سالهاست که رژیم ایران کنترل مستقیم بر گروههای مسلح فعال در خاورمیانه را انکار کرده و ادعا میکند که سازمانها در کشورهایی مانند لبنان، عراق و سوریه بهطور مستقل عمل میکنند. با این حال، اظهارات اخیر محمد حسن اختری، یکی از مقامهای ارشد ایرانی، بهطور عمومی بهندرت به این موضوع اشاره کرده که شبکه نیابتی ایران مدتهاست که تحت راهنمایی استراتژیک علی خامنهای عمل میکند.
اختری مقام کوچکی نیست. او بهعنوان رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت، سفیر پیشین ایران در سوریه، معاون امور بینالملل در دفتر مقام معظم رهبری، و یک شخصیت مرکزی در تقویت روابط با حزبالله خدمت کرده است. بهخاطر این سمتها، اظهارات او اهمیت خاصی دارد. اختری در تلویزیون دولتی ایران، ساختار فرماندهی را توصیف کرد که در آن خامنهای بهطور شخصی بر شبکه نیابتی خارجی ایران نظارت میکرد.
فرماندهی و کنترل: توهم استقلال
بهگفته اختری، تمام گزارشها و پروندههای مهم مربوط به این گروهها بهطور مستقیم به مقام معظم رهبری ارائه میشد. او گفت خامنهای از تحولات مربوط به سازمانها در کشورهای مختلف کاملاً آگاه بود و شخصاً راهنماییهای استراتژیک قطعی صادر میکرد. در حالی که گروههای محلی ظاهراً استقلال خود را حفظ کرده بودند، جهتگیری سیاسی و نظامی کلی آنها از تهران نشأت میگرفت.
این مدل فرماندهی صریح به رژیم روحانی اجازه میداد تا تحت فشار جهانی حرکت کند در حالی که شبکههای دارایی خود را بهطور دقیق با آرمانهای ژئوپولیتیکی اصلی جمهوری اسلامی هماهنگ نگه دارد.
انکار قابل قبول و برنامهریزی استراتژیک متمرکز

data-path-to-node=”11″>این طرح عملیاتی، به گفتهی اخطاری، به ایران اجازه داد تا انکارپذیری ساختاری قابل قبول را حفظ کند. تهران میتوانست بهطور عمومی ادعا کند که سازمانهایی مانند حزبالله یا جهاد اسلامی فلسطین تصمیمات خود را میگیرند، در حالی که همچنان اطمینان حاصل میکرد که اهداف بلندمدت آنها با منافع ایران همراستا است.
بهجای مدیریت دقیق هر حرکت میدانی، به نظر میرسد که رژیم به نفوذ ایدئولوژیک، تأمین مالی، حمایت تسلیحاتی، و برنامهریزی استراتژیک متمرکز و دقیق تکیه کرده است. این ساختار فرماندهی ترکیبی اطمینان حاصل کرد که شبکه نیابتی ایران میتواند قدرت را بهطور یکپارچهای به نمایش بگذارد بدون اینکه ردپای روشنی از ارتباط تاکتیکهای روزانه با رهبری در تهران باقی بگذارد.
دسترسپذیری فراملی: تغییرات در همراستاییهای منطقهای
اخطاری بهطور خاص گروهها و جنبشهای مرتبط با شبکه منطقهای ایران را نام برد. این گروهها شامل حزبالله در لبنان، جهاد اسلامی فلسطین، جناحهای سیاسی و شبهنظامی شیعه در عراق، گروههای مسلح در افغانستان، و دیگر گروهها تا دوردستهایی مانند مالی بودند. اظهارات او نشان میدهد که نفوذ ایران فراتر از مرزهای نزدیک خود گسترش یافته و از طریق یک ساختار فراملی هماهنگ سازماندهی شده است.
او همچنین به ریشههای ایدئولوژیک برخی از این جنبشها اشاره کرد. اخطاری گفت که فتحی شقاقی، بنیانگذار جهاد اسلامی فلسطین، از روحالله خمینی الهام گرفته بود. این نشان میدهد که چگونه ایران ایدئولوژی انقلابی را با حمایت مادی ترکیب کرده است تا شرکای وفادار را در خارج پرورش دهد.
در مورد عراق، اختری بهتماسها با رهبران شیعه عراقی قبل از سقوط صدام حسین اشاره کرد. او پیشنهاد کرد که تهران از متحدان عراقی خود خواسته است تا پس از سقوط صدام، رویدادها را شکل دهند در حالی که از حضور طولانیمدت آمریکا جلوگیری کنند. این اظهارات با سالها اتهاماتی که ایران از شبهنظامیان و گروههای سیاسی همپیمان برای شکلدهی به عراق پس از ۲۰۰۳ استفاده کرده است، همراستا است.
محور مقاومت: سوریه، عراق و پیامرسانی ایدئولوژیک

اختری همچنین درباره سوریه و رئیسجمهور فقید حافظ اسد صحبت کرد. او گفت که اسد به رهبری ایران احترام میگذاشت و دیدگاه ضدآمریکایی آن را به اشتراک میگذاشت. او همچنین اشاره کرد که همکاری نظامی و کمکهای تسلیحاتی بین دو دولت وجود داشته است که نشاندهنده اتحاد دیرینه تهران و دمشق است.
جنبه دیگری از اظهارات او به سیستم ارتباطات بینالمللی ایران مربوط میشود. اختری گفت که نمایندگان مرتبط با دفتر مقام معظم رهبری بر چهار مخاطب در سطح جهانی تمرکز کردهاند: غیرمسلمانان، مسلمانان، شیعیان و ایرانیان مقیم خارج. این نشان میدهد که استراتژی ایران محدود به نیروی نظامی نیابتی نبوده، بلکه شامل پیامرسانی ایدئولوژیک مداوم، شبکهسازی سیاسی و عملیات نفوذ نیز بوده است.
نتیجهگیری: تمرکز قدرت نامتقارن منطقهای
به طور کلی، اظهارات اختری به یکی از واضحترین تأییدهای داخلی تبدیل میشود که علی خامنهای در مرکز یک شبکه وسیع منطقهای از سازمانهای نیابتی قرار دارد. این اظهارات نگرانیهای دیرینه را تقویت میکند که تهران به گروههای مسلح غیر دولتی به عنوان ابزاری کلیدی در سیاست خارجی خود تکیه کرده است—از آنها برای گسترش نفوذ، فشار بر رقباء و شکلدهی به نتایج سیاسی در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن استفاده میکند.

