استراتژی جدید ایالات متحده در آفریقا برای تأمین ثبات جهانی در شرایطی که تهدیدات تروریستی و نفوذ خصمانه به سطحی شدید رسیدهاند، حیاتی است. برای حفاظت از میهن، واشنگتن باید یک استراتژی آفریقای ایالات متحده را اتخاذ کند که مدلهای نظامی محور شریک و تخصیص فوری منابع را در اولویت قرار دهد. اجرای یک استراتژی بزرگ آفریقای ایالات متحده در حال حاضر مانع از تبدیل شدن ساحل به یک پناهگاه اصلی برای شبکههای جهادی جهانی خواهد شد.
استراتژی آفریقای ایالات متحده و تمرین فلینتلاک
نیروها در حال تمرین برای نجات گروگان و اقدام مستقیم علیه اهداف تروریستی با نوعی انضباط بودند که تنها از آموزش جدی ناشی میشود. آنچه صحنه را قابل توجه میکرد، تنها تاکتیکها نبودند. بلکه این بود که چه کسانی در کنار هم آموزش میدیدند.
در فلینتلاک ۲۰۲۶، تمرین ویژه عملیاتهای ویژه فرماندهی آفریقای ایالات متحده (USAFRICOM)، نیروهای لیبیایی از اردوگاههای رقیب که سالها در طرفهای متضاد یک جنگ داخلی بودند، در سرت در کنار شرکای آمریکایی و بینالمللی آموزش دیدند. لیبی، ایتالیا و ایالات متحده این تمرین را به عنوان بخشی از تلاش گستردهتر برای حمایت از توسعه مستمر یک نیروی نظامی یکپارچه لیبیایی اعلام کردند و AFRICOM بخش لیبی را به عنوان اولین باری توصیف کرد که این کشور یک محل عملیاتی با آموزش نیروهای مشترک را میزبانی کرده است.
این محیط اهمیت داشت. سرت زمانی مهمترین پایگاه داعش (همچنین به عنوان داعش شناخته میشود) خارج از عراق و سوریه بود. دیدن لیبیاییها از جناحهای رقیب که در کنار هم آموزش میبینند، یادآور این بود که مشارکت مداوم ایالات متحده میتواند خلأهای امنیتی را به فرصتهایی برای ثبات تبدیل کند. همچنین نشان داد که ایالات متحده هنوز در آفریقا مزیت نسبی دارد زمانی که دیپلماسی صبور، شراکت نظامی حرفهای و درک واقعبینانهای از سیاستهای محلی را به کار میگیرد.
نتایج اصلی برای استراتژی آینده آفریقای ایالات متحده
من به تازگی از سفری به ستاد USAFRICOM و بازدید از سرت، با هواپیمای نظامی بازگشتهام. آنچه دیدم دو نتیجه را تقویت کرد. اول، مدل محور شریک فرماندهی میتواند نتایج ملموسی تولید کند. دوم، چالشهای امنیتی قاره یک آسیبپذیری استراتژیک برای ایالات متحده باقی میماند زیرا به طور مزمن از منابع کافی و اولویتهای لازم برخوردار نبودهاند. بخشهایی از قاره به پناهگاههای تروریستی تبدیل شدهاند که مشابه آنچه القاعده در افغانستان قبل از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از آن بهرهمند بود، است.
این آسیبپذیری در حال حاضر در مالی و کشورهای همسایه در منطقه ساحل قابل مشاهده است. مبارزان وابسته به القاعده از جماعت نصرت الاسلام والمسلمین (JNIM) فشار را بر روی حکومت نظامی تحت حمایت روسیه در مالی افزایش داده و حملاتی را انجام دادهاند که کنترل دولت و خطوط اقتصادی آن را تهدید میکند. نیروهای غربی از زمان خروج فرانسه در سال ۲۰۲۲، حضور عملیاتی کمی در مالی داشتهاند، در حالی که نقش امنیتی روسیه در حال رشد است. نتیجه این وضعیت برای واشنگتن یک هشدار است: زمانی که ایالات متحده و شرکای آن عقبنشینی میکنند، گروههای جهادی و قدرتهای رقیب فضای خالی را پر میکنند.
ایالات متحده بیش از دو دهه است که با تروریسم اسلامی بهویژه در خاورمیانه و آسیای مرکزی مبارزه میکند. با این حال، آفریقا توجه یا منابعی را که نیاز دارد، دریافت نکرده است. تهدید تروریستی فراملی که از این قاره ناشی میشود، دیگر حاشیهای نیست.
این یک مشکل برای ایالات متحده است زیرا گرههای آفریقایی اکنون به تأمین مالی، هماهنگی، الهامبخشی و در برخی موارد برنامهریزی فعالیتهایی فراتر از قاره کمک میکنند. اگر واشنگتن جدی است در مورد حفاظت از میهن، رقابت با روسیه و چین، تأمین زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی و جلوگیری از فاجعه تروریستی بزرگ بعدی، باید به آفریقا با فوریتی که حقایق ایجاب میکند، توجه کند. برای اولین بار در تقریباً یک دهه، تروریستهای اسلامی در آستانه بازآفرینی یک پناهگاه خلافت جدید هستند که میتواند به عنوان یک کانون برای حملات علیه میهن ایالات متحده و منافع آن در خارج از کشور عمل کند.
تقویت ظرفیت در استراتژی آفریقای ایالات متحده
رویکرد نظامی USAFRICOM اساساً صحیح است: کار از طریق و با شرکای آفریقایی برای ساخت ظرفیت محلی، کمک به آنها در ایجاد قابلیتهای پایدار، حفظ دید بر تهدیدات نوظهور و حمایت از شرایط برای حکمرانی و سرمایهگذاری مشروع. این فرمان سیاست تجاری را اداره نمیکند، اما همکاری امنیتی یک تسهیلکننده اساسی برای تجارت است. سرمایهگذاری مستقیم خارجی، پروژههای معدنی، توسعه انرژی، فعالیتهای بندری و فرآیندهای انتخاباتی همگی به یک سطح حداقلی از امنیت نیاز دارند. از این نظر، مبارزه با تروریسم و توسعه نیروهای شریک از استراتژی اقتصادی جدا نیستند؛ آنها محیط عملیاتی را ایجاد میکنند که در آن دیپلماسی، تجارت و توسعه میتواند موفق شود.
مشکل این نیست که واشنگتن استراتژی ندارد. مشکل این است که اجرای آن نیاز به مشارکت مستمر کل دولت و منابعی دارد که در مقیاس مورد نیاز تحقق نیافتهاند. این موضوع بهویژه در سراسر ساحل و غرب آفریقا صادق است، حتی در حالی که شاخ آفریقا و مغرب همچنان تئاترهای حیاتی باقی ماندهاند.
ریسکهای امنیت داخلی و استراتژی آفریقای ایالات متحده
نگرانی اصلی در مورد میهن به این معنا نیست که هر وابسته آفریقایی در حال آمادهسازی عملیاتی مشابه ۱۱ سپتامبر است. خطر پیچیدهتر و پایدارتر است. شبکههای آفریقایی میتوانند درآمد تولید کنند، وجوه را جابجا کنند، عاملان را آموزش دهند، پناهگاههای امن فراهم کنند، با ساختارهای تروریستی جهانی هماهنگ شوند، از مسیرهای مهاجرت و قاچاق بهرهبرداری کنند و حملات را توسط همدلان در خارج الهام بخشند. به عنوان مثال، مرکز ملی ضدتروریسم بیان میکند که داعش-سومالی از فعالیتهای جهانی داعش حمایت میکند و با جمعآوری پول، جذب جنگجویان بینالمللی و برنامهریزی حملات خارج از آفریقا، به این امر کمک میکند.
سومالی این مشکل را نشان میدهد. شخصیتهای ارشد داعش مرتبط با دفتر الکرار مستقر در سومالی و شبکههای مالی از سومالی فعالیت کردهاند که به یک مرکز مهم برای فعالیتهای داعش در آفریقا تبدیل شده است. تحلیلگران مرکز مبارزه با تروریسم وست پوینت ارزیابی کردهاند که داعش-سومالی به مراتب کوچکتر از الشباب در داخل سومالی است اما نقش بزرگی در شبکه جهانی داعش دارد زیرا الکرار به نظارت بر تأمین مالی سایر وابستگان داعش کمک میکند.
ایالات متحده منفعل نبوده است. AFRICOM حملات مکرری علیه داعش-سومالی و الشباب انجام داده است، از جمله یک عملیات دو هفتهای در اوت ۲۰۲۵ علیه پناهگاههای رهبری داعش در کوههای گولیس در پونتلند، حملات اضافی اوایل امسال و عملیاتهای ادامهداری که با دولت فدرال سومالی هماهنگ شدهاند. این حملات اهمیت دارند، به ویژه زمانی که گرههای رهبری و تسهیلکنندگان عملیاتهای خارجی را مختل میکنند. اما حملات به تنهایی نمیتوانند مشکل را حل کنند. آنها باید با همکاری عمیقتر با مقامات فدرال سومالی، پونتلند، سواحل شمالی و سایر شرکای محلی، اختلال مالی بهتر و پوشش اطلاعاتی پایدار همراه باشند.
اختلال در تأمین مالی به عنوان ابزاری در استراتژی آفریقایی ایالات متحده
تصویر تأمین مالی به همان اندازه مهم است. داعش-سومالی و سایر وابستگان آفریقایی از طریق اخاذی، مالیات غیرقانونی، آدمربایی برای باج و سایر فعالیتهای جنایی درآمد تولید میکنند. گزارشهای وزارت خزانهداری ایالات متحده داعش-سومالی را به عنوان یکی از موفقترین شاخههای گروه در تولید درآمد شناسایی کرده است که در برخی دورههای اخیر میلیونها دلار به صورت سالانه جمعآوری کرده و شبکههای مستقر در سومالی را که وجوه را به سایر شاخههای داعش در آفریقا تسهیل میکنند، توصیف کرده است.
الشباب، قویترین وابسته القاعده در شرق آفریقا، تهدید محلی بزرگتر و ریشهدارتری نسبت به داعش-سومالی باقی مانده است. این گروه یک دستگاه مالیاتی و اخاذی پیچیده ساخته و برآورد شده است که مرکز مطالعات استراتژیک آفریقا تقریباً ۱۰۰ میلیون دلار به صورت سالانه جمعآوری میکند. این مقیاس به گروه تابآوری، دامنه عملیاتی و توانایی برای مقاومت در برابر فشارهای مقطعی میدهد.
منظر جهادگرایی یک جبهه واحد و یکپارچه نیست. داعش-سومالی و الشباب رقبای یکدیگر هستند و با هم درگیر شدهاند. در ساحل، استان داعش-ساحل و جبهه نجات اسلامی مالی (JNIM) نیز در حال رقابت هستند، در برخی مواقع به طور تاکتیکی همکاری میکنند، از درگیریهای جداییطلبانه و قومی بهرهبرداری میکنند و به نارضایتیهای محلی سازگار میشوند. این نکته مهم است. رویکرد ایالات متحده که هر بازیگر مسلح را یکسان در نظر بگیرد، شکست خواهد خورد. اما رقابت میان این گروهها نباید روند بزرگتر را پنهان کند: سازمانهای جهادگرا در حال گسترش نفوذ خود در مناطق با حکومت ضعیف هستند، از بینظمی بهرهبرداری میکنند و شبکههایی را ایجاد میکنند که میتواند به طور مستقیم و غیرمستقیم منافع ایالات متحده را تهدید کند.
مقابله با روسیه و چین با استراتژی آفریقای ایالات متحده
ایران-ساحل و JNIM به طور قابل توجهی در سراسر بورکینافاسو، مالی و نیجر گسترش یافتهاند و در عین حال فشار را به سمت کشورهای ساحلی از جمله بنین، توگو، ساحل عاج و غنا سوق میدهند. هزینه انسانی این وضعیت هماکنون شدید است. شاخص جهانی تروریسم نشان داده است که ساحل اکثریت مرگهای ناشی از تروریسم جهانی را به خود اختصاص میدهد و این موضوع نشان میدهد که این تنها یک خطر استراتژیک آینده برای واشنگتن نیست، بلکه یک فاجعه کنونی برای جمعیتها و دولتهای آفریقایی است.
ایالات متحده همچنین پس از کودتاها و خروج بعدی از نیجر، دسترسی و پایگاههای قابل توجهی را از دست داد، از جمله پایگاه هوایی ۲۰۱ در آکادز. این خروج شکافهای عمدهای در زمینه اطلاعات، نظارت و شناسایی (ISR) در منطقهای ایجاد کرد که گروههای افراطی به حرفهای شدن و گسترش ادامه میدهند. این منطقه به یک کانون و پناهگاه برای تروریسم تبدیل شده است.
محیط تهدید با رقابت قدرتهای بزرگ پیچیدهتر شده است. گروه آفریقای روسیه، جانشین دولتی گروه واگنر، در مالی، بورکینافاسو، نیجر و جاهای دیگر فعالیت میکند و از دولتهای نظامی حمایت امنیتی میکند در حالی که به دنبال دسترسی، نفوذ و امتیازات اقتصادی است. مدل آن معمولاً وابستگی را عمیقتر میکند، روایتهای ضدغربی را تقویت میکند و کشورهای میزبان را به اندازه قبل امنتر نمیسازد. این موضوع همچنین نشاندهنده این است که چگونه روسیه امنیت جهانی را تضعیف میکند تا از تحریمهای اقتصادی جلوگیری کند.
سرمایهگذاریهای چین در سراسر قاره به نفوذ سیاسی تبدیل میشود، به ویژه در زمینه زیرساخت، معدن و لجستیک. پتانسیل معدنی وسیع آفریقا آن را به یک عرصه حیاتی برای رقابت تبدیل میکند. این قاره تقریباً ۳۰ درصد از ذخایر معدنی حیاتی جهانی را در خود جای داده است، از جمله منابع ضروری برای انرژی پاک، دفاع و فناوری پیشرفته. با این حال، بخش عمدهای از این منابع هنوز به خوبی اکتشاف نشده و توسعه نیافته است. یک رابطه مبتنی بر تجارت شفاف، احترام متقابل و همکاری امنیتی، مسیر پایدار برای ایالات متحده است تا زنجیرههای تأمین را از سلطه دشمنان متنوع کند.
ضرورتهای منابع در استراتژی آفریقای ایالات متحده
منافع فراتر از مبارزه با تروریسم است. ایالات متحده بارها هدف خود را برای کاهش وابستگی به چین و روسیه در زمینه مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر زمین اعلام کرده است. آفریقا در صورتی که ثبات برقرار شود، گزینهای قابل قبول ارائه میدهد. امنیت، عامل اساسی برای سرمایهگذاری مستقیم خارجی مسئولانه است. بدون آن، حکومتداری همچنان شکننده باقی میماند، انتخابات آسیبپذیر میشوند و پروژههای منابع یا متوقف میشوند یا به دست بازیگرانی میافتند که حاضرند در محیطهای فاسد یا فشاری فعالیت کنند.
برخی از این کارها در حال حاضر در حال انجام است. پروژه Vault و FORGE به سمت یک استراتژی معدنی حیاتی ایالات متحده که ترکیبی از تأمین مالی عمومی-خصوصی، ذخیرهسازی و شراکتهای زنجیره تأمین معتبر است، اشاره دارند. وزارت امور خارجه پروژه Vault را بخشی از پرتفوی مواد معدنی حیاتی بانک صادرات و واردات توصیف کرده است، در حالی که همکاران من در شورای آتلانتیک اشاره کردهاند که پروژه Vault و FORGE نشاندهنده تلاشی برای حرکت از معاملات موردی به سمت یک چارچوب معدنی وسیعتر متحدان است. این ابتکارات امیدوارکننده هستند، اما بدون حمایت امنیتی و حکومتی در مناطق شکننده موفق نخواهند بود.
نیازهای بودجهای برای یک استراتژی عظیم ایالات متحده در آفریقا
پنتاگون در حال درخواست حدود ۱.۵ تریلیون دلار منابع دفاعی کل برای سال مالی ۲۰۲۷ است که افزایش قابل توجهی نسبت به سطوح قبلی محسوب میشود. مواد بودجه عمومی به تنهایی افزایش خاص و متناسبی برای AFRICOM را نشان نمیدهند که نگرانکننده است و باید اصلاح شود. کنگره در ماههای آینده به این پیشنهاد رسیدگی خواهد کرد. اما بحث درباره اعداد هزینههای کل نباید نکته اصلی را پنهان کند: محیط تهدید آفریقا نسبت به اهمیت آن کمبودجه است.
زیرا ایالات متحده در برخی از نقاط غرب آفریقا پایگاههای کمتری دارد و دسترسی مطمئنتری ندارد، توانایی محدودی برای استفاده از سیستمهای بدون سرنشین کوتاهمدت و میانمدت برای جمعآوری اطلاعات یا حملات دارد. سیستمهای بلندمدت میتوانند به پر کردن این شکاف کمک کنند، اما بسیاری از آنها برای تئاترهای دیگر اولویت دارند. دسترسی، پایگاهگذاری و حقوق پرواز بر فراز مناطق به یکباره به دست نمیآید. بنابراین کنگره باید حمایتهای ISR کوتاهمدت را تأمین مالی کند در حالی که قوه مجریه دسترسی دیپلماتیک لازم برای پوشش ارزانتر، پایدارتر و انعطافپذیرتر را بازسازی میکند.
ISR تنها به اقدام یکجانبه ایالات متحده مربوط نمیشود. این امکان را برای ایالات متحده فراهم میکند که اطلاعات را با دولتهای شریک به اشتراک بگذارد، عملیات شرکا را بهبود بخشد و زمینه محلی را دریافت کند که جمعآوری اطلاعات ایالات متحده به تنهایی نمیتواند ارائه دهد. اشتراکگذاری اطلاعات یک رابطه دوطرفه است. شرکای آفریقایی اغلب زمین، دینامیکهای قبیلهای، شبکههای تجاری و مشوقهای سیاسی محلی را بهتر از آنچه واشنگتن میتواند درک کند، میشناسند.
تنظیم مجدد روابط دیپلماتیک در استراتژی ایالات متحده در آفریقا
یک رویکرد قویتر باید شامل اطلاعات اضافی از ISR، سرمایهگذاری در سیستمهای بدون سرنشین برای جمعآوری و، در جایی که بهطور قانونی مجاز و از نظر عملی ضروری است، حملات باشد. این همچنین نیاز به دیپلماسی پایدار برای بازگرداندن و گسترش دسترسی، تلاشهای مشاورهای عملیات ویژه که ظرفیت واقعی کشور میزبان را ایجاد کند، و ابزارهای مالی که به درآمد تروریستی هدفگذاری میکنند، دارد.
و یک رویکرد جدید باید آنچه در حال حاضر در حال وقوع است را شناسایی کند. نیک چکر، مقام ارشد وزارت امور خارجه، در اوایل سال 2026 به مالی، نیجر و بورکینافاسو سفر کرد در حالی که واشنگتن در تلاش بود تا روابط خود را با دولتهای نظامی ساحل تجدید کند. وزارت خزانهداری همچنین تحریمها را بر روی برخی از مقامات مالی به عنوان بخشی از تلاشهای گستردهتر برای بهبود روابط لغو کرد. اینها جایگزینی برای یک استراتژی نیستند، اما نشاندهنده آغاز یک گشایش دیپلماتیک هستند که باید با سیاستهای امنیتی و اقتصادی ادغام شود.
پنتاگون نمیتواند به تنهایی این مشکل را حل کند. ابتکارات دیپلماتیک باید فضای سیاسی برای شراکتها ایجاد کنند. کمبود سفیران تأیید شده توسط سنا در کشورهای کلیدی این کار را دشوارتر میکند، زیرا سفیران برای مذاکره در مورد پایگاهها، دسترسی، پروازهای عبوری، همکاریهای امنیتی و روابط تجاری ضروری هستند. کمکهای توسعهای که به سمت تجارت و تقویت ظرفیت مجدداً جهتگیری شدهاند، باید دستاوردهای امنیتی را تقویت کنند. وزارت خزانهداری باید به حمله به تأمین مالی تروریسم ادامه دهد. وزارت بازرگانی ایالات متحده و وزارت امور خارجه ایالات متحده باید به سرمایهگذاری مشروع کمک کنند تا ثبات را دنبال کند.
دستیابی به وضوح استراتژیک با استراتژی آفریقا در ایالات متحده
آفریقا از استراتژیها بیبهره نیست. آنچه کمبود دارد، تعهد پایدار و سطح بالای ایالات متحده است که برای اجرای مؤثر آنها ضروری است. من پتانسیل را در لیبی دیدم: حرفهایهای نظامی توانمند ایالات متحده و شرکای بینالمللی که به نیروهای محلی رقیب کمک میکنند تا در شهری که روزگاری با کنترل داعش شناخته میشد، با هم آموزش ببینند. من همچنین شکافهایی را دیدم که قاره وسیعتر را تهدید میکند: خلأهای اطلاعاتی، محدودیتهای دسترسی، حکمرانی ضعیف و دشمنانی که مشتاق پر کردن هر خلأی هستند.
تهدید تروریسم مرتبط با شبکههای آفریقایی این مشکل را به یک مسئله آمریکایی تبدیل میکند که باید با منابع و رهبری آمریکایی به آن پرداخته شود. زمان در حال تنگ شدن است. گسترش نفوذ جهادی در ساحل، پایگاههای قدرتهای بزرگ در قارهای غنی از منابع، شبکههای تأمین مالی تروریستی و تهدیدات علیه زنجیرههای تأمین حیاتی، سناریوهای نظری آینده نیستند. اینها واقعیتهای امروز هستند.
ایالات متحده چارچوب مناسبی را در رویکرد شریکمحور USAFRICOM دارد. آنچه اکنون نیاز دارد، اراده سیاسی، تخصیص بودجه و هماهنگی بینسازمانی برای گسترش آن چارچوب به منظور پاسخگویی به شرایط است. عدم اقدام قاطع، زمین استراتژیک را به دشمنان واگذار کرده و تهدیدات بیشتری را دعوت خواهد کرد.
حرکت فراتر از اقدامات نیمهکاره در استراتژی آفریقا در ایالات متحده
تنها این رویکرد یکپارچه میتواند روندی را که در حال حاضر به نفع تروریستها، روسیه و چین است، معکوس کند. تلاشهای دولت ایالات متحده تا به امروز ناکافی بوده است. مداخله در سطح کابینه و اجرایی برای تأمین پایگاهها، دسترسی و پروازهای عبوری که برای دستیابی به اهداف ایالات متحده ضروری است، لازم است. این موضوع نمیتواند به مقامات ارشد دفتری از وزارت امور خارجه و یک نماینده منطقهای واگذار شود.
زمان اقدامات نیمهکاره در آفریقا به پایان رسیده است. ایالات متحده باید به قاره به عنوان اولویت استراتژیک که تبدیل شده است، نگاه کند قبل از اینکه بحران بعدی واشنگتن را مجبور به واکنش با هزینه و ریسک بسیار بیشتری کند.

