پیامدها: برنامه موشکی بالستیک ایران در پی حملات اسرائیل در جنگ 12 روزه خسارات سنگینی متحمل شد. اما بسیاری از سیستمهای حیاتی زنده ماندند.
تأمین مجدد: تهران در حال کار بر روی تأمین دوباره زرادخانه موشکی بالستیک خود به منظور آمادهسازی برای دور بعدی درگیری است.
آرزوهای ICBM: برنامههای فضایی جاهطلبانه ایران نشان میدهد که جمهوری اسلامی همچنین به دنبال قابلیت موشک بالستیک بینقارهای است که میتواند به ایالات متحده قارهای برسد.
محور دشمنان: چین یک تسهیلکننده حیاتی برای آرزوهای تولید موشک بالستیک تهران است و همکاری بین کره شمالی و ایران نیز نیاز به نظارت دارد.
بازدارندگی موشکی بالستیک ایران در پی جنگ 12 روزه
پس از پایان جنگ 12 روزه در تاریخ 24 ژوئن 2025، تهران به طور جدی در تلاش برای بازسازی زرادخانه خود و افزایش قابلیتهایش بوده است. جمهوری اسلامی در حال بازسازی ذخایر موشکهای بالستیک خود، پیگیری قابلیت حمله بینقارهای و آمادهسازی برای دور بعدی خصومتها است. این تلاشها تهدیدی برای اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی اروپا، متحدان آمریکا در خاورمیانه (اسرائیل و پادشاهیهای عرب خلیج فارس) و سرزمین اصلی ایالات متحده به شمار میآید.
سه توسعه، اقدامات تهران را هدایت کرده است. اول، تبادلهای اخیر با اسرائیل دو جنبه از استراتژی ایران را تأیید کرده است: (الف) اینکه پنهان کردن موشکها و پرتابگرها در زیر زمین میتواند اطمینان حاصل کند که حداقل تعداد کمی از آنها حتی در برابر سنگینترین حملات زنده بمانند و (ب) اینکه شلیکهای انبوه میتواند یا از دفاعهای هوایی و موشکی ایالات متحده و متحدانش عبور کند یا آنها را فرسوده کند. دوم، صنعت موشکی ایران حداقل به طور جزئی در برابر تحریمها تاب آورده است، عمدتاً به لطف حمایت چین و کره شمالی. سوم، برنامه فضایی ایران به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) پوشش داده است تا به توسعه و خرید موشکهای بالستیک بینقارهای (ICBM) که قادر به هدف قرار دادن ایالات متحده قارهای هستند، بپردازد. اظهارات اخیر رئیسجمهور دونالد ترامپ نشاندهنده تمایل به حمایت از اقدام نظامی اسرائیل در صورت ادامه تقویت زرادخانه موشکی بالستیک ایران است.
تهران نیروی موشکی بالستیک خود را به عنوان یک اولویت استراتژیک میبیند و آماده است تا هزینههای سنگین دیپلماتیک و اقتصادی را برای بازسازی و گسترش آن بپردازد. مقامات ارشد ایرانی به طور مکرر اشاره کردهاند که جمهوری اسلامی به هر قیمتی به دنبال بازدارنده حمله دوربرد خود خواهد بود. برآوردهای اسرائیلی نشان میدهد که ایران حدود 2000 موشک بالستیک دارد، از جمله سیستمهای کوتاهبرد و میانبرد که قادر به هدف قرار دادن اهداف منطقهای هستند.
در طول جنگ 12 روزه، نیروی هوایی اسرائیل از فضای هوایی نیمهمجاز بر فراز ایران برای حمله پیشگیرانه به موشکهای بالستیک ایرانی که هنوز بر روی پرتابگرهای خود (TELs) بودند، استفاده کرد. با این حال، معماری پایگاههای زیرزمینی ایران، که به عنوان “شهرهای موشکی” شناخته میشود، توانست برخی از ذخایر موشکی بالستیک خود را حفظ کند. برآوردها نشان میدهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جنگ را با 480 TEL آغاز کرد و آن را با حدود 100 به پایان رساند.
تأمین مجدد برای درگیری بعدی
جمهوری اسلامی امیدوار است که نیروی موشکی خود را به ارتفاعات قبلی خود بازگرداند. مقامات ایرانی، از جمله وزیر امور خارجه عباس عراقچی، هرگونه امتیازدهی در توسعه زرادخانه موشکی بالستیک کشور را رد کرده و لحن خصمانهتری در این زمینه اتخاذ کردهاند.
در واقع، نشانههای اخیر نشان میدهد که ایران در حال بازسازی این برنامه است، با وجود بازگشت تحریمهای سازمان ملل. در سپتامبر 2025، منابع اطلاعاتی منبع باز یک ردپای غیرمعمول را بر فراز استان سمنان، شرق تهران، مشاهده کردند. الگو نشان میدهد که این یک صعود موشک بوده است. مقامات ایرانی علت این پدیده را شناسایی نکردند و رسانههای دولتی به این رویداد اشارهای نکردند.
تصاویر ماهوارهای تجاری که قبل از این حادثه جمعآوری شده بود، نشان داد که سکوی پرتاب دایرهای در پایگاه فضایی امام خمینی، که تقریباً 145 مایل از تهران فاصله دارد، به رنگ آبی رنگآمیزی شده و حاشیه آن با نشانههای قرمز، سفید و سبز پرچم ایران تزئین شده است. تصاویر پس از 18 سپتامبر تغییراتی در سکوی پرتاب را نشان داد که شامل تغییر رنگی متناسب با قرار گرفتن در معرض حرارت بود.
میزان این آسیب در تصاویر ماهوارهای تجاری با وضوح بالاتر که چند روز بعد منتشر شد، واضحتر شد و الگوهای سوختگی مشخصی را در سطح سکو نشان داد. نشانههای سوختگی به شدت شبیه امضای حرارتی مشاهده شده پس از رویدادهای پرتاب قبلی ایران بود، جایی که گازهای خروجی موتور و شعله به سکو آسیب زده و باقیماندههایی را در حین پرتاب بر جای گذاشته بودند. کارشناسان مقیاس و بافت سوختگی را با استفاده از سیستمهای پیشرانه سوخت جامد سازگار دانستند، زیرا پرتابهایی که شامل موتورهای سوخت جامد هستند، به طور معمول الگوهای باقیمانده خاصی را به همراه ذرات اکسید آلومینیوم سوخته به جا میگذارند.
به طور تصادفی، گزارشها حاکی از آن است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به واردات مقادیر زیادی از پیشسازهای سوخت جامد از سر گرفته است، که نشاندهنده تلاشی برای احیای قابلیتهای موشکی کاهشیافته خود است. ارزیابیهای اطلاعاتی درز کرده نشان داد که در سال 2025، ایران تنها سدیم پرکلرات، احتمالاً از چین، از طریق بندر عباس وارد کرده است. این ترکیب یک جزء حیاتی از موتورهای موشکی سوخت جامد است؛ مقادیر ادعایی که ایران وارد کرده است، میتواند تأمینکننده چند صد موشک بالستیک با برد متوسط باشد. ردیابی اطلاعات دریایی یک ناوگان کوچک از کشتیهای باری را شناسایی کرده است که برای مدتی به طور مکرر در مسیرهای بین چین و ایران در حال تردد هستند، برخی از آنها از تدابیر پنهانکاری استفاده میکنند که با تلاشها برای فرار از تحریمها سازگار است. چندی از این کشتیها به دستگاه حمل و نقل دولتی ایران مرتبط شده و قبلاً تحت نظارت قرار گرفتهاند.
آرزوهای ICBM: ایران قابلیتهای پرتاب فضایی خود را تقویت میکند
برنامه فضایی جمهوری اسلامی و تلاش همزمان آن برای توسعه موشکهای بالستیک قارهپیما نیز موجب نگرانی است.
در آوریل 2020، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نخستین پرتاب یک ماهواره نظامی را انجام داد و ماهواره نور را به مدار حدود 273 مایلی بالای زمین فرستاد. این نخستین بار بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی—نه سازمان فضایی غیرنظامی کشور—یک پرتاب مداری موفق انجام میداد. این ماهواره با استفاده از وسیله پرتاب قاصد به مدار فرستاده شد، که یک سیستم سه مرحلهای است و معماری پیشرانه هیبریدی از مراحل مایع و جامد را ترکیب میکند و به طور مستقیم از زیرساختهای موجود موشکی و پرتاب فضایی ایران مشتق شده است.
این پیکربندی طراحی یک موشک بالستیک قارهپیما را منعکس میکند. مرحله اول قاصد احتمالاً با موتور موشک بالستیک میانبرد قدر تغذیه میشد، که نتیجهگیری را تقویت میکند که این پرتاب به فناوری نظامی بازسازی شده وابسته است.
در ژوئیه 2025، جمهوری اسلامی برای نخستین بار از زمان جنگ 12 روزه، قابلیتهای پرتاب فضایی خود را آزمایش کرد. این آزمایشها که همچنین شامل موشک حامل ماهواره قاصد بود، تلاشهای تهران برای بهبود فناوریهایی که به طور مستقیم به توسعه موشکهای دوربرد مربوط میشود را ادامه داد. در حالی که رسانههای دولتی ایران این آزمایش را به عنوان ارزیابی فنی عملکرد ماهواره توصیف کردند، پیامدهای نظامی زیرین آن قابل توجه است.
زیر رهبری رهبر معظم علی خامنهای، جمهوری اسلامی اکنون بر توسعه زیرساختهای پرتاب فضایی بومی خود تأکید میکند و برنامههایی برای قرار دادن چندین ماهواره در مدار علاوه بر ماهوارههایی که در دسامبر 2025 از روسیه پرتاب کرد، دارد. مرکز تلاشهای فضایی ایران نزدیک به تکمیل یک مجموعه پرتاب جدید، چابهار، در سواحل جنوب شرقی کشور است. مقامات ایرانی اعلام کردهاند که این تأسیسات جدید به آمادگی عملیاتی نزدیک میشود و برای پشتیبانی از مجموعهای از مأموریتها، از جمله استقرار ماهوارههای سنجش از دور و پلتفرمهای آزمایشی مرتبط با برنامه فضایی نظامی در حال گسترش ایران، طراحی شده است. از جمله سیستمهای برنامهریزی شده برای پرتاب، چندین ماهواره تولید داخلی، از جمله نسخههای بهروز شده برنامههای زفر و کوثر، و همچنین اجزای آزمایشی مرتبط با خوشه ماهوارهای سلیمانی هستند.
همپوشانی فنی بین وسایل پرتاب ماهواره و سیستمهای موشکی بالستیک دوربرد مدتهاست که برای غرب نگرانکننده بوده است، به ویژه با توجه به سرمایهگذاریهای موازی تهران در زمینه پیشرانه، سیستمهای هدایت و طراحی موشکهای چند مرحلهای. از زمان نخستین دولت ترامپ، ایالات متحده ارزیابی کرده است که برنامه پرتاب فضایی به اصطلاح غیرنظامی ایران به آن یک مسیر قابل قبول برای توسعه قابلیتهای ICBM میدهد.
پادشاهی متحده، فرانسه و آلمان به نتیجه مشابهی رسیدند. سال گذشته، این سه کشور گزارشی مشترک منتشر کردند که ادعا میکرد استفاده تهران از وسایل پرتاب فضایی سری قائم برای قرار دادن ماهواره سُرایا در مدار، پوششی برای آزمایش فناوریهای مرتبط با ICBM بوده است. منابع ایرانی این ادعا را تکرار کردهاند.
توسعه مجدد فناوری پرتاب ایران همچنان مرز بین فعالیتهای فضایی صلحآمیز و قابلیتهای ICBM را محو میکند و سیگنالی تهدیدآمیز در یک چشمانداز استراتژیک از پیش ناپایدار ارسال میکند.
تهدید مستمر ایران به ایالات متحده و متحدانش
توسعه مستمر موشکهای بالستیک ایران به شدت تهدیدی برای ایالات متحده و متحدان جهانی آن است.
ایران از طریق اقدام مستقیم و جنگ نیابتی، از قابلیتهای جنگ موشکی خود برای ایجاد فشار قابل توجهی بر موجودیهای دفاع موشکی اسرائیل و آمریکا استفاده کرده است. در درگیریهای اسرائیل و ایران در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴، سیستم موشکی ضد بالستیک Arrow که بهطور مشترک توسط اسرائیل و ایالات متحده تأمین مالی و تولید شده، عملکرد خوبی داشت. اما حجم بالای شلیکهای موشکی ایران، این سیستم را تحت فشار قرار داد، زیرا نیروهای موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اکتبر ۲۰۲۴ به تنهایی حدود ۲۰۰ موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کردند. ایران از حملات آوریل خود آموخته بود که افزایش تعداد شلیکها و استفاده از موشکهای پیشرفتهتر، شانسهای آن برای غلبه بر موجودی باتریها و رهگیرهای Arrow اسرائیل را به طور قابل توجهی افزایش میدهد.
در اکتبر، این رویکرد به موفقیت نزدیک شد. سی و پنج مورد از حدود ۲۰۰ موشکی که ایران شلیک کرد، ممکن است به خاک اسرائیل رسیده باشد. بسیاری از این پروژهها در نزدیکی پایگاه هوایی حیاتی نواتیم فرود آمدند که میزبان جنگندههای نسل پنجم F-35I Adir اسرائیل است.
دفاعهای موشکی اسرائیل به اندازهای تحت فشار قرار گرفتند که ایالات متحده مجبور شد یکی از سیستمهای دفاع هوایی Terminal High Altitude Area Defense (THAAD) خود را به منطقه اعزام کند. در طول جنگ ۱۲ روزه، نیروهای آمریکایی بهطور گزارششده حدود ۱۵۰ رهگیر THAAD و ۸۰ رهگیر SM-3 را در دفاع از اسرائیل مصرف کردند که تقریباً ۲۵ درصد از کل موجودی رهگیرهای ایالات متحده را تخلیه کرد. نیروهای آمریکایی همچنین تعداد نامشخصی از رهگیرهای Patriot را برای دفاع از پایگاه هوایی Al Udeid آمریکا در قطر مستقر کردند. به این موارد، نیروی دریایی ایالات متحده حدود ۲۰۰ رهگیر SM-2 و SM-6 را برای دفاع در برابر حوثیهای مورد حمایت تهران در دریای سرخ استفاده کرد.
توسعه یک موشک بالستیک قارهپیما (ICBM) توسط ایران نمایانگر یک تشدید قابل توجه خواهد بود. در حالی که این سیستمها تهدیدی وجودی برای ایالات متحده به شمار نمیروند، حتی یک قابلیت محدود ICBM میتواند تمام اروپا و بخش زیادی از ایالات متحده قارهای را در دسترس فشاری ایران قرار دهد. توانایی معتبر برای تهدید چندین شهر آمریکایی میتواند هزینههای سیاسی و استراتژیک اقدام نظامی در خاورمیانه را افزایش دهد و به تهران اهرمی بر واشنگتن بدهد.
علاوه بر این، همکاری بین کره شمالی و ایران میتواند به شدت سیستمهای دفاع موشکی واشنگتن را تحت فشار قرار دهد. این تهدید با آرزوهای هستهای ایران بیشتر تقویت میشود. کارشناسان قبلاً به احتمال انتقال کلاهکهای هستهای یا مواد مرتبط با گسترش آنها به سپاه پاسداران اشاره کردهاند. هرچند که این قابلیتها ممکن است ابتدایی باشند، اما هرگونه قابلیت پرتاب هستهای ایرانی تهدیدی جدی به شمار میآید.
این سناریوها ممکن است در حال حاضر غیرمحتمل به نظر برسند. اما تاریخ نشان میدهد که در مواجهه با ایران، احتیاط نه در آمادهسازی برای آنچه که محتملتر است، بلکه در محافظت در برابر آنچه که خطرناکتر است و بنابراین اگر نادیده گرفته شود، عواقب بیشتری خواهد داشت، نهفته است.

