عربستان سعودی تلاشهای خود را برای یکپارچهسازی و بازسازی نیروهای ضد حوثی یمن افزایش داده است، پس از گسترش سریع و فروپاشی ناگهانی شورای انتقالی جنوبی (STC) که مورد حمایت امارات متحده عربی بود، پس از خروج نظامی ابوظبی از کشور. اگرچه نقش پیشرو عربستان سعودی در یمن اکنون بدون چالش است، اما ریاض با چندین چالش نظامی و سیاسی فوری در این کشور مواجه است، در زمانی که عدم قطعیت زیادی در منطقه وسیعتر وجود دارد. در حال حاضر، نیروهای ضد حوثی یمن همچنان fragmented هستند، اما با کمک ریاض، دولت مورد حمایت عربستان سعودی که بهطور بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، در حال کار بر روی جذب و احتمالاً ادغام گروههای قبلاً مورد حمایت امارات تحت فرماندهی ملی یکپارچه خود است. در ژانویه، ریاض از تشکیل کنفرانس گفتوگوی جنوبی خبر داد که به گفته خود، “همه جناحهای جنوبی را برای بحث در مورد راهحلهای عادلانه برای مسئله جنوبی” گرد هم خواهد آورد، با توجه به آرزوهای دیرینه منطقهای برای خودمختاری و خودمدیریتی. اما این فروم تحت حمایت عربستان هنوز سازماندهی نشده است.
در میان این تغییرات در تعادل قدرت داخلی در یمن، تنشها بین ایالات متحده و ایران همچنان بالا است، زیرا واشنگتن با یک افزایش نظامی جدید در منطقه به فشار بر تهران ادامه میدهد، در صورتی که مذاکرات از سر گرفته شده آنها شکست بخورد. بروز دوباره خصومتها بین دو طرف میتواند پیامدهای جدی برای امنیت خلیج فارس و خود یمن داشته باشد، با توجه به همراستایی نظامی و ایدئولوژیک حوثیها با جمهوری اسلامی. بنابراین، این عوامل احتمالاً عربستان سعودی و دولت یمن را به خرید زمان وادار میکند تا قبل از انتخاب نحوه مواجهه با حوثیهای مورد حمایت ایران، بر انجام اصلاحات کلیدی نظامی تمرکز کنند.
پس از حضرموت و المهرة: تغییرات در تعادلهای داخلی و خارجی یمن
تعادل سیاسی-نظامی در جنوب یمن در چند ماه گذشته به سرعت تغییر کرده است. در اوایل دسامبر 2025، نیروهای STC تحت حمایت امارات، استانهای شرقی حضرموت و المهرة را از دولت مورد شناسایی بینالمللی یمن تصرف کردند تا به آرزوهای دیرینه خود برای جدایی جنوب دست یابند و برنامههایی برای برگزاری یک رفراندوم در مورد استقلال در دو سال آینده اعلام کردند. شورای رهبری ریاستجمهوری (PLC) — نهاد اجرایی هشتنفرهای که قدرتهای ریاستجمهوری را برای دولت مورد شناسایی بینالمللی یمن اعمال میکند — و عربستان از جداییطلبان خواستند که عقبنشینی کنند و ابوظبی را به خاطر پیشرفتهای سرزمینی STC مقصر دانستند. این پادشاهی که حدود 700 کیلومتر مرز با حضرموت دارد، تحرکات STC را به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی خود تلقی کرد. تنشها همچنان افزایش یافت و در پایان دسامبر، ریاض دو کشتی اماراتی را در بندر جنوبی مکلا هدف قرار داد که reportedly سلاحهایی برای STC حمل میکردند. امارات این ادعاها را رد کرد اما اقدام به پایان دادن به مأموریت ضدتروریسم (CT) خود در یمن و خروج مشاوران و داراییهای نظامی باقیمانده خود کرد.
جداییطلبان سپس مجبور به عقبنشینی از مواضعی شدند که تصرف کرده بودند، از جمله در مکلا و عدن، به دلیل اولتیماتومهای شورای رهبری ریاستجمهوری و حملات هوایی ریاض. در اوایل ژانویه، نیروهای دولتی و ائتلاف تحت رهبری عربستان عملیاتی را برای بازپسگیری کنترل از سایتهای نظامی تحت تصرف STC انجام دادند. رهبر STC، ایادروس الزبیدی، که در اوایل ژانویه از سوی شورای رهبری ریاستجمهوری اخراج و به خیانت متهم شده بود، از یمن به امارات از طریق سومالیلند فرار کرد. پس از آنکه عربستان پیشنهاد برگزاری یک کنفرانس گفتوگوی جنوبی در این پادشاهی را مطرح کرد، STC اعلام کرد که خود را منحل میکند و یکی از شاخههای این جنبش به مذاکرات مقدماتی در ریاض پیوست. اما سایر مقامات STC که هنوز در یمن بودند، این اقدام را رد کردند و هزاران نفر در عدن به حمایت از جنبش جداییطلب تجمع کردند. به منظور تقویت نهادهای دولتی پس از بحران در حضرموت و المهرة، رئیس شورای رهبری ریاستجمهوری، رئیسجمهور رشاد العلیمی، نخستوزیر جدیدی را انتخاب کرد، دولت را بازسازی کرد و دو عضو جدید شورای رهبری ریاستجمهوری را برای پر کردن صندلیهای خالی STC منصوب کرد. اعضای جدید شامل ژنرال محمود احمد سالم الصبایحی، وزیر دفاع سابق که به مدت هشت سال توسط حوثیها به عنوان گروگان نگهداری شده بود، و سالم احمد سعید الخنباشی، استاندار حضرموت، که عملیات بازپسگیری کنترل از اردوگاههای STC در این استان را رهبری کرد، هستند. با تکیه بر این تلاشها، شورای رهبری ریاستجمهوری در تاریخ 8 فوریه تشکیل کابینه جدید و بزرگتری با 35 عضو را اعلام کرد.
سازماندهی مجدد نظامی: تلاشهای اولیه و نشانههای اولیه
در این زمینه، یک سری تصمیمات یمنی و سعودی، که ریشه در توازن جدید نظامی-سیاسی دارد، اکنون پارامترهای اصلاحات نظامی را تعیین میکند. در تاریخ ۱۰ ژانویه، رئیسجمهور علیمی تأسیس کمیته عالی نظامی را برای سازماندهی، تجهیز و فرماندهی تمام نیروهای نظامی در مناطق تحت کنترل دولت اعلام کرد. با این حال، این کمیته تحت اختیار یمن عمل نمیکند؛ بلکه تحت کنترل ائتلاف به رهبری عربستان سعودی، بهویژه ریاض است. این پادشاهی همچنین هزینه تمام حقوق را پرداخت میکند. رئیس شورای رهبری ریاستجمهوری اعلام کرد که عربستان سعودی “تمام تشکیلات نظامی که قبلاً توسط ابوظبی حمایت میشدند” را پرداخت کرده است، از جمله تأمین مالی “دهها هزار جنگجوی STC” پس از خروج امارات، و همچنین نیروهای مقاومت ملی (NRF) به رهبری طارق صالح، برادرزاده رئیسجمهور پیشین یمن.
نیروهای حامی دولت شروع به جابجایی تأسیسات نظامی به خارج از شهرها کردهاند، با تمرکز استراتژیک و نمادین بر عدن، پایتخت موقت و پایگاه سابق STC. در تاریخ ۲۰ ژانویه، تیپهای غولها، یک میلیشیا که قبلاً از امارات حمایت میشد و در طول بحران شرقی به عربستان سعودی وفادار شد، کمپ جبل حدید در عدن را به نیروهای دولتی تحویل داد. هدف این است که به تدریج مراکز شهری را غیرنظامی کنند و تنها واحدهای پلیس و حفاظت از تأسیسات را در داخل شهر نگه دارند.
همه شرکای ریاض: فرمول قدرت جدید سعودی در یمن
با توجه به شکستهای سرزمینی STC و کاهش نفوذ امارات در کشور، فرمول قدرت عربستان سعودی در یمن اکنون در حال شکلگیری است و بر انتصابات سیاسی و فرآیند اصلاحات نظامی تأثیر میگذارد. فرمول ریاض مجموعهای از بازیگران مختلف را گرد هم میآورد: شبهنظامیان نیروهای سپر ملی (NSF) مورد حمایت عربستان، گروههای مسلح از قبایل (بهویژه سبیحه)، عناصر مسلح سلفی و حزب اصلاح و وابستگان نظامی آن. در این چارچوب، تیپهای غولها — که وفاداری آنها به حامی جدید سعودی خود هنوز آزمایش نشده است — ممکن است ورق برندهای باشد که میتواند به ریاض در چشمانداز پیچیده و در حال تغییر یمن برتری دهد، با توجه به اندازه و تجربه نبرد این شبهنظامیان در مناطق مختلف کشور.
نیروهای سپر ملی مورد حمایت عربستان نقش کلیدی در تصرف و تأمین مناطق موجود و اخیراً بهدستآمده STC در اوایل ۲۰۲۶ ایفا کردند. این نیروها که توسط عربستان در ۲۰۲۲ تأسیس و بهطور مستقیم از ریاض پرداخت میشوند، در ۲۰۲۳ توسط علیمی بهعنوان یک واحد نظامی ذخیره تحت کنترل مستقیم او رسمی شدند. فرماندهان NSF از قبیله سبیحه در لحج، یک استان جنوبی نزدیک به عدن، میآیند و جنگجویان ثبتنامشده نیز از دیگر استانهای جنوبی هستند، در حالی که بخش حضرموت این شبهنظامیان عمدتاً از حضرمیهای محلی و جنگجویان از شبوah همسایه تشکیل شده است.
در میان گروههای مسلح قبایلی، سبیحه به نظر میرسد نقش عمدهای در شبکه سعودی در یمن ایفا میکند. این نقش فراتر از رهبری NSF است: یکی از دو انتصاب جدید به PLC از اعضای این قبیله است، همانطور که سرتیپ حمیدی شکری سبیhi، فرمانده تیپهای غولها که به تازگی از یک تلاش برای ترور در شهر عدن جان سالم به در برده است، نشان میدهد که وفاداریها و وابستگیها میتوانند در یمن پیچیده و متقاطع باشند.
سلفیها در تمام سطوح در NSF و دیگر نیروهای مورد حمایت عربستان حضور رو به رشدی دارند. فرماندهان NSF بخشی از این جنبش مذهبی سنی محافظهکار هستند و قبایلنشینان با گرایش مشابه را جذب کردهاند؛ در حضرموت، NSF بهطور گزارش شده “پایگاههای عمدهای برای آموزش نظامی و تلقین سلفی” تأسیس کرده است. قبل از تشدید STC در اواخر ۲۰۲۵، NSF در حال حاضر در حال جذب جنگجویان سلفی از شبهنظامیان نیروهای کمربند امنیتی حمایتشده امارات در عدن و ابین و همچنین از تیپهای غولها بود و حقوقهای منظم و بالاتری نسبت به رقبای حمایتشده اماراتی خود ارائه میداد — که دقیقاً برعکس روند چند سال پیش بود.
حزب اصلاح، که اعضای آن شامل برادران مسلمان و سلفیها میشود، تحت تأثیر سنگین عربستان در یمن باقی مانده و در ارتش نمایندگی بیش از حدی دارد، اگرچه بهطور قابل توجهی نسبت به دوره پیش از جنگ تضعیف شده است.
تیپهای غولها: نیرویی تحولآفرین برای سعودیها؟
بازیکن بالقوه تغییر دهنده بازی عربستان سعودی در جنوب، با این حال، تیپهای غولها با ۳۰,۰۰۰ نفر نیرو است که به تدریج به اردوگاه سعودی پیوستهاند پس از خروج کامل امارات از یمن. این گروه از مقاومت در برابر حوثیها در عدن شکل گرفت و اغلب برای عقب راندن آنها به کار گرفته شده است. تیپهای غولها که از مبارزان قبیلهای و سلفی عمدتاً از منطقه یافا در ابین در جنوب غربی یمن تشکیل شدهاند، بخشی از ارتش دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی نیستند، بلکه به فرماندهی مشترک غربی طارق صالح وابستهاند که در موکا، نزدیک به تنگه باب المندب مستقر است.
رهبر تیپهای غولها عبدالرحمن المحرمی (ملقب به ابو زاره) است، یک سلفی از یافا که در مؤسسه دینی در دماج تحصیل کرده است. او از سال ۲۰۲۲ عضو PLC بوده و در سال ۲۰۲۳ به عنوان معاون رئیس STC منصوب شده است؛ همانطور که این وابستگی نشان میدهد، او قبلاً به ابوظبی نزدیکتر از ریاض بوده است. در هفتههای اول بحران اخیر در شرق یمن، او با رئیس STC، زبیدی، سندی را امضا کرد که تصمیمات “یکجانبه” رئیسجمهور علیمی را محکوم میکرد. او سپس به ریاض سفر کرد تا با وزیر دفاع سعودی، خالد بن سلمان، ملاقات کند و در نهایت از سوی NSF مورد حمایت سعودیها مأمور نظارت بر امنیت در عدن شد که تغییر سیاسی او را تأکید میکند.
چالشها برای اصلاحات نظامی تحت رهبری عربستان: عامل محلی
در این زمینه، بنیادهای جدید قدرت عربستان سعودی در یمن بر اساس ارتش یا وزارت دفاع نیست، بلکه بر اساس گروههای مسلحی است که یا به رئیس PLC پاسخ میدهند، مانند NSF، یا به فرماندهی مشترک غربی طارق صالح، مانند تیپهای غولها.
گروههایی که امارات تا اوایل ۲۰۲۶ از آنها حمایت میکرد، عمدتاً از کهنهسربازان و حامیان یمن جنوبی تشکیل شده بودند و بر اساس معیارهای منطقهای، شامل سلفیها نیز بودند. در واقع، تمامی نیروهایی که توسط امارات در مناطق جنوبی جذب، آموزش و تأمین مالی شده بودند، به صورت محلی سازماندهی شده بودند، مانند نیروهای کمربند امنیتی در عدن و ابین و نیروهای النخبه در شبوه و حضرموت. بنابراین، یکی از چالشهای کلیدی که کمیته عالی نظامی تحت رهبری عربستان اکنون با آن مواجه است، نه تنها این است که باید گروههای مسلح مختلف را به ارتش ادغام کند، بلکه بهویژه این است که باید گروههای منطقهای که قبلاً تحت حمایت امارات بودند را تحت یک زنجیره فرماندهی ملی ادغام کند. به همین دلیل، چالشهای مربوط به اصلاحات نظامی به شدت با نتیجه کنفرانس گفتوگوی جنوبی در هم تنیده است. ریاض و PLC شانس بیشتری برای به کنترل درآوردن گروههای سابقاً تحت حمایت امارات خواهند داشت اگر کنفرانس شامل باشد و به سمت اهداف خاصی، مانند ترسیم افق قابل قبولی برای رسیدگی به مسئله جنوبی، متمایل باشد. تحولات اخیر در منطقه شبوه، که در آن “صدها” معترض حامی STC تلاش کردند تا کنترل مقر استانداری را در ۱۱ فوریه به دست بگیرند و ۶ نفر کشته و ۲۳ نفر زخمی شدند، و همچنین در عدن، جایی که یک نفر کشته شد در حالی که معترضان STC سعی کردند در ۲۰ فوریه دروازههای کاخ ریاستجمهوری را تسخیر کنند، پس از آنکه دولت جدید تحت حمایت عربستان اولین جلسه کابینه خود را برگزار کرد، نشان میدهد که عامل محلی در چشماندازی که عربستان اکنون در آن فعالیت میکند، چقدر مهم است.
هنگامی که رئیس PLC، علیمی، تأسیس کمیته عالی نظامی را اعلام کرد، بیان کرد که این نهاد همچنین از “آمادگی” نظامی “برای مرحله بعد در صورتی که میليشیاها راهحلهای صلحآمیز را رد کنند” حمایت خواهد کرد — این یک هشدار به حوثیها و همچنین به وابستگان سابق STC در صورتی است که اختلافات سیاسی در کنفرانس حاکم شود.
در یمن و در سایر نقاط، ادغام رسمی گروههای مسلح لزوماً به معنای کنترل واقعی دولت نیست. به عنوان مثال، نیروهای النخبه حضرمی (HEF) که تحت حمایت امارات هستند، از سال ۲۰۱۷ به طور رسمی بخشی از ارتش، تحت منطقه نظامی دوم، بودهاند، حتی اگر آنها همچنان عمدتاً به ابوظبی و STC پاسخ دهند. بنابراین، ریاض ممکن است اکنون اشکال دیگری از همپیمانی، مانند پرداخت منظم حقوق و تأمین حمایت قبیلهای، را به عنوان روشهای مکمل و شاید حتی مؤثرتر برای ایجاد وفاداری نسبت به قانونیسازی به خود ببیند، زیرا به دنبال ایجاد اتحادهای بلندمدت در مناطق جنوبی است.
در چنین تلاشی، عربستان سعودی باید توجه ویژهای به حضرموت داشته باشد. این استان که با پادشاهی هممرز است و ۸۰٪ منابع نفت و گاز طبیعی یمن را در خود جای داده، به طور تاریخی هویت محلی قوی و آرزوهایی برای خودمختاری از دولت مرکزی داشته است. اینها لزوماً با ایده یک دولت جنوبی در مرزهای پیش از ۱۹۹۰ یمن جنوبی (که به طور رسمی به عنوان جمهوری دموکراتیک مردم یمن شناخته میشود) همپوشانی ندارند و بسیاری از محلیها به جای آن به دنبال استقلال حضرموت هستند. در ژانویه ۲۰۲۶، ائتلاف قبیلهای حضرموت (HTA)، که چارچوبی از قبایل محلی است که به دنبال خودگردانی هستند، از پیوستن به دولت تحت حمایت عربستان خودداری کرد اگر حضرموت به عنوان یک طرف جغرافیایی سوم در کنار شمال و جنوب در نظر گرفته نشود.
HTA یک بازیگر کلیدی در توازن قدرت محلی است. رهبر سابق آن، عمر بن ابریش، که جنگجویانش از نبرد PLC علیه STC در استان حمایت کردند و از ۲۰۲۴ به ریاض نزدیکتر شدهاند؛ در عین حال، حداقل برخی از جنگجویانی که به نیروهای تحت حمایت امارات در حضرموت پیوستهاند، بخشی از HTA هستند. بنابراین، حمایت این ائتلاف برای دولت مفید خواهد بود و به تسهیل سازماندهی مجدد نظامی گستردهتر تحت رهبری عربستان کمک خواهد کرد.
نیاز به یک جبهه دولتی منسجم
در این چارچوب پیچیده، نیروهای دولتی یمن باید تصمیم بگیرند که موضع آنها در قبال حوثیها که همچنان بر بخش عمدهای از شمال غرب کشور تسلط دارند، چه خواهد بود. به طور اجتنابناپذیری، بسیاری از این موضوع به انتخابهای استراتژیک عربستان سعودی بستگی خواهد داشت. در مواجهه با انتخاب بین از سرگیری مذاکرات آتشبس با گروه مورد حمایت ایران یا احتمالاً آغاز یک حمله نظامی جدید علیه آن برای بازپسگیری حداقل بندر کلیدی الحدیده و/یا پایتخت صنعا، ریاض احتمالاً قبل از پیشرفت در هر یک از این گزینهها زمان خریداری خواهد کرد، به سه دلیل.
اولین دلیل، تکهتکه شدن نظامی است: نیروهای ضد حوثی یمن هنوز از تشکیل یک جبهه منسجم فاصله دارند، با وجود خروج امارات. ریاض احتمالاً قادر خواهد بود که این گروهها را در طول زمان متحد کند، اما در حال حاضر تفاوتهای آنها مشکلساز باقی مانده است و تا حدی، سعودیها ممکن است همیشه در یمن در حال “جمعآوری گربهها” باشند.
دوم و از اهمیت بیشتری، عواملی که مسئول بینظمی نظامی طولانیمدت هستند، تنها از طریق ادغام نظامی حل نخواهند شد. اقدامات سیاسی ملموس نیز لازم است. در این زمینه، کنفرانس گفتوگوی جنوبی که توسط ریاض پیشنهاد شده، آزمون استراتژیک برای پادشاهی خواهد بود. از انتخاب شرکتکنندگان تا تدوین یک بیانیه نهایی مشترک، این کنفرانس تعیین خواهد کرد که آیا سعودیها قادر به تقویت و حتی گسترش نفوذ خود در میان گروههای قبلاً مورد حمایت امارات هستند یا برعکس، آیا رهبری آنها کمتر از حد انتظار عمل خواهد کرد و فضایی برای خرابکاران و پروژههای سیاسی جایگزین جنوبی باقی خواهد گذاشت.
سومین دلیلی که عربستان سعودی را به خرید زمان با حوثیها سوق میدهد، به سناریوی منطقهای نامشخص مربوط میشود. با افزایش تنشها و احتمال حملات جدید ایالات متحده و/یا اسرائیل به ایران، ریاض احتمالاً میخواهد از اتخاذ تصمیمات مهم در یمن در کوتاهمدت خودداری کند. تا زمانی که درگیری با تهران یک احتمال باشد، عربستان به احتمال زیاد اولویت را به دفاع ملی و امنیت مرزها خواهد داد، از جمله در مورد یمن، تا از حملات تلافیجویانه حوثیهای همراستا با ایران علیه پادشاهی یا حمل و نقل دریایی در دریای سرخ جلوگیری کند.
بازسازی در حین عملیات: ریسکهای ضد تروریسم و قاچاق
سرانجام، بازسازی نظامی یمن نباید عملیاتهای ضد تروریسم و مقابله با قاچاق را کند یا پیچیده کند — این یک آزمون بزرگ برای عربستان سعودی است. برای شرکای غربی، به ویژه ایالات متحده و بریتانیا، خروج چند مشاور نظامی و پرسنل اطلاعاتی باقیمانده امارات متحده عربی و نیروهای وابسته به آنها از یمن معادله “امنیتی” را که به مدت یک دهه کار میکرد، تغییر داد. مأموریت امارات و حمایت از گروههای مسلح محلی در جنوب یمن به شرکای یمنی، خلیجی و غربی اجازه داد تا فئودالهای ساحلی القاعده در شبه جزیره عربی (AQAP) را، مانند آنچه در مکلا بود، از بین ببرند و از ایجاد تجمعات عمده در پناهگاههای امن در داخل جلوگیری کنند. از سال ۲۰۱۵، مدل ضد تروریسم امارات به لطف ترکیبی از سازماندهی سرزمینی، برنامهریزی استراتژیک، قابلیتهای نظامی و رویکرد “با، توسط، از طریق” در همکاری با نیروهای محلی برای حداکثر کردن مشارکت جامعه و نتایج بلندمدت مؤثر بوده است.
در این زمینه، قابلیتهای NSF مورد حمایت عربستان در عملیاتهای ضد تروریسم هنوز نیاز به آزمایش دارد. اولین حمله مستقیم AQAP به نیروهای NSF در فوریه ۲۰۲۵ در الابر، نزدیک به مرز بین حضرموت و عربستان سعودی، انجام شد. علاوه بر این، تغییر در توازن نظامی در یمن در زمانی رخ میدهد که حوثیها، به گفته سازمان ملل، نشانههایی از “همکاری افزایشیافته” با AQAP و “همکاری تشدیدشده” با الشباب نشان میدهند. این متغیرها به عنوان یک عامل بیثباتکننده برای امنیت منطقهای و دریایی در میانمدت تا بلندمدت عمل میکنند و نیاز به نظارت دقیق دارند.
در کنار ضد تروریسم، نیروهای مورد حمایت امارات نیز نقش کلیدی در فعالیتهای مقابله با قاچاق ایفا کردهاند. از اوایل ۲۰۲۵، گارد ساحلی یمن و نیروهای وابسته به آنها موفق به متوقف کردن تعداد قابل توجهی از کشتیهای باربری و دهوهای غیرقانونی حامل تجهیزات نظامی از ایران به حوثیها شدهاند، به طوری که نیروهای طارق صالح در جولای ۲۰۲۵ بیش از ۷۵۰ تن مهمات و تجهیزات ایرانی را ضبط کردند. در یمن، ضد تروریسم و مقابله با قاچاق به دو وجه از یک استراتژی امنیتی تبدیل شدهاند که هدف آن مقابله با حوثیها و AQAP به منظور تقویت ثبات یمن و امنیت منطقهای گستردهتر است.
در حالی که دولت مورد تأیید بینالمللی یمن سعی در بازسازی نظامی و ادغام واحدهای مختلف تحت یک ساختار فرماندهی مشترک دارد، عربستان سعودی — که اکنون به تنهایی در صندلی راننده نشسته است — باید به چالشهای نظامی مزمن و نوظهور یمن رسیدگی کند اگر میخواهد نفوذ خود را تقویت کرده و امنیت خود را تأمین کند.
الئونورا آردماگنی، تحلیگر متمرکز بر یمن و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، پژوهشگر ارشد در مؤسسه ایتالیایی مطالعات سیاسی بینالمللی (ISPI)، دستیار تدریس در دانشگاه کاتولیکا میلان و استاد وابسته در مدرسه تحصیلات تکمیلی اقتصاد و روابط بینالملل-ASERI است. او همچنین یک وابسته به MEI است.

