برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی در دورهای حساس از بررسیهای شدید قرار دارد، زیرا این ابتکار به ناوبری در میان تنشهای فزاینده ژئوپولیتیکی و اقتصادی در یک چشمانداز پس از جنگ میپردازد. درک چارچوب چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی نیازمند نگاهی قاطع به مباحث علمی داخلی و پروژههای بزرگ متوقف شده است.
برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی با موانع جدیدی مواجه است
برای مدت کوتاهی در آوریل، شدیدترین نبردی که در فضای عمومی عربستان در حال انجام بود، هیچ ارتباطی با ایران نداشت. در عوض، طیف وسیعی از تحلیلگران بر سر تصمیم دانشگاه دولتی قدیمیترین کشور—دانشگاه ملک سعود، یا KSU—برای تعطیلی چندین رشته تحصیلی، از جمله مطالعات زبان عربی، تاریخ و جغرافیا، به شدت به بحث پرداختند. اما نزدیکتر به دانشگاه تولین خودم، مقامات دولتی و محلی نگران کاهشهای بسیار متفاوتی از سوی عربستان بودند: صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی (PIF) از تأمین مالی تور گلف LIV خودداری کرد. این اقدام منجر به لغو یک تورنمنت بزرگ در نیواورلئان شد و آینده لیگ را در تردید قرار داد.
داستان ورزشی از لوئیزیانا و موضوع مورد بحث در عربستان هر دو تنشهای موجود در برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ این پادشاهی را منعکس میکنند که در آوریل گذشته به ده سالگی خود رسید. در داخل عربستان، نهادهای رسمی و تحلیلگران بهظاهر مستقل هر یک به ستایش از دستاوردهای این طرح پرداختهاند که بهطور غیرقابل انکاری انزوا اجتماعی (حداقل نسبت به غرب)، جداسازی جنسیتی و رکود اقتصادی که عربستان سعودی ۲۰۱۶ را مشخص میکرد، مختل کرده است. با این حال، همانطور که در گزارشی برای کارنگی در سال گذشته بحث کردم، خود چشمانداز ۲۰۳۰ در خطر رکود در “خط پایانی” قرار دارد، زیرا پروژههای خیالی بیشتری متوقف میشوند و سرمایهگذاریها در آموزش نتوانستهاند با نیازهای یک اقتصاد واقعی دانش همگام شوند.
اکنون، در حالی که سلطنت به نظر میرسد که در مورد بزرگترین پروژههای خود سوالاتی مطرح کند و با پیامدهای نامشخص جنگ ایران دست و پنجه نرم کند، دولت عربستان میتواند به بحثهای انتقادی بیشتری نیاز داشته باشد تا تشویقهای بیفکر.
پروازهای خیالی بر چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی تأثیر میگذارد
پوشش خبری به زبان انگلیسی از دهمین سالگرد چشمانداز 2030 بر اعتدال انتظارات در کنار دستاوردهای حاصل شده در این مسیر تأکید کرده است. حتی پیش از اختلالات ناشی از جنگ تحت رهبری ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران، پروژههای بزرگتر این چشمانداز با کاهشهای مداوم سالها مواجه بودند: یک شهر 105 مایلی به یک آزمایش 1.5 مایلی کاهش یافت، یک هتل لوکس جزیرهای پس از یک مهمانی پر سر و صدا به حالت تعطیل درآمد و بازیهای زمستانی آسیا به قزاقستان واگذار شد در حالی که نگرانیهایی درباره پیشرفت کند به سمت یک دهکده اسکی در کوهستانهای بیابانی وجود داشت. اخیراً، ترک ناگهانی LIV Golf با وجود علاقه شدید یاسر رمیان، رئیس PIF به گلف و سالها تبلیغ PIF از LIV به عنوان بخشی اساسی از استراتژی اقتصادی جهانی عربستان سعودی، اتفاق افتاد.
تمام این موارد به محدودیتهای سخت حتی بر منابع عظیم PIF اشاره دارد. پس از سالها رشد انفجاری (که عمدتاً ناشی از انتقال ثروت از دیگر نهادهای دولتی بود)، به نظر میرسد داراییهای تحت مدیریت PIF از سال 2024 به ثبات رسیدهاند.
هزینهکرد گردشگران خارجی نیز کاهش یافته و تنها حدود 4 درصد در سال 2025 افزایش یافته است، پس از سالها رشد دو رقمی پس از پاندمی، و بیشتر این بازدیدهای بینالمللی همچنان در شهرهای مقدس مکه و مدینه متمرکز است. جنگ ایران احتمالاً چالشهای جدیدی برای این و دیگر پروژههای اقتصادی ایجاد خواهد کرد. برنامههای بلندپروازانه برای سرمایهگذاریهای داخلی در زمینه هوش مصنوعی در بهترین حالت در حالت تعلیق قرار دارند در حالی که عربستان سعودی و همسایگان خلیجی آن منتظر نتیجهای با ثباتتر در عرصه ژئوپلیتیک هستند تا مذاکرات پرتنش بین ایالات متحده و ایران.
تغییرات آموزشی شکلدهنده چشمانداز 2030 عربستان سعودی
بحث درباره سیاستهای KSU منعکسکننده جنبه معکوس “شرطهای” اقتصادی پر سر و صدای چشمانداز 2030 است: تلاشهای کند برای کاهش تأمین شغل، مسکن و خدمات اساسی مانند آموزش توسط دولت به نفع گزینههای بخش خصوصی. جلوگیری از رشد مشاغل خدمات عمومی با مزایای بالا یکی از “دستاوردهای” ناشناخته چشمانداز 2030 بوده است. مالکیت خانه در حال گسترش است، اما تنها برای شهروندانی که میتوانند وامهای تجاری را تأمین کنند. هزینهکرد دولت از سال 2015 به طور کلی 67 درصد افزایش یافته است، اما هزینهکرد در زمینه آموزش در همین دوره زمانی کمتر از 3 درصد افزایش یافته است.
دولت عربستان سعودی همچنین تلاش کرده است تا رشد هزینهکرد در آموزش عالی را بهطور خاص محدود کند و فشارهای نظارتی فزایندهای بر دانشگاهها وارد کند تا منابع مالی خود را افزایش دهند و برنامههای “ضعیف” یا قدیمی را حذف کنند.
اعلامیههای دانشگاه ملک سعود در اواسط آوریل برای هر دانشگاهی در ایالات متحده که شاهد واکنش یک اداره دانشگاهی به فشارهای مالی بوده، داستان آشنایی خواهد بود: استخدام یک مشاوره مدیریتی (در مورد عربستان، گروه مشاوره بoston)، انجام یک بررسی از دپارتمانهای دانشگاهی و استفاده از این بررسی به عنوان مبنایی برای استدلال اینکه برنامههای کامل باید کاهش یابند یا حذف شوند. دانشگاه ملک سعود خود به طور غیرمعمولی به تصمیمگیرندگان ارشد نزدیک است و مجاز به ایجاد تغییرات سریع میباشد. این دانشگاه به طور مستقیم تحت نظارت کمیسیون سلطنتی شهر ریاض قرار دارد که ریاست آن بر عهده ولیعهد است، نه وزارت آموزش و پرورش.
این تصمیم اداری باعث ایجاد طوفانی از بحث در جوامع رسانههای اجتماعی عربستان، صفحات نظر و برنامههای گفتوگو شد—نه کمتر از این که مدیران و مفسران این فضاها اغلب خود دانشگاهیان یا روشنفکران خودخوانده هستند. یک گروه استدلال کرد که علوم انسانی مهارتهای تفکر انتقادی حیاتی را توسعه میدهند. این رشتهها بیشتر از “برآورده کردن نیازهای بازار کار هستند—آنها برای توسعه جامعه هستند”، گفت داوود الشریان، چهره رسانهای با سابقه.
ملیگرایان پرشور مانند محمد السعید به جای آن بر علوم انسانی به عنوان کلیدی برای حفظ میراث ملی عربستان تأکید کردند و پیشنهاد کردند که “بانکداران”—کسانی که عمدتاً نگران بازده مالی هستند—”باید در بانکها بمانند.” به هر حال، پادشاهی اخیراً زبان عربی (یکی از رشتههای هدف) را به عنوان زبان رسمی امور دولتی تعیین کرده است. یک گروه سوم به نفع دانشگاه ملک سعود ایستاد و ادعا کرد که سیاستهای آموزش عالی “باید نیازهای واقعی اقتصاد را در نظر بگیرد” و هدف دانشگاه باید تولید “سرمایه انسانی” به طور مؤثر باشد.
بازخورد اجتماعی در چارچوب چشمانداز 2030 عربستان
به طرز شگفتانگیزی، مقامات دانشگاه ملک سعود در نهایت عقبنشینی کردند و به دپارتمانهای علوم انسانی مهلت دادند تا آینده خود را در سیستم دانشگاهی دوباره ارزیابی کنند.
مقاومت موفق عناصر جامعه عربستان ممکن است به توانایی منتقدان دانشگاه ملک سعود مربوط باشد که ادعا کردند به اندازه حامیان دانشگاه به چشمانداز 2030 متعهد هستند: حتی اگر اقتصاد اولویت اصلی عربستان باشد، دانشگاهها به رشتههای متنوعی نیاز دارند تا از یک اقتصاد پویا حمایت کنند و در عین حال شخصیت عربی و اسلامی پادشاهی را حفظ کنند. (به عبارت دیگر، “ولیعهد خوب، مدیران دانشگاه بد.”) مرکز اسبار، یک سازمان تحقیقاتی عربستان که معمولاً کمحاشیه است، در نهایت گزارشی درباره جنجال دانشگاه ملک سعود منتشر کرد که بحث را به عنوان یک مناظره مشروع درباره “پیچیدگیهایی که دانش را به توسعه مرتبط میکند… در پرتو چشمانداز 2030 پادشاهی” چارچوببندی کرد.
data-path-to-node=”15″>بازگرداندن تغییرات سیاست یک دانشگاه، پیروزی کوچکی برای برخی از روشنفکران سعودی است و این پیروزی همیشه میتواند در آینده لغو شود. بحث عمومی به ندرت به این موضوع پرداخته است که آیا دانشمندان و دانشجویان سعودی از آزادی علمی کافی برای مشارکت واقعی در یک اقتصاد دانش برخوردارند (حتی در حالی که دانشگاههای ایالات متحده با چالشهای خود در این زمینه مواجه هستند). با این حال، این موضوع نمایانگر زمینهای است که در آن شهروندان میتوانند به طور علنی در مورد مشروعیت فرآیندهای تصمیمگیری بحث کنند، در حالی که به طور ایمن از هرگونه ظاهری که به تردید در رهبری سیاسی کشور منجر شود، محفوظ هستند.
برای نزدیک به یک دهه، ولیعهد محمد بن سلمان و رهبری سعودی به طور کلی نشان دادهاند که حتی انتقادات سازنده از چشمانداز 2030 در داخل کشور خوشایند نیست. در سال 2016، جمال خاشقجی، شخصیت رسانهای فقید سعودی، مجموعهای از مقالات تحت عنوان چشمانداز شهروندان را نوشت: پاسخی “بله، و” که به بلندپروازی چشمانداز 2030 ارج نهاد در حالی که پیشنهاد کرد که هنوز جای بهبود بیشتری وجود دارد.
با این حال، سرکوب فزاینده به زودی خاشقجی را به تبعید خودخواسته فرستاد، در میان بازداشت هر کسی که در موقعیتی بود تا به اهداف، روشها یا بلندپروازیهای چشمانداز 2030 انتقاد کند. اقتصاددان عیسی الزامل از سال 2017 به دلیل انتقاد از تصمیم به فروش سهام شرکت نفت ملی سعودی آرامکو بازداشت شده است، در حالی که ترور خاشقجی توسط عوامل دولت سعودی در سال 2018 نشان داد که محمد بن سلمان تا چه حد برای از بین بردن دیدگاههای انتقادی پیش خواهد رفت.
چشمانداز آینده برای چشمانداز 2030 سعودی
اخیراً نشانههایی وجود دارد که سرکوب به حدی رسیده است که حتی برای طراحان آن نیز بیش از حد شده است، با آزادی تعداد زیادی از زندانیان سیاسی در سال گذشته (اگرچه بسیاری هنوز در بازداشت هستند). سردبیر عربستان مستقل، ادوان الاحمری، در یک مصاحبه در سال 2023 به احتمال “خودسانسوری بیش از حد” توسط شخصیتهای رسانهای اشاره کرد و پیشنهاد داد که تحلیلگران هوشمند “در کنار خطوط قرمز میرقصند بدون اینکه آنها را رد کنند.”
رسانه ثمنیه، که مصاحبه با الاحمری را پخش کرد، به سیل ستایشها برای چشمانداز 2030 پیوست اما همچنین یک خبرنامه با عنوان “چشمانداز 2040 چگونه خواهد بود؟” منتشر کرد. نویسنده، محمد الجابر، به “مقیاس تحول” و “ذهنیت جدید” ناشی از چشمانداز 2030 احترام میگذارد اما همچنین به حوزههای تمرکز بالقوه برای برنامه چندساله بعدی کشور میپردازد.
یکی از این حوزهها، درخواست برای تمرکز بیشتر بر بخش صنعتی است—به طور تصادفی، یکی از انتقادات الزامل از چشمانداز 2030. دیگری پیشنهاد تصمیمگیری محلیتر در یک سیستم سیاسی بسیار متمرکز است—دقیقاً به طور تصادفی، محور ستون پایانی در سری مقالات چشمانداز شهروندان خاشقجی.
الزامل، خاشقجی، الجابر و خود محمد بن سلمان هر یک استخدام شهروندان را به عنوان چالش مرکزی برای عربستان سعودی و موفقیت چشمانداز ۲۰۳۰ معرفی کردند. در تلاش برای غلبه بر این چالش و ایجاد مشاغل بیشتر، دولت سعودی باید به کاهش سرکوبهای داخلی ادامه دهد که بحثهایی مانند مخالفت با دانشگاه ملک سعود را نادر میسازد.

