ایالات متحده و اسرائیل در اوایل روز شنبه به ایران حملات هوایی انجام دادند و رئیسجمهور ترامپ اعلام کرد که آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران، کشته شده است. استیون استرومبرگ، ویراستار بخش نظر، نویسندگان ستون نظر دیوید فرنچ، نیکلاس کریستوف و برت استیونز و نویسنده مشارکتی بخش نظر مگان کی استک را برای بحث کتبی درباره این حمله و پیامدهای آن گرد هم آورد.
استیون استرومبرگ: ترامپ میگوید رهبر عالی ایران مرده است. ما باید درباره پتانسیل تغییر رژیم چه احساسی داشته باشیم؟
مگان کی استک: من نمیتوانم ببینم که چگونه ایجاد یک خلاء سیاسی که میتواند به طرق بیشماری و غیرقابل پیشبینی تکامل یابد، انتظار میرود که کسی را ایمنتر کند. یک ایده مبهم وجود دارد که مردم ایران همه مخالف دولت خود هستند و با هم برای ایجاد یک دولت جدید گرد هم خواهند آمد. من فکر نمیکنم تاریخ از این انتظار حمایت کند. به نظر میرسد رهبران ما هیچ چیزی از مداخلات ایالات متحده در عراق، افغانستان و لیبی نیاموختهاند. مطمئناً، ارتش ایالات متحده میتواند تمام رهبری را بکشد. و بعد چه؟
نیکلاس کریستوف: یکی از خطرات این است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کنترل را به دست بگیرد. این ممکن است بدتر باشد. همچنین خطر دیگری وجود دارد که ایران به سادگی تکهتکه شود؛ رهبران منطقهای درباره این موضوع نگران هستند. برای من، این احساس شبیه به پژواک حمله به عراق در سال 2003 است: بار دیگر، ما به اطلاعات دستکاریشده برای آغاز جنگی با اهداف وسیع برای بازسازی خاورمیانه و با اطمینان کم از موفقیت تکیه کردهایم — اما با خطرات و هزینههای زیاد.
برت استیونز: من از هر کسی که این گفتگو را میخواند میخواهم چند دقیقهای را به تماشای این ویدیوی قدرتمند از بخش نظر تایمز که توسط روزنامهنگاران روکسانا صابری و فاطمه جمالپور تهیه شده است، اختصاص دهد. آنها تصاویری را که توسط پزشکان و پرسنل پزشکی ایرانی گرفته شده و وحشیگری غیرقابل تصور را که آنها در ماه گذشته در دستان این رژیم تجربه کردهاند، جمعآوری کردهاند. در حال حاضر، یک جنبش اعتراضی جهانی علیه اسرائیل به دلیل کشته شدن حدود 70,000 فلسطینی، چه نظامی و چه غیرنظامی، در غزه در طول بیش از دو سال نبرد وجود دارد. رژیم ایران در عرض دو روز حدود 30,000 غیرنظامی بیدفاع را کشته است — بدون اینکه به نظر برسد بسیاری از همان افرادی که علیه اسرائیل اعتراض میکنند، به این موضوع واکنشی نشان دهند. به همین دلیل است که شما گزارشهایی از ایرانیان عادی میخوانید که به آسمان نگاه میکنند و امیدوارند که ایالات متحده و اسرائیل حمله کنند.
من شک ندارم که این کمپین خطرات جدی برای ایرانیان به همراه خواهد داشت و هشدارهای مگان و نیک باید جدی گرفته شود. اما ما همچنین باید به این نکته توجه کنیم که همان ایرانیان فقط با زندگی در زیر رژیم کنونی خطرات جدی را متحمل میشوند.
آنچه اکنون اتفاق میافتد تا حدی به این بستگی دارد که آیا خشم موجهی که مردم ایران نسبت به آنچه از رژیم باقی مانده احساس میکنند، بر ترس قابل درک آنها از بیرحمی بیپایان آن غلبه خواهد کرد یا خیر.
استک: من نیز توصیه به تماشای آن ویدیوی قدرتمند را تأیید میکنم. من هیچ احترامی برای رژیم دینی، سرکوبگر و خشونتآمیز ایران قائل نیستم. اما من جنگهایی را پوشش دادهام که ایالات متحده رژیمهای وحشتناک را سرنگون کرده است و به خوبی میدانم که چگونه خشونت چند برابر میشود. برای من حدود 25 سال و تعداد زیادی از دوستان مردهام دیر شده است که بپذیرم استدلالی که رژیم بد است و بنابراین ما باید مداخله کنیم، درست است.
توجیهات قانونی و اخلاقی در برابر احتیاط استراتژیک
دیوید فرنچ: رژیم بهطور کامل نفرتانگیز است و آن ویدیو فوقالعاده است. من برای مرگ خامنهای عزاداری نخواهم کرد و امیدوارم که بذرهای دموکراسی در دل ایران جوانه بزند.
هیچ شکی نیست که ما توجیهات قانونی و اخلاقی زیادی برای جنگ داریم. وقتی ترامپ درباره آمریکاییهایی که توسط شبهنظامیان مورد حمایت ایران در عراق کشته شدند صحبت کرد، این موضوع برای من بسیار ملموس بود. ما در واحد خودمان مردانی را به خاطر شبهنظامیان مورد حمایت ایران که از مهمات تأمینشده توسط ایران استفاده میکردند، از دست دادیم. من آن مردان را میشناختم و هرگز روزهای وحشتناک زمانی که آنها سقوط کردند را فراموش نخواهم کرد.
اما خشم من نسبت به ایران نمیتواند مرا از سوالات بسیار واقعی استراتژی، احتیاط و قانونی بودن حمله ترامپ کور کند. او بههیچوجه نباید ما را به جنگ با فرمان خود بکشاند.
خلأهای قدرت در خاورمیانه سابقهای وحشتناک دارند. ما تمایل داریم که دیدگاه رمانتیکگونهای نسبت به قیامهای مردمی داشته باشیم، اما تجربیات سخت در عراق، سوریه، لیبی و جاهای دیگر به ما آموخته است که هرج و مرج همچنین بستر مناسبی برای تروریسم، افراطگرایی و امواج بیثباتکننده مهاجرت انبوه است، زیرا میلیونها نفر از خشونت فرار میکنند.
این موضوع همچنین به حمله ما به عراق در سال ۲۰۰۳ مربوط میشود. ما با تعداد بسیار کمی از نیروها وارد شدیم، نتوانستیم تمام شهرها و روستاها را تأمین کنیم و سپس نظارهگر بودیم که هرج و مرج و آشوب به زایش یک شورش مرگبار کمک کرد. اصلاح آن اشتباه اولیه سالها طول کشید.
ما فقط میتوانیم امیدوار باشیم که این بار متفاوت باشد. در جامعه ایرانی تقسیمات عمیقی وجود دارد و حتی اگر مرگ ظاهری خامنهای به سقوط رژیم منجر شود، نمیتوانیم بدانیم که چه اتفاقی خواهد افتاد.
مقایسه ایران با عراق و ارزیابی استراتژی سر بریدن
استرومبرگ: برت، آیا این حمله سر بریدن معقول بود؟ یک قیام مردمی موفق چگونه ممکن است پیش برود؟
استیونز: پاسخ کوتاه به سوال اول شما بله است: حداقل، این اقدام به طور قابل توجهی توانایی فرماندهی و کنترل ایران را مختل میکند و بنابراین توانایی آن برای جنگ را کاهش میدهد. در بهترین حالت، این اقدام الهامبخش ایرانیانی است که “مرگ بر دیکتاتور” سر میدهند تا قیام کنند، که ممکن است با کمک واحدهای ارتش منظم ایران که از شور و شوق ایدئولوژیک سپاه پاسداران برخوردار نیستند، همراه شود.
در مورد سوال دوم شما، دیوید درست میگوید که ما وارد سرزمینی ناشناخته و دشوار میشویم. خوشبینی من به این است که ایران در چند جنبه از عراق متفاوت است. اول، جنبش اعتراضی اکنون چند دههای است و من فکر نمیکنم که شکی وجود داشته باشد که رژیم به طور گستردهای از سوی اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان نفرتانگیز است. در عراق در سال 2002 چیزی شبیه به این وجود نداشت. دوم، ترامپ به وضوح به ایرانیان اعتماد کرده است تا خود را آزاد کنند: ما قرار نیست دهه آینده را صرف اصلاح شبکه برق آنها کنیم در حالی که قوانین آنها را بازنویسی میکنیم. در نهایت، رضا پهلوی، پسر آخرین شاه، فردی متواضع است که به نظر میرسد مشروعیت خود را در میان معترضان ایرانی که نام او را سر میدهند، حفظ کرده و خود را به عنوان یک شخصیت انتقالی معرفی کرده است. باز هم، در عراق چیزی شبیه به این وجود نداشت.
کریستوف: من فکر میکنم برت درست میگوید که ایران در برخی جنبهها از عراق متفاوت است؛ سخت است که مطمئن باشیم، اما من معتقدم که حتی بیشتر از عراق در سال 2003، بسیاری از ایرانیان به شدت از دولت خود عصبانی هستند و از مداخله خارجی استقبال میکنند. اما آنها بیسازمان هستند و دولت در موضع قدرت قرار دارد.
رژیم حوثیها در یمن نیز مانند رژیم ایران به شدت نامحبوب است — این یک گروه از جنگجویان قبیلهای از شمال است که به خوبی مسلح نیستند و قادر به کنترل کل کشور خود نیستند — با این حال، رئیسجمهور جو بایدن و ترامپ هر دو 7 میلیارد دلار برای کمپینهای بمباران هزینه کردند و نتوانستند آنها را از بین ببرند. این باید به ما یادآوری کند که محدودیتهای کمپینهای هوایی برای سرنگونی یک رژیم، حتی یک رژیم نامحبوب، چیست.
استیونز: نیک در مورد حوثیهای مقاوم درست میگوید، هرچند که ما بعد از اینکه اسرائیل دوازده نفر از مقامات ارشد آنها، از جمله نخستوزیرشان، را در اوت گذشته از بین برد، کمتر از آنها شنیدیم. از سوی دیگر، عملکرد نظامی ایران در جنگش با اسرائیل در سال گذشته قابل توجه نبود. و اکنون به طور قابل توجهی ضعیفتر از آن زمان است.
فرانس: حملات سر بریدن میتوانند سردرگمی ایجاد کنند و فرماندهی و کنترل را مختل کنند، اما تضمینی برای پایان یک رژیم نیست. این به ویژه در مورد جنبشهای مذهبی رادیکال صادق است. داعش، القاعده، حماس و حزبالله همگی حملات سر بریدن را تحمل کردهاند، رهبران خود را جایگزین کرده و به جنگ ادامه دادهاند.
ترس من این است که شرایطی مشابه با آنچه در عراق بلافاصله پس از عملیات طوفان صحرا در سال 1991 ایجاد شد، ایجاد کنیم. ما ارتش عراق را ویران کردیم، صدام حسین آسیبپذیر به نظر میرسید و عراقیها علیه رژیم قیام کردند — تنها برای اینکه توسط بازماندگان ارتش صدام کشتار شوند. این سناریوی کابوسوار است. دعا میکنم که این اتفاق نیفتد.
انتقامجویی احتمالی ایران و تشدید منطقهای
استرومبرگ: اگر رژیم زنده بماند، چگونه ممکن است انتقام بگیرد؟ با بستن تنگه هرمز؟ تشویق حوثیها به مختل کردن ترافیک کشتیها در دریای سرخ؟
استک: من در مورد تنگه هرمز فکر میکنم. اگر ایران اقدام به بستن آن کند، این یک تشدید جدی خواهد بود. و ایران این را میداند. من متوجه میشوم که این بار، برخلاف زمانی که به حملات ایالات متحده و اسرائیل در تابستان گذشته پاسخ داد، ایران هشدارهایی نمیدهد یا تلاشی برای کاهش اثرات حملات خود نمیکند. بنابراین رژیم میخواهد نشان دهد که آماده است تا به طور کامل وارد جنگ شود. اما آیا واقعاً اینطور است؟ برخی گزارشها از دولت ترامپ درباره روزهایی از حملات صحبت میکنند. من هنوز فکر نمیکنم که مشخص باشد به کجا میرویم.
بحران قانونی و قدرتهای جنگی کنگره
استرومبرگ: آیا رئیسجمهور باید برای حملات بیشتر از کنگره تأیید بگیرد؟ آیا کنگره باید در صورت درخواست، آن را بدهد؟
استک: او نباید بدون درخواست از کنگره تا این حد پیش میرفت. قدرتهای جنگی در اختیار کنگره، نمایندگان منتخب ما هستند. و ترامپ به اندازه کافی نتوانسته است مردم آمریکا را متقاعد کند که این جنگ به نفع ماست. یک سخنرانی مبهم درباره اینکه اینها افراد وحشتناکی هستند کافی نیست.
استیونز: من با مگان موافقم، حداقل در مورد نیاز به ارائه دلیل به مردم آمریکا. یک اشاره کوتاه به ایران در سخنرانی وضعیت کشور این هفته، به همراه یک سخنرانی هشت دقیقهای که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، به هیچ وجه کافی نیست. دلیل برای مقابله با ایران قوی است و آمریکاییها حق دارند آن را بشنوند. در مورد کنگره، اگر این جنگ بیشتر از چند ماه طول بکشد، ترامپ باید یا آن را پایان دهد یا رأیگیری کند. اما من شک دارم که این جنگ آنقدر طول بکشد.
فرنچ: قانون اساسی یک نوع تکنیک نیست. من میترسم که خیلیها فکر کنند: خوب، در یک دنیای ایدهآل او باید به کنگره میرفت، اما آنچه انجام شده، انجام شده است. در واقع، رئیسجمهور مرتکب نقض جدی قانون اساسی شده و ما را به جنگ کشانده بدون اینکه تلاش زیادی برای توجیه، توضیح و تعیین اهدافش انجام دهد. یکی از پیامدها این است که حمایت عمومی از این جنگ احتمالاً بسیار ناپایدار خواهد بود و این برای پیگیری موفق یک کمپین نظامی پرخطر و بالقوه دشوار ایدهآل نیست.
استیونز: من یادم نمیآید که بیل کلینتون از کنگره خواسته باشد که جنگ با صربستان بر سر کوزوو را تأیید کند.
فرنچ: وضعیتها کاملاً متفاوت هستند، اما بله، کلینتون باید قبل از حمله به صربستان به کنگره میرفت.
جستجوی یک دکترین منسجم ترامپ
استرومبرگ: در مورد حملات رئیسجمهور به ونزوئلا در ماه گذشته، به نظر میرسید که دولت ترامپ در حال احیای این مفهوم است که قدرتهای بزرگ جهان را به حوزههای نفوذ تقسیم میکنند — و نیمکره غربی متعلق به آمریکاست. اما اکنون نیروهای آمریکایی در طرف دیگر جهان درگیر هستند. آیا در تمام اینها یک دکترین منسجم ترامپ قابل شناسایی است؟
فرنچ: این یکی از حوزههایی است که من از ترامپ دفاع میکنم — ایران متفاوت است. این کشور به طور مستقیم به آمریکاییها حمله کرده، از حملات مستقیم به آمریکاییها حمایت کرده و تلاش آن برای دستیابی به بمب هستهای تهدیدی فوقالعاده برای امنیت ملی آمریکا است. این رژیم از نفرت نسبت به این کشور سرشار است. حتی در یک سیاست خارجی متمرکز بر حوزههای نفوذ، ایالات متحده وقتی هر کشوری، صرفنظر از موقعیتش در جهان، علیه ما جنگ اعلام کند، پاسخ خواهد داد، همانطور که ایران برای سالها این کار را کرده است. او به هیچ وجه نباید این جنگ را بدون مراجعه به کنگره آغاز میکرد، اما ایران از زمان جیمی کارتر نگرانی هر رئیسجمهور آمریکایی بوده است.
استک: من مطمئن نیستم که رویکرد ترامپ به عنوان یک دکترین واجد شرایط باشد. در ونزوئلا، او یک رئیسجمهور را ربود و شروع به تصاحب و فروش نفت آن کشور کرد. در ایران، او به طور دلخواه جنگی را آغاز کرده بدون اینکه از کنگره یا مردم آمریکا حمایت بخواهد. اینها اقدامات یک پادشاه قدرتمند است، نه یک رئیسجمهور ایالات متحده که به چکهای دموکراتیک و قوانین بینالمللی پایبند باشد. به نظر میرسد نظریه کلی او این است: که میتواند هر کاری که میخواهد انجام دهد.
مقایسه مداخله محدود در ونزوئلا با جاهطلبیهای بزرگ ایران
کریستوف: یکی از مزایای مداخله نظامی ترامپ در ونزوئلا این بود که محدود بود. او نیکلاس مادورو، رئیسجمهور کشور را برکنار کرد، اما سعی نکرد رژیم را سرنگون کند، بلکه دید که آیا میتوان آن را به مرور زمان بهبود بخشید. باید برای او ناامیدکننده بوده باشد که یک رژیم سرکوبگر را در جای خود باقی بگذارد، اما این کار عملی بود — و بهتر از آغاز یک جنگ طولانی در ونزوئلا بود. مداخلات محدود از این دست سابقه موفقیت قابل قبولی دارند؛ جنگهای بزرگ و خوشبینانه برای تغییر شکل جهان چنین سابقهای ندارند، همانطور که از ویتنام تا عراق دیدهایم. ای کاش ترامپ در ایران نیز چنین احتیاطی نشان میداد.
فلسفه ‘دستکاری و پیدا کردن’ و امیدهای نهایی
استیونز: من با مگان موافقم که نمیتوانیم به راحتی یک دکترین منسجم توصیف کنیم. مگر اینکه این: دستکاری کن و پیدا کن — و من یک کلمه قویتر از “دستکاری” در ذهن دارم. با ونزوئلا و حالا، برای دومین بار، با ایران، ترامپ سیگنالهای قدرتمندی به دو رژیم وحشتناک ارسال کرده است که ادارهاش قابل شوخی نیست. من برای موفقیت این تلاش در ایران، برای ایمنی خلبانان آمریکایی و اسرائیلی، و برای آزادی مردم ایران دعا میکنم. و تنها میتوانم امیدوار باشم که ترامپ روزی سیگنال مشابهی به روسیه در مورد جنگ جنایتکارانهاش در اوکراین ارسال کند.

