حملات ایران به کردستان عراق نقاط ضعف دفاع هوایی این منطقه خودمختار را آشکار کرده است.
در طول جنگ میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل، ایران و شبهنظامیان شیعه عراقی خود، کردستان خودمختار شمال عراق را با بیش از ۷۰۰ حمله پهپادی و موشکی هدف قرار دادند که منجر به کشته شدن حداقل ۱۷ نفر و زخمی شدن حدود ۱۰۰ نفر شد. این حملات به طیف وسیعی از مکانها از جمله تأسیسات دیپلماتیک و نظامی ایالات متحده، زیرساختهای انرژی که شرکتهای آمریکایی در آنها سهامدار اصلی هستند، همچنین سایتهای صنعتی، نیروهای امنیتی کرد، نیروهای اروپایی، گروههای مخالف کرد ایرانی مستقر در شمال عراق و حتی محل اقامت رئیسجمهور کرد، نیچروان بارزانی، هدف گرفتند.
خوشبختانه، بخش عمدهای از پهپادها و موشکهای ورودی توسط ایالات متحده و سیستمهای دفاع هوایی همپیمان مستقر در اربیل رهگیری شد. مقیاس و ماهیت این حملات نه تنها نقاط ضعف کردستان را نمایان کرد بلکه رابطه ایالات متحده و کردها را نیز آزمایش کرد و نیاز به تقویت و تعمیق این شراکت را در سطوح مختلف برجسته ساخت.
حملات بیوقفه ایران و گروههای مسلح شیعه عراقی بهطور مؤثری کردستان عراق را به یک صحنه مرکزی درگیری تبدیل کرد. دلیل این امر واضح بود: منطقه کردستان تنها بخشی از عراق است که نیروهای آمریکایی در آن مستقر هستند و یکی از معدود مناطقی است که تحت تأثیر قوی تهران نیست.
هدف قرار دادن کردها به نظر میرسید بخشی از استراتژی وسیعتر ایران و شبهنظامیان عراقی همپیمان برای حداکثر کردن اختلال و هرج و مرج باشد. هدف این بود که هزینهها برای ایالات متحده و همپیمانانش افزایش یابد و کردها را به درگیری بکشاند، بهویژه در میان گزارشهای قبلی درباره احتمال عملیات زمینی ایالات متحده و اسرائیل که شامل گروههای مخالف کرد ایرانی بود (که در نهایت محقق نشد).
اما آنچه این گسترش جنگ علیه کردها را بهویژه جذاب میکرد، آسیبپذیری کردستان بود: به جز اربیل، بخش عمدهای از این منطقه خودمختار فاقد سیستمهای دفاع هوایی قادر به رهگیری حملات پهپادی و موشکی است. این امر کردها را به هدفی آسانتر از شرکای آمریکایی در خلیج تبدیل کرد و پیامی بود که واشنگتن نمیتوانست—یا نمیخواست—بهطور کافی از همپیمانان منطقهای خود محافظت کند.
فراتر از دینامیکهای منطقهای گستردهتر و تلاش ایران برای وارد کردن آسیب به همپیمانان آمریکایی، عوامل محلی این حملات نباید نادیده گرفته شوند. در حالی که گروههای شبهنظامی نیز از طریق حملات به مأموریتهای دیپلماتیک خارجی و نیروهای امنیتی عراقی در بغداد خشم ایجاد کردهاند، در مورد کردستان، اقدامات آنها در نهایت دست بغداد را در برابر کردها تقویت میکند.
در دهه گذشته، دولت فدرال در بغداد تلاش کرده است تا قدرت را در حوزههای مختلف دوباره متمرکز کند و یک کمپین فشار چندجانبه و مستمر علیه منطقه کردستان، تنها نهاد خودمختار کشور، به ویژه در زمینههای مالی و اقتصادی به راه بیندازد. حملات شبهنظامی بهطور مستقیم این کمپین را تقویت میکند و با بیثبات کردن بیشتر منطقه کرد، قابلیت حکمرانی آن را تضعیف کرده و وابستگی آن به بغداد را افزایش میدهد.
جنگ علیه کردها همچنین نشانهای از بحران عمیقتری در داخل عراق است که ناشی از وضعیت مبهم گروههای مسلح شیعه است. این گروهها بخشی جداییناپذیر از نیروهای بسیج مردمی عراق (PMF) هستند، یک نهاد امنیتی دولتی که به یک وسیله کلیدی برای نفوذ ایران در عراق تبدیل شده است. شبهنظامیان در عمل بر PMF تسلط دارند و از طریق آن تأمین مالی دولتی و مشروعیت قانونی را به دست میآورند در حالی که هماهنگی عملیاتی با ایران را حفظ میکنند.
این وفاداری دوگانه بهطور واضح زمانی نمایان شد که گروههای مسلح با پرچمهایی مانند مقاومت اسلامی در عراق—بخشی از محور مقاومت تحت رهبری ایران—پهپادها و موشکها را شلیک کردند، اما تلفات ناشی از انتقامجوییهای ایالات متحده و اسرائیل را تحت پرچم PMF اعلام کردند. این وضعیت ترکیبی بهعنوان یک نهاد وابسته به دولت و همچنین تحت هدایت خارجی به آنها این امکان را داده است که با خودمختاری و مصونیت عمل کنند که حاکمیت عراق را تضعیف کرده و حسابرسی را پیچیده میکند. با گذشت زمان، شبهنظامیان نه تنها از نظر نظامی بلکه از نظر سیاسی نیز در داخل دولت ریشهدار شدهاند و بر نهادهای حکومتی نفوذ پیدا کرده و توانایی این نهادها را برای اقدام علیه آنها تضعیف کردهاند.
واکنش دولت فدرال عراق به تهدید شبهنظامیان که میتوانند به سرعت در هر درگیری آینده بین ایران، ایالات متحده و اسرائیل دوباره ظهور کنند، تأثیر چندانی نداشته است. در حالی که بغداد در حداقل یک مورد—حمله به نیروهای فرانسوی در کردستان—ادعا کرده است که افرادی را که در این حمله دخیل بودند دستگیر کرده، اما در کل در پاسخ به صدها حمله دیگر در سراسر عراق، نتوانسته است این گروهها را پاسخگو کند.
بغداد حتی از انجام مراحل ابتدایی، مانند نسبت دادن واضح مسئولیت به حملات در سرزمین خود، خودداری کرده و به جای آن بیانیههای مبهمی صادر کرده است که نشاندهنده یک مشکل ساختاری عمیقتر است: دولت یا قادر به اعمال کنترل کامل بر بازیگران مسلح در درون دستگاه امنیتی خود نیست یا تمایلی به این کار ندارد. ادامه تأمین مالی دولتی، به همراه عدم وجود حسابرسی معنادار، محیطی تسهیلکننده ایجاد کرده است که این گروهها را به عمل با مصونیت تشویق میکند.
از نظر واشنگتن، این لحظه باید منجر به ارزیابی استراتژیک مجدد شود. حملات به کردستان نباید بهعنوان حوادثی جداگانه دیده شوند، بلکه باید بهعنوان تلاشی عمدی برای هدف قرار دادن یک متحد دیرینه ایالات متحده که بهدلیل همراستایی با واشنگتن آسیبپذیر شده است، تلقی شوند.
با توجه به واکنش ناکارآمد بغداد و افزایش ناامیدی واشنگتن، ایالات متحده باید از دولت عراق بخواهد که مسئولیت کامل را بر عهده شبهنظامیان بگذارد. در حالی که بغداد ممکن است دلایل معتبری برای اجتناب از رویارویی نظامی مستقیم در این مرحله داشته باشد، اما هنوز میتواند اقداماتی معنادار انجام دهد، از جمله نسبت دادن واضح مسئولیت حملات، قطع بودجه دولتی و ممنوع کردن مشارکت جناحهای سیاسی خود در دولت.
واشنگتن همچنین باید بغداد را تحت فشار قرار دهد تا کمپین “تحریم و ممنوعیت” غیررسمی خود علیه کردستان را که به تازگی توسط توماس باراک، نماینده غیررسمی آمریکا در عراق، تأیید شده است، لغو کند. این کمپین تأثیرات جنگ را بر کردها تشدید کرده و زندگی در سراسر این منطقه خودمختار را به حالت تقریباً ایستایی کشانده است.
در میان تهدیدات مداوم از سوی ایران و نمایندگان عراقی آن، اگر رابطه ایالات متحده و کردها بخواهد معتبر و پایدار باقی بماند، باید با حمایت قویتری همراه شود و به حداکثر پتانسیل خود برسد. این شامل گسترش پوشش دفاع هوایی در سراسر منطقه کردستان و در بلندمدت، لغو محدودیتها بر تأمین سیستمهای دفاع هوایی و تسلیحات پیشرفته—از جمله امکان تأمین سیستمهای ضد پهپاد برای کردها—به منظور پاسخگویی قاطعتر به حملات بر سرزمین و زیرساختهای خود و حفاظت از سرمایهگذاریهای تجاری آمریکایی در آنجا میباشد. بدون چنین اقداماتی، توافق کنونی در معرض یکسویه شدن قرار میگیرد و کردها را در معرض انتقامجویی قرار میدهد در حالی که تضمینهای امنیتی محدودی ارائه میدهد.
کردها نباید به عنوان یک بار دیده شوند بلکه باید به عنوان شرکای ارزشمند امنیتی و تجاری تلقی گردند. بیش از سه دهه است که کردهای عراقی رابطهای پایدار و همکاری با ایالات متحده حفظ کردهاند و پایهای قابل اعتماد برای حضور و تعامل آمریکا در منطقه، به ویژه در برابر گروههای جهادی فراملی مانند داعش و القاعده فراهم کردهاند.
منطقه کردستان، با جمعیتی بالغ بر ۶.۵ میلیون نفر، همچنین فرصتهای قابل توجهی برای کسبوکارهای آمریکایی، به ویژه در بخشهای استراتژیک مانند انرژی، معادن و توسعه زیرساختها ارائه میدهد. اکنون زمان آن است که هر دو طرف این رابطه متقابلاً سودمند را به سطح بعدی برسانند و اطمینان حاصل کنند که تهدیدات ناشی از ایران و شبهنظامیان همپیمان آن، این رابطه را تضعیف نکند.

