امنیت کشورهای خلیج فارس پس از درگیریهای اخیر منطقهای به نقطه عطفی بحرانی رسیده است. در حالی که این کشورها تلاش کردند تا بیطرف بمانند، واقعیت امنیت کشورهای خلیج فارس به واسطه حضور پایگاههای نظامی خارجی به خطر افتاده است. تحلیلگران بر این باورند که امنیت کشورهای خلیج فارس دیگر نمیتواند به طور کامل به چترهای غربی تکیه کند. برای پیشبرد امور، حفظ امنیت کشورهای خلیج فارس نیازمند یک بازنگری دیپلماتیک پیچیده است.
بحران شورای همکاری خلیج فارس و امنیت کشورهای خلیج فارس
در حالی که ایالات متحده و ایران در تلاشند تا زمینه مشترکی برای توافق در زمان آتشبس پیدا کنند، شورای همکاری خلیج فارس هفته گذشته برای نخستین بار از آغاز جنگ در عربستان سعودی گرد هم آمد. آنها بر حملات ایران به کشورهای عضو خود تمرکز کردند.
آنها هم حملات و هم بسته شدن تنگه هرمز را محکوم کردند و از ایران خواستند تا اعتماد را بازسازی کند. رهبران به بحث درباره نیاز به تقویت هماهنگی نظامی و همچنین نیاز به هماهنگی “در راستای یک مسیر دیپلماتیک برای حفظ امنیت و ثبات منطقه” پرداختند.
پایگاههای آمریکایی و تهدید برای امنیت کشورهای خلیج فارس
این کشورها—بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی—به دنبال راهحلی منطقهای هستند که نیازهای آنها را در نظر بگیرد. آنها میخواهند در هر توافقی که در نهایت به وجود میآید، شامل شوند. اصرار آنها بر شمولیت قابل درک است. آنها احساس میکنند که از سوی همه رها شده و خیانت دیدهاند. آنها از ایالات متحده به خاطر تحریک بمباران خود عصبانی هستند؛ و از ایران به خاطر بمبارانشان خشمگیناند.
کشورهای خلیج فارس تلاش زیادی کردهاند تا از جنگ با ایران دور بمانند. اما آنها میزبان یکی از بزرگترین استقرارهای نظامی پیشرفته آمریکایی در جهان هستند، شبکهای از ۱۳ پایگاه نظامی ایالات متحده و ۴۰,۰۰۰ سرباز آمریکایی که جنگ را ممکن ساخته است.
کویت بیشترین پایگاههای آمریکایی را در مقایسه با سایر کشورها در منطقه دارد. بحرین میزبان ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده است. قطر میزبان پایگاه هوایی العدید، بزرگترین تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه و ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده است. در امارات متحده عربی پایگاه هوایی الظفره وجود دارد که واشنگتن از آنجا اطلاعات، نظارت و شناسایی را هماهنگ میکند. عربستان سعودی نیز میزبان پایگاه هوایی شاه سلطان است.
تنشهای منطقهای تأثیرگذار بر امنیت کشورهای خلیج فارس
با این حال، این کشورهای خلیج فارس به ایالات متحده در مورد جنگ هشدار دادند، تلاشهای زیادی برای لابی علیه آن انجام دادند، پس از آغاز جنگ آن را محکوم کردند و سخت کوشیدند تا از آن دور بمانند، هرچند ایالات متحده به شدت برای پیوستن آنها به جنگ و حمله به ایران فشار آورد. آنها به ایران اطمینان دادهاند که اجازه نخواهند داد ایالات متحده از خاک یا فضای هوایی آنها استفاده کند، اما این وعدهای نبود که بتوانند به آن عمل کنند.
اگرچه کشورهای خلیج فارس هیچ بمبارانی انجام نمیدهند، اما ۸۳ درصد از حملات پهپادها و موشکهای ایران به آنها صورت گرفته است. تحلیلگران اشاره کردهاند که کشورهای خلیج فارس به طور نامتناسبی مورد حمله قرار گرفتهاند.
حسن احمدیان، استاد یار مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا در دانشگاه تهران، میگوید که ایران امارات متحده عربی و بحرین را به عنوان بدترین متخلفان میبیند و آنها بیشتر از همه مورد حمله قرار گرفتهاند. کویت و عربستان سعودی نیز به شدت آسیب دیدهاند. قطر و عمان کمتر مورد حمله قرار گرفتهاند و گمانهزنیهایی وجود دارد که ممکن است آنها توافقهای مخفی با ایران برای کاهش فراوانی حملات انجام داده باشند.
شکست چتر امنیتی برای کشورهای خلیج فارس
آنل شلین، پژوهشگر برنامه خاورمیانه در مؤسسه کوئینسی، به نشریه آمریکایی کنسرواتیو گفت که “کشورهای خلیج فارس از ایالات متحده به خاطر نادیده گرفتن هشدارهایشان مبنی بر اینکه حمله به ایران فاجعهبار خواهد بود، خشمگین هستند.” آنها بار جنگی را به دوش کشیدهاند که نمیخواستند و این جنگ امنیت و بهبودهای اخیر و سختکوشانه در روابط منطقه را به عقب رانده است، نه به ذکر آسیب به اقتصاد، گردشگری، تصویر و زیرساختهایشان.
حضور نظامی پیشرفته آمریکایی در منطقه خلیج فارس به منظور تضمین جریان پایدار انرژی از خلیج فارس طراحی شده است. این هدف به طرز چشمگیری در تحقق آن شکست خورده است. این حضور باید قدرت را در برابر ایران به نمایش بگذارد و کشورهای خلیج فارس را از حملات ایران محافظت کند. این نیز در انجام آن ناکام مانده است. به جای حفاظت از کشورهای خلیج فارس، پایگاههای آمریکایی که آنها میزبان آن هستند، آنها را به اهدافی تبدیل کردهاند.
شلین میگوید که once با اعتماد به نفس در چتر امنیتی آمریکایی که آنها را محافظت میکردند، اکنون کشورهای خلیج فارس “باید با واقعیت مواجه شوند که حضور پایگاههای نظامی ایالات متحده و سایر داراییها، بار بیشتری از امنیت به همراه دارد.” کشورهای خلیج فارس واقعاً نمیخواستند این جنگ را و از ایالات متحده به خاطر آوردن آن به سوی خود خشمگین هستند.
موضع وجودی ایران در مورد امنیت کشورهای خلیج فارس
ایران به سادگی تصمیم به ارائه این موضوع به آنها نگرفته است. سیاست خارجی اخیر ایران بر بهبود روابط با عربستان سعودی و بحرین، همچنین مصر و ترکیه متمرکز شده است. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، از “همسایگان برادر” ایران خواست تا متجاوزان خارجی را اخراج کنند.
رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، بابت حمله به همسایگان ایران عذرخواهی کرد و گفت که ایران هدفگیری کشورهای همسایه را متوقف خواهد کرد “مگر اینکه حملهای از آنجا آغاز شود.” اما با از دست دادن حمایت حقوق بینالملل، سازمان ملل و پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای، و با دو بار حمله در حین دیپلماسی،
ایران خود را در وضعیتی وجودی میبیند که نیاز به اقدامات نظامی فوقالعاده دارد. ماریا لوئیزا فانتاپی، رئیس برنامه مدیترانه، خاورمیانه و آفریقا در مؤسسه امور بینالمللی، توضیح داد که در مواجهه با این بحران وجودی، ایران قادر به اولویتبندی روابط با کشورهای حاشیه خلیج فارس نیست.
ایران حملات به کشورهای حاشیه خلیج فارس و محدودیتها در تنگه هرمز را به عنوان مؤثرترین و کارآمدترین راه برای احساس درد ایالات متحده از جنگش علیه ایران میداند. و از دیدگاه ایران، احمدیان اشاره میکند که جنگ علیه ایران بدون زیرساختهای ایالات متحده در کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن نبود. روابط به حداکثر ممکن کشیده شده است بدون اینکه هنوز پاره شود، و به گفته هر دو احمدیان و فانتاپی، اعتماد کمی باقی مانده است.
ادغام آینده و امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس
کشورهای حاشیه خلیج فارس تا حد ممکن صبور هستند و تا کنون، با وجود موشکها و پهپادها، به طور فعال به جنگ نپیوستهاند. فنتاپی میگوید که عربستان سعودی نمیخواهد به جنگ بپیوندد و حتی اگر مجبور شود، ریاض در کنار ایالات متحده جنگ نخواهد کرد بلکه به تنهایی خواهد جنگید.
بادر السیف، استادیار دانشگاه کویت، با این نظر موافق است و مشاهده میکند که کشورهای حاشیه خلیج فارس نمیخواهند به عنوان بخشی از جبهه ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران دیده شوند. گزارشهایی منتشر شده که دولت سعودی از ایالات متحده خواسته تا جنگ را ادامه دهد و تهدید ایران را پایان دهد. اما این ممکن است تنها یک عملیات روانی از سوی ایالات متحده باشد تا فاصله بین عربستان سعودی و ایران را تشدید کند. مقامات سعودی این گزارش را رد کردند و هم السیف و هم فنتاپی میگویند که هیچ مدرکی از لابیگری سعودی وجود ندارد و این گزارشها نادرست هستند.
کشورهای حاشیه خلیج فارس از ایران بسیار عصبانی هستند. اما ایران نیز از کشورهای حاشیه خلیج فارس بسیار عصبانی است. ایران آگاه است که ایالات متحده از پایگاههای خود در خلیج فارس به طرق مختلف استفاده میکند، از جمله برای رادارهایی که بخش حیاتی از سیستم دفاع هوایی آن هستند. ایران این رادارها را هدف قرار داده و بسیاری از ۱۳ پایگاه در منطقه را “غیرقابل سکونت” کرده است.
در تاریخ ۱۳ آوریل، ایران نامهای به سازمان ملل ارسال کرد و خواستار غرامت از پنج کشوری شد که میگویند اجازه استفاده از سرزمین خود را دادهاند یا در برخی موارد حتی به طور مستقیم در حملات شرکت کردهاند. جمهوری اسلامی عربستان سعودی، قطر، بحرین، امارات متحده عربی و اردن را نام برد، اما کویت را شامل نکرد.
در اردن، تعداد جنگندههای آمریکایی در پایگاه موفق صلاح اردن در روزهای قبل از آغاز بمباران ایران به ۶۰ فروند سه برابر شد.
جنیفر کاوانا، تحلیلگر نظامی در Defense Priorities، به TAC گفت که “گزارشهای رسمی ارتش ایالات متحده شواهد روشنی ارائه میدهند که ایالات متحده موشکهای PRSM را از HIMARS در کویت یا بحرین شلیک کرده است.” ویدئویی که توسط FRANCE 24 تأیید شده، نشان میدهد که چندین موشک در دو نوبت در ماه مارس از سیستمهای HIMARS در کویت شلیک شده است. انفجاری در بحرین که ۳۲ نفر را مجروح کرد، در ابتدا به ایران نسبت داده شد اما اکنون نشان داده شده که ناشی از موشکهای رهگیر شلیک شده از یک باتری دفاع هوایی پاتریوت تحت کنترل ایالات متحده در این کشور بوده است.
کاوانا میگوید که “هزاران نیرو در پایگاههای آمریکایی در سراسر منطقه… به ارائه لجستیک، اطلاعات و سایر حمایتها به نیروهای آمریکایی مشغول هستند.” موشکهای بالستیک و پهپادهایی که به یک پایگاه هوایی آمریکایی در عربستان سعودی حمله کردند، حضور قوی ایالات متحده در آنجا را نشان داد: حداقل ۱۵ نظامی آمریکایی مجروح شدند، چندین هواپیمای سوخترسان آسیب دیدند و یک هواپیمای E-3 AWACS Sentry نابود شد.
سپس حادثهای وجود دارد که در آن سه جنگنده آمریکایی reportedly توسط آتش دوستانه در فضای هوایی کویت سرنگون شدند. السیف به TAC گفت که کویت در اصرار خود بر اینکه فضای هواییاش بدون اجازه یا برای “هرگونه اقدام تهاجمی علیه ایران” استفاده نخواهد شد، صادق بوده است. او میگوید که “سه جنگنده آمریکایی بدون اطلاع یا اجازه کویت وارد فضای هوایی کویت شدند و به همین دلیل کویت آنها را سرنگون کرد زیرا به حریم هوایی کشور تجاوز کردند.” امارات متحده عربی به نظر میرسد که در این زمینه تندرو است. ممکن است از کشورهای حاشیه خلیج فارس بخواهد به ایالات متحده بپیوندند و گفته است که آماده است در یک تلاش بینالمللی تحت رهبری ایالات متحده برای “تأمین ناوبری در تنگه هرمز” شرکت کند.
در یک اقدام بیسابقه، اسرائیل یک باتری دفاع هوایی گنبد آهنین و موشکهای رهگیر و دهها اپراتور IDF را به امارات متحده عربی ارسال کرد. این سیستم تنها برای رهگیری موشکهای ایرانی شلیک شده به سمت امارات استفاده شده است. و در لحظهای که اجلاس شورای همکاری خلیج فارس آغاز شد، دولت امارات اعلام کرد که از گروه اوپک تحت رهبری عربستان سعودی خارج میشود.
یکی از پیامدهای این جنگ آسیبهایی است که به امنیت و ادغام در حال توسعه در منطقه خلیج فارس وارد میشود. اعتماد بین ایران و همسایگانش به شدت آسیب دیده است. اما رابطه کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایالات متحده نیز به همان اندازه آسیب دیده است. ایالات متحده کشورهای حاشیه خلیج فارس را به جنگی کشاند که با مخالفت آنها همراه بود و سپس نتوانست حفاظت promised را ارائه دهد.
دفاع کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت در شبکه ایالات متحده ادغام شده است و خروج کامل از نظم امنیتی آمریکایی عملاً غیرممکن است. اما کشورهای حاشیه خلیج فارس احتمالاً به دنبال تنوع بخشیدن به شراکتهای امنیتی خود خواهند بود. رابطه آنها با ایران آسیب دیده است، اما پیشرفتی که در جهت ادغام داشتند به طور غیرقابل جبرانی از دست نرفته است. “با ایجاد اعتماد بیشتر”، السیف گفت، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس “هنوز میتوانند به ادغام بازگردند.”

