بحران ساختاری در درون هژمونی اسرائیل فراتر از بقای سیاسی فردی طولانیترین نخستوزیر آن، نشاندهنده یک اجماع عمیق و فرابخشی است که مسیر استراتژیک بلندمدت این کشور را هدایت میکند.
ناظران غربی به طور مکرر فریب جذابیت خطرناک یک اسرائیل پس از نتانیاهو را میخورند و تغییرات ظاهری انتخاباتی را به عنوان تغییرات بنیادی در ساختار سیستماتیک اشغال و جابجایی تفسیر میکنند. با تمرکز صرف بر تغییرات رهبری، تحلیلگران جذابیت خطرناک یک اسرائیل پس از نتانیاهو را به اشتباه قضاوت میکنند و از تداوم عمیقتری غافل میشوند که در آن چهرههای مخالف به طور مکرر از راست به دولت کنونی در زمینههای امنیتی و سرزمینی پیشی میگیرند.
اسرائیل پس از نتانیاهو یک توهم است
اسرائیل به طور رسمی وارد فصل انتخابات شده است و با آن هیجان دائمی و اجتنابناپذیری در میان برخی از ترقیخواهان در ایالات متحده به وجود میآید که مشتاقند ببینند رایدهندگان اسرائیلی نخستوزیر بنیامین نتانیاهو را به بیرون میفرستند. با این حال، آن هیجان یک توهم است. این باور بر این اساس بنا شده است که اسرائیل بدون نتانیاهو به نوعی به یک دموکراسی لیبرال تبدیل خواهد شد که بیشتر با ارزشهای خودشان همراستا است.

این توهم بر اساس یک دیدگاه نادرست از سیاست اسرائیل در دهههای قبل از سلطنت نتانیاهو بنا شده است. این واقعیت را نادیده میگیرد که بنیادهای واقعیت کنونی — گسترش وسیع شهرکها، تحکیم اشغال و سرکوب مردم فلسطین — یک پروژه ملی جمعی بود که مدتها قبل از آنکه نتانیاهو قهرمان آن شود، وجود داشت. امروز، عدم تطابق شناختی که به آمریکاییها اجازه میدهد تا آن اجماع ملی اسرائیل را نادیده بگیرند، در تصویر خیالی که از جانشینان احتمالی نتانیاهو ترسیم شده، منعکس میشود.
به عنوان مثال، نفتالی بنت، تنها سیاستمدار اسرائیلی که در دهه گذشته موفق به برکناری نتانیاهو شده است، را در نظر بگیرید. در یک سری مصاحبههای پرسرعت به زبان عبری در هفتههای اخیر، بنت برنامه سیاسی خود را ارائه داده و به دنبال جلب نظر رایدهندگان سکولار اسرائیلی است که به دنبال تغییر سیاسی هستند. او وعده داده است که ازدواج مدنی را قانونی کند و حمل و نقل عمومی را در روز شنبه یهودی معرفی کند — استراتژی که ممکن است سهم قابل توجهی از آرا را به دست آورد، اما تنها نمایانگر بخش کوچکی از جهانبینی اوست.
درک واقعیتهای پس از نتانیاهو در اسرائیل
در مسائلی که موجب نارضایتی عمومی آمریکاییها از اسرائیل شده است — به ویژه، جنگ آن بر علیه غزه که سازمانهای حقوق بشر، پژوهشگران نسلکشی و یک کمیسیون سازمان ملل آن را نسلکشی علیه فلسطینیها نامیدهاند — بنت تغییر مثبتی را نمایندگی نمیکند. در واقع، استراتژی بنت این است که از سمت راست، دولت فعلی را دور بزند. برخلاف نتانیاهو که در نهایت به فشارهای بینالمللی تن داد و در مه ۲۰۲۵ اجازه داد غذا به غزه وارد شود تا قحطی ناشی از اقدامات خود را کاهش دهد، بنت اعلام کرد که دولت آیندهاش “اجازه نخواهد داد صدها کامیون حماس هر روز به [غزه] وارد شوند.”
[caption id="attachment_20298" align="alignleft" width="1200"]
منبع:رویترز
مانند نتانیاهو، بنت گفته است که غزه باید تحت کنترل دائمی اسرائیل باقی بماند — حتی پس از جنگ. و اگرچه بنت با احتیاط ادعا کرده که اسرائیل به غیرنظامیان فلسطینی حمله نمیکند، او به طور مرتب پیشنهاد کرده که غیرنظامیان فلسطینی اهداف مشروعی هستند و اخیراً ادعا کرده که ۷۰٪ فلسطینیها میخواهند همه اسرائیلیها را بکشند. حتی در سال ۲۰۱۸، بنت به صراحت از تیراندازی به کودکان فلسطینی که در اعتراضات غزه شرکت میکردند، حمایت کرد و گفت: “آنها کودکان نیستند — آنها تروریست هستند.” به گفته بنت، این شخصیتهای وزرای کابینه راستگرای افراطی، بزالل اسموتریچ و ایتامار بن گویر — نه سیاستهای دولت اسرائیل — هستند که به فشارهای بینالمللی فزاینده منجر شدهاند.
او شرطبندی میکند که یک دولت جدید، با احتیاط بیشتر در انتخاب کلمات و ارائه، میتواند روابط اسرائیل را با ایالات متحده و کشورهای اروپایی بهبود بخشد، حتی در حالی که کشور همان سیاستهای جابجایی و سلطهگری خشونتآمیز را اجرا میکند. او دموکراسی لیبرال را ارائه نمیدهد؛ او نسخهای کارآمدتر و آرامتر از همان سرکوب و گسترشطلبی را ارائه میدهد.
data-path-to-node=”5″>بنت تنها یک نمونه از یک ائتلاف نوپا است که شامل شخصیتهایی مانند یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش اسرائیل میباشد. در حالی که آنها بیشتر با دیدگاه نوستالژیک یک اسرائیل لیبرالتر همراستا هستند، اما آنها لیبرال نیستند. آیزنکوت یکی از چهرههای مرکزی در “کابینه جنگ” اصلی نتانیاهو بود که در اکتبر ۲۰۲۳ تشکیل شد و طراحی و مجوز کمپین کشتار جمعی و قحطی را صادر کرد که به خاطر آن نتانیاهو بعداً توسط دیوان کیفری بینالمللی متهم شد.
محدودیتهای ایدئولوژیک در برابر اسرائیل پس از نتانیاهو
زمانی که آیزنکوت در نهایت از کابینه جنگ استعفا داد، نه به این دلیل که اسرائیل مرتکب جنایات بینالمللی هولناکی شده بود، بلکه به گفته خودش، به این دلیل که “ملاحظات و سیاستهای خارجی به بحثها نفوذ کرده بود” درباره اقداماتی برای “تحقق اهداف جنگ و بهبود موقعیت استراتژیک اسرائیل.” در واقع، او دولت را ترک کرد زیرا نتانیاهو از ارائه یک چشمانداز برای بهرهبرداری از منافع ژئوپولیتیکی بلندمدت ناشی از آن جنایات خودداری کرد.
این چالشگران همچنین نمایانگر یک شکاف از مضرترین ایدئولوژیهای اسرائیل و واقعیت سیاسی غیرقابل قبول هستند که آنها در طول دههها پرورش دادهاند. هم آیزنکوت و هم لاپید، به همراه بنت، به تازگی قسم خوردند که اجازه ندهند احزاب سیاسی عربی به دولت آنها وارد شوند. نتانیاهو مشکل نیست. اسرائیل به طور رسمی وارد فصل انتخابات شده است و با آن هیجان دائمی و غیرقابل اجتناب برخی از پیشروان در ایالات متحده که مشتاقند ببینند رأیدهندگان اسرائیلی نخستوزیر بنیامین نتانیاهو را به بیرون میفرستند، به همراه میآید. اما آن هیجان یک توهم است. این بر اساس باوری است که مدتهاست حامیان آمریکایی اسرائیل به آن چسبیدهاند، که اسرائیل بدون نتانیاهو به نوعی به یک دموکراسی لیبرال تبدیل خواهد شد که بیشتر با ارزشهای خودشان همراستا است.
اسرائیل پس از نتانیاهو همراستاییهای سختگیرانه را نمایان میکند
این توهم بر اساس یک دیدگاه نادرست از سیاست اسرائیل در دهههای پیش از سلطنت نتانیاهو است. این واقعیت را نادیده میگیرد که بنیادهای واقعیت کنونی — گسترش گسترده شهرکها، تحکیم اشغال و سرکوب مردم فلسطین — یک پروژه ملی جمعی بود که مدتها پیش از آنکه نتانیاهو قهرمان آنها شود، وجود داشت. امروز، عدم تطابق شناختی که به آمریکاییها اجازه میدهد تا آن اجماع ملی اسرائیل را نادیده بگیرند، در تصویر خیالی که از جانشینان احتمالی نتانیاهو ترسیم شده، منعکس میشود.
به عنوان مثال، نفتالی بنت، تنها سیاستمدار اسرائیلی که در دهه گذشته موفق به برکناری نتانیاهو شده است، را در نظر بگیرید. در یک سری مصاحبههای پرسرعت به زبان عبری در هفتههای اخیر، بنت برنامه سیاسی خود را ارائه داده و به دنبال جلب نظر رأیدهندگان سکولار اسرائیلی است که خواهان تغییر سیاسی هستند. او وعده داده است که ازدواج مدنی را قانونی کند و حمل و نقل عمومی را در روز شنبه یهودی معرفی نماید — استراتژی که ممکن است سهم قابل توجهی از آرا را به دست آورد، اما تنها نمایانگر بخشی کوچک از جهانبینی اوست.

در مسائلی که موجب نارضایتی عمومی آمریکاییها از اسرائیل شده است — به ویژه جنگ آن کشور علیه غزه، که سازمانهای حقوق بشر، پژوهشگران نسلکشی و یک کمیسیون سازمان ملل آن را نسلکشی علیه فلسطینیها نامیدهاند — بنت تغییر مثبتی را نمایندگی نمیکند. در واقع، استراتژی بنت این است که از راست، دولت فعلی را دور بزند.
برخلاف نتانیاهو که در نهایت به فشارهای بینالمللی تن داد و در مه ۲۰۲۵ اجازه ورود غذا به غزه را برای کاهش قحطی ناشی از اقدامات خود صادر کرد، بنت اعلام کرد که دولت آیندهاش “اجازه نخواهد داد که صدها کامیون حماس هر روز به [غزه] وارد شوند.”
مانند نتانیاهو، بنت گفته است که غزه باید تحت کنترل دائمی اسرائیل باقی بماند — حتی پس از جنگ. و اگرچه بنت با احتیاط ادعا کرده که اسرائیل به غیرنظامیان فلسطینی حمله نمیکند، او به طور مرتب پیشنهاد کرده که غیرنظامیان فلسطینی اهداف مشروعی هستند و به تازگی ادعا کرده که ۷۰٪ فلسطینیها میخواهند همه اسرائیلیها را بکشند. حتی در سال ۲۰۱۸، بنت به صراحت از تیراندازی به کودکان فلسطینی که در اعتراضات غزه شرکت میکردند، حمایت کرده و گفته بود، “آنها کودکان نیستند — آنها تروریست هستند.”
رمزگشایی از افسانه اسرائیل پس از نتانیاهو
به گفته بنت، این شخصیتهای وزرای کابینه راستگرای افراطی، بزالل اسموتریچ و ایتامار بن گویر — نه سیاستهای دولت اسرائیل — هستند که منجر به افزایش فشارهای بینالمللی شدهاند. او شرطبندی میکند که یک دولت جدید، با دقت بیشتر در انتخاب واژهها و ارائه، میتواند روابط اسرائیل را با ایالات متحده و کشورهای اروپایی بهبود بخشد، حتی در حالی که کشور همان سیاستهای جابجایی و تسلط خشونتآمیز را اجرا میکند.
او دموکراسی لیبرال ارائه نمیدهد؛ او نسخهای کارآمدتر و آرامتر از همان سرکوب و گسترشطلبی را ارائه میدهد. بنت تنها یک نمونه از یک ائتلاف نوپا است که شامل شخصیتهایی مانند یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد مشترک ارتش اسرائیل میباشد. در حالی که آنها بیشتر با دیدگاه نوستالژیک یک اسرائیل لیبرالتر همراستا هستند، اما آنها لیبرال نیستند.
آیزنکوت یک شخصیت مرکزی در “کابینه جنگ” اصلی نتانیاهو بود که در اکتبر 2023 تشکیل شد و طراحی و مجوز کمپین کشتار جمعی و قحطی را صادر کرد که به خاطر آن نتانیاهو بعداً توسط دیوان کیفری بینالمللی متهم شد. زمانی که آیزنکوت در نهایت از کابینه جنگ کنارهگیری کرد، این کار به این دلیل نبود که اسرائیل مرتکب جنایات بینالمللی وحشتناکی شده بود، بلکه به گفته خود او، به این دلیل بود که “ملاحظات و سیاستهای خارجی به بحثها نفوذ کرده بود” درباره اقداماتی برای “تحقق اهداف جنگ و بهبود موقعیت استراتژیک اسرائیل.” در واقع، او دولت را ترک کرد زیرا نتانیاهو از ارائه یک چشمانداز برای بهرهبرداری از منافع ژئوپلیتیکی بلندمدت ناشی از آن جنایات خودداری کرد.
این چالشگران همچنین نمایندهای از یک شکاف در ایدئولوژیهای مضرترین اسرائیل و واقعیت سیاسی غیرقابل قبول که آنها در طول دههها پرورش دادهاند، نیستند. هم آیزنکوت و هم لاپید، به همراه بنت، به تازگی قسم خوردند که اجازه ندهند احزاب سیاسی عربی به دولت آنها وارد شوند.

