وزارت دفاع ایالات متحده (DOD) به طور گزارش شده به کنگره اطلاع داده است که هزینه شش روز اول (D+6) جنگ ۱۱.۳ میلیارد دلار بوده است. این موضوع به طور کلی با گزارشهای قبلی که هزینههای مهمات در چند روز اول را ۵.۶ میلیارد دلار تخمین زده بودند، سازگار است، اما از برآورد قبلی CSIS از ۱۰۰ ساعت اول جنگ فراتر میرود. حتی با توجه به استفاده بالایی که از هزینه تخمین زده شده است، به نظر نمیرسد که DOD با نگرانیهای فوری در مورد موجودی در انجام این درگیری مواجه باشد. با این حال، کاهش موجودیها خطراتی ایجاد میکند، به ویژه در اقیانوس آرام غربی و اوکراین.
این بهروزرسانی: (۱) تجزیه و تحلیل معقولی از ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه DOD ارائه میدهد؛ (۲) تأثیر بر موجودیهای مهمات را در صورتی که هزینههای گزارش شده دقیق باشد، ارزیابی میکند؛ (۳) برآورد خسارت به پایگاههای ایالات متحده در منطقه را با توجه به گزارشهای موجود و عکسهای هوایی به روز میکند؛ و (۴) هزینههای کل جنگ را تا ۱۲ روز اول با استفاده از آخرین اطلاعات DOD تخمین میزند.
همانطور که در برآوردهای ۱۰۰ ساعته اشاره شده است، هزینه کل این جنگ به شدت به ترکیب مهمات استفاده شده حساس است. پس از استفاده از مهمات، خسارات جنگی و آسیب به زیرساختها (۱.۴ میلیارد دلار در شش روز اول) بزرگترین دسته بعدی را تشکیل میدهند. هزینههای روزانه از روزهای اول جنگ به طور قابل توجهی کاهش یافته است. تسلط هوایی ائتلاف امکان استفاده از مهمات کوتاهبرد با هزینه کمتر را فراهم کرده است، در حالی که پرتابهای موشکی و پهپادی ایران به شدت کاهش یافته است.
در مورد برآورد ۱۱.۳ میلیارد دلاری DOD
در گزارش خود، نیویورک تایمز جزئیات کمی در مورد برآورد DOD که با کنگره به اشتراک گذاشته شده است، ارائه داد. به طور گزارش شده، خط بالایی هزینه “توسعه تجهیزات نظامی و پرسنل قبل از اولین حملات” را شامل نمیشود و به نظر میرسد تنها هزینههای غیر بودجهای عملیات را محاسبه کرده است. گزارشهای بعدی همچنین نشان میدهد که رقم ۱۱.۳ میلیارد دلار شامل هیچ برآوردی از تعمیر تأسیسات یا جایگزینی خسارات نیست.
همچنین مشخص نیست که آیا این برآورد توسط کاخ سفید بررسی و تأیید شده است یا خیر. کاخ سفید تاکنون در مورد هزینههای جنگ سکوت کرده است. دفتر مدیریت و بودجه اغلب با آژانسها در مورد آنچه که باید شامل شود، اختلاف نظر دارد. جدول ۱ تجزیه و تحلیل هزینههای غیر بودجهای گزارش شده ۱۱.۳ میلیارد دلار در شش روز اول جنگ را تخمین میزند.

CSIS از روششناسی موجود خود برای تخمین استفاده از مهمات که از هزینههای گزارش شده جنگ در شش روز اول کمپین ناشی میشود، استفاده کرده است. جدول ۲ نتایج را ارائه میدهد. یادداشت فنی زیر و نظرات قبلی CSIS در مورد هزینههای ۱۰۰ ساعت اول جنگ جزئیات رویکرد را توضیح میدهد.

موجودی مهمات ایالات متحده پس از شش روز اول
به طور کلی، به نظر نمیرسد که DOD در حفظ درگیری کنونی با مشکل موجودی مواجه باشد زیرا استفاده از مهمات تا کنون و هزینههای پیشبینی شده آینده هیچ موجودی را به صفر نمیرساند. با این حال، این هزینهها خطراتی در سایر جبههها مانند اوکراین و اقیانوس آرام غربی ایجاد میکند، زیرا مهمات با تقاضای بالا به جنگ کنونی با ایران منتقل میشود. تولید در سال مالی ۲۰۲۶ به طور کامل استفادههای تا کنون را پوشش نخواهد داد و بنابراین گسترش مورد انتظار موجودیها را محدود خواهد کرد. جدول ۳ این تحلیل را خلاصه میکند.
++++++++t3+++++++

موشکهای پرتابشده از کشتی
ناوشکنها و زیردریاییهای نیروی دریایی در منطقه به اهداف زمینی با موشکهای تام هاوک حمله میکنند. ناوشکنها همچنین خانواده موشکهای استاندارد را برای دفاع هوایی پرتاب میکنند. موشکهای پرتابشده از کشتی محدودیت خاصی را معرفی میکنند زیرا کشتیها باید پس از اتمام موشکها به بندر بازگردند. آنها نمیتوانند در دریا دوباره بارگذاری شوند.
تام هاوک: استفاده از ۳۱۹ موشک تام هاوک تقریباً انبار موشکهای کشتیهای نیروی دریایی ایالات متحده در منطقه را خالی میکند. نویسندگان پیشتر تخمین زده بودند که نیروی دریایی حدود ۳۱۰۰ موشک تام هاوک در دسترس دارد، از جمله آنهایی که در کشتیها هستند. تخمینهای هزینه در شش روز اول عملیات اپیک فیوری، موجودی را به حدود ۲۷۰۰ موشک کاهش میدهد. در سال مالی ۲۰۲۶، ۱۹۰ موشک تام هاوک برای تحویل برنامهریزی شده است. از این تعداد، ۶۴ موشک برای ارتش و ۱۶ موشک برای نیروی دریایی در نظر گرفته شده است.
موشکهای استاندارد: SM-3ها برای مقابله با موشکهای بالستیک استفاده میشوند. SM-6ها برای مقابله با موشکهای کروز و پهپادها و همچنین در مرحله پایانی موشکهای بالستیک به کار میروند. اسناد بودجه نشان میدهد که در سال مالی ۲۰۲۶، ۷۶ موشک SM-3 (۴۵ بلوک IB، ۳۱ بلوک IIA) و ۱۲۵ موشک SM-6 تحویل داده خواهد شد.
موشکهای پرتابشده از هوا و زمین
عمق انبار در تئاتر برای موشکهای پرتابشده از هوا و زمین نگرانی ایجاد نمیکند. هواپیماهای باربری میتوانند پایگاهها را در تئاتر تأمین کنند، در حالی که کشتیهای تأمین میتوانند مهمات را به ناوهای هواپیمابر تحویل دهند.
موشکهای مشترک حمله به سطح (JASSMs): اگرچه مهمات دیگری نیز در موجودی نیروی هوایی وجود دارد، JASSMs احتمالاً اصلیترین موشکهای پرتابشده از هوا و دوربرد در این جنگ هستند. مهمات گرانقیمت دیگری نیز در نیروی هوایی وجود دارد، اما بعید است که در اپیک فیوری استفاده شده باشند. موجودی JASSM بزرگ است (تقریباً ۳۵۰۰) به دلیل خریدهای قابل توجه نیروی هوایی در دهه گذشته.
سیستم موشکی تاکتیکی ارتش MGM-140 (ATACMS) و موشک ضربه دقیق (PrSM): اینها مهمات میانبردی هستند که از وسایل نقلیه ارتش پرتاب میشوند. تولید ATACMS در سال ۲۰۰۷ به پایان رسید، اگرچه یک برنامه تمدید عمر موجودی را عملی نگه داشت. موجودی فعلی حدود ۱۰۰۰ است. جانشین ATACMS، PrSM، در سال ۲۰۲۲ تولیدش آغاز شد؛ ۶۰ موشک تحویل داده شده و ۷۰ موشک دیگر در سال مالی ۲۰۲۶ تحویل خواهد شد.
پاتریوت: این موشکها بیشترین توجه را به خود جلب کردهاند زیرا در اوکراین و اقیانوس آرام غربی مورد نیاز هستند. CSIS پیشتر موجودی پاتریوت را حدود ۲۰۰۰ تخمین زده بود که ۱۶۰۰ مورد از آنها جدیدترین مدل PAC-3 MSE و بقیه نسخههای قدیمیتر بودند. ارتش انتظار دارد که در سال مالی جاری ۱۷۲ موشک پاتریوت تحویل بگیرد. تقاضا در خاورمیانه همچنان بالا خواهد بود زیرا ایرانیها به حملات موشکی بالستیک خود ادامه میدهند. متحدان و شرکا، به ویژه آنهایی که در منطقه خلیج فارس هستند، به تأمین مجدد خود نیاز خواهند داشت.
سیستم دفاع هوایی با ارتفاع بالا و پایانی (THAAD): از آگوست ۲۰۲۳ هیچ تحویل جدیدی از رهگیرهای THAAD صورت نگرفته است. تحویلها قرار است تا آوریل ۲۰۲۷ از سر گرفته شود. یک تحلیل قبلی CSIS تخمین زده بود که ۵۳۴ رهگیر قبل از جنگ دوازده روزه در ژوئن ۲۰۲۵ در موجودی ایالات متحده وجود داشته است، که در آن زمان گزارش شده بود “بیش از ۱۵۰” مورد از آنها استفاده شده است.
مهمات حمله مستقیم مشترک (JDAM)، سلاح مشترک دوربرد AGM-154 (JSOW) و موشک حمله زمینی دوربرد-پاسخ گسترشیافته (SLAM-ER): اینها مهمات حمله زمینی با برد کوتاه تا میانبرد هستند که موجودیهای بزرگی دارند.
class=”MsoNormal”>سیستم حمله جنگی بدون سرنشین کمهزینه (LUCAS): این یک نسخه آمریکایی از پهپادهای ایرانی شاهد است. LUCAS دارای برد طولانی و هزینه کمی است، هرچند که تعداد آن محدود است زیرا این سیستم در سال 2025 به خدمت گرفته شد.
خسارات تجهیزات و زیرساختها
در زمان انتشار برآورد هزینه 100 ساعته CSIS، گزارشهای تایید نشده زیادی از خسارات و تلفات ایالات متحده وجود داشت. سه فروند F-15 و یک فروند KC-135 تنها تلفات تجهیزات ایالات متحده است که بهطور رسمی توسط فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) تأیید شده است. عکسهای هوایی از آن زمان در دسترس قرار گرفته است که امکان ارزیابیهای اولیه از خسارات به پایگاههای ایالات متحده را فراهم میکند. جزئیات هنوز بسیار محدود است. هزینه ممکن است بهطور قابل توجهی بالاتر باشد بسته به اینکه چه تجهیزاتی در داخل تأسیسات مورد حمله قرار گرفته وجود داشته است. در برآورد ما، سیستمهای ارتباطات ماهوارهای (“توپهای گلف”) عامل اصلی هزینه هستند. CSIS منتظر اطلاعات بیشتری از وزارت دفاع است. برآورد هزینه کلی زیر شامل گزارش شده است که حداقل یک رادار THAAD AN/TPY-2 و 11 پهپاد Reaper از دست رفته است.

جنگ از روز ششم: برآورد هزینهها در روز دوازدهم
وزارت دفاع به انتشار اطلاعات محدود درباره عملیاتهای جاری ادامه میدهد که برآورد هزینه را دشوار میسازد. گزارشهای عمومی مختلف و متضاد درباره هزینههای جنگ برآورد شده توسط وزارت دفاع سیگنالهای مفیدی ارائه میدهند اما فاقد جزئیات لازم برای توسعه یک برآورد با اعتماد بالا هستند.
هزینههای جنگ به طور یکنواخت توزیع نشده است. چند روز اول بسیار گرانتر از روزهای بعدی بودند. به نظر میرسد نیروهای ایالات متحده در ابتدا به شدت از مهمات گرانقیمت حمله زمینی استفاده کردهاند—همانطور که در جدول 2 مشخص شده است. برآورد 100 ساعته CSIS پایین بود، زیرا استفاده شدید اولیه از مهمات دفاع هوایی و مهمات دقیق و همچنین میزان خسارات زیرساختها فراتر از فرضیات اولیه بود. استفاده از مهمات گرانقیمت حمله زمینی زمانی کاهش یافت که ائتلاف ایالات متحده برتری هوایی پیدا کرد، که امکان استفاده از مهمات بسیار ارزانتر را فراهم کرد.
وزیر دفاع پیت هیگست و رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح، ژنرال دن کین، اشاره کردند که نیروهای ایالات متحده تا روز چهارم عملیات Epic Fury به “نقطه انتقال مهمات” نزدیک شدهاند. بنابراین، ایالات متحده به جنگ با مهمات هدایتشونده دقیق ادامه میدهد اما عمدتاً با سلاحهای ارزانتر و با برد کوتاهتر که در انبارها بیشتر موجود است. هیگست گزارش داد که تنها 1 درصد از مهمات استفاده شده تا روز 14، دوربرد بودند. برآورد 100 ساعته CSIS نقطه انتقال مهمات را زودتر از آنچه که گزارشهای بعدی وزارت دفاع نشان میدهند، قرار داده است.
برای نشان دادن بزرگی تغییر، یک موشک تاماهاک حدود 3.5 میلیون دلار هزینه دارد، در حالی که یک بمب BLU-110 که با کیت هدایت JDAM مجهز شده، کمتر از 100,000 دلار هزینه دارد. هر دو بهطور دقیق بارهای 1,000 پوندی را تحویل میدهند.
ایالات متحده و شرکای ائتلاف آن همچنین باید در برابر حملات تعداد زیادی از موشکهای بالستیک و پهپادهای ایرانی دفاع کنند. این حملات تا روز پنجم حدود 90 درصد کاهش یافت و نیاز به رهگیریهای بسیار کمتری داشت. تقریباً تمام تلفات و خسارات به پایگاهها به نظر میرسد در چند روز اول که حملات سنگینتر بود، رخ داده است. خسارات به پایگاهها به نظر میرسد تقریباً متوقف شده است، با کاهش همزمان تلفات. در اینجا، محاسبه قبلی ما به شرکای ائتلاف اعتبار بیشتری برای سرنگونی موشکها و پهپادهای ایرانی داده بود. برآوردهای وزارت دفاع که پس از انتشار برآورد اولیه گزارش شدهاند، بار بیشتری را برای ایالات متحده در زمینه دفاع هوایی نشان میدهند.
با حفظ فرضیات مربوط به تقسیم دفاع هوایی تحت حمایت ایالات متحده و فرض اینکه بیش از 90 درصد مهمات استفاده شده پس از روز پنجم—”نقطه انتقال مهمات”—سلاحهای کمهزینه هستند، برآورد میشود که عملیات Epic Fury تا روز دوازدهم خود 16.5 میلیارد دلار هزینه داشته است. این رقم شامل هزینههای عملیات—هم بودجهبندی شده و هم غیر بودجهبندی شده—و خسارات است. هزینههای جنگ به طور روزانه حدود نیم میلیارد دلار افزایش خواهد یافت، مگر اینکه یکی از طرفین به طور قابل توجهی فعالیتهای خود را تغییر دهد یا یک رویداد خارجی جنگ را به طور اساسی تغییر دهد. شکل 1 هزینه روزانه این جنگ را نشان میدهد و تأثیر هزینهای عظیم تغییر مهمات را به تصویر میکشد، در حالی که شکل 2 مجموع انباشته را نشان میدهد.
نگاهی به آینده
مجموع هزینهها به اندازهای بزرگ است که دولت از کنگره درخواست بودجه اضافی کند. تعادلهای داخلی برای پوشش هزینههای جنگ در بودجه موجود بسیار دشوار خواهد بود. به طور نظری، کنگره میتواند بخشی از 153 میلیارد دلار موجود در لایحه آشتی را به سمت عملیات Epic Fury هدایت کند، اما این امر مفهوم افزایش را تضعیف میکند: برای ساخت قابلیت، نه پرداخت قبوض موجود.
این برآوردها کلام نهایی در مورد هزینههای جنگ نخواهد بود. جنگ، البته، ادامه دارد و شگفتیهایی رخ خواهد داد. علاوه بر این، این برآوردها شامل تأمین مجدد اسرائیل، هزینههای بالاتر سوخت در سراسر وزارت دفاع، یا افزایش امنیت داخلی نمیشود—که همه اینها احتمالاً در یک جمعبندی نهایی دولت گنجانده خواهد شد. علاوه بر این، مزایای آینده برای کهنهسربازان آسیبدیده وجود خواهد داشت، هرچند که این موارد معمولاً در بودجههای جاری شناسایی نمیشوند.
یادداشت فنی در مورد محاسبات
این یادداشت فنی جزئیات بیشتری در مورد محاسبات CSIS ارائه میدهد. نقطه شروع دادههای رسمی منتشر شده وزارت دفاع بود. این دادهها تعداد اهداف مورد حمله، تعداد حملات موشکی و پهپادی ایرانی و اطلاعاتی برای ساخت ترتیب نبرد ایالات متحده را فراهم کردند. گزارشهای خبری، ظرفیت شناخته شده ایالات متحده و کمپینهای گذشته به پر کردن شکافها کمک کرد.
برای مهمات حمله: با استناد به بهروزرسانیهای CENTCOM، نیروهای ایالات متحده تا روز ششم جنگ بیش از 2500 هدف را مورد حمله قرار دادند. محاسبات فرض کردند که به ازای هر هدف 1.3 مهمات استفاده شده است که بر اساس کمپینهای بمباران گذشته ایالات متحده که به طور کامل با مهمات دقیق انجام شده است، است. این بدان معناست که حتی برای مهمات دقیق، نسبت به یک هدف به یک مهمات کاملاً یکسان نیست. همچنین فرض میشود که 70 تا 80 درصد مهمات مصرف شده در سه روز اول کمپین، مهمات با کیفیت بالا و “میانرده” هستند که برای هدفگیری از فاصله دور استفاده میشوند.
برای مهمات دفاع هوایی: برآوردها با بهروزرسانی 3 مارس دریادار کوپر آغاز شد که بیش از 2000 پرتاب پهپاد و 500 پرتاب موشک بالستیک را در کمتر از 100 ساعت از جنگ گزارش داد. جلسه توجیهی 5 مارس کوپر و جلسه توجیهی 10 مارس ژنرال کین نشان داد که پرتابها به شدت کاهش یافتهاند—به میزان 83 درصد برای پرتابهای پهپاد و 90 درصد برای موشکهای بالستیک. این کاهشها ناشی از حملات ائتلاف به پرتابکنندهها و موجودیها بود. بهروزرسانیهای مکرر از کشورهای خلیج فارس روند ظرفیت پرتاب ایرانی را در بین بهروزرسانیهای ایالات متحده به تصویر کشید. محاسبه فرض کرد که ایالات متحده مسئول سرنگونی نیمی از پهپادها و موشکهای بالستیک ورودی است. یک دکترین “شلیک-نگاه-شلیک” برای اکثر مدافعان هوایی ایالات متحده فرض شد. شرکای ائتلاف با سرنگونی باقیمانده پهپادها و موشکهای بالستیک، هزینههای ایالات متحده را به شدت کاهش دادند.
برای هزینه جایگزینی مهمات: اسناد بودجه سال مالی 2026 هزینههای سلاحها را فراهم کردند. هزینههای مهمات فرض میکنند که جایگزینی مشابه با اقلام در حال تولید (به عنوان مثال، SM-3 Block IIA برای Block IB مصرف شده) انجام میشود.
برای هزینههای عملیات و پشتیبانی: هزینههای عملیاتی بر اساس برآوردهای دفتر بودجه کنگره است، با افزایشی بالاتر از مبلغ پایه برای در نظر گرفتن هزینههای یک سرعت عملیاتی بالاتر.

