چشمانداز امنیت انرژی جهانی دچار تغییرات انقلابی شده است، زیرا درگیریهای اخیر نیاز به بازنگری کامل در آسیبپذیریهای تجاری را به وجود آورده است. با مسدود شدن تنگه هرمز، تأثیر شدید بر امنیت انرژی جهانی موجب ارزیابی مجدد استراتژیک وابستگیها در آسیا و اروپا شده است. این بحران نمایانگر یک آزمون اضطراری است که بهطور دائمی روایت امنیت انرژی جهانی را از اختلال موقتی به یک بازنگری ساختاری کامل تغییر داده است.
امنیت انرژی جهانی با یک آزمون بزرگ مواجه است
بیش از دو ماه پس از آغاز بمباران، جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به یک آزمون نابرابر برای اقتصادهای جهانی تبدیل شده است و چالشهایی با درجات مختلف مرتبط با وابستگی آنها به انرژی از خلیج فارس را به وجود آورده است. از میان تمام مشتریان خلیج فارس، اقتصادهای آسیایی شاید بیشترین وابستگی را داشته باشند و اگرچه چین چهار ماه ذخایر برای چنین سناریویی انبار کرده بود، اما قاره در عین حال با فشار مستقیم بر رشد و تورم مواجه است، زیرا زنجیرههای تأمین صنعتی بسیار مهم کشورهای مختلف بهطور فزایندهای در معرض تهدید ناشی از ادامه بسته بودن تنگه هرمز قرار دارند.
اروپا که هنوز در حال بهبودی از شوک انرژی ناشی از حمله روسیه به اوکراین در سال 2022 بود، اکنون با افزایش قیمتها و اختلال در تأمین مواجه است که تهدیدی برای صنایع سنگین و رقابتپذیری آن به شمار میرود. در همین حال، کشورهای با درآمد پایین شاهد افزایش هزینههای غذا و کود هستند که ناامنی غذایی را عمیقتر کرده و خطر بیثباتی را افزایش میدهد.
سازمان بینالمللی انرژی (IEA) پیشنهاد کرده است که این بحران یکی از بزرگترین آزمونهای امنیت انرژی در چند دهه اخیر است، در حالی که صندوق بینالمللی پول (IMF) نسبت به سناریوهایی که میتواند رشد جهانی را کاهش دهد و تورم را افزایش دهد، هشدار داده است. با این حال، در بلندمدت، اختلالات تا به امروز کمتر از ناامنی انرژی است که این جنگ به وجود آورده است. بهعنوان مثال، پیش از ماه مارس، کشورهای خلیج فارس فرض میکردند که تنگه هرمز توسط ایران بسته نخواهد شد، حتی اگر تحت فشار باشد. این فرضیات اکنون نادرست ثابت شده و بر قابلیت اطمینان کریدورهای دریایی و ثبات زنجیرههای تأمین جهانی تأثیر گذاشته است.
تابآوری هدف جدید برای امنیت انرژی جهانی است
اولویتهای مختلف اقتصادها در همه جا در حال تغییر اولویتها هستند. برای دههها، کارایی زنجیره تأمین در صدر دستور کار قرار داشت. امروز، تابآوری زنجیره تأمین و تنوع ریسک اهمیت بیشتری دارد. وابستگیها در حال بازنگری هستند و مدل جهانیسازی را بیشتر به تأخیر میاندازند. در میان تمام این آشفتگیها، بازارهای نفت و گاز بار دیگر بهعنوان بارومترهای مفید ثبات ژئوپلیتیکی خود را نشان دادهاند.
حرکت تانکرها، هزینههای بیمه و تأثیر بر جریانهای سرمایهگذاری اکنون به عنوان سیگنالهای فوری از سطح ریسک موجود عمل میکنند. در این زمینه، تولیدکنندگان نفت در خلیج فارس با تعادل حساسی در حفظ ثبات تولید، کنترل ریسکها و اطمینان از تداوم صادرات مواجه هستند. با زیرساختهای پیشرفته و لجستیک جایگزین خود، این کشورها نشان دادهاند که میتوانند شوکها را جذب کنند، اما تابآوری هزینهای دارد.
تأمین امنیت یک تأسیسات یا نصب به تنهایی کافی نیست. چالش اکنون در حفاظت از یک سیستم یکپارچه است که از میادین نفتی تا کریدورهای دریایی و بازارهای نهایی گسترش مییابد. این موضوع در افزایش قابل توجه هزینهها برای سیستمهای دفاع هوایی، امنیت سایبری و حفاظت از زیرساختهای حیاتی و مسیرهای دریایی منعکس شده است. اختلال مداوم در تأمین انرژی خلیج فارس بر تولید، درآمدها، شرکتها، کارخانهها، بازارهای مالی، اعتماد و سرمایهگذاری تأثیر میگذارد.
ریسکهای اقتصادی امنیت انرژی جهانی در آینده را تهدید میکنند
پیشبینی رشد بانک جهانی برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) به ۱.۳٪ کاهش یافته است که کاهشی به میزان ۳.۱ درصد است، در حالی که صندوق بینالمللی پول پیشبینی خود را برای رشد در خاورمیانه و شمال آفریقا به حدود ۱.۱-۱.۴٪ کاهش داده است. برخی از بدترین اقتصادهای آسیبدیده خلیج فارس، مانند قطر، کویت و بحرین، انتظار میرود که دچار انقباض شوند. سرمایهگذاریها و پروژههای آینده اکنون در حال بررسی، به تعویق انداختن یا لغو هستند.
data-path-to-node=”7″>این موضوع در مورد آسیا، بزرگترین منطقه واردکننده نفت در جهان نیز صدق میکند. وابستگی به نفت خلیجفارس بهطور کلی در کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی بیش از 60% است، اما در کشورهایی مانند فیلیپین به 95% میرسد. این اختلال منجر به کاهش پیشبینیهای رشد در تمام زمینهها شده است. اروپا نیز با مشکلاتی مواجه است. مشکلات در صنایع شیمیایی و کودهای شیمیایی تهدیدی برای بهبود اقتصادی کشورهایی مانند آلمان و ایتالیا به شمار میآید. تورم در ایالات متحده، کانادا و اروپا در حال افزایش است و ارزهای برخی از بازارهای نوظهور را تضعیف میکند. رشد تجارت جهانی از 4.7% به 1.5-2.5% کاهش یافته است، طبق برآوردهای سازمان ملل. این عواقب نمیتوانند از طریق رویکردهای متعارف مورد رسیدگی قرار گیرند.

مسیرهای جدید تأمین، امنیت انرژی جهانی را بازتعریف میکنند
توزیع مجدد انرژی اختلال، توزیع مجدد جهانی منابع انرژی را تسریع کرده است. ایالات متحده صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) خود را افزایش داده است، در حالی که کشورهایی مانند برزیل، کانادا و گویان به عنوان تأمینکنندگان جایگزین نفت ظاهر شدهاند.
اروپا در حال گسترش مشارکتهای LNG خود در ایالات متحده و آفریقا است، در حالی که آسیا واردات خود از استرالیا و روسیه را از طریق مسیرهایی که کمتر در معرض خطر هستند، تقویت میکند. جنگ 2026 همچنین منجر به تقویت نقش کانادا به عنوان یک تولیدکننده استراتژیک انرژی شده است، تأمین منابع برای متحدان خود در حالی که انتقال به انرژی پاک را تسریع میکند. ظرفیت تولید نفت و گاز افزایش یافته و صادرات از طریق پروژه ترنس مانتین گسترش یافته است، به همراه زیرساختهای جدید LNG و توافقهای تأمین بلندمدت با شرکای خود در اروپا و آسیا برای کمک به تثبیت بازارهای جهانی.
در سطح منطقهای، کشورهای خلیج به مسیرهای جایگزینی مانند خط لوله شرق-غرب عربستان سعودی و بندر الفجیره امارات متحده عربی روی آوردهاند تا وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهند. با این حال، این گزینهها همچنان در ظرفیت محدود هستند و توسط ایران هدف قرار میگیرند، از جمله در حمله به یک پالایشگاه نفت در منطقه صنایع نفتی الفجیره در 4 مه.
منابع تجدیدپذیر راهی برای امنیت انرژی جهانی ارائه میدهند
هنگامی که جنگ به پایان برسد، روند بهبودی به صورت خطی نخواهد بود. برخی از آسیبهای فنی ممکن است در عرض چند ماه تعمیر شوند؛ اما آسیبهای دیگر ممکن است سالها طول بکشد، به ویژه در تأسیسات گاز. بازگرداندن اعتماد ممکن است حتی بیشتر طول بکشد.

اما در قلب این مصیبت یک فرصت استراتژیک نادر نهفته است. خلیج دیگر راضی به این نیست که تنها به عنوان پمپ بنزین جهان شناخته شود؛ بلکه میخواهد به یک هاب انرژی تبدیل شود. پیشبینیهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) و گزارشهای Ember، یک اندیشکده انرژی، نشان میدهد که سال 2026 نقطه عطف تاریخی خواهد بود. آنها ممکن است حق داشته باشند. تولید برق از منابع تجدیدپذیر (به ویژه باد و خورشید) انتظار میرود که از تولید منابع سنتی مانند گاز و انرژی هستهای فراتر رود و حدود 36% از کل عرضه برق جهانی را تشکیل دهد. ظرفیت تجدیدپذیر جهانی انتظار میرود تا سال 2030 دو برابر شود و 4,600 گیگاوات به آن افزوده شود که 80% آن از انرژی خورشیدی خواهد بود.
دادههای آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر و IEA نشان میدهد که کشورهای خلیج در سال 2025 رشد قوی در انرژیهای تجدیدپذیر داشتهاند و خاورمیانه 28.9% از افزایش منطقهای ظرفیت تجدیدپذیر را به رهبری عربستان سعودی به خود اختصاص داده است. تاریخ نشان میدهد که جنگها میتوانند نقشههای انرژی جهانی را دوباره ترسیم کنند. امروزه، شناخت فزایندهای وجود دارد که وابستگی بیش از حد به یک کریدور یا تأمینکننده واحد دیگر ممکن نیست. در حالی که این ممکن است برای برخی نگرانکننده باشد، برای دیگران فرصتی است.

