دور جدیدی از درگیریها بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران داستانی دور از ذهن نیست که به خاورمیانه محدود باشد. این درگیریها خطرات فوری برای اقتصادهای سراسر آسیا به همراه دارد که هیچکدام به اندازه اندونزی آسیبپذیر نیستند. پیامدهای اقتصادی این بحران هماکنون قابل مشاهده است. اگر این بحران ادامه یابد، عواقب آن میتواند سیاست مالی، ترازنامههای شرکتی و قیمتهای روزمره برای خانوارهای اندونزیایی را تغییر دهد.
بازارهای نفت به شدت واکنش نشان دادهاند. قیمتهای نفت خام پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در اوایل سال 2026 افزایش یافت و در عرض چند روز بیش از 10 درصد افزایش یافت و به نزدیکترین قیمتهای چند ماهه رسید. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر تنشها جریانها را از طریق تنگه هرمز که حدود 20 درصد از صادرات نفت جهان را مدیریت میکند، مختل کند، قیمت نفت برنت ممکن است به 100 دلار در هر بشکه یا بیشتر افزایش یابد.
برای اندونزی، این یک داستان انرژی انتزاعی نیست. این کشور همچنان یک واردکننده خالص نفت خام و سوختهای فرآوری شده است.
در سناریوی قیمت نفت 100 تا 120 دلار، تقاضای اضافی بر بودجه ممکن است در سال 2026 از 500 تریلیون روپیه فراتر رود. این رقم شامل یارانههای بالاتر سوخت، جبران خسارت اضافی به شرکت انرژی دولتی پرتامینا و هزینههای یارانه بیشتر برای برق است.
این اعداد برای همه مهم هستند. سیاست مالی اندونزی به گونهای طراحی نشده است که بتواند چنین شوکهای بزرگ و ناگهانی را بدون کاهش هزینهها در سایر بخشها یا افزایش مالیاتها جذب کند. افزایش هزینههای واردات انرژی میتواند سرمایهگذاری در زیرساختها، آموزش و بهداشت را کاهش دهد در زمانی که دولت در حال حاضر در حال مدیریت رشد جهانی کندتر است.
شوک عرضه همچنین در لحظهای از ترس فزاینده در بازارهای مالی جهانی رخ میدهد. سرمایهگذاران معمولاً در زمان افزایش تنشهای ژئوپولیتیکی، ریسکپذیری خود را کاهش میدهند و به دنبال امنیت اوراق خزانهداری ایالات متحده و سایر داراییهای امن میروند. برای اندونزی، این دینامیک میتواند به معنای کاهش جریانهای سرمایه و فشار نزولی بر روپیه باشد. روپیه ضعیفتر واردات با دلار را گرانتر میکند و باعث افزایش تورم برای اقلام غذایی مانند گندم، سویا و گوشت که به زنجیرههای تأمین جهانی وابستهاند، میشود.
خطر “تورم وارداتی” واقعی است. خانوارها هماکنون با قیمتهای بالای کالاهای اساسی دست و پنجه نرم میکنند. هزینههای سوخت حمل و نقل سهم بزرگی از مصرف خانوارها در مناطق شهری را تشکیل میدهد. وقتی قیمتهای نفت خام افزایش مییابد، حاشیههای پالایشگاهها نیز معمولاً افزایش مییابد و قیمتهای خردهفروشی بنزین و دیزل را بالا میبرد. این موضوع هم هزینههای رفت و آمد و هم نرخهای باربری را تحت تأثیر قرار میدهد و به قیمتهای غذایی از مزرعه تا بازار اضافه میکند. افزایش تورم غذایی معمولاً بیشتر بر خانوادههای کمدرآمد تأثیر میگذارد زیرا آنها سهم بیشتری از درآمد خود را صرف نیازهای اساسی میکنند.
شوک انرژی میتواند به انتظارات تورمی گستردهتری سرایت کند. اگر فشارهای قیمتی تسریع شود، بانک اندونزی ممکن است احساس کند که مجبور است سیاست پولی را برای محافظت از ارز و تثبیت تورم سختتر کند. نرخهای بهره بالاتر به همراه فشار مالی، حمایت از سرمایهگذاری خصوصی را کاهش میدهد. در بدترین سناریوها، رشد دقیقاً زمانی متوقف میشود که اقتصاد به تابآوری نیاز دارد.
همچنین یک زاویه استراتژیک وسیعتر وجود دارد. اختلالات جهانی در تأمین کالاها در حال حاضر برخی از شرکتهای کشتیرانی را مجبور کرده است تا نفتکشها را تغییر مسیر دهند و حق بیمههای ریسک جنگ را برای کشتیهایی که از نزدیکی خلیج عبور میکنند، افزایش دهند. هزینههای بالاتر لجستیکی به قیمتهای ورودیهای تولید شده و همچنین کالاهای مصرفی منتقل خواهد شد. این به فشارهای تورمی که از ضعف نرخ ارز و هزینههای بالای کالاها احساس میشود، اضافه میکند.
سیاستگذاران اندونزی نمیتوانند این موضوع را به عنوان یک مشکل دور از خاورمیانه تلقی کنند. دولت باید برنامهریزیهای اضطراری را تقویت کند. این شامل تقویت ذخایر مالی و اصلاح چارچوبهای یارانه انرژی است که به طور تاریخی تعهدات بودجهای سختی ایجاد کردهاند. همچنین به معنای تنوعبخشی به منابع واردات، ایجاد ذخایر استراتژیک و پوشش ریسکهای ارزی و کالایی در صورت امکان است. همکاری استراتژیک با تولیدکنندگان انرژی خارج از خاورمیانه و تسریع در توسعه ظرفیت پالایش داخلی میتواند وابستگی به بازارهای جهانی ناپایدار را در طول زمان کاهش دهد.
وظیفه فوری وزارتخانههای مالی و انرژی اندونزی جلوگیری از تبدیل یک شوک قیمتی حاد به یک بحران اقتصادی وسیعتر است. تجربههای گذشته نشان میدهد که بازارها چگونه میتوانند به تنشهای ژئوپولیتیکی طولانیمدت واکنش نشان دهند. بدون اقدامات سیاستگذاری پیشگیرانه، قیمتهای بالای نفت میتواند قدرت خرید مصرفکنندگان را کاهش دهد، مالیات عمومی را تحت فشار قرار دهد و رشد را در کشوری که هنوز در حال گذار از تغییرات جمعیتی و زیرساختی است، کند کند.
ریسکها بالا هستند. یک جنگ مسلحانه هزاران مایل دورتر نباید به افزایش هزینههای زندگی، نوسانات مالی و رشد ضعیف در داخل کشور منجر شود. اما بدون اقدام واضح و هماهنگ از جاکارتا، دقیقاً همین اتفاق میتواند بیفتد. اندونزی باید اکنون اقدام کند تا اقتصاد خود را از اثرات موجی یک شوک انرژی جهانی که در خلیج فارس ایجاد شده، محافظت کند. در غیر این صورت، هزینه آن نه توسط پایتختهای دور، بلکه توسط خانوادهها و کسبوکارهای عادی در اینجا پرداخت خواهد شد.

