ساختار ائتلافی آمریکا به یک نقطه عطف رسیده است در حالی که واشنگتن در حال پیمایش در چشماندازی از روابط بینالمللی تحت فشار است. در حالی که دولت به دنبال دستیابی به منافع دوجانبه قاطع است، تضعیف ساختار ائتلافی آمریکا یک نقیصه جدی در مذاکرات با پکن ایجاد کرده است.
با ورود رئیسجمهور ترامپ به چین، وضعیت ساختار ائتلافی آمریکا به عنوان یک یادآوری فوری عمل میکند که یکجانبهگرایی اغلب قدرت جمعی لازم برای مدیریت یک رقیب جهانی در حال ظهور را تضعیف میکند.
ساختار ائتلافی آمریکا با فشار عظیمی مواجه است
رئیسجمهور ترامپ این هفته به پکن سفر میکند در حالی که ساختار ائتلافی آمریکا تحت فشار زیادی قرار دارد. واشنگتن شرکای کمتری در کنار خود دارد و دستش برای بازی کردن ضعیفتر است. این نباید اینگونه باشد. به تنهایی، آمریکا بر روی پکن نفوذ دارد، از طریق کنترل دسترسی به تراشههای پیشرفتهاش، تحریمها بر خریدهای چین از نفت ایران، و یک بازار مصرفی که پکن نمیتواند نادیده بگیرد.
اما متحدان و شرکای واشنگتن قدرتی را فراهم کردند که چین با آن رقابت کرده است – به عنوان مضاعفکنندههای نیرو، با آمریکا در زمینه آسیبپذیریهای مشترک همراستا شدند.
رد کردن چنین کشورهایی توسط دولت ترامپ باعث ایجاد خشم توجیهپذیری شده است. بسیاری از نزدیکترین شرکای آمریکا، که تحت فشار تهدیدات ناتو و تعرفهها قرار دارند، به این نتیجه رسیدهاند که تعهد آمریکا ممکن است یادگاری از گذشته باشد. این امر آنها را به سمت ایجاد رویکردهای مستقل به چین سوق میدهد، که با روابط تجاری آغاز میشود.
پکن امروز از اتصال اقتصادی بیشتر با شرکای آمریکایی و متحدانش، ساختارهای چندجانبه کمتری برای محدود کردن رفتار خود، و اراده سیاسی کمی در هر دو طرف اقیانوس اطلس برای پیشبرد پروژههای مشترک بهرهمند است.
بله، انسجام متحدان در مورد چین همیشه آرزومندانه بوده و به دلیل درکهای متفاوت از ریسک و فشارهای اقتصادی محدود شده است. اما رویکردهای ایالات متحده و متحدان آن از ژانویه ۲۰۲۵ به طور فزایندهای متفاوت شده است. و وضعیت کنونی موضع مذاکره ایالات متحده را تضعیف میکند، حتی بر اساس شرایط «آمریکا اول» رئیسجمهور ترامپ.
فاصلههای استراتژیک در ساختار اتحاد ایالات متحده
همراستایی بیشتر ایالات متحده با شرکای سنتی خود در سیاست چین – شامل مسائلی مانند مواد معدنی حیاتی، نیمههادیها، داروهای سنتزی و فراتر از آن – هنوز ممکن است و به نفع واشنگتن و پایتختهای متحد است. نباید نادیده گرفته شود.
پکن بهرهبرداری میکند
امروز، پایههای ساختار اتحاد ایالات متحده فرو ریخته است، زیرا روابط با شرکا و متحدان deteriorated شده است.
ایالات متحده از سازمانهای چندجانبه عقبنشینی کرده، نقش ناتو را زیر سوال برده، گروه G7 را بر سر تعرفهها تقسیم کرده، سازمان تجارت جهانی را بیشتر تضعیف کرده، ساختارهای جایگزین سازمان ملل مانند شورای صلح را راهاندازی کرده و با ایران به جنگ رفته است.
این موضوع متحدان را به ترسیم مسیرهای مستقل واداشته و به چین این امکان را داده است که بهرهبرداری کند. در حالی که ایالات متحده زمستان را بر روی ونزوئلا، گرینلند و ایران متمرکز کرده بود، پکن بر دیپلماسی تجاری تمرکز کرده بود.
در ژانویه، رئیسجمهور کره جنوبی، لی جائه میونگ، از «بازسازی کامل روابط» بین سئول و پکن خبر داد که با توافقات جدید در زمینه همکاری اقتصادی و تجاری، علم و فناوری و اقتصاد دیجیتال پشتیبانی میشود.
دو هفته بعد، نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، از یک «شراکت استراتژیک جامع» با پکن خبر داد که شامل انرژی، کشاورزی و خودروهای برقی چینی میشود و به ارزش ۳ میلیارد دلار کانادا در سفارشات جدید صادراتی برای کانادا میرسد.
بازدید بعدی نخستوزیر بریتانیا، کیر استارمر، ۲.۲ میلیارد پوند قرارداد صادراتی و حدود ۲.۳ میلیارد پوند دسترسی به بازار به همراه داشت.
تغییرات تجاری در ساختار اتحاد ایالات متحده
در فوریه، صدراعظم آلمان، فریدریش مرز، با وجود اشاره به «مسائل دشوار» در روابط تجاری، توافق کرد که «شراکت استراتژیک جامع» آلمان با پکن را از طریق 17 توافق همکاری دوجانبه تقویت کند.
ترامپ همچنین به دنبال توافقات دوجانبه خواهد بود – بر روی محصولاتی مانند سویاهای آمریکایی و هواپیماهای بوئینگ، علاوه بر تراشههای NVIDIA که به تازگی برای فروش به چین تأیید کرده است، با وجود نگرانیهای امنیت ملی.
بنابراین، مزایا به سرعت به پکن میرسد. اگر ایالات متحده و متحدان سنتیاش نتوانند یک استراتژی چانهزنی جمعی توسعه دهند و اقتصادهای خود را در خطوط قرمز مشابه گروهبندی کنند، چین تنها به گسترش نفوذ خود ادامه خواهد داد.
خرابکاری در واشنگتن چند تخته کف را نمایان میکند
کف ساختار اتحاد ایالات متحده نمیتواند به سرعت بازسازی شود و بنیادهای آن همیشه ناقص بوده است. اما دو توافق مهم نشان میدهد که دولت ترامپ متوجه شده است که – در موارد خاص – غریزه «من به تنهایی میتوانم آن را درست کنم» ترامپ کارساز نیست.
پکس سیلیکای، که ایالات متحده در دسامبر 2025 راهاندازی کرد، به دنبال تقویت زنجیرههای تأمین سیلیکون برای تولید نیمههادیها و توسعه هوش مصنوعی است. با 14 شریک و در حال افزایش، این ابتکار «متحدان و شرکای مورد اعتماد» مانند استرالیا، فنلاند، یونان، ژاپن، نروژ، کره جنوبی و بریتانیا را به هم پیوند میدهد تا وابستگی به فناوریهای حیاتی از چین را کاهش دهند. ارزیابی قابلیت آن زمان خواهد برد، اما این گروه جدید به یک نگرانی مشترک پرداخته و با گسترش خود تنها مؤثرتر خواهد شد.
تقویت ساختار اتحاد ایالات متحده از طریق FORGE
در همین حال، برای شکستن وابستگیها به مواد معدنی حیاتی چین، ایالات متحده فوروم جدیدی به نام «تعامل ژئواستراتژیک منابع» (FORGE) را به همراه ژاپن به عنوان همرییس راهاندازی کرد. آنها و 52 شریک دیگر اکنون به یک منطقه تجاری و سرمایهگذاری ترجیحی برای مواد معدنی حیاتی تعلق دارند که قیمتهای حداقلی را تضمین میکند.
مانند پکس سیلیکای، هنوز روزهای اولیه است. و تغییر توجه کاخ سفید ممکن است مانع از اجرای کامل شود. اما هر دو نقطه دادهای امیدوارکننده هستند که دولت ترامپ به آرامی در حال درک این موضوع است که یکجانبهگرایی آمریکایی در برخی موارد قدرت آمریکا را تضعیف میکند.
ساختهای جدید، با یا بدون سرپرست
واشنگتن، پایتختهای اروپایی و متحدان هند-پاسیفیک باید بر چنین ابتکاراتی بنا کنند و حوزههایی را شناسایی کنند که همکاری با متحدان به وضوح به نفع همه است.
این میتواند به چند شکل باشد. اول، گروههایی مانند Pax Silica و FORGE باید با تلاشهای تازه برای جذب امضاکنندگان و سرمایهگذاریهای جدید تقویت شوند. تقویت این گروهها هم دست اعضا را در تعامل با شی جینپینگ بهبود میبخشد و هم مزایای مادی را برای همه شرکتکنندگان وعده میدهد.
ایجاد یا احیای گروههای دیگر، به عنوان مثال در زمینه جلوگیری از مواد مخدر مصنوعی، یک حوزه واضح دیگر برای همکاری نزدیک ایالات متحده با متحدان است. فنتانیل منبعی مداوم از مرگهای ناشی از مصرف بیش از حد در آمریکا است و ایالات متحده ادعا میکند که بسیاری از مواد شیمیایی مورد استفاده در تولید آن از چین منشأ میگیرند.
بازسازی ساختار اتحاد ایالات متحده برای ثبات
اما دولت ترامپ تصمیم گرفت رهبری ایالات متحده بر ائتلافی نزدیک به 160 کشور برای مقابله با تولید و توزیع مواد مخدر غیرقانونی را تمدید نکند.
احیای این شبکه باید اولویت باشد. هم بایدن و هم ترامپ بر سر فنتانیل به شی فشار آوردند و مرگهای ناشی از مصرف بیش از حد در ایالات متحده از سال 2023 کاهش یافته است که ممکن است بخشی از آن به دیپلماسی ایالات متحده مربوط باشد. اما بدون یک گروه وسیعتر از شرکای نگران، موفقیت ممکن است محدود یا کوتاهمدت باشد.
همچنین بسیار مهم است که مذاکرات تجاری ایالات متحده، کانادا و مکزیک که از ژوئیه آغاز میشود، موفقیتآمیز باشد و محدودیتهای واقعی بر سرمایهگذاریهای چین در تولیدات آمریکای شمالی ایجاد کند. اجازه دادن به تقسیمات داخلی برای جلوگیری از یک توافق حفاظتی، یک هدف خودی خواهد بود و به استراتژی چین کمک میکند.
بازسازی بدون واشنگتن
در نهایت، متحدان و شرکای ایالات متحده باید خطوط قرمز مشترکی را برای همکاری دوجانبه با چین شناسایی کنند که به طور مستقل از واشنگتن رعایت خواهد شد. بیشتر کشورها استراتژیهای ملی چین دارند و همه آنها خطوط قرمز برای همکاری دوجانبه را شناسایی کردهاند. اما محدودیتهای داخلی با یک رویکرد مشترک یکسان نیستند.
منطق همراستایی بیشتر متحدان حتی در شرایطی که تعهد ایالات متحده نامشخص است، همچنان معتبر است. اگر متحدان بتوانند رویکردهای مشترکی در سیاست چین در سایر حوزهها ایجاد کنند، ممکن است بتوانند ناامیدی واشنگتن را از احتیاط آنها مدیریت کنند.
و یافتن توافق ممکن است برای آینده نیز مفید باشد: ایالات متحده ممکن است پس از خروج رئیسجمهور ترامپ از دفتر، در برخی مسائل همکاری بیشتری داشته باشد. و رقابت ساختاری ایالات متحده با چین به نظر میرسد که برای مدتی طولانی از طریق دولتهای متوالی ادامه خواهد داشت.
ائتلافها زمانی کارآمد هستند که به یک آسیبپذیری مشترک بپردازند، با توافق بر سر ماهیت تهدید، با مشاوره قبل از اقدام و با اجرای مؤثر – همانطور که در مورد مواد معدنی حیاتی و نیمهرساناها به دست آمده است. آنها زمانی شکست میخورند که کشورها احساس کنند تحت فشار، مجبور یا از چارچوب نگرانی رد شدهاند – همانطور که تلاش ناموفق برای تشکیل ائتلاف هرمز نشان داد.
چین دلیلی برای رها کردن استراتژی تقسیم و توافق که مؤثر است ندارد. واشنگتن که این هفته عمدتاً به تنهایی به پکن میرود، هر دلیلی برای امتحان کردن چیزی متفاوت دارد. قویترین کارتی که میتواند بازی کند، تهدید معتبر اقدام هماهنگ شده توسط یک بلوک از کشورهای همفکر است.
بنابراین ایالات متحده باید در زمینههایی که با متحدان خود توافق مشترک یافته است، تقویت کند. و در جایی که واشنگتن هنوز مشکلساز است، آن متحدان باید مسیر مشترک خود را برای مقابله با چین ایجاد کنند. هر چیز دیگری خطر ادامه بینظمی را به همراه دارد – چیزی که پکن بر روی آن شرطبندی میکند.

