تنشها در خاورمیانه به سطوح جدیدی افزایش یافته است. ایران به ترور سید حسن نصرالله، رهبر حزبالله توسط اسرائیل، با شلیک ۱۸۰ موشک به سمت اسرائیل پاسخ داد. و به تازگی، بمباران و سپس حمله اسرائیل به لبنان، منطقه را بیشتر به یک درگیری گستردهتر که با حمله حماس به اسرائیل در تاریخ ۷ اکتبر آغاز شد و سپس حمله اسرائیل به غزه ادامه یافت، فرو برده است.
قبل از این تشدیدها، ایالات متحده در سپتامبر برنامهای برای خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از عراق اعلام کرده بود. این برنامه بهطور گزارششده با خروج صدها نیرو تا سپتامبر ۲۰۲۵ آغاز خواهد شد، در حالی که تعداد نامشخصی از نیروها در کشور باقی خواهند ماند، عمدتاً در منطقه کردستان شمالی اربیل تا حداقل ۲۰۲۶.
یک مقام دولتی به تازگی این گزارش را مشروط کرد و گفت: “برای روشن شدن، ایالات متحده از عراق خارج نمیشود.” به گفته این مقام، رابطه بین عراق و ایالات متحده بهطور فرضی به سمت “نوعی رابطه امنیتی بلندمدت و سازنده که ایالات متحده با شرکای خود در سراسر جهان دارد” حرکت خواهد کرد.
با توجه به تشدیدهای اخیر بین آنچه که “محور مقاومت” نامیده میشود و اسرائیل، همراه با دستور رئیسجمهور بایدن برای ارسال نیروهای بیشتر به خاورمیانه، برخی از کارشناسان سوال میکنند که آیا ایالات متحده طبق جدول زمانی مشخص شده، نیروهای آمریکایی را از عراق خارج خواهد کرد.
دنی دیویس، پژوهشگر ارشد در مؤسسه اولویتهای دفاعی گفت: “من زمانی که نیروهای ما در عراق خارج شوند، باور میکنم.” او افزود: “این جدول زمانی خروج بهطرز دردناکی کند است و مشکوک به نظر میرسد، زیرا به دولت فرصت زیادی میدهد تا آن را بعداً ‘به تأخیر’ بیندازد. این نیروها هیچ چیز جز یک آسیبپذیری استراتژیک برای کشور ما نیستند و باید بهطور کامل در سه ماه، نه دو سال، خارج شوند.”
دیویس اضافه میکند که نیروهای آمریکایی برای مدت طولانیتری از آنچه لازم است آسیبپذیر باقی میمانند با جدول زمانی دو ساله.
این آسیبپذیری بهویژه در حال حاضر مهم است، همانطور که تایر کاتسکی، مدیر سیاست در سازمان کهنهسربازان نگران برای آمریکا اشاره میکند. او به RS گفت: “خطرات جنگ منطقهای در خاورمیانه شدید است.” “ایالات متحده اولویتهای مهمتری در جاهای دیگر دارد و باید حضور نظامی خود را در منطقه کاهش دهد، نه افزایش.”
کاتسکی اضافه میکند: “نگهداشتن نیروهای ما در حال حاضر تنها به نیروهای نیابتی ایران این امکان را میدهد که بیشتر از قبل به آنها هدف بزنند.”
در واقع، نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه نازک، نسبتاً پراکنده و در معرض خطر هستند.
دن کالدوِل، مشاور سیاست عمومی در مؤسسه اولویتهای دفاعی میگوید: “با افزایش درگیری بین اسرائیل و ایران، ایالات متحده در حال حاضر هزاران نیرو را در دهها پایگاه ایزوله و در معرض خطر در عراق و سوریه مستقر کرده است که به راحتی میتوانند توسط نیروهای نیابتی ایران که به دنبال تنبیه ایالات متحده به خاطر حمایت از اسرائیل هستند، مورد حمله قرار گیرند.” “به نظر میرسد تنها دلیلی که برخی از سیاستگذاران میخواهند نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه باقی بمانند، این است که بهعنوان یک خط قرمز برای درگیری بزرگتر با ایران عمل کنند.”
با وجود هشدارهای برخی کارشناسان، دیگران خوشبینتر هستند که ایالات متحده ممکن است مجبور شود به پیشنهاد خود عمل کند. مایکل دیمینو، مدیر سیاست عمومی در مؤسسه اولویتهای دفاعی، گفت که به دلیل خطرات نگهداشتن نیروها در عراق و سوریه، او معتقد است که برنامه خروج از عراق احتمالاً پیش خواهد رفت.
او گفت: “در حالی که این استقرارها خطرات بیشتری برای ایالات متحده به همراه دارد، من واقعاً فکر نمیکنم که آنها مانع توافق شوند.” “واشنگتن نمیتواند واقعیت تلخی را که حضور ما در عراق بهطور بنیادی دیگر قابل تحمل نیست، نادیده بگیرد، به همین دلیل است که — با اکراه — دولت بایدن به توافقی در وهله اول تن داد.”
دی مینو افزود: “نیروهای حشد الشعبی و شبهنظامیان شیعه که اکنون عراق را اداره میکنند – بهعنوان نتیجه مستقیم 20 سال سیاست خارجی دمدمیمزاج ایالات متحده – به سادگی اجازه نخواهند داد که نیروهای آمریکایی پس از سال 2026 باقی بمانند.”
در حالی که کارشناسان در مورد اینکه تشدیدهای کنونی در خاورمیانه تا چه اندازه ممکن است بر برنامههای کاهش نیرو تأثیر بگذارد، اختلاف نظر دارند، واضح است که سربازان آمریکایی در عراق و سوریه هیچ هدف استراتژیک قانعکنندهای ندارند، همانطور که آدام واینستین، معاون مدیر خاورمیانه در مؤسسه کوئینسی، اشاره میکند: “خطر واقعی این است که نیروهای آمریکایی هدفهایی در یک چرخه تلافیجویی تشدیدی شوند.”

