رئیس CFR، مایکل فرومن، آخرین وضعیت جنگ داخلی در سودان را با میشل گاوین، پژوهشگر ارشد مطالعات سیاستهای آفریقا، مورد بحث قرار میدهد.
من تصمیم گرفتم که ستون این هفته را بر روی منطقهای متمرکز کنم که توجه بسیار کمی به آن میشود: آفریقا. و بهطور خاص بر روی سودان. دیشب، من از حضور در شام سالانه کمیته نجات بینالمللی لذت بردم، جایی که آنها جایزه آزادی خود را به لینزی آداریو، عکاس خبری مشهور که هر منطقه جنگی بزرگ را در بیست و پنج سال گذشته پوشش داده است، اهدا کردند. او داستانهایی را به اشتراک گذاشت و تعدادی مشاهده مهم انجام داد، اما آنچه که برای من باقی ماند این بود که او جنگ اصلی در دارفور را در اوایل دهه ۲۰۰۰ پوشش داده و به تازگی به سودان بازگشته است، تنها برای اینکه همان وضعیت را بیش از بیست سال بعد بیابد.
جنگ داخلی جدید سودان بیش از ۱۵۰,۰۰۰ نفر را کشته و نیمی از جمعیت را با ناامنی غذایی حاد مواجه کرده و اکنون، شهر الفاشر پس از هجده ماه حمله و محاصره به تصرف درآمده است. بر اساس گزارشهای دقیق و تحلیل تصاویر ماهوارهای، ما شاهد قتلعامهای جمعی، گرسنگی ناشی از محاصره و گزارشهایی از نسلکشی هستیم. این جنگ بهطور گستردهای به عنوان یکی از بدترین بحرانهای انسانی قرن بیست و یکم شناخته میشود، اما این درگیری به سختی توجه بینالمللی را جلب میکند.
چرا اینگونه است؟ برخی درگیریها به نظر میرسد که نادیده گرفته میشوند زیرا به نظر میرسند که بسیار غیرقابل حل هستند و بهبود آنها غیرممکن به نظر میرسد. اما دیروز، نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) در سودان با پیشنهاد آتشبس حمایت شده توسط ایالات متحده موافقت کردند. این اولین بار نیست که توافق آتشبس وجود دارد. آیا این بار متفاوت است؟
برای درک بهتر آنچه ممکن است در آینده اتفاق بیفتد، من با همکارم در CFR، میشل گاوین، پژوهشگر ارشد مطالعات سیاستهای آفریقا، نشستم.
از دموکراسی به فاجعه
مایکل فرومن: میشل، برای کسانی که به دقت پیگیر نیستند، وضعیت کنونی چگونه است؟ چگونه از یک قیام دموکراتیک کمتر از یک دهه پیش به درگیریهای فرقهای که به جنگ داخلی تبدیل شد، رسیدیم؟
میشل گاوین: زمانی که دامنه وسیع قیام مردمی علیه دولت عمر البشیر در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ به حدی رسید که حفظ وضعیت موجود غیرممکن شد، نظامیها وارد عمل شدند تا قدرت را به دست بگیرند و ترتیبی برای تقسیم قدرت با غیرنظامیان برای یک دوره انتقالی برقرار کردند. اما نظامیها در واقع نمیخواستند قدرت را تقسیم کنند یا کشور را به سمت دموکراسی پیش ببرند، بنابراین در سال ۲۰۲۱ کودتای دیگری را انجام دادند. حتی در آن زمان، با کنار گذاشته شدن غیرنظامیان، نیروهای امنیتی نیز از تقسیم قدرت با یکدیگر راحت نبودند و شکافی بین نیروهای پشتیبانی سریع شبهنظامی، یا RSF، و نیروهای مسلح سودان، یا SAF، به وجود آمد. مهم است که درک کنیم این نهادها سالها همکار بودند و بخشی از همان دستگاه امنیتی بودند که به نمایندگی از البشیر و حزب کنگره ملی او (NCP) فعالیت میکردند. این شکاف در آوریل ۲۰۲۳ به جنگ تبدیل شد و در طول این درگیری، هیچیک از طرفین علاقهای به حفاظت از جمعیت غیرنظامی در برابر آسیبها نشان ندادهاند.
فرومن: من به یاد دارم که در اوایل دهه ۲۰۰۰ جهان قول داد “هرگز دوباره” پس از جنایات گسترده جنگ در دارفور. و با این حال، اینجا هستیم. چرا سودان توجهی که شایستهاش است را دریافت نمیکند؟ چگونه میتوانی بیتحرکی منطقهای و جهانی نسبت به سودان را توضیح دهی؟ چه اقداماتی میتوانست انجام شود تا از خونریزی جلوگیری شود؟
گاوی: بحران سودان قربانی یک سیستم حواسپرت، خسته و ناکارآمد برای مدیریت تهدیدات صلح و امنیت در سراسر جهان شده است. بحرانهای اوکراین و غزه اخبار را تحتالشعاع قرار دادند. دسترسی به سودان به سرعت برای خبرنگاران بسیار دشوار شد. شورای امنیت سازمان ملل سالهاست که در پاسخ به بحرانها به طور مؤثر عمل نکرده است. پیچیدگی منافع متضاد در منطقه، اتحادیه آفریقا را فلج کرده است.
البته، غیرممکن است که بدانیم اگر ایالات متحده بسیار سریعتر به حمایت از دولت انتقالی میپرداخت و چشمانداز مشوقهای اقتصادی برای بازیگران کلیدی سودانی را تغییر میداد، چه اتفاقی میافتاد. اما بیشتر تحلیلگران بر این باورند که عدم انجام این کار یک اشتباه بود. در آن صورت میتوانست پاسخ قویتری وجود داشته باشد که هزینههای واقعی را برای بازیگران خارجی که به طرفین درگیر کمک مالی و تسلیحاتی میکردند، تحمیل کند، و هنوز هم این اتفاق نیفتاده است. تصمیم ایالات متحده برای عدم اقدام تهاجمی، نشانهای از عدم تعهد بود که به نظر میرسد برخی از حامیان اصلی جنگ آن را به عنوان چراغ سبز تفسیر کردهاند.
فرومن: ارزیابی شما از نسبت نیروها بین SAF و RSF چیست؟ به نظر میرسد ارتش کنترل خارطوم و کریدور نیل را به دست آورده است، در حالی که RSF بیشتر دارفور و غرب را کنترل میکند. آیا خطوط در حال سخت شدن هستند یا RSF در حال کسب قدرت است؟
گاوی: در طول این جنگ دو و نیم ساله، هیچیک از طرفین نشان ندادهاند که توانایی دستیابی به پیروزی نظامی قاطع را دارند و این وضعیت تغییر نکرده است. سرنوشت دو طرف اصلی درگیر نوسان داشته و در حال حاضر هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد هر یک از طرفین از وضعیت کنونی راضی است، بنابراین در غیاب یک توسعه جدید، درگیری ادامه خواهد یافت.
گرسنگی به عنوان سلاح
فرومان: کارشناس قحطی، الکس دی وال، سودان را “بزرگترین و غیرقابل حلترین قحطی امروز” نامیده و هر دو طرف درگیر را به استفاده از غذا و کمکهای انسانی به عنوان سلاح برای دستیابی به اهداف نظامی خود متهم کرده است. این استراتژی گرسنگی چقدر عمدی است؟ آیا میتوانید ابعاد وسیع قحطی را برای ما توضیح دهید؟
گاوین: آنچه در زمینه امنیت غذایی در سودان در حال وقوع است، به وضوح یک استراتژی عمدی برای گرسنگی دادن به غیرنظامیان است. سودان تاریخ طولانی از گرسنگی دادن به مردم خود را به عنوان بخشی از کمپینهای سیاسی و نظامیاش دارد. در طول جنگ داخلی طولانی بین شمال و جنوب، قبل از استقلال سودان جنوبی، رژیم بشیر تلاش کرد تا از رسیدن غذا به جنوبیها جلوگیری کند و مهارت خود را در ایجاد موانع بیپایان بوروکراتیک و اداری برای تضعیف تلاشهای امدادی انسانی بهبود بخشید. به عنوان مثال، در روزهای اخیر، نیروهای مسلح سودان دو مقام ارشد از برنامه جهانی غذا را از کشور اخراج کردند. همان مهارتها در درگیری کنونی نیز دوباره به کار گرفته شده است. در مورد الفاشر، نیروهای واکنش سریع یک کمپین محاصره صریح را به مدت تقریباً یک سال و نیم به کار گرفتند.
در حال حاضر، قحطی در الفاشر و کادوقلی تأیید شده است. برخی از دیگر مناطق سودان که در حال تحمل قحطی بودند به آرامی در حال بهبودی هستند زیرا درگیریها به سایر نقاط کشور منتقل شده است، اما بیش از ۲۱ میلیون نفر در سودان هنوز با سطوح بالای ناامنی غذایی مواجه هستند و کارشناسان پیشبینی میکنند که بیست منطقه دیگر ممکن است به زودی به قحطی دچار شوند. اختلالات وسیع در کشاورزی سودان به دلیل جنگ به این معنی است که گرسنگی شدید در آینده نزدیک ادامه خواهد داشت حتی اگر درگیریها کاهش یابد، زیرا فصلهای کشت و برداشت از دست رفتهاند.
جنگ نیابتی به روشهای دیگر
فرومان: این جنگ به من به عنوان یک شبکه از نبردهای نیابتی منطقهای توصیف شده است — با حمایت مصر و ایران از نیروهای مسلح سودان، عربستان سعودی به سمت نیروهای مسلح سودان متمایل شده و امارات متحده عربی (UAE) به تسلیح نیروهای واکنش سریع پرداخته است. بازیگران کلیدی خارجی در سودان چه کسانی هستند؟ چگونه منافع و حمایتهای مادی آنها بر درگیری تأثیر میگذارد؟ و اساساً منافع آنها در سودان چیست؟
گاوین: این درگیری بدون حمایت خارجی نمیتوانست ادامه یابد. نیروهای مسلح سودان از مصر و ترکیه و همچنین ایران حمایت شدهاند و از حمایت دیپلماتیک عربستان سعودی نیز برخوردار بودهاند. روسیه، که به دنبال تأمین یک بندر در دریای سرخ است، نیز از نیروهای مسلح سودان حمایت کرده است. تنوع حامیان نیروهای مسلح سودان نشاندهنده این است که خود این نیروها چقدر دچار تفرقه هستند. حامی اصلی نیروهای واکنش سریع امارات متحده عربی است، اگرچه آنها نیز از روسیه مقداری حمایت دریافت کردهاند، جایی که نیروهای واکنش سریع روابط اقتصادی قبل از جنگ داشتهاند. عمق نفوذ امارات متحده عربی در شمال و شرق آفریقا باعث شده است که کشورهایی که خواهان حفظ حسن نیت ابوظبی هستند نیز به سمت نیروهای واکنش سریع متمایل شوند، از جمله کنیا، چاد، اتیوپی و بخش خلیفه حفتر از لیبی.
برای بسیاری از این بازیگران خارجی، سودان محلی برای رقابت آنها با یکدیگر است که نمیتوانند آن را نادیده بگیرند. برخی از حامیان نیروهای مسلح سودان تمایلات واضحی به یک دولت خودکامه نزدیک به نظامیها دارند. در مورد مصر، همچنین موضوع آبهای نیل وجود دارد و تمایل آن برای ایزوله کردن اتیوپی با باقی ماندن در کنار سودان. امارات متحده عربی به طور مداوم حمایت از نیروهای واکنش سریع را انکار میکند، با وجود شواهد فراوانی که خلاف آن را نشان میدهد، اما دیپلماتهای اماراتی همچنین درباره خطرات نفوذهای اسلامی در نیروهای مسلح سودان هشدار میدهند.
آتشبسهایی که هیچ معنایی ندارند
فرومان: تصور میکنم رئیسجمهور دونالد ترامپ دوست دارد سودان را به فهرست درگیریهایی که در زمان او به پایان رسیدهاند، اضافه کند. و به نظر میرسد که ایالات متحده به همراه مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی تحت قالب “چهارگانه” بر روی یک آتشبس انسانی سهماهه کار کردهاند. سپس، فقط در این هفته، نیروهای سریع واکنش (RSF) با این پیشنهاد موافقت کردند. هنوز خبری از ارتش سودان نشنیدهایم، هرچند که آنها پیشنهادات قبلی را رد کردهاند. چرا تلاشهای میانجیگری خارجی تاکنون شکست خورده است؟ واشنگتن واقعاً چه اهرمی دارد و آیا آن را به کار گرفته است؟ و آیا تحریمها، مشوقها یا دیپلماسی با کشورهای خلیج فارس بیشتر احتمال دارد که تأثیرگذار باشد؟
گاوین: اگر اعلام اخیر RSF مبنی بر پذیرش آتشبس نشانهای جدی از علاقه آنها به صلح باشد، فوقالعاده خواهد بود. اما هر دو طرف در گذشته به آتشبسها توافق کردهاند، تنها برای نقض توافقات خود در عرض چند روز. زمانبندی این اعلامیه، که پس از گزارشهایی مبنی بر اینکه نیروهای مسلح سودان (SAF) توافقی را نمیپذیرند مگر اینکه RSF شهرهایی را که در اختیار دارد، تخلیه کند، به وقوع پیوسته، بیشتر نشاندهنده تلاش برای جلب همدردی بینالمللی است تا تمایل جدی به صلح. به هر حال، پیشنهاد آتشبس بیش از یک ماه است که روی میز است و در این مدت، هر دو طرف سلاحهای بیشتری انبار کردهاند. RSF ال فاشر را تصرف کرده و خشونت وحشتناکی را بر غیرنظامیانی که به آرامی برای ماهها در حال گرسنگی بودند، آزاد کرده است و مقامات SAF کارمندان ارشد کمکهای انسانی را اخراج کردهاند. هیچیک از اقدامات در میدان نشان نمیدهد که هیچیک از طرفین به آتشبس انسانی و فرآیند صلح واقعی جدی هستند.
میانجیگری تاکنون شکست خورده است زیرا حامیان خارجی این جنگ هزینه کمی برای ادامه فعالیتهای خود میبینند و هیچیک از طرفین به دیگری اعتماد ندارند و همچنین هیچ علاقهای به سودان واقعاً غیرنظامی ندارند که ممکن است آنها را از معاملات و فرصتهای سودآور دور کند. واشنگتن قطعاً با مصر و امارات متحده عربی اهرمهایی دارد، اما سیاستگذاران تمایلی به استفاده از آن در حالی که با همین بازیگران بر روی بحرانهای دیگر، از جمله غزه، کار میکنند، نداشتهاند. تلاشهای دیپلماتیک برای پاسخ به نگرانیهای امنیتی واقعی هرگز با فشار جدی برای متوقف کردن سوخترسانی به این جنگ همراه نبوده است.
اثر موجی منطقهای
فرومان: تأثیر بحران در سودان لزوماً محدود به سودان نیست. بیش از ۱۲ میلیون نفر آواره شدهاند. ریسکها برای صلح و ثبات منطقه چیست؟ آیا عواقبی برای ظهور دوباره تروریسم در سواحل و شمال شرق آفریقا وجود دارد؟
گاوین: فروپاشی سودان تنشها در جنوب سودان را تشدید کرده است، که به نظر میرسد به سمت از سرگیری درگیریهای داخلی خود میرود. این وضعیت ثبات شکننده در چاد را به مراتب شکنندهتر کرده است. شبکهای از بلژرها و روابط حامیان آنها در شاخ آفریقا خطر تشدید تنشها در سرتاسر منطقه، به ویژه بین اتیوپی و اریتره و در سومالی را به همراه دارد.
فرومان: فرض کنیم که ما مقداری اهرم استراتژیک برای پایان دادن به درگیری به کار بگیریم، سناریوهای پایان بازی چگونه به نظر میرسند؟ آیا تقسیمبندی در کار است؟ شانس یک سودان متحد پس از آرام شدن اوضاع چقدر است؟
گاوین: تقسیم دوفاکتو بیشتر یا کمتر وضعیت موجود است، اما هیچ نهادی به نظر نمیرسد که از این ترتیب راضی باشد. در این مرحله، به نظر میرسد که همه بازیگران مرتبط به آیندهای با سودان متحد فکر میکنند.
چرا آمریکاییها باید اهمیت دهند
فرومان: با وجود مقیاس فاجعه در زمین، به نظر میرسد که سودان در رسانهها و محافل سیاستگذاری ایالات متحده به اندازه کافی مورد توجه قرار نمیگیرد. آنچه در اینجا در خطر است — نه تنها از نظر انسانی، بلکه برای ایالات متحده و منطقه به طور کلی چیست؟ چرا این موضوع اهمیت دارد؟ چرا آمریکاییها باید نگران باشند؟
گاوین: آنچه در سودان اتفاق میافتد به طور قطع میتواند به ما آسیب برساند. به مدت چند دهه، سودان یک بازیگر بد در صحنه جهانی بود که از حمله صدام حسین به کویت حمایت کرده و اسامه بن لادن را پناه داده بود. شبکههای تروریستی که هدفشان آسیب رساندن به ایالات متحده است، از یک پایگاه مستحکم در سودان استقبال خواهند کرد، همانطور که روسیه از یک روش جدید برای نمایش قدرت در کریدور تجاری مهم دریای سرخ استقبال خواهد کرد.
اما یک جنبه دیگر نیز وجود دارد که هزینه فرصت ترک کردن تلاش مردم سودان برای دستیابی به نوعی سودان کاملاً متفاوت — یکی که دموکراتیک، مستقل و تحت حاکمیت قانون باشد — است. دولتی از این دست، که پل ارتباطی بین جهان عرب و آفریقا باشد، میتواند فشار را بر سایر روابط ایالات متحده در منطقه کاهش دهد و فرصتهای معناداری برای همکاری در پیشبرد صلح، امنیت و رفاه فراهم کند.
در نهایت، آمریکاییها باید در نظر بگیرند که آیا میخواهند در جهانی زندگی کنند که در آن ثروتمندان و مسلحان میتوانند با بیرحمی کامل غیرنظامیان را گرسنه و قتلعام کنند. حقوق بشر بینالمللی و قوانین جنگ برای حفاظت از همه توسعه یافتهاند. وقتی که این قوانین نادیده گرفته میشوند، همه ما آسیبپذیرتر میشویم.

