مسقط تنها پایتخت خلیج فارس است که در طول جنگ با تهران دوستی خود را حفظ کرده است. دلیلی برای این موضوع وجود دارد و اینکه چرا این روابط ادامه خواهد داشت.
سه روز از پایان مذاکرات در پاکستان میگذرد و ایالات متحده بلافاصله پس از آن محاصره بنادر ایران را آغاز کرد. امیدها برای پایان مذاکرهای جنگ شش هفتهای در ایران شروع به کاهش یافته است.
برای همسایگان عرب ایران در خلیج فارس، خطرات بازگشت به خصومتهای تمامعیار بین ائتلاف ایالات متحده و اسرائیل و ایران بسیار زیاد است.
انتقامجویی ایران برای عملیات خشم حماسی، شامل حملات سریع به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) همپیمان ایالات متحده بوده است که پس از اجرای آتشبس میانجیگری شده توسط پاکستان، کاهش یافت اما بهطور کامل متوقف نشد. این تهاجم یکماهه به سرعت آرامش شکنندهای را که بین تهران و چندین سلطنت خلیج فارس وجود داشت، پایان داد.
با این حال، شدت حملات تهران از یک عضو GCC به عضو دیگر متفاوت بوده است، که نشان میدهد مسیر آینده سیاستهای کشورهای خلیج فارس نسبت به ایران احتمالاً یکنواخت نخواهد بود. در درون GCC، عمان بهطور مداوم رابطهای عادی اگر نه ویژه با تهران حفظ کرده است. چندین نشانه نشان میدهد که این موقعیت منحصر به فرد ادامه خواهد یافت.
از زمان آغاز جنگ، گزارشها حاکی از آن است که ایران به شهرهای بندری عمان، دقم، صلاله و صحار پهپادهایی پرتاب کرده است. با این حال، با وجود پذیرش مسئولیت حملات به سایر کشورهای GCC، در مورد عمان این مسئولیت را نپذیرفته است. رهبر عالیرتبه، مجتبی خامنهای، دخالت تهران را انکار کرده و حملات را به اسرائیل نسبت داده است. برخلاف همتایان خود در سایر نقاط خلیج، وزارت خارجه عمان از نام بردن از ایران در بیانیههای رسمی خود در پاسخ به حملات پهپادی خودداری کرده است.
از نظر خسارتهای مالی و انسانی، عمان از حملات اخیر ایران به مراتب کمتر از همسایگان خلیجی خود، بهویژه امارات متحده عربی (UAE) آسیب دیده است. هیچ موشکی به سرزمین عمان اصابت نکرده و مسقط تنها پایتخت GCC است که در طول این درگیری از حملات تهران در امان مانده است.
عمان همچنین تنها کشور GCC بود که در پاسخ به تصمیم واشنگتن و تلآویو برای آغاز جنگ علیه ایران در ۲۸ فوریه، “تاسف عمیق” خود را ابراز کرد و این اقدام را “نقض حقوق بینالملل” نامید. علاوه بر این، دیپلمات ارشد عمان مقالهای در نشریه The Economist نوشت که در آن حملات ایران به کشورهای GCC را “غیرقابل قبول” دانست و همچنین بیان کرد که این پاسخ “احتمالاً تنها گزینه منطقی موجود برای رهبری ایران” بود، با توجه به اینکه تهران “با آنچه که هم اسرائیل و هم آمریکا به عنوان جنگی برای پایان دادن به جمهوری اسلامی توصیف کردند، مواجه بود.”
علاوه بر این، عمان تنها کشور GCC بود که پس از “آتشبس” میانجیگری شده توسط پاکستان که در ۷-۸ آوریل به اجرا درآمد، از عملیات نظامی ایران در امان ماند.
عمان بهطور منحصر به فردی در موقعیتی قرار دارد که به عنوان دوستانهترین عضو GCC نسبت به ایران باقی بماند. اگرچه سایر سلطنتهای عرب خلیج مانند امارات ممکن است رابطه عمان با ایران را مشکوک بدانند، مسقط تلاش خواهد کرد تا دکترین سیاست خارجی “دوستان برای همه، دشمنان برای هیچکس” خود را حفظ کند.
“همانطور که قبلاً انجام داده است، عمان باید روابط خود را با ایران با روابط سایر کشورهای GCC هماهنگ و متعادل کند. تمایل عمان به سیاست خارجی مستقل در داخل GCC بهخوبی شناخته شده است، اگرچه همیشه مورد پسند نیست”، مهران کامروا، استاد علوم سیاسی در دانشگاه جرجتاون در قطر، به RS گفت.
A bridging role
عمان به دور از یک ناظر منفعل، مدتهاست که سیاست «بیطرفی فعال» را دنبال کرده و از شراکت نزدیک خود با ایالات متحده و رابطه دوستانه و همسایگیاش با ایران برای عمل به عنوان یک پل دیپلماتیک معتبر و مؤثر استفاده کرده است.
تسهیل مذاکرات محرمانه در پایان دوره اول ریاستجمهوری باراک اوباما برای مذاکره در مورد توافق هستهای تاریخی ۲۰۱۵، برنامه جامع اقدام مشترک، حیاتی بود. فراتر از روابط ایالات متحده و ایران، عمان همچنین تلاش کرده است تا تنشهای منطقهای را کاهش دهد. به عنوان مثال، مسقط نقش کلیدی در کمک به عادیسازی روابط سعودی-ایرانی در سال ۲۰۲۳ ایفا کرد.
«مقامات عمانی به واقعگرایی فوقالعاده خود در تصمیمات سیاست خارجی افتخار میکردند»، جوزف کچیچیان، پژوهشگر ارشد در مرکز ملک فیصل در ریاض و نویسنده کتاب عمان و جهان: ظهور یک سیاست خارجی مستقل، به RS گفت. او معتقد است که مسقط احتمالاً روابط خود را با تهران حفظ کرده و حتی عمیقتر خواهد کرد در حالی که به «نقش حیاتی در آشتی دادن مواضع مختلف میان درگیران» ادامه میدهد.
با این حال، کچیچیان انتظار تغییرات احتمالی در دینامیکهای مربوط به نقش پلزنی مسقط را دارد. او افزود: «این واقعیت که پاکستان اکنون به عنوان واسطه عمل میکند، بیشتر نشان میدهد که [رهبر عمان] سلطان هيثم ممکن است تصمیم گرفته باشد که فاصلهای را حفظ کند. حداقل برای حالا.»
Share stewardship of the strait
عمان و ایران دو کشوری هستند که سرزمین آنها در دو سوی تنگه هرمز قرار دارد. این آبراه باریک خلیج فارس و خلیج عمان را از یکدیگر جدا میکند و در زمانهای عادی، ۲۰ درصد از نفت و گاز جهان از آن عبور میکند. منافع مشترک در حفظ امنیت از طریق این نقطه حساس، مدتهاست که به مسقط و تهران انگیزههای اضافی برای حفظ روابط همکاری داده است.
وابستگی جغرافیایی آنها یکی از عوامل متعددی بود که منجر به همکاری نزدیک شاه محمدرضا پهلوی و سلطان قابوس بن سعید در مسائل امنیت منطقهای شد، پیش از تأسیس جمهوری اسلامی در سال ۱۹۷۹. برای دههها، عمان و ایران سازوکارهای همکاری را برای اطمینان از هماهنگی دریایی، ایمنی دریایی، از جمله در عملیات جستجو و نجات، و ارتباطات محرمانه حفظ کردند، حتی در میان دورههای تنشهای منطقهای شدید.
مهران حقیریان، مدیر ابتکارات منطقهای در بنیاد بورس و بازار، نسبت به این فرض که این همکاری “میتواند به نوعی توافق مشترک در مورد عبور تبدیل شود” هشدار میدهد، زیرا این امر روابط سلطنت عمان با سایر کشورهای عربی و بخش زیادی از جامعه بینالمللی را به خطر میاندازد. او به RS گفت: “درگیری عمان با ایران نباید به عنوان تأیید اقدامات آن اشتباه گرفته شود.”
عمان مدتهاست که نگران عواقب یک جنگ احتمالی بین ائتلاف آمریکا-اسرائیل و ایران بر سر کنترل تنگه است، زیرا این سناریو احتمالاً اثرات خطرناکی بر شبهجزیره مسندم که در سمت جنوبی تنگه قرار دارد، خواهد داشت.
در عمل، نه ایران و نه عمان نمیتوانند به تنهایی امنیت تنگه را تأمین کنند، و این امر نیاز به هماهنگی و همکاری دوجانبه مداوم را ضروری میسازد. به گفته سالم بن ناصر الاسماعیلی، مشاور سابق وزارت خارجه عمان، این بدان معناست که همکاری عمان و ایران در تنگه “احتمالاً دست نخورده باقی خواهد ماند و حتی به آرامی عمیقتر خواهد شد.”
ایده کنترل غیررسمی تهران بر این شریان حساس، سوالات حساسی را در مورد امنیت ملی عمان مطرح میکند.
الاسماعیلی گفت: “افزایش قاطعیت ایرانی میتواند حضور دریایی بیشتری از سوی غرب/خلیج را دعوت کند که خطر محاسبات نادرست در نزدیکی آبهای عمان را افزایش میدهد.” در نهایت، کنترل ایران بر تنگه به نفع عمان نخواهد بود. بلکه “مدیریت مشترک و قابل پیشبینی تنگه” به نفع عمان خواهد بود، الاسماعیلی توضیح داد.
کنترل فعلی ایران بر تنگه نیاز به زمینهسازی دقیق دارد، حقیریان گفت. تهدیدات علیه کشتیها و صحبت از یک سیستم عوارض جدید، اقداماتی موقتی هستند که به درگیری جاری مرتبط میشوند. اینها منعکسکننده یک توافق پایدار در زمان صلح نیستند.
حقیریان به RS گفت: “اگر ایران از علامتدهی به اجرای اقدامات با هدف قرار دادن کشتیهای ‘غیرهمسو’، کاشت مینهای بیشتر، یا تحمیل عوارض ۲ میلیون دلاری با حمایت نیرو پیش برود، این چیزی نیست که عمان بپذیرد و این چیزی نیست که منطقه یا جامعه بینالمللی بدون تشدید تحمل کند.”
هدف کوتاهمدت عمان بنابراین کاهش اختلال در تنگه و درگیر شدن در گفتوگو با ایران به منظور یافتن یک راهحل بلندمدت خواهد بود، او اشاره کرد. “هر چیز دیگری خطر تبدیل این وضعیت به یک درگیری بزرگتر را به همراه دارد.”
در نهایت، همکاری عمان و ایران در مورد تنگه احتمالاً ادامه خواهد یافت، هرچند به طور محرمانه. مسقط بر مسئولیت مشترک تأکید خواهد کرد نه بر تسلط ایران، و نقش خود را به عنوان یک نیروی تثبیتکننده قالببندی خواهد کرد. برای مقامات عمان، بزرگترین تهدید برای منافع آنها در تنگه، تشدید وسیعتر بین ایران و رقبای آن است که میتواند تعادل دقیق عمان را مختل کند.

