تحولات سیاست چین ایالات متحده به سرعت در حال بیثبات کردن استراتژیهای دیپلماتیک فراآتلانتیک است، زیرا دایرههای رهبری در واشنگتن موقعیت بلندمدت خود را مورد ارزیابی مجدد قرار میدهند. ناظران اشاره میکنند که این تحولات ناگهانی سیاست چین ایالات متحده، شرکای بینالمللی را بدون چارچوب واضحی برای برنامهریزی زنجیره تأمین باقی میگذارد. ابهام surrounding این تحولات سیاست چین ایالات متحده، تقسیمات عمیق بین مشاوران اقتصادی و برنامهریزان دفاعی را برجسته میکند. در نتیجه، پیگیری این تحولات سیاست چین ایالات متحده برای حفاظت از صنایع داخلی در برابر نوسانات ناگهانی بازار ضروری است.
انتظارات اروپاییها از تحولات سیاست چین ایالات متحده
سیاستگذاران اروپایی به دنبال وضوح در مورد اینکه دینامیکهای ایالات متحده و چین به کجا میرود هستند و به سفر رئیسجمهور دونالد ترامپ به چین برای یافتن سرنخهایی نگاه میکنند. این اجلاس که برای ۱۴ و ۱۵ مه برنامهریزی شده است، انتظار میرود به مسائلی از جمله تجارت و سرمایهگذاری دوجانبه، تایوان، جنگ جاری در ایران و ایمنی هوش مصنوعی بپردازد. برای اروپاییها، توافقی بین واشنگتن و پکن یا تسریع در رقابت استراتژیک حداقل منطقی برای سازماندهی برنامههایشان فراهم میکند. اما، همانطور که معمولاً در مورد دولت ترامپ است، آنها به این نتیجه نخواهند رسید.
قبل از اینکه ترامپ در ژانویه ۲۰۲۵ برای دوره دوم خود به مقام خود برگردد، بیشتر سیاستگذاران اروپایی بر این باور بودند که ایالات متحده خطی سختتر در قبال چین را دنبال خواهد کرد. با دولتی که تحت تسلط جنگطلبان چین بود، اجماع دوحزبی در کنگره و رئیسجمهوری که دوره اولش به شدت رویکرد آمریکا را در قبال چین سختتر کرده بود، انتظار میرفت که رقابت استراتژیک تشدید شود.
تنشهای بوروکراتیک پشت تحولات سیاست چین ایالات متحده
با این حال، بلافاصله پس از رویارویی تجاری اوایل دوره دوم ترامپ، آنها نگران بودند که دقیقاً برعکس این اتفاق بیفتد. تمایل رئیسجمهور به توافقسازی و بیتوجهی به دستور کار رقابت استراتژیک به نظر میرسید که سیاست چین ایالات متحده را در همه چیز از انتقال تسلیحات تایوان تا صادرات نیمههادیهای پیشرفته در هم میشکند. سفر ترامپ به پکن اکنون به کانون نگرانیها تبدیل شده است که رئیسجمهور ایالات متحده ممکن است با شی توافقی بزرگ به قیمت منافع متحدان آمریکا در آسیا و اروپا به دست آورد—چه با تضعیف تعهدات ایالات متحده به امنیت تایوان، و چه با معامله کنترلهای فناوری حساس به ازای فروش محصولات کشاورزی ایالات متحده.
data-path-to-node=”8″>اما این اجلاس نشان میدهد که اروپاییها نباید انتظار داشته باشند که سیاست آمریکا در قبال چین به سمت غریزه صلحطلبانه ترامپ تغییر کند و یا اینکه رقابت بیرحمانه دوباره از سر گرفته شود. جنگ تجاری ناموفق دولت ترامپ که در آن تعرفههای بسیار بالا پس از اعمال محدودیتهای صادراتی چین بر عناصر نادر به عقب برگشت، واشنگتن را متقاعد کرده است که پکن در صورت از سرگیری رویارویی، برتری در تشدید تنشها را دارد. در حالی که بخشهایی از دولت همچنان محدودیتهای ایالات متحده بر نهادهای چینی را تشدید میکنند، بسیاری از دیگر اقدامات امنیت اقتصادی—مانند قانون وابستگان اداره صنعت و امنیت وزارت بازرگانی (BIS)—به حالت تعلیق درآمدهاند.
تنش محتاطانه محدودکننده تغییرات سیاست چین ایالات متحده
با این حال، در درون دولت، بدبینان نسبت به چین تسلیم نشدهاند. تلاشهای ترامپ برای باز کردن در به روی صادرات فناوری ایالات متحده و سرمایهگذاری چینی با مقاومت عمیقی مواجه شده است. پکن میداند که تنها میتواند توافقات محدودی با واشنگتن انجام دهد با توجه به توافقی که هنوز در سیستم ایالات متحده در مورد چین وجود دارد. نتیجه این وضعیت، تنش محتاطانهای است که برای هر دو طرف مناسب است: سیاستگذاران چینی بر این باورند که تلاشهای خودکفایی آنها چین را در موقعیت قویتری برای مقابله با فشارهای آینده ایالات متحده قرار خواهد داد.
از سوی دیگر، سیاستگذاران ایالات متحده متقاعد شدهاند که پیشرفت در کاهش وابستگیها به عناصر نادر چینی، ایالات متحده را کمتر در معرض کنترلهای صادراتی پکن قرار خواهد داد. در همین حین، چین در حال بررسی این است که چه تعهداتی میتواند از ترامپ در مورد تایوان استخراج کند در حالی که ایالات متحده به تعهدات خریدی که میتواند از چین بگیرد، فکر میکند. اگرچه دلایل نگرانی وجود دارد، به ویژه در تایپه، اروپاییها باید انتظارات خود را از اینکه این سفر منجر به تحولات عمدهای خواهد شد، محدود کنند. آنها همچنین باید پیشبینی کنند که هر چیزی که ترامپ در مورد ایران، تجارت یا فناوری اعلام کند، کمتر از آن چیزی خواهد بود که به نظر میرسد.
تأثیر تغییرات سیاست چین ایالات متحده بر اتحادیه اروپا
بنابراین، سیاستگذاران اروپایی باید از ترس از دست دادن توافق (FOMO) از یک سو و از وابستگی بیش از حد به همکاری چین-آتلانتیک از سوی دیگر خودداری کنند. اتحادیه اروپا قرار نیست پس از سفر ترامپ به توافق بزرگتری دست یابد. تعهد چین به خرید سویا و بوئینگ تغییر دهنده بازی برای سیاست اروپایی نخواهد بود.
در عین حال، دولت ترامپ هیچ نزدیکتر به تبدیل شدن به یک لنگر قابل اعتماد برای تلاشهای اروپایی برای ساخت زنجیرههای تأمین جایگزین «غیر از چین» نیست و نه برای هیچ چارچوب سیاستی دیگر در مورد چین. اگرچه آتشبس تجاری ایالات متحده و چین به نظر میرسد که برقرار خواهد ماند، نوسانات و درگیریها بر سر رویکرد ایالات متحده ادامه خواهد داشت، همانطور که تردید ترامپ در مورد همکاری با متحدان در زمینه چین نیز ادامه خواهد یافت. در حالی که زمینههای محدودی برای هماهنگی اتحادیه اروپا و ایالات متحده وجود دارد، مانند مواد خام حیاتی، بیشتر تلاشهای اتحادیه اروپا باید از طریق باقیمانده گروه هفت و مجموعهای از شرکای آسیایی انجام شود.
خودکفایی استراتژیک در میان تغییرات غیرقابل پیشبینی سیاست چین ایالات متحده
تمرکز اروپا باید بدون تغییر باقی بماند: اطمینان از اینکه سطوح وسیع صادرات چین، اروپا را غیرصنعتی نکند، اینکه وابستگیهای اروپا به چین آن را در معرض اجبار و شوکهای ناتوانکننده قرار ندهد و اینکه غیرصنعتی شدن و وابستگی به یک چرخه خودتکرار شونده تبدیل نشود. در واقع، آخرین دادههای تجاری و بزرگترین کسری تجاری دوجانبه ثبتشده نشان میدهد که «شوک چین» برای اتحادیه اروپا در حال بدتر شدن است. نهاد برنامهریزی استراتژیک و پیشبینی دولت فرانسه به تازگی هشدار داده است که رقابت تحت حمایت دولت چین اکنون دو سوم تولید داخلی آلمان را تهدید میکند و این احتمال وجود دارد که «بخشهای کامل صنعت اروپا ممکن است در عرض چند سال فرو بپاشند». این روندها هستند که اروپا باید با فوریت بیشتری به آنها رسیدگی کند.
ائتلافهای جهانی محافظتشده از تغییرات سیاست چین ایالات متحده
در نتیجه، این پارادایمهای بینالمللی در حال تغییر، بلوکهای منطقهای را مجبور میکند تا پروتکلهای ایمنی مستقل را تقویت کنند. به جای تکیه بر توافقات خارجی نامنظم، مراکز تولید مستقل در حال ایجاد پیوندهای جانبی مقاوم با کنسرسیومهای تجاری منطقهای هستند. این تلاش حفاظتی غیرمتمرکز اطمینان میدهد که زیرساختهای داخلی صرفنظر از اینکه دولت چگونه در آینده تغییر کند، باقی بماند.

