دولت ترامپ اعلام کرده است که یک محاصره دریایی در تنگه هرمز برقرار میکند و بر این باور است که ایران تحت فشار اقتصادی تسلیم خواهد شد قبل از اینکه بحران انرژی جهانی ایالات متحده را مجبور به عقبنشینی کند. نتیجه این ایستادگی به هیچ وجه مشخص نیست.
رئیسجمهور دونالد ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که مذاکرات با ایران شکست خورده است. این موضوع تعجبآور نبود. تنها توافق موفق ایالات متحده که با جمهوری اسلامی مذاکره شده است—برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) در سال ۲۰۱۵—تقریباً هجده ماه طول کشید و تنها بر روی موضوع هستهای متمرکز بود. امید کمی وجود داشت که مذاکرهکنندگان بیتجربه ترامپ، به رهبری معاون رئیسجمهور جی دی ونس، بتوانند در یک جلسه طولانی مذاکره در اسلامآباد، پاکستان، تمام اختلافات با طرف ایرانی در مورد مسائلی مانند برنامه هستهای ایران و حمایت از نیروهای شبهنظامی منطقهای را حل کنند.
آنچه تعجبآور بود، اقدام بعدی ترامپ بود: او اعلام کرد که محاصره دریایی تنگه هرمز برقرار خواهد شد. از ساعت ۱۰ صبح به وقت شرق ایالات متحده در روز دوشنبه، نیروی دریایی ایالات متحده تمامی کشتیهایی را که وارد یا از بنادر ایرانی خارج میشدند، متوقف خواهد کرد. کشتیهایی که به بنادر غیرایرانی مراجعه میکردند، میتوانستند به مسیر خود ادامه دهند—به شرطی که ایران اجازه عبور آنها را بدهد.
این واکنش به شکست دوباره بازگشایی تنگه هرمز پس از اعلام آتشبس هفته گذشته، جالب بود. با وجود توقف در درگیریها، تنها تعداد کمی از کشتیها توانستند از تنگه عبور کنند در حالی که این تنگه تحت کنترل غیررسمی ایران باقی مانده بود. تهران ادعا کرد که نمیتواند تنگه را باز کند زیرا نمیداند که کجا تمام مینهای خود را پراکنده کرده است، اما شک و تردید گستردهای وجود داشت که ایران تنگه را بسته نگه داشته تا بر ایالات متحده و متحدان خلیجیاش فشار وارد کند.
با توجه به اینکه ۲۰ درصد از نفت جهان از خلیج فارس تأمین میشود، بسته شدن تنگه به این معنی است که بحران انرژی جهانی همچنان بدتر خواهد شد. عربستان سعودی و امارات متحده عربی قادرند مقداری نفت را با استفاده از خطوط لولهای که این آبراه حیاتی را دور میزنند، خارج کنند، اما بخش زیادی از نفت خام در خلیج فارس محبوس مانده است.
بنابراین، اگر مشکل این است که تنگه هرمز به دلیل محاصره ایرانی بسته است، اعلام محاصره ایالات متحده چه کمکی میکند؟ به نظر میرسد محاسبه دولت ترامپ این است که بقیه جهان در حال حاضر درد اقتصادی ناشی از جنگ با ایران را احساس میکند—حالا نوبت ایران است.
ایران البته از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل به شدت آسیب دیده است، اما توانسته است صادرات نفت خود را نزدیک به سطوح پیش از جنگ حفظ کند. با افزایش قیمت نفت، ایران در واقع از جنگ سود مالی قابل توجهی برده است—به ویژه به این دلیل که ترامپ تحریمها بر صادرات نفت ایران را کاهش داد تا از افزایش قیمتها جلوگیری کند. محاصره ایالات متحده در واقع به ایران میگوید: اگر سایر کشورها نمیتوانند از طریق تنگه هرمز صادرات داشته باشند، شما هم نمیتوانید.
میعاد ملکی، کارشناس سابق تحریمهای وزارت خزانهداری ایالات متحده که اکنون پژوهشگری در بنیاد دفاع از دموکراسیها است، برآورد میکند که اگر محاصره اجرا شود، ایران ماهانه ۱۳ میلیارد دلار خسارت خواهد دید. او اشاره میکند: “نفت/گاز ۸۰ درصد از درآمدهای صادراتی دولت [ایران] و ۲۳.۷ درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد.” با توجه به اینکه ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین میرود، انتظار میرود پکن نیز از محاصره ایالات متحده آسیب ببیند.
ترامپ به وضوح امیدوار است که با افزایش فشار بر چین و ایران، آنها را وادار به پذیرش توافقی کند که در اسلامآباد ارائه شده است—که به گزارشها شامل کنار گذاشتن تمام غنیسازی هستهای به مدت بیست سال، تسلیم تمام مواد شکافپذیر و پایان دادن به تمام حمایتها از نمایندگان منطقهای در ازای کاهش تحریمها میباشد. اما رویدادهای زیادی وجود دارد که میتواند به اشتباه برود.
در حالی که ایالات متحده محاصرهای اعلامنشده بر کوبا را اجرا میکرد، به یک نفتکش روسی اجازه داد تا ماه گذشته به جزیره برسد، ظاهراً به این دلیل که ترامپ نمیخواست با روسیه درگیر شود. آیا او اکنون آماده است تا با پکن درگیر شود، درست زمانی که برای برگزاری نشستی با شی جینپینگ آماده میشود، اگر نیروی دریایی ایالات متحده نفتکشهایی را که نفت را به چین میبرند متوقف کند؟
نیروی دریایی ایالات متحده با پانزده کشتی جنگی در منطقه، قابلیت اجرای محاصره را دارد، اما اگر ایران تصمیم بگیرد که محاصره را به عنوان یک عمل جنگی تلقی کند—که طبق حقوق بینالملل چنین است—کل منطقه در خطر خواهد بود و ممکن است به مقابله بپردازد. ترامپ ادعا میکند که نیروی دریایی ایران “کاملاً نابود شده است”، اما او در مورد نیروی دریایی عادی صحبت میکند. طبق گزارش سیانان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تقریباً نیمی از ناوگان قایقهای تندرو خود را حفظ کرده است. ایران همچنین نیمی از پرتابگرهای موشکی و هزاران پهپاد خود را حفظ کرده است.
به نظر میرسد نیروی دریایی ایالات متحده محاصره را نه در تنگه هرمز که تنها بیست و یک مایل عرض دارد، بلکه در شرق در خلیج عمان و دریای عربی اجرا میکند. این امر خطر حملات ایرانی علیه نیروی دریایی ایالات متحده را کاهش میدهد، اما تمام زیرساختهای انرژی در خلیج همچنان آسیبپذیر باقی میماند. همچنین، مسیر خط لوله به دریای سرخ که عربستان سعودی برای خروج نفت خود استفاده میکند، آسیبپذیر است: سعودیها نگرانند که متحدان ایران در یمن، حوثیها، بتوانند تنگه باب المندب که ورودی دریای سرخ را کنترل میکند، ببندند. پس از تهدید ایران به نابودی تمدنی در هفته گذشته، ترامپ از تهدیدهای خود برای هدف قرار دادن زیرساختهای قدرت و نفت ایران عقبنشینی کرد—بخشی به دلیل تهدیدهای ایران برای انجام همین کار علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس. به نظر میرسد ترامپ فرض کرده است که ایران این تهدید را در پاسخ به محاصره اجرا نخواهد کرد. اگر این محاسبه اشتباه باشد، نتایج آن برای اقتصاد جهانی فاجعهبار خواهد بود.
حتی اگر ایران با نیروی نظامی پاسخ ندهد، ترامپ هنوز در حال انجام یک ریسک بزرگ است: به عبارت دیگر، او امیدوار است که آستانه درد اقتصادی ایران پایینتر از ایالات متحده باشد. به عبارت دیگر، او امیدوار است که ایران به اندازه کافی از تحریمها آسیب ببیند که قبل از آنکه بحران انرژی جهانی دولت را مجبور به عقبنشینی کند، به شرایط ایالات متحده برای پایان جنگ تن دهد.
با این حال، ایران یک دیکتاتوری است که نشان داده میتواند سالها در برابر تحریمهای سخت مقاومت کند و به شدت اعتراضات مردمی را سرکوب کند. ایالات متحده یک دموکراسی است که افزایش قیمت بنزین، تورم را بالا میبرد و شانسهای حزب جمهوریخواه را در انتخابات میاندورهای پیش رو به خطر میاندازد. جنگ ایران در حال حاضر برای رأیدهندگان آمریکایی محبوب نیست، پس ترامپ چقدر میتواند بحران انرژی را تشدید کند قبل از آنکه مجبور به تغییر مسیر شود؟
او میتواند خواستههای خود از ایران را کاهش دهد (برای مثال، با اجازه دادن به ایران برای ادامه یک مقدار کم از غنیسازی تحت نظارت بینالمللی) یا به سادگی اعلام کند—همانطور که در گذشته انجام داده—که تنگه هرمز مشکل کسی دیگر است.
با محاصرههای متقابل خود، ایران و ایالات متحده در یک تقابل با ریسک بالا درگیر هستند تا ببینند کدام طرف زودتر تسلیم میشود. من بر روی ایران شرط نمیبندم.

