نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران برای جلوگیری از تردد کشتیها در تنگه هرمز به چیز زیادی نیاز ندارد. رئیسجمهور دونالد ترامپ برای جنگ خود با ایران زحمت مشورت با کنگره یا کسب تأیید آن را به خود نداد. او به طور مؤثر با دستور حملات هوایی و موشکی به این کشور در تاریخ ۲۸ فوریه، اعلام جنگ کرد. پس از یک ماه بلاتکلیفی در مورد ماهیت اهداف جنگی ایالات متحده، اینکه آیا ایالات متحده در حالت خصومت با ایران است یا اینکه آیا ایالات متحده واقعاً قبلاً پیروز شده است، ترامپ اعلام کرد که نیروی دریایی ایالات متحده این هفته آغاز به محاصره بنادر ایران خواهد کرد، از جمله بنادر واقع در تنگه هرمز.
دولت ترامپ معتقد است که نیروی دریایی ایالات متحده مانع از کسب درآمد ایران از صادرات نفت خواهد شد، در حالی که به کشتیهای سایر کشورها اجازه میدهد از این تنگه عبور کنند و بدین ترتیب حمل و نقل نفت، گاز، کود و سایر اقلام مهم برای بازارهای جهانی از سر گرفته شود. با این حال، دستیابی به این نتیجه جراحی ممکن است دشوارتر از آنچه به نظر میرسد باشد. دولت ترامپ ادعا میکند که نیروی دریایی ایران را نابود کرده است که این درست است. اما آن نیروی دریایی برای مأموریتهای با برد طولانیتر طراحی شده بود، یعنی عمدتاً برای نمایش. نیروی دریایی واقعی که در آبهای محدود خلیج فارس اهمیت دارد، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) است. ایران این شاخه خدماتی را در طول “جنگ نفتکشها” در دهه ۱۹۸۰، که همزمان با جنگ ایران و عراق رخ داد، تشکیل داد.
سپاه پاسداران نیروی دریایی خود را بر اساس یک مدل نامتقارن به دقت برنامهریزی شده سازماندهی کرده است—یعنی مانند جنگجویان چریکی در زمین، از تاکتیکهای ضربه و فرار علیه حمل و نقل تجاری با استفاده از قایقهای تهاجمی کوچک و سریع و قایقهای موشکی استفاده میکند. بیش از ۶۰ درصد از قایقهای تهاجمی سریع از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل جان سالم به در بردهاند. این قایقهای کوچک از پناهگاههای زیرزمینی پنهان یا از مکانهای مخفی در میان قایقهای غیرنظامی ظاهر میشوند و شناسایی آنها برای شناسایی ماهوارهای دشوار است. همچنین، این قایقها میتوانند مینهای دریایی را بسیار سریعتر از فرآیند کند و خطرناک پیدا کردن و خنثی کردن آنها قرار دهند. ایران به داشتن ذخایر بزرگ مینهای تماسی، بستر و موشکی شهرت دارد و نیروی دریایی ایالات متحده به طرز عجیبی هرگز اولویت بالایی برای این عملیاتهای غیرجذاب قائل نشده است.
علاوه بر این، حتی اگر ایالات متحده ناوگان سطحی نامشخص سپاه پاسداران را نابود کند، ایرانیها هنوز میتوانند با پرتاب موشکها، حملات پهپادهای هوایی یا پهپادهای زیرآبی آژدار به کشتیهای عبوری از این آبراه، آنها را از استفاده از تنگه باریک (۲۱ مایلی) بترسانند. کشتیهای جنگی سطحی از زمان جنگ جهانی دوم آسیبپذیر بودهاند: به خسارات کشتیهای بریتانیایی و آرژانتینی در جنگ فالکلند و به تازگی عملکرد فاجعهبار نیروی دریایی روسیه در برابر اوکراین در دریای سیاه توجه کنید. احتمالاً اگر ایران حتی یک ناو جنگی ایالات متحده را غرق کند، ممکن است این کافی باشد تا ترامپ را مجبور به ترک محاصره کند.
پس از همه، در جنگهای نامتقارن، مرکز ثقل اغلب در حمایت عمومی قرار دارد. در تاریخ نظامی ایالات متحده، جنگهای ویتنام، عراق و افغانستان همگی با سطوح بالای حمایت عمومی آغاز شدند، اما به دلیل نارضایتی عمومی به پایان رسیدند. با این حال، جنگ انتخابی ترامپ با نرخ تأیید بسیار پایین حدود ۴۰ درصد آغاز شد و به سختی میتوان تصور کرد که این جنگ با افزایش قیمت گاز و تلفات آمریکاییها محبوبیت پیدا کند.
در حالی که ترامپ و تحلیلگران در طیف سیاسی درباره قدرت نظامی ایالات متحده صحبت میکنند، مشکل با غول نظامی آمریکایی هرگز در قابلیتهای آن نبوده بلکه در استراتژی آن بوده است. ایالات متحده چندین جنگ نامتقارن را به رقبایی باخته است که میدانند تنها کافی است به اندازه کافی دوام بیاورند تا مردم آمریکا در نهایت از درگیری خسته شوند و بر سیاستمداران خود فشار بیاورند تا آن را پایان دهند.
در دوران پس از جنگ جهانی دوم، ویتنامیهای شمالی و ویت کنگ، که بیشتر نبردهای جنگ را باختند، به اندازه کافی دوام آوردند تا پیروزی استراتژیک کسب کنند. طالبان نیز همین کار را در افغانستان انجام داد. در عراق، ایالات متحده پس از سالها توانست خشونت را به اندازهای کاهش دهد که شرایطی مناسب برای خروج تا سال ۲۰۱۱ فراهم کند. تابآوری ایران پس از یک ماه جنگ و حملات به سرکردگان به شدت به وضعیت ویتنامیها و طالبان شباهت دارد.
بنابراین، رئیسجمهور ترامپ بهتر است پیروزی را اعلام کند و در حالی که هنوز میتواند، خسارات خود را کاهش دهد، به جای ادامه تشدید با یک محاصره دریایی. ارتش ایالات متحده در آستانه تکرار اشتباه آشنا در دست کم گرفتن عزم دشمنان خود است—این بار در دریا. بازگشت به عقب مانع از آن خواهد شد که ترامپ همیشه ادعا کرده که میخواهد از آن اجتناب کند، “یک جنگ احمقانه دیگر.”

