محاصره دریایی کنونی ایران باعث اختلال شدید در بازارهای جهانی انرژی شده و تغییرات وسیعی در مسیرهای حمل و نقل بینالمللی ایجاد کرده است. با اوجگیری تنشها، محاصره دریایی ایران به عنوان ابزاری قاطع برای فشار در ایستادگی جاری عمل میکند. کارشناسان هشدار میدهند که این محاصره دریایی فوری ایران میتواند امنیت خاورمیانه را برای دههها بازتعریف کند.
تنشهای آتشبس و محاصره دریایی ایران
موانع پیش روی یک توافق سیاسی پایدار بین ایالات متحده و ایران از همان ابتدا در آتشبس اعلام شده در اوایل آوریل مشهود بود. تهران از بازگشایی تنگه هرمز تا زمانی که اسرائیل آتشبس خود را با لبنان برقرار نکند، خودداری کرد.
و اگر این آبراه حیاتی باز شود، ایران اعلام کرد که تحت کنترل ایرانی باقی خواهد ماند. پس از شکست مذاکرات بین دو کشور، ایالات متحده محاصره دریایی بنادر ایران را به منظور فشار به حکومت برای باز کردن تنگه اعمال کرد.
در پاسخ، رژیم قول داد که هرگز تحت تهدید تسلیم نخواهد شد؛ وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، اعلام کرد که هر دو طرف “فاصله کمی” تا توافق دارند اما همچنین گفت که تهران با “ماکزیمالیسم” و “تغییر اهداف” در تعاملات خود با ایالات متحده مواجه شده است. از آن زمان، تنگه در بنبست قرار داشته که در آن محاصرههای رقیب بحران اقتصادی جهانی را عمیقتر کرده، زنجیرههای تأمین جهانی را مختل کرده و قیمت نفت را به بالای صد و بیست و شش دلار در هر بشکه افزایش داده است. هر طرف دیگری را به نقض آتشبس متهم کرده است. و با این حال، آتشبس عمدتاً حفظ شده است.
در ابتدای هفته گذشته، تنشها بیشتر افزایش یافت. دولت ترامپ پروژه آزادی را راهاندازی کرد، یک عملیات نظامی ایالات متحده برای هدایت کشتیهای تجاری از طریق تنگه هرمز که یک پنجم نفت و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند.
ایران با شلیک موشکها و پهپادها به امارات متحده عربی، یکی از متحدان ایالات متحده و اسرائیل، از جمله به زیرساختهای انرژی آن، تلافی کرد. رژیم همچنین به ناوهای جنگی ایالات متحده حمله کرد؛ ارتش ایالات متحده اعلام کرد که در پاسخ به حملات، شش قایق تندرو ایرانی را منهدم کرده و موشکهای کروز و پهپادهای ایرانی را رهگیری کرده است.
data-path-to-node=”5″>در طول بیست و هشت روز اول آتشبس، ایران نه بار به کشتیهای تجاری شلیک کرد، دو کشتی کانتینری را توقیف کرد و بیش از ده بار به نیروها و داراییهای ایالات متحده حمله کرد یا بهطور مستقیم به آنها شلیک کرد، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، در یک کنفرانس خبری اخیر گفت. اما، دوباره، آتشبس برقرار بود. کین تجاوزات ایران را بهعنوان “آتش کمخطر در حال حاضر” توصیف کرد که “همه زیر آستانه از سرگیری عملیاتهای عمده نظامی در این مرحله” بود. و وزیر دفاع ایالات متحده، پیت هگست، که در کنار کین ایستاده بود، اعلام کرد که “آتشبس به پایان نرسیده” با وجود حملات ایران به پرسنل ایالات متحده و امارات متحده عربی.
سیگنالدهی استراتژیک و محاصره دریایی ایران
بسیاری از ناظران از این که جنگی تمامعیار دوباره شعلهور نشده است، شگفتزده شدند. اما گوپی کریشنا بامیدپاتی، پژوهشگر ارشد در مؤسسه نیو لاینز برای استراتژی و سیاست مستقر در واشنگتن و کارشناس در زمینه حل و فصل منازعات بینالمللی، این آتشبس غیرواقعی را بهعنوان بخشی از یک الگوی بزرگتر توصیف کرد. او پس از شنیدن کنفرانس خبری هگست و کین به من گفت: “دولت ترامپ اولویت را به توقفهای تاکتیکی به جای تغییرات ساختاری میدهد. ما از نفوذ اقتصادی و سیگنالدهی نظامی برای متوقف کردن جنگها استفاده میکنیم. اما آنچه که انجام نمیدهیم، تحول در منازعه است. ما علائم را سرکوب میکنیم در حالی که بیماری ادامه دارد. ما به نوعی بر روی این منازعات باند-اید میزنیم.”
از نظر تاریخی، مذاکره برای آتشبس بهمنظور پایان دادن به یک منازعه بینالمللی به این وسعت، شامل ماهها و حتی سالها گفتوگو بهدست مذاکرهکنندگان ماهر با تیمهای بزرگ کارشناسان، کمک میانجیگران معتبر مانند سازمان ملل و ارتشهای دیپلماتها بود که بین طرفهای مختلف برای ایجاد اعتماد رفت و آمد میکردند. پیشنهادات صلح معمولاً در پشت درهای بسته مذاکره میشوند؛ تهدیدات بهندرت بهطور عمومی مطرح میشوند.
با دولت ترامپ، هیچیک از این موارد به نظر نمیرسد که در حال وقوع باشد. آتشبسها بهعنوان راههایی برای حل تناقضات سیاسی و هموار کردن مسیر برای یک توافق پایدار در نظر گرفته نمیشوند، بامیدپاتی گفت. در عوض، آنها به ابزارهایی برای مدیریت سریع تشدید، محدود کردن ریسک، جلوگیری از سرریز و بازگرداندن ثبات کوتاهمدت کاهش یافتهاند—نسخهای از به تعویق انداختن مسائل.
آتشبسها جنگها را پایان نمیدهند؛ آنها فقط آنها را متوقف میکنند. و هرچه بیشتر بدون یک راهحل سیاسی واقعی ادامه یابند، خطرات خشونت بیشتر در آینده بالاتر میرود. این بهویژه در جنگ ایران صادق است. دنی سیترینوویچ، یک افسر سابق اطلاعات نظامی اسرائیل و کارشناس خاورمیانه در مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، به من گفت: “وضعیت بسیار ناپایدار است و هر تشدید میتواند به یک وخامت عظیم منجر شود.”
“به جای آنکه آتشبس به نوعی پلتفرم برای مذاکرات و توافقات جدید تبدیل شود، به دلیل بیاعتمادی طرفین و این واقعیت که نمیتوانند به توافق برسند، آتشبس در واقع نوعی وضعیت پیش از تشدید مجدد است.”
محدودیتهای دیپلماسی و محاصره دریایی ایران
آیا این به این معناست که ما در دورهای از جنگهای بیپایان هستیم که با آتشبسهای موقتی قطع میشود؟ من این سوال را از سانام وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس مستقر در لندن پرسیدم. “این چیزی است که ما در خاورمیانه در حدود یک دهه اخیر شاهد آن بودهایم زیرا نظم بینالمللی تکهتکه شده است.
چندجانبهگرایی در ارائه توافقات صلح شکست خورده است، و همراستاییها بین کشورها دیگر دوتایی نیستند بلکه در حال کار در جهتهای متضاد هستند.” او به من گفت. “این موضوع باعث میشود که درگیریها بسیار پیچیدهتر و دشوارتر برای حل و فصل شوند.
” این وضعیت با رویکرد تجاری رئیسجمهور دونالد ترامپ به دیپلماسی تشدید میشود، بهویژه اعتماد بیحد و حصر او به مهارتهای توافقسازیاش و تمایلش به پیروزیهای سریع. “این موضوع مربوط به معامله است، یک پیروزی کوتاه و آسان که به ریشههای اصلی درگیریها که تقریباً مطمئن است دوباره شعلهور شده و ادامه خواهد یافت، نمیپردازد.” آرون دیوید میلر، کارشناس خاورمیانه در بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی و مذاکرهکننده سابق در مسائل عربی-اسرائیلی برای هر دو دولت جمهوریخواه و دموکرات، به من گفت. “این رویکرد ترامپ به همه چیز است.”
از زمان بازگشت ترامپ به مقام، او خود را “رئیسجمهور صلح” اعلام کرده که هشت جنگ در سراسر جهان را به پایان رسانده است. (به تازگی، او این تعداد را به ده رسانده است.) این فهرست شامل درگیری بین هند و پاکستان، یک درگیری مرزی بین تایلند و کامبوج، جنگ در جمهوری دموکراتیک کنگو و درگیری ارمنستان و آذربایجان است.
دولت ترامپ نقشی در میانجیگری توافقات آتشبس در این درگیریها ایفا کرده است. هیچیک منجر به یک راهحل سیاسی یا نظامی پایدار نشده است و در تمام موارد، تهدید تشدید خشونت همچنان بالا باقی مانده است. در سخنرانی سالانهاش، ترامپ ادعا کرد که تلاشهای ایالات متحده “یک جنگ هستهای” بین هند و پاکستان را جلوگیری کرده است. امروز، این دو همسایه جنوبی آسیا در میان تهدیدات متقابل و گزارشهایی مبنی بر اینکه هر دو طرف در حال آمادهسازی برای جنگ بیشتر هستند، در حالت آمادهباش بالا باقی ماندهاند.
data-path-to-node=”11″>در پی توافق میانجیگری شده توسط ایالات متحده برای خروج نیروهایشان از مرز مورد مناقشه پانصد مایلی، درگیریها بین تایلند و کامبوج دوباره آغاز شد. این نیروها هنوز در آنجا حضور دارند و بیاعتمادی قابل توجهی تهدیدی برای صلح باقی مانده است. دههها جنگ بین ارمنستان و آذربایجان متوقف شده است، اما اختلافات حلنشده باقی مانده و هیچیک از طرفین توافقنامه صلح رسمی و جامع را امضا نکردهاند. در جمهوری دموکراتیک کنگو، شورشیان حمایتشده از رواندا و دولت “به تقویت و گسترش قابلیتهای نظامی خود با پرسنل و تسلیحات خارجی ادامه میدهند، با وجود تلاشهای جاری برای صلح”، پروژه تهدیدات بحرانی، یک سازمان تحقیقاتی مستقر در ایالات متحده، هفته گذشته نوشت.
“من واقعاً تعجب میکنم که تا چه حد برخی از این شکستها ساختاری هستند و تا چه حد صرفاً تابعی از ترامپ است، زیرا ترامپ واقعاً در حل و فصل درگیریها مشکل دارد”، تریتا پارسی، کارشناس ایران و معاون اجرایی مؤسسه کوینسی برای هنر دولت مسئول در واشنگتن، به من گفت.
“او بسیار بیصبر است و فقط میخواهد یک فرصت عکاسی سریع بگیرد و در نتیجه، اختلافات واقعی را نادیده میگیرد. او فقط یک وقفه ایجاد میکند تا بتواند ادعا کند که هشت یا نه درگیری را حل کرده است، هر تعداد که این روزها باشد. اما واقعاً هیچ کاری نکرده است. همهی دیگران به نوعی با این وضعیت پیش میروند زیرا نمیخواهند در طرف نادرست ترامپ قرار بگیرند.”
تأثیر منطقهای محاصره دریایی ایران
بزرگترین موفقیت سیاست خارجی دوره دوم ترامپ، طرح بیستنقطهای است که آتشبس و توافق گروگانگیری اسرائیل-حماس را در اکتبر تأمین کرد. ترامپ شخصاً بر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل که reluctant بود، فشار آورد تا با این توافق موافقت کند و اعلام کرد، “جنگ به پایان رسیده است.”
آتشبس منجر به آزادی گروگانهای باقیمانده شد، اما طرح چندمرحلهای، دشوارترین مسائل را به تعویق انداخت که هنوز حل نشدهاند. از اکتبر، حملات اسرائیلیها به گفته سازمان ملل، صدها فلسطینی را کشته است و حماس هنوز تسلیم نشده است؛ جنگجویان آن کنترل بخشهایی از غزه را دوباره به دست گرفتهاند و زمینه را برای درگیری آینده با اسرائیل فراهم کردهاند. “غزه تقسیم شده، ناکارآمد و گهگاهی خشن است”، میلر، از بنیاد کارنگی، گفت. “اسرائیلیها درصد کنترل خود را افزایش دادهاند. آنها از زمان توافق، بیش از هفت یا هشتصد فلسطینی را کشتهاند. این یک آتشبس نیست.”
data-path-to-node=”14″>آتشبس در لبنان نیز به نتایج چندانی نرسیده است. ترامپ به خاطر توافق ۱۶ آوریل بین اسرائیل و لبنان که ایران به عنوان شرطی برای مذاکرات گستردهتر با ایالات متحده خواستار آن بود، اعتبار گرفت. ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت: “برای من افتخار بوده که ۹ جنگ در سراسر جهان را حل کنم و این دهمین جنگ من خواهد بود، پس بیایید این کار را انجام دهیم!” با این حال، آتشبس که در حال حاضر فعال است، نتوانسته است درگیری را متوقف کند.
حملات اسرائیلیها از ۱۶ آوریل نزدیک به چهارصد نفر را کشته و نیروهای اسرائیل به تخریب روستاها و تحکیم دستاوردهای سرزمینی در جنوب لبنان ادامه دادهاند. حزبالله، نیروی شبهنظامی لبنانی، به نیروهای اسرائیلی حمله کرده و شمال اسرائیل را با موشکها و پهپادها هدف قرار داده است. رفتار اسرائیل در نقض مکرر آتشبس فعال، بر درک ایران از آتشبس خود با ایالات متحده و اسرائیل تأثیر گذاشته است.
پارسی گفت: “اسرائیلیها میخواهند یک وضعیت جنگ بیپایان داشته باشند که در آن همانطور که در غزه، لبنان، سوریه و کرانه باختری انجام دادهاند، به ایران نیز حمله کنند که این یک استراتژی چمنزنی است.” او افزود: “وضعیت نهایی این است که در یک حالت جنگ دائمی باشید که در آن به طور مداوم توانایی حمله به این همسایگان را داشته باشید تا مطمئن شوید که هرگز به اندازه کافی قدرت جمع نمیکنند تا با شما به چالش بکشند.”
او افزود: “ایرانیها به هیچ وجه نمیخواهند بخشی از استراتژی چمنزنی اسرائیل باشند. آنها به دنبال یک توقف یا یک توافق نیمهکاره نیستند که فقط ماهیت درگیری را از یک جبهه به جبهه دیگر منتقل کند.”
تشدید از طریق محاصره دریایی ایران
جنگ دوازدهروزه بین ایران و اسرائیل در ژوئن گذشته، که در آن ایالات متحده سه سایت هستهای ایرانی را بمباران کرد، با آتشبس به پایان رسید و خواستهای از سوی ایالات متحده مبنی بر اینکه ایران موافقت کند که به غنیسازی هستهای ادامه ندهد، مطرح شد. اما اختلافات اصلی بدون حل باقی ماند و در این میان، ایران زمان بیشتری برای بازسازی زرادخانهها و دفاعیات خود به دست آورد و برای یک درگیری احتمالی گستردهتر آماده شد.
در فوریه، ایالات متحده و اسرائیل در میانه مذاکرات درباره یک توافق هستهای ممکن به ایران حمله کردند. برای اینکه آتشبس موفقیتآمیز باشد، ایالات متحده باید ایران را متقاعد کند که این اتفاق دوباره نخواهد افتاد. در عوض، چهار هفته گذشته ترسها و شکهای ایران را تقویت کرده است. ترامپ آتشبس را به عنوان یک هویج و چماق به کار گرفته و یک روز پیشنهادات صلحآمیز و روز دیگر تهدیدها را صادر کرده است، همه اینها در تلاش برای به دست آوردن برتری در مذاکرات است.
data-path-to-node=”16″>سهشنبه گذشته، به عنوان مثال، او در شبکه اجتماعی Truth Social نوشت که پروژه آزادی “برای مدت کوتاهی متوقف خواهد شد تا ببینیم آیا توافق نهایی و امضا خواهد شد یا خیر.” در روز چهارشنبه، حتی در حالی که ایران در حال بررسی یک پیشنهاد صلح جدید بود، ترامپ هشدار داد که اگر تهران با این توافق موافقت نکند، بمبارانهای ایالات متحده “در سطح و شدت بسیار بالاتری نسبت به قبل از آن ادامه خواهد یافت.”
اما به طور فزایندهای، تاکتیکهای دیپلماتیک قهری کارساز نبوده و یک پارادوکس فشار به وجود آمده است. هر چه ترامپ بیشتر ایران را تهدید کند، رژیم بیشتر سرسختی نشان میدهد و احتمال دور جدیدی از خصومتها بیشتر میشود.
محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و مذاکرهکننده ارشد رژیم، هفته گذشته در شبکه اجتماعی X نوشت: “ما به خوبی میدانیم که ادامه وضعیت موجود برای آمریکا غیرقابل تحمل است؛ در حالی که ما هنوز حتی شروع نکردهایم.” وکیل، از چتم هاوس، توضیح داد که خطر این است که ترامپ “متوجه نمیشود که کمی انعطاف و امتیازات احتمالاً میتواند به او یک توافق بدهد” و او “به نوعی از روشهای معاملاتی املاک نیویورکی خود ادامه خواهد داد، به جای اینکه روانشناسی رقیب خود و آنچه را که آنها به دنبالش هستند درک کند.”
این رویکرد در تیم مذاکرهکنندگان دولت ترامپ منعکس شده است. طرف ایرانی به رهبری سیاستمداران و دیپلماتهای حرفهای مانند قالیباف و عراقچی، وزیر امور خارجه، هدایت میشود. طرف آمریکایی عمدتاً به رهبری جارد کشنر، داماد ترامپ، و استیو ویتکوف، نماینده ویژه و دوست نزدیک او، است که هر دو توسعهدهندگان و سرمایهگذاران املاک تماموقت هستند.
و آنها در کار خود پراکنده هستند. علاوه بر مذاکرات ایران، آنها همچنین مذاکرهکنندگان ارشد برای جنگها در اوکراین و غزه هستند. و سابقه آنها با ایران ناامیدکننده است. زمانی که حمله فوریه رخ داد، این دو در حال بحثهای هستهای بودند. این موضوع رژیم را به قدری محتاط کرد که بر روی مذاکره با معاون رئیسجمهور، جی. دی. ونس، در حین مذاکرات در اسلامآباد اصرار داشت.
سیترینوویچ، از موسسه مطالعات امنیت ملی، گفت: “در نهایت، این چیزی نیست که شما بتوانید به عنوان یک شغل پارهوقت انجام دهید” و تلاشهای دیپلماتیک کنونی را به عنوان “مذاکرات سرعتی” توصیف کرد. او افزود که دولت ترامپ “یک توافق با ایران میخواهد، اما برای این نوع مذاکره با ایران ساخته نشده است.”
در درگیریهای قبلی خاورمیانه، دیپلماتهای آمریکایی به طور مداوم در منطقه جابجا میشدند و با متحدان همکاری میکردند تا برای یک راهحل سیاسی شتاب ایجاد کنند. بامیدیپاتی، از موسسه نیو لاینز، گفت: “دولت ترامپ تمایلی به قرار دادن نیروهای نظامی در زمین به عنوان بخشی از دیپلماسی ندارد.” او افزود: “ما شاهد آمادهسازی دیپلماتیک برای پایان دادن به این درگیری به طور دائمی نیستیم.”
data-path-to-node=”19″>با دور زدن کارهای کند نهادی در تحول منازعه، به جایی میرسیم که نه جنگ داریم و نه صلح. این همان وضعیتی است که هماکنون در آن قرار داریم.” این حالت بلاتکلیفی نگرانیهای مذاکرهکنندگان باتجربه خاورمیانه را به همراه دارد، همانطور که غیبت دیپلمات ارشد آمریکا، وزیر امور خارجه ایالات متحده، مارکو روبیو، در منطقه نیز نگرانکننده است. میلر گفت: “این نشاندهنده اختلال در فرآیند تصمیمگیری امنیت ملی است.”
“در شرایط عادی، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، شما باید یک فرآیند داشته باشید که شورای امنیت ملی (N.S.C.) فرآیندهای بینالمللی را با وزیر امور خارجه هماهنگ کند، که عملاً در بحران جدی و وخیم سیاست خارجی غایب است. ساختار اینجا شکسته است.”
در عوض، به نظر میرسد ترامپ و دولت او به طور فزایندهای به برخی از نئوکانهای جنگطلب و طرفدار اسرائیل گوش میدهند که خواهان تغییر رژیم هستند و به تقابل با ایران تمایل دارند. آنها از محاصره دریایی حمایت کرده و استدلال میکنند که ایران به فشار اقتصادی ناشی از توقف صادرات نفت خود تسلیم خواهد شد.
یکی از نئوکانهای برجسته، سناتور جمهوریخواه لیندزی گراهام، در ایکس نوشت که محاصره “در مفهوم و اجرا فوقالعاده است.” دولت ترامپ همچنین مطالبی از بنیاد دفاع از دموکراسیها (F.D.D.)، یک اندیشکده تأثیرگذار مستقر در واشنگتن که طرفدار اسرائیل است و از سیاستهای تهاجمی برای اعمال فشار بر ایران حمایت میکند، منتشر کرده است.
F.D.D. علیه توافق هستهای ۲۰۱۵ دولت اوباما با ایران لابی کرد که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را لغو کرد. دولت ترامپ به تازگی نیک استوارت، مدیر سابق تبلیغات F.D.D. را به تیم مذاکرهکننده با ایران اضافه کرده است، حرکتی که قطعاً بیاعتمادی تهران را عمیقتر خواهد کرد.
“او به آنها بیشتر گوش میدهد,” پارسی از مؤسسه کوئینسی به من گفت و افزود که آنها از ایده محاصره حمایت کردند. او اضافه کرد که ترامپ به دنبال یک گلوله نقرهای یا تغییر دهنده بازی است که “تمام تاریخ جنگ را بازنویسی کند” و به او اجازه دهد “برنده شود.” مشاوران F.D.D. “یک گلوله نقرهای وعده میدهند.”
بین ایالات متحده و ایران در مورد چگونگی پایان دادن به نسخه کنونی جنگ فاصله زیادی وجود دارد. دولت ترامپ میخواهد به سرعت به توافقی دست یابد تا اهداف اصلی خود را محقق کند: بازگشایی تنگه هرمز، وادار کردن ایران به کنار گذاشتن ذخایر اورانیوم غنیشده و توافق بر سر یک تعلیق بیست ساله در غنیسازی هستهای.
data-path-to-node=”21″>هفته گذشته، خبری منتشر شد مبنی بر اینکه ایالات متحده و ایران در حال کار بر روی یک یادداشت یک صفحهای برای توقف خصومتها به مدت سی روز هستند تا تلاش کنند توافق جامعتری درباره آینده هستهای ایران و مسائل دیگر به دست آورند. اما تهران احساس میکند که موقعیت قوی دارد و میخواهد واقعیت جدیدی در زمینه امنیت، سیاست و اقتصاد تحمیل کند، از جمله لغو تحریمهای اقتصادی و تضمینهایی برای جلوگیری از ازسرگیری جنگ بین ایالات متحده و اسرائیل و ایران، همچنین پایان درگیریها بین اسرائیل و حزبالله در لبنان.
تهران همچنین به دنبال حفظ کنترل بر تنگه هرمز است تا از حملات آینده جلوگیری کند و میخواهد از آن به عنوان یک ایستگاه عوارض برای کسب میلیاردها دلار سالانه از کشتیهای عبوری استفاده کند. میلر گفت: “این موضوع به گونهای پایان نخواهد یافت که تحولی در روابط ایالات متحده و ایران، چه رسد به روابط اسرائیل و ایران، ایجاد کند.” او افزود که این فقط “یک دور دیگر در نبرد چهل و هفت ساله بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی است.” تا پایان هفته گذشته، ترامپ گفت که ایران به سه کشتی جنگی آمریکایی حمله کرده است.
در پاسخ، ایالات متحده تأسیسات نظامی ایران را هدف قرار داد. سپس ایران ایالات متحده را متهم کرد که پیشتر به یک نفتکش ایرانی شلیک کرده است. با این حال، گفته میشود که آتشبس برقرار است. روز پنجشنبه، ترامپ حملات ایرانی را “جزئی” توصیف کرد. روز جمعه، زمانی که ارتش ایالات متحده به دو نفتکش ایرانی شلیک کرد، عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پرسید که آیا حملات ایالات متحده “یک تاکتیک فشار خام” و نتیجه “یک خرابکار که دوباره رئیسجمهور را به باتلاق دیگری کشانده است” بوده است.
او افزود: “هر بار که یک راهحل دیپلماتیک روی میز است، ایالات متحده به یک ماجراجویی نظامی بیپروا روی میآورد.” در طول آخر هفته، ایران پیشنهادی متقابل برای پایان جنگ ارائه داد. ترامپ در یک پست آن را “کاملاً غیرقابل قبول” رد کرد. ماجراجویی نظامی بیپروا آمریکا ادامه دارد.

