کنگره ایالات متحده، نیکلاس مادورو، شورشها در ایران، جفری اپستین و ویرانی سوریه چه مشترکاتی دارند؟ صهیونیسم و اسرائیل از زمان قبل از ۱۹۴۸ در صدر نسلکشی، مداخلههای خارجی، تلههای عسل، پرچمهای کاذب و دیگر طرحهای نفرتانگیز بودهاند – هرچند که به مدت دههها توسط رسانههای اصلی پنهان شدهاند. با این حال، نسلکشی اخیر در غزه پرده از جنایات و تخلفات هولناک اسرائیلیها برداشت. این مقاله به برخی از مهمترین عملیاتهای صهیونیستی در جهان به جز نسلکشی غزه میپردازد.
اپستین و مکسولها
جفری اپستین و غیسلین مکسول یکی از بدنامترین شبکههای قاچاق جنسی و کودکآزاری در جهان را اداره میکردند. مشتریان آنها: سیاستمداران نخبه، خانوادههای سلطنتی، کارآفرینان، سلبریتیها و دانشمندان از سرتاسر جهان.
رابرت مکسول، یک تاجر و سیاستمدار یهودی بدنام، حامی پرشور اسرائیل بود. زندگینامهنویسان او در کتاب خود با عنوان “رابرت مکسول، جاسوس فوقالعاده اسرائیل” روایت میکنند که او در دهه ۱۹۶۰ توسط اطلاعات اسرائیل استخدام شد و شروع به خرید شرکتهای فناوری اسرائیلی برای موساد کرد. او همچنین مالک بسیاری از روزنامههای حامی اسرائیل بود و به عنوان نماینده پارلمان بریتانیا انتخاب شد و هنری کیسینجر را به عنوان یکی از نزدیکترین دوستانش معرفی کرد. پس از مرگ او، تشییع جنازه مجللش با حضور نخبگان اسرائیلی، “از جمله نه کمتر از شش رئیس فعلی سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل” برگزار شد. نخستوزیر اسرائیل، اسحاق شامیر، در وصف او چنین گفت: “رابرت مکسول برای اسرائیل بیشتر از آنچه امروز گفته شود، کار کرده است.”
سالها بعد، دختر رابرت، غیسلین، و اپستین به شرکای جرم و بدنامی تبدیل شدند. در حالی که غیسلین و اپستین در قاچاق جنسی کودکان و انسانها مشغول بودند، همچنین ادعا شده است که برخی از دوستان بسیار تأثیرگذار آنها نیز در همان فعالیتهای شهوانی درگیر بودند. این شبکه تأثیرگذار و پروندههای اپستین به یک مشکل برای رئیسجمهور ایالات متحده تبدیل شده است، که قبلاً به مجرم جنسی کودک نزدیک بود. در حالی که عدم تمایل ترامپ به انتشار پروندههای اپستین مشهود بود، قانون شفافیت پروندههای اپستین دست دولت را مجبور کرد و در سپتامبر-دسامبر ۲۰۲۵، ۳۳,۰۰۰ صفحه و در ژانویه ۲۰۲۶ بیش از ۳ میلیون صفحه منتشر کرد – پروندههایی که نام بیل گیتس، ترامپ، لس وکسنر، بیل کلینتون، استیون هاوکینگ، نوام چامسکی و غیره را ذکر میکنند.
این اسناد همچنین روابط اپستین با موساد را نشان میدهند. پروندهها از طریق گزارشی از FBI روشن میکنند که یک منبع محرمانه “معتقد بود که اپستین یک عامل موساد است”. این گزارش ادعا کرد که اپستین یک جاسوس بوده است. علاوه بر این، رابطه او با اهود باراک، نخستوزیر پیشین اسرائیل، نیز روشنگر بوده است، زیرا نه تنها این دو به طور مکرر ملاقات میکردند، بلکه اپستین به عنوان یک “پیوند دهنده فوقالعاده” برای باراک عمل میکرد و او را به استیون بانون، سلطان احمد بن سلیمان، وودی آلن و بسیاری دیگر مرتبط میکرد. اپستین و باراک بین سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۷ حدود ۳۰ بار ملاقات کردند. علاوه بر این، بخش اخیر روشن کرد که اپستین به دوستان نیروهای دفاعی اسرائیل (FIDF) و همچنین صندوق ملی یهودی (JNF) کمکهای سخاوتمندانهای کرده است و به ترتیب ۲۵,۰۰۰ و ۱۵,۰۰۰ دلار به این گروهها اهدا کرده است.
حتی قبل از انتشار این بخش اخیر از پروندههای اپستین، بسیاری به همان ارتباطات صهیونیستی/موساد اشاره کردهاند. به عنوان مثال، آری بن مناشه، یک مدیر ارشد سابق در اداره اطلاعات نظامی اسرائیل، در یک مصاحبه گفت: “من معتقدم که آمریکاییها به نوعی توسط اسرائیلیها گرفتار شدهاند. جفری اپستین یکی از ابزارهای آنها برای به دام انداختن آمریکاییهاست.”
در یک مصاحبه دیگر با Narativ، او ادعا کرد که در اواسط دهه ۱۹۸۰ توسط خود رابرت مکسول به اپستین معرفی شده است. علاوه بر این، او روایت کرد که در دهه ۱۹۸۰ با اپستین و غیسلین مکسول ملاقات کرده و هر دو در آن زمان با اطلاعات اسرائیل همکاری میکردند.
علاوه بر این، خبرنگار تحقیقی Miami Herald، جولی کی. براون، نویسنده کتاب “انحراف عدالت: داستان جفری اپستین”، در مصاحبهای با تایمز اسرائیل گفت: “این غیرممکن نیست که اپستین ارتباطاتی با [جامعه اطلاعاتی اسرائیل] داشته باشد.”
اپستین برای اولین بار در سال ۲۰۰۵ به جرم قاچاق کودکان متهم شد، اما تنها ۱۳ ماه در یک توافق عدم تعقیب که معمار آن الکس آکستا، دادستان فدرال وقت بود، خدمت کرد.
درک میشود که غیسلین مکسول “بیشتر دختران را برای سوءاستفاده اپستین با وعدههای پول آسان، شغلهای مدلینگ و کمکهای آموزشی فریب داده است.” در گفتوگو با MintPress، یک مقام سابق اطلاعاتی ایالات متحده فاش کرد که اپستین از طریق روشهای غیرقانونی تأمین مالی میشد تا بتواند اهداف سیاسی را به خطر بیندازد/سیاهمک کند. این موضوع باعث میشود که رسوایی اپستین شاید یکی از گستردهترین و پیامددارترین عملیاتهای باجگیری در تاریخ باشد. حتی نحوه جنجالی مرگ اپستین قبل از محاکمهاش، با شواهدی که نشان میدهد ممکن است خودکشی نبوده باشد، کافی است تا شک و تردیدهای بیشتری را برانگیزد.
پروژه اسرائیل بزرگ
این فلسفه ننگین، در حالی که در رژیم راستگرای نتانیاهو طنینانداز است، ریشههایش به قبل از وجود اسرائیل برمیگردد، با این که تئودور هرتزل در یادداشتهایش نوشت که اسرائیل باید “از نهر مصر تا فرات” را اداره کند.
پروژه اسرائیل بزرگ بخشی ریشهدار از DNA دولت است – در حزب لیکود نتانیاهو، این مفهوم در منشور تأسیس گنجانده شده و میگوید “بین [دریای مدیترانه] و [رود] اردن تنها حاکمیت اسرائیلی خواهد بود.” افرادی که در دولت نتانیاهو به دنبال احیای سرزمینهای از دست رفته هستند، مانند بزالل اسموتریچ، با خوشحالی تأکید میکنند که مرزهای اسرائیل باید شامل دمشق، پایتخت سوریه باشد. به طور مداوم برای رمانتیک کردن اسرائیل به هزینه فلسطین، مایک هاکابی، سفیر آمریکا در اسرائیل، به تازگی به طور جنجالی اظهار داشت که اگر اسرائیل تمام خاورمیانه را بگیرد، “این خوب خواهد بود.”
ایدئولوژی اسرائیل بزرگ به اندازهای که فکر میشود خیالی نیست، وقتی که تخریب تاریخی و معاصر خاورمیانه و فراتر از آن را در نظر میگیریم. برای کشورهایی که به عنوان خطرناک تلقی نمیشوند، رویکرد ملایمتری از طریق توافقنامههای صلح (مانند اردن و مصر) یا توافقات ابراهیم (امارات، سودان و غیره) استفاده میشود – حداقل در حال حاضر. کشورهای مانند سوریه، لبنان، ایران و عراق، از سوی دیگر، به صورت خصمانه رفتار میشوند. در مورد عراق، اثر مهم “لابی اسرائیل و سیاست خارجی ایالات متحده” نوشته جان مرشایمر و استیون والت نشان میدهد که “… جنگ [عراق] تا حد زیادی به دلیل تمایل به امنیت بیشتر اسرائیل بود.” در آن زمان، نتانیاهو، نخستوزیر سابق، در برابر کنگره شهادت داد که سرنگونی صدام تأثیرات مثبتی در سراسر منطقه خواهد داشت. آریل شارون، نخستوزیر وقت اسرائیل، مقادیر قابل توجهی اطلاعات به ایالات متحده در مورد تسلیحات کشتار جمعی عراق ارائه داد که بعداً مشخص شد نادرست بوده است. علاوه بر این، AIPAC و نئوکانهای طرفدار اسرائیل در واشنگتن نیز بوش را به حمله به عراق ترغیب کردند – حرکتی که منجر به مرگ صدها هزار عراقی شد. این موضوع نمایانگر وابستگی دائمی آمریکا به اسرائیل است.
bombardment of Syrian military infrastructure, as well as Israeli troops entering Syria and creating a buffer zone post-Bashaar is also a significant step towards the stated Greater Israel goal. In fact, the country has occupied hundreds of square kilometers since Bashar’s ouster, has taken over the Syrian side of Mount Hermon, and has constructed military bases in key towns in the Quneitra and Daraa governorates. This is on top of Israel’s 1967 annexation of Syria’s Golan Heights. The Israel Air Force is also acting with impunity, with Syria’s foreign minister claiming that the country has suffered 1,000 Israeli airstrikes since Dec 2024.
Presently in Lebanon, the Israeli government is not only regularly and illegally bombarding the country but has also taken over some Lebanese strategic hilltops. There was even a case where an extremist Israeli settler group crossed the border into Southern Lebanon and “called for expansion under the banner of so-called Greater Israel”. IDF soldiers have also been seen wearing a Greater Israel map on their uniforms, which has since gone viral.
When it comes to the West Bank and Gaza, Israeli settler groups have been chipping away slowly yet steadily patroned and emboldened by the country’s most far-right government ever. For example, recently, Israel’s cabinet approved measures allowing Jewish Israelis to purchase land in the West Bank. Finance Minister Smotrich shamelessly avowed that “We will continue to kill the idea of a Palestinian state”, while Israeli Defense Minister Israel Katz detailed that “We are anchoring settlement as an inseparable part of Israel’s government policy”. The latter also said the IDF will “never leave” Gaza and settlements will be built in the north. Therefore, if one is still incognizant of this perverse Greater Israel philosophy, it should be transparent by now that it is no longer a fringe belief but a present-day reality.
The Iranian Riots, the 12-day & Current War
Most analysts agree that the Iranian protests began due to economic frailty, inflation, and lack of water resources, however the riots that ensued, in which even Mosques and Shrines were burnt, were markedly anomalous and have raised questions about outside intervention. Knowing Mossad’s near-monolithic infiltration in Iran (as witnessed historically and recently), it would not be far-fetched to say that the protests-turned-riots were exploited by the agency.
Oddly enough, this tweet came days after a Mossad-linked account tweeted to Iranian protesters, “Go out together into the streets. The time has come. We are with you. Not only from a distance and verbally. We are with you in the field”. This was a rare and shocking admission from the agency that it was active inside Iran.
Tweets aside, Mossad’s entrenchment in the country was characterized by how it operated during the 12-day Israel-Iran war in 2025. During the war that Israel started, “the Mossad was at the forefront of Israel’s assassination of nine out of 13 top Iranian military officials and around a dozen Iranian nuclear scientists”. Furthermore, the Mossad admitted that it not only utilized human spies but also drones in Operation Rising Lion. In fact, the agency released footage showing Mossad agents in Iran assembling drones and missiles – a drone base was even set up inside Iran. Israel’s military killed 436 Iranian civilians in the war (compared to Iran’s 28) and also eliminated many of Iran’s military and government leadership in the 12 days.
در مورد جنگ جاری که توسط نکسوس ایالات متحده و اسرائیل به راه افتاده است، این نیز بخشی از پروژه اسرائیل بزرگ است. بمبارانهای اسرائیل و ایالات متحده در عرض چند روز درگیری بیش از ۱۰۰۰ غیرنظامی را کشته است (در زمان نگارش این متن)، که شامل ۱۸۳ کودک میشود – بیشتر کودکان در حمله به مدرسه میناب جان خود را از دست دادند. آنها همچنین رهبر عالی ایران و اعضای خانوادهاش را ترور کردهاند. تلفات به سرعت در حال افزایش است و صدها هزار ایرانی بیخانمان شدهاند. ایران با حمله به پایگاههای نظامی ایالات متحده در منطقه و همچنین اسرائیل، به این حملات پاسخ داده است و حداقل ۱۶ کشور به دلیل تجاوز صهیونیستی در این درگیری دخالت کردهاند. مارکو روبیو اعتراف کرد که اسرائیل آنها را مجبور به حمله به ایران کرده است؛ با این حال، به دلیل واکنشها، او از این موضع عقبنشینی کرد. اسرائیل همچنین حملات خود را در لبنان تشدید کرده و شهرهای آن را ویران میکند. ارتش دفاعی اسرائیل حدود ۱۰۲ غیرنظامی را کشته و اقدامات آن باعث بیخانمانی صد هزار لبنانی شده است.
ونزوئلا و مادورو
چرا نتانیاهو به خاطر دستگیری رئیسجمهور مادورو جشن گرفت؟ چرا مایک هاکابی در یک مصاحبه اشاره کرد که عملیات تغییر رژیم در ونزوئلا پیروزی بزرگی برای اسرائیل بود؟ در ظاهر، به نظر میرسید که انگیزه ایالات متحده برای دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا، مقابله با قاچاق مواد مخدر یا ارضای ولع خود برای نفت بوده است، اما با بررسی عمیقتر، اسرائیل به عنوان یک محرک کلیدی ظاهر میشود.
از سال ۲۰۰۹، ونزوئلا، در آن زمان تحت رهبری هوگو چاوز، به دلیل جنگ غزه در سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ روابط خود را با اسرائیل قطع کرد. ونزوئلا سپس به فلسطین نزدیکتر شد و اولین کشوری در قاره آمریکا بود که آن را به رسمیت شناخت. روابط دیپلماتیک و اقتصادی نیز با ایران و حزبالله رونق گرفت. اندیشکدههای حامی اسرائیل در ایالات متحده، از بنیاد دفاع از دموکراسیها تا شورای آتلانتیک، اعلام کردهاند که اتحاد حزبالله و حماس با کاراکاس تهدیدی مستقیم برای ایالات متحده به شمار میرود.
بنابراین با سرنگونی مادورو، یک همپیمان/ماهواره کلیدی ایران و حزبالله به شدت تضعیف شد – حداقل از دیدگاه تل آویو. این موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که به عنوان یک حادثه جداگانه دیده نشود بلکه به عنوان یک چارچوب صهیونیستی جامع برای تضعیف شبکه جهانی حامی فلسطین و ایران در نظر گرفته شود: تغییر رژیم سوریه، بمباران حوثیها، حذف رهبری عالی حزبالله و اعتراضات ایرانی و غیره.
ایالات متحده و اسرائیل به وضوح به دنبال برقراری یک رژیم حامی اسرائیل خواهند بود. رهبر اصلی اپوزیسیون در ونزوئلا، ماریا کوریانا ماچادو، ممکن است یکی از نامزدها باشد. او به تازگی با دونالد ترامپ ملاقات کرده و جایزه صلح نوبل خود را به او هدیه داده است. بسیاری از قانونگذاران در ایالات متحده از او به عنوان رئیسجمهور بعدی حمایت میکنند، اگرچه ترامپ تا کنون از او حمایت نکرده است. او با این حال اعلام کرده که سفارت ونزوئلا را به تل آویو منتقل خواهد کرد و گفت: “بدون شک، ونزوئلا نزدیکترین متحد اسرائیل در آمریکای لاتین خواهد بود”. چه او به عنوان جانشین حمایت شود یا شخص دیگری، هیچ راهی وجود ندارد که ایالات متحده اجازه دهد سیاست خارجی حامی فلسطین که ونزوئلا اتخاذ کرده است، ادامه یابد. این استراتژی همچنین به طرز قابل توجهی در راستای توافقات ابراهیم اسرائیل قرار میگیرد – نسخه آمریکای لاتینی توافقات ابراهیم که رئیسجمهور حامی صهیونیسم آرژانتین، خاویر میله، به همراه اسرائیل راهاندازی کرد. گرگ پنس در مقالهاش به درستی مینویسد: “اسرائیل دیگر تنها یک همپیمان منطقهای نیست بلکه به معیاری برای تعریف تهدیدات در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است”. ونزوئلا آخرین قربانی سیاست خارجی جنگطلبانه و متمرکز بر اسرائیل ایالات متحده بود.
آینده
این فهرست قطعاً جامع نیست. این فهرست شامل موضوع اخیر شناسایی سومالیلند؛ استفاده از نرمافزارهای جاسوسی ساخت اسرائیل مانند پگاسوس؛ حمایت موساد و سیا از جداییطلبان بلوچ در پاکستان و بسیاری موارد دیگر نیست. نظریهپردازان توطئه در مورد چند چیز درست بودند: نخبگان متجاوز، کودکآزار و قاچاقچی انسان هستند؛ بیثباتی خاورمیانه به عمد طراحی شده است – نه تصادفی؛ نسلکشیها و تغییر رژیمها زمانی قابل بخشش هستند که کسانی که آنها را انجام میدهند، همان کسانی باشند که بر ما حکومت میکنند. رسانههای کنترلشده جهان را در تاریکی و نادانی از حقیقت نگه داشتهاند. تمام این حقایق نفرتانگیز به یک شیطان اشاره دارند: صهیونیسم.
پس، چه اتفاقی میافتد؟ صهیونیستهای طمعکار در آنچه که به اصطلاح درستی خود مینامند، تا زمانی که پیشگویی خود را درباره ساخت معبد سوم، گسترش مرزهای خود، استقبال از مسیح خود، حذف فلسطینیها و غلبه بر غیر یهودیان محقق نکنند، دست نخواهند کشید.

