معماری ژئوپولیتیکی خاورمیانه در حال تجربه یک آزمون استرس وجودی است زیرا واشنگتن خود را برای یک رویارویی جدید و کینتیک آماده میکند. پارالیز دیپلماتیک کنونی در مورد ذخایر اورانیوم با غنای بالا یک خلأ استراتژیک خطرناک ایجاد کرده است و آنچه که زمانی نمایشگری نمایشی بود را به تهدیدی قریبالوقوع برای تشدید افقی تبدیل کرده است.
در این محیط ناپایدار، جنگ احتمالی ایران به عنوان یادآوری تند و تیزی از وابستگیهای تاریخی که همچنان اهداف سیاست خارجی آمریکا را به خطر میاندازد، عمل میکند. اگر خصومتها از سر گرفته شوند، پارامترهای درگیری فراتر از محدودیتهای معمول تئاتر منطقهای گسترش خواهد یافت و یک درگیری محلی را به یک شوک سیستمیک وسیعتر تبدیل خواهد کرد. جنگ جدید با ایران به طور بنیادی امنیت انرژی جهانی، تابآوری زیرساختهای حیاتی و نقاط تنگه دریایی ضروری برای تجارت بینالمللی را تغییر خواهد داد.
دینامیکهای جنگ ایران بازیگران منطقهای را به سمت تشدید بیسابقه در سطح تئاتر سوق میدهد.
خاورمیانه بار دیگر در آستانه بحران قرار دارد زیرا به نظر میرسد ترامپ آماده است تا جنگ با ایران را دوباره شعلهور کند. گزارشهای خبری حاکی از آن است که او روز سهشنبه مشاوران نظامی را گرد هم خواهد آورد، هرچند که درک من این است که هم جلسه و هم تصمیم احتمالاً زودتر از آن برگزار خواهد شد. در چند ساعت گذشته، ترامپ با سیلی از تهدیدات آتشین در شبکه اجتماعی Truth Social بمباران کرده است. در حالی که برخی از این تهدیدات ممکن است نمایشگری نمایشی باشد که به منظور وادار کردن تهران به تسلیم طراحی شده است، منابعی در پایتخت ایران به من میگویند که انتظار دارند ایالات متحده در ۴۸ ساعت آینده خصومتها را از سر بگیرد.
ما باید ابتدا درک کنیم که از سرگیری جنگ به معنای اعتراف به این است که قمار تشدیدکننده قبلی ترامپ — محاصره محاصره — شکست خورده است. این خود اعترافی بود به اینکه جنگ شکست خورده است. که اعترافی بود به اینکه تهدیدات جنگ در ژانویه شکست خورده بودند. همانطور که قبلاً در Substack خود استدلال کردهام، این جستجوی بیوقفه برای یک گلوله نقرهای تشدیدکننده که بتواند ایران را به زانو درآورد، منحصر به ترامپ نیست؛ این به یک پاتولوژی تعریفکننده سیاست ایران آمریکا در دههها تبدیل شده است.
مذاکرات هستهای حلنشده و محاسبات استراتژیک در حال تغییر، چشمانداز جنگ با ایران را برای هر دو رقیب به طور فزایندهای جذاب میکند.

اگرچه مذاکرهکنندگان در چندین زمینه پیشرفتهای معناداری داشتهاند، اما تاکنون مذاکرات نتوانستهاند به توافقی دست یابند، عمدتاً به دلیل اختلافات غیرقابل سازش بر سر ذخایر اورانیوم غنیشده تهران. و همانطور که واشنگتن متوجه شده است که محاصره به ضرر خودشان تمام شده، یک دینامیک جدید و خطرناک به وجود آمده است: هر دو طرف اکنون بر این باورند که دور جدیدی از درگیریها دست آنها را در مذاکرات آینده تقویت خواهد کرد.
همانطور که در چندین مصاحبه در ژانویه مطرح کردم، ترامپ بهطرز چشمگیری قدرت ایران را دست کم گرفت، در حالی که تندروها در تهران بر این باور بودند که جنگ قدرت ایران را با نمایان کردن توهم ضعف ایرانی تقویت خواهد کرد. به نظر آنها، نتیجه این درگیری این ارزیابی را تأیید کرد و آنها را به طور فزایندهای مطمئن — حتی جسور — کرد که دور دوم جنگ چه نتایجی میتواند به همراه داشته باشد. به من گفتهاند که رهبر جدید عالیرتبه به این گروه تعلق دارد.
جریانهای تندرو در تهران به طور فزایندهای بازگشت به درگیریهای کینتیک را به عنوان راهی برای حداکثر کردن نفوذ از طریق جنگ گستردهتر ایران میدانند.
علاوه بر این، همانطور که تهران بر این باور است که ترامپ قصد دارد جنگ بعدی را با شدت بیشتری به پیش ببرد، برنامهریزان ایرانی در حال آمادهسازی یک کمپین تلافیجویانه بسیار وسیعتر و تنبیهی هستند که شامل اهداف و مقاصد استراتژیک جدید است.
نخست، مقامات ایرانی به طور فزایندهای جنگ بعدی را به عنوان فرصتی برای وارد کردن حداکثر آسیب استراتژیک به امارات متحده عربی توصیف میکنند و به نقش فعال ابوظبی در درگیری قبلی، شراکت عمیق و بهطور فزایندهای آشکار با اسرائیل و نقش آن در ترغیب ترامپ به از سرگیری خصومتها اشاره میکنند.

تاکتیکهای جنگ ایران بهطور عمدی زیرساختهای دادهای و مراکز شرکتی آمریکایی را هدف قرار خواهد داد تا اتحادهای منطقهای را تضعیف کند.
تهران احتمالاً به هدف قرار دادن مراکز داده آمریکایی در امارات متحده عربی اقدام خواهد کرد، حرکتی که اهداف متعددی را دنبال میکند. مقامات ایرانی استدلال میکنند که این شرکتهای فناوری آمریکایی به واسطه حمایت از پنتاگون، در این درگیری شرکت کردهاند. در عین حال، تهران فرصتی برای تضعیف آرزوهای امارات برای تبدیل شدن به یک مرکز جهانی هوش مصنوعی میبیند — و با این کار، ممکن است رقابت واشنگتن با چین در زمینه هوش مصنوعی را تضعیف کند.
[caption id="attachment_20283" align="alignleft" width="1368"]
دود از بندر جبل علی پس از حمله گزارش شده ایرانی در دبی در تاریخ ۱ مارس ۲۰۲۶ برمیخیزد. (AFP via Getty Images)
این موضوع به ویژگی دوم استراتژی ایران در یک جنگ آینده اشاره دارد. تهران معتقد است که ترامپ و خانوادهاش در بسیاری از این پروژههای فناوری سرمایهگذاریهای مالی دارند. هدف قرار دادن منافع تجاری شخصی ترامپ، ابزاری است که ایران به وضوح در درگیری اول از آن اجتناب کرده بود اما اکنون به نظر میرسد که تمایل بیشتری به استفاده از آن دارد. منطق این است: ترامپ ممکن است به آسیب به منافع استراتژیک آمریکاییها تحمل کند، اما به شدت به تهدیدات علیه امپراتوری مالی خود حساس است. هزینه شخصی را برای خود ترامپ افزایش دهید، به این استدلال، و او ممکن است بیشتر مایل به اتخاذ موضع مذاکرهای واقعگرایانه باشد.
سوم، تهران احتمالاً در صورت ظهور شواهدی مبنی بر اینکه سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس اجازه میدهند ایالات متحده یا اسرائیل از سرزمین یا فضای هوایی خود در یک درگیری جدید استفاده کنند، بسیار کمتر از قبل خود restraint نشان خواهد داد. نتیجه این امر، تشدید افقی گستردهتر و به مراتب خطرناکتر خواهد بود، با عواقب بالقوه فاجعهبار برای اقتصاد جهانی در صورت حمله به زیرساختهای حیاتی انرژی.
مسیرهای کشتیرانی دریای سرخ و کابلهای فیبر نوری زیر دریا تحت سایه گسترش جنگ ایران با اختلال شدید مواجه خواهند شد
چهارم، دریای سرخ اکنون در بازی است. این امر دامنه جغرافیایی درگیری را به طرز چشمگیری گسترش میدهد و فشار بیشتری بر قیمتهای نفت که از قبل ناپایدار هستند، وارد میکند.
در نهایت، تهران به طور فزایندهای به بررسی امکان قطع شبکههای بزرگ کابلهای فیبر نوری زیر دریا که در زیر خلیج فارس قرار دارند، میپردازد — شریانهایی که از طریق آنها بیشتر ترافیک اینترنت شورای همکاری خلیج فارس جریان دارد، از جمله میلیاردها دلار در معاملات مالی. مقامات ایرانی به طور فزایندهای این موضوع را به عنوان یک تنگه هرمز دوم میبینند: یک نقطه جدید و قدرتمند برای ایجاد فشار که قادر به مختل کردن اقتصاد جهانی به مقیاس عظیم است.
جنگ تجدید شده اجتنابناپذیر نیست. اما زمانی که هر دو طرف خود را متقاعد کنند که دور جدیدی از درگیری موقعیت مذاکرهای آنها را تقویت خواهد کرد، کشش به سمت درگیری به طرز خطرناکی قوی میشود — هرچند که منطق آن در نهایت غیرمنطقی باشد.

