغاز خواهد شد.
در مقاله قبلی با عنوان “جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران: محاسبه سود و زیان”، به این سوال پرداختم که ایالات متحده و اسرائیل تا چه حد در دستیابی به اهداف خود در آغاز جنگ علیه ایران موفق بودند، نکتهای که با نتایج بهدستآمده در مطبوعات اسرائیل دیروز همراستا است. روزنامه معاریو ادعا کرد که اسرائیل و ایالات متحده در این جنگ شکست خوردهاند و ایران پیروز شده است. این روزنامه به موفقیت ایرانیها در تحمیل توافقی بر ایالات متحده اشاره کرد، توافقی که آنها عمدتاً قبل از ترویج آن توسط پاکستانیها و ترکها، خود تدوین کرده بودند، پس از آنکه ایرانیها توافق پیشنهادی ایالات متحده را رد کردند. روزنامه اسرائیلی همچنین تأکید کرد که ایران در این نبرد آخرین تیر را شلیک کرد و پس از ۴۱ روز از تهاجم مشترک آمریکایی-اسرائیلی استقامت نشان داد. این روزنامه استدلال کرد که این نتیجه با بررسی اهداف جنگ و اصول درگیری در پرتو نتایج، که نشان میدهد “رژیم ایرانی با دست بالا بیرون آمد”، بیشتر اثبات میشود.
در یک توسعه مرتبط، روزنامه اسرائیلی هاآرتص روز چهارشنبه گزارش داد که رهبری اسرائیل نگران یک توافق احتمالی بین ایالات متحده و ایران است و میترسد که این توافق به منافع اسرائیل توجهی نکند. چهار موضوع موجب نگرانی اسرائیل شده است: سرنوشت برنامه هستهای ایران و اورانیوم غنیشده؛ زرادخانه و برنامه موشکهای بالستیک ایران؛ تحریمهای اعمالشده بر ایران که اسرائیل به شدت خواستار حفظ آنها بوده است؛ و جنگ با حزبالله پس از آنکه پاکستان اعلام کرد که آتشبس شامل لبنان میشود. به نظر میرسد واشنگتن باید منافع ایالات متحده بهطور کلی و آینده این دولت بهطور خاص را با کمک به اسرائیل برای دستیابی به اهدافش در منطقه متوازن کند، بهویژه پس از ۴۱ روز جنگ فرسایشی و زیانهایی که بر اقتصاد آمریکا، محبوبیت ترامپ و اتحادهای ایالات متحده در خاورمیانه تأثیر منفی گذاشته است.
در جبههای دیگر، نارضایتی داخلی آمریکاییها از رفتار، مواضع و سیاستهای رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به اوج خود رسیده است. به گزارش The Hill، تهدید صریح رئیسجمهور ترامپ به “پایان دادن به تمدن” خشم بسیاری از آمریکاییها را برانگیخته است، بهعلاوه سایر اظهارات مرتبط او که بسیاری از قانونگذاران، سیاستمداران، شخصیتهای رسانهای و عموم مردم را عصبانی کرده است. تعداد تماسها از سوی قانونگذاران برای استیضاح او به سطوح تاریخی رسیده است، بهعلاوه افزایش قابل توجه انتقادات عمومی. تا بعدازظهر سهشنبه، بیش از ۵۰ نماینده دموکرات و اعضای برجسته سنا خواستار برکناری او و اجرای ماده ۲۵ قانون اساسی شده بودند. این ماده به برکناری رئیسجمهور به دلیل ناتوانی در انجام وظایفش و انتصاب معاون رئیسجمهور به عنوان رئیسجمهور موقت مربوط میشود. این یکی از مهمترین سازوکارهای قانونی است که میتواند عملاً به برکناری رئیسجمهور یا انتقال قدرت او منجر شود. با این حال، در حال حاضر هنوز بهدور از فعالسازی عملی است زیرا این سازوکار نیاز به تأیید دو سوم اعضای مجلس نمایندگان و سنا دارد که تاکنون دستیابی به آن دشوار بوده است.
ایالات متحده و ایران توافق کردهاند که مذاکرات را از روز شنبه ۱۱ آوریل در پاکستان به مدت دو هفته آغاز کنند. پاکستان چارچوبی برای پایان دادن به خصومتها توسعه داده و آن را با هر دو کشور ایران و ایالات متحده به اشتراک گذاشته است. این چارچوب شامل یک رویکرد دو مرحلهای است: آتشبس فوری و سپس یک توافق جامع. ایالات متحده پیشتر یک طرح ۱۵ مادهای را پیشنهاد کرده بود که ایران آن را به عنوان بیش از حد غیرقابل قبول رد کرد. این طرح شامل آتشبس ۳۰ روزه، برچیدن سه تأسیسات اصلی هستهای ایران، توقف تمام غنیسازی اورانیوم در خاک ایران، تعلیق برنامه موشکی بالستیک، کاهش حمایت از متحدانش در منطقه و بازگشایی کامل تنگه هرمز بود. در عوض، واشنگتن تحریمها علیه ایران را لغو کرده و کمکهایی در توسعه برنامه هستهای غیرنظامی آن ارائه میداد. این طرح ایالات متحده منعکسکننده پیشنهاد قبلی است که توسط دولت ارائه شده و قبل از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه با ایران مورد بحث قرار گرفته بود.
تهران به طور مداوم تأکید کرده است که برنامه هستهای آن برای مقاصد غیرنظامی است و هیچ قصدی برای توسعه سلاحهای هستهای ندارد. در واقع، فتوایی که توسط رهبر سابق صادر شده، بهطور صریح خرید سلاحهای هستهای را ممنوع کرده است. ایران قبلاً به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) پیوسته است، که اسرائیل از پیوستن به آن خودداری میکند. بر اساس تعهدات قراردادی خود، تهران به بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) تن داده است. جمهوری اسلامی همچنین قبلاً در سال ۲۰۱۵ با واشنگتن توافقی امضا کرده بود تا برنامه هستهای خود را در ازای کاهش تحریمهای ایالات متحده محدود کند. رئیسجمهور ترامپ در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد و به تازگی جنگی را با ایران به صورت سیاسی، اقتصادی و نظامی آغاز کرده است. ایران از مذاکره درباره هرگونه محدودیت بر برنامه موشکی بالستیک خود که خط قرمزی برای تهران در مذاکرات با واشنگتن بوده، خودداری میکند. موشکهای بالستیک به عنوان بخشی از زرادخانه نظامی متعارف در نظر گرفته میشوند که همه کشورها حق دارند آن را در سیستمهای نظامی رسمی خود داشته و توسعه دهند.
در پاسخ، ایران یک طرح دهمادهای ارائه داد که ایالات متحده آن را رد کرد اما به عنوان مبنایی برای مذاکرات پذیرفت. طرح دهمادهای ایران شامل توقف کامل خصومتها در تمامی جبهههای فعال، خروج نیروهای آمریکایی از تمامی مواضع خود در منطقه، لغو تحریمها علیه ایران، آزادسازی داراییهای مسدود شده آن، تلاشهای بازسازی و ایجاد پروتکلی برای عبور ایمن از تنگه هرمز است که در آن ایران و عمان به عنوان بازیگران کلیدی در نظر گرفته میشوند. صحبت از این است که ایران و عمان بر کشتیهای عبوری از تنگه هزینههایی وضع کنند و ایران اعلام کرده که درآمد حاصل میتواند به تلاشهای بازسازی آن کمک کند. توافق شد که پایان جنگ نیازمند تضمینهای بینالمللی و یک قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل باشد. ایران قدرت سیاسی قابل توجهی در شورای امنیت دارد که با قدرت ایالات متحده قابل مقایسه است، که دارای حق وتو است، از طریق متحدانش، چین و روسیه. این دو کشور پیشتر یک قطعنامه شورای امنیت را که بهطور اجباری به بازگشایی تنگه هرمز میپرداخت، مسدود کرده بودند.
ممکن است برای واشنگتن دشوار باشد که به جنگ بازگردد، با توجه به تعدادی از دلایل که بهویژه برای ترامپ مهم هستند. اولین دلیل به افزایش مخالفتهای داخلی با جنگ و بهبود فوری وضعیت بازارهای آمریکایی و جهانی پس از آتشبس مربوط میشود، پس از آنکه روزنامههای آمریکایی خسارات قابل توجهی را گزارش کردند که به میلیاردها دلار از دست دادن شغل برای شهروندان آمریکایی و تورم اقتصادی تبدیل شد. روزنامههای بزرگ آمریکایی بر این باور بودند که توقف جنگ واشنگتن را از تشدید دور نگه میدارد و کشور را از خسارات اقتصادی بیشتر نجات میدهد. این در حالی است که بسیاری از این منابع تأکید کردند که ترامپ موفق به دستیابی به یک پیشرفت دیپلماتیک واضح یا موفقیت در متوقف کردن جنگ نشده و آن را به عنوان یک آتشبس موقتی و ناپایدار توصیف کردند. دلیل دوم ناشی از استقبال متحدان غربی واشنگتن از آتشبس است که آن را لحظهای از آرامش برای منطقه و جهان میدانند و به نیاز به رسیدن به یک توافق جامع که از بروز دوباره جنگ جلوگیری کند، اذعان دارند. موضع کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد آتشبس بهطور کلی مثبت بود و آن را فرصتی برای جلوگیری از تشدید و حفظ ثبات سیاسی و اقتصادی منطقه میدانستند. دلیل سوم موضع کشورهای حاشیه خلیج فارس در مورد توقف جنگ است. آنها متحدان نزدیک واشنگتن هستند و ممکن است بهای این جنگ را به خاطر یک تصمیم یکجانبه آمریکایی به نفع اسرائیل و برای تحقق اهداف اعلام شدهاش بپردازند، با وجود موضع قاطع آن کشورها قبل از جنگ مبنی بر اینکه میخواستند از آن اجتناب کنند.
ممکن است اکنون برای کشورهای منطقه دشوار باشد که روابط امنیتی خود با واشنگتن را نادیده بگیرند یا از تجدید نظر در آن خودداری کنند. این جنگ اخیر نشان داده است که درک و همکاری میان کشورهای منطقه به یک اولویت اصلی تبدیل شده است، زیرا همه آنها به دنبال شکوفایی اقتصادی هستند که تنها از طریق ثبات سیاسی قابل دستیابی است. بسیاری از قدرتهای بزرگ جهان به دنبال صلح و همکاری اقتصادی هستند، که به دور از جو جنگ و استثمار منابع کشورهای دیگر است، همانطور که تاریخ اخیر گواهی میدهد. این تحولات میتواند برای مسئله فلسطین و آینده آن، هم در غزه و هم در کرانه باختری، اهمیت ویژهای داشته باشد، اگر فلسطینیها بتوانند به طور مؤثر از این فرصتها با همسایگان و متحدان خود در منطقه بهرهبرداری کنند. اکنون پس از مذاکرات ناموفق بین ایالات متحده و ایران در اسلامآباد که از شنبه ۱۱ آغاز شد، احتمال از سرگیری جنگ دوباره در افق نمایان است. برای جلوگیری از این سناریوی تیره و تار، به شجاعت و مصالحه از هر دو طرف نیاز است.

