تنش در ایران برای تلاشهای طولانیمدت این کشور برای تأثیرگذاری بر کشورهای آفریقایی مشکلساز است، هرچند که نظرات در مورد تعاملات ایرانی—اقتصادی، دیپلماتیک و فرهنگی—درون قاره به طور گستردهای متفاوت است.
با ادامه جنگ در ایران، اثرات دیپلماتیک آن به طور فزایندهای در سطح جهانی احساس میشود. این امر تا حدی به دلیل هدفگیری عمدی رژیم ایرانی از دیگر کشورها در منطقه به منظور کشاندن آنها به این درگیری است و تا حدی به دلیل مسدود کردن تنگه هرمز، که از نظر اقتصادی حیاتی است—مسیر عبور حدود بیست میلیون بشکه نفت خام و محصولات نفتی در روز. در حالی که نتیجه کلی این درگیری هنوز نامشخص است، هیچ شکی وجود ندارد که این وضعیت ایران را به طور قابل توجهی تضعیف خواهد کرد و در نتیجه، درگیریهای دیپلماتیک، اقتصادی، مذهبی و نظامی آن در آفریقا را به خطر میاندازد.
واکنش کشورهای آفریقایی به طور مستقیم متناسب با منافع اقتصادی و سیاسی درک شده و کیفیت روابط دیپلماتیک آنها با ایالات متحده، اسرائیل و ایران متفاوت بوده است. به طور قابل توجهی، کشورهای آفریقایی از جانبداری از ایران خودداری کردهاند، موضعی که بدون شک برای رژیم تهران ناامیدکننده خواهد بود، با توجه به ابتکارات دیپلماتیک و نظامی آن در آفریقا در دهههای اخیر.
در عوض، بسیاری از کشورهای آفریقایی به صراحت تلاش تهران برای بینالمللی کردن این درگیری را محکوم کردهاند. لحن کلی محتاطانه در سراسر قاره توسط اتحادیه آفریقا، نهاد umbrella تمام کشورهای آفریقایی، تعیین شد که در یک بیانیه رسمی خواستار “خویشتنداری، کاهش فوری تنش و گفتوگوی مستمر” شد و از “تمام بازیگران ذینفع خواست تا به تعامل دیپلماتیک اولویت دهند.”
حتی آفریقای جنوبی نیز تنها توانست محکومیتی ملایم (از ایالات متحده و اسرائیل) صادر کند و اشاره کند که “دفاع پیشگیرانه تحت قوانین بینالمللی مجاز نیست.” بسیاری ممکن است انتظار داشته باشند که این کشور به نفع تهران ایستادگی کند با توجه به روابط قوی آن با رژیم ایرانی که به سال 1979 و انقلاب اسلامی برمیگردد، اینکه هر دو عضو ائتلاف ضدغربی BRICS+ هستند، و اینکه این کشور به طور صریح در مورد درگیری اسرائیل-حماس به نفع فلسطینیها صحبت کرده است و در حال حاضر هیچ عشق و علاقهای بین پرتوریا و واشنگتن وجود ندارد.
کشورهای آفریقایی در درگیری ایران احتیاط میکنند
کشورهای آفریقایی با احتیاط در حال حرکت هستند که نشاندهنده پیچیدگیهای دیپلماتیک و نگرانیهای آنها از پیامدهای اقتصادی این درگیری است. ایران درگیر تعاملات دیپلماتیک و نظامی مداوم با کشورهای بزرگ آفریقایی بوده و به دنبال ایجاد شراکتهای جدید به عنوان راهی برای جبران انزوای غربی رژیم اسلامی است. با این حال، بسیاری از متحدان آفریقایی ایران را تنها یکی از گزینههای موجود میدانند، زیرا کشورهای خلیج فارس دامنه دیپلماتیک و اقتصادی خود را در سراسر آفریقا گسترش دادهاند.
علاوه بر این، بسیاری از کشورهای آفریقایی به گفتمان “ضد امپریالیستی” ایران و تلاشهای آن برای ایجاد یک “محور مقاومت” جدید در همکاری با کشورهای آفریقایی تمایل مثبت دارند. اما دیگران، بهویژه کشورهای مسلمان با اکثریت سنی، بهطور خاموشی از ایران ناراضی هستند و آن را به عنوان یک قدرت شیعه میبینند که صرفاً دیپلماسی را به عنوان وسیلهای برای تبلیغ مذهبی و جنگ نیابتی پنهان کرده است.
در سال ۲۰۱۴، سودان مراکز فرهنگی ایران را بست و وابسته فرهنگی و سایر دیپلماتها را پس از اتهاماتی مبنی بر اینکه تهران، که به عنوان یک متحد در نظر گرفته میشد، در تلاشهایی برای موعظه در کشور با اکثریت سنی دخالت داشته، اخراج کرد. در آن زمان، ایران همچنین با اتهاماتی مبنی بر استفاده از سودان به عنوان یک کانال برای قاچاق سلاح به حماس و جهاد اسلامی فلسطینی، دومین گروه نظامی بزرگ در نوار غزه و کرانه باختری پس از حماس، مواجه بود. دو سال بعد، سودان به همراه جیبوتی و سومالی روابط دیپلماتیک خود را قطع کرد. در نیجریه، رژیم ایرانی به خاطر حمایت مالی و مادی مستقیم از جنبش اسلامی شیعه در نیجریه شناخته شده است، از جمله آموزشهای ایدئولوژیک و نظامی گزارش شده در لبنان.
با وجود اینکه ایران در تلاش برای جلب متحدان آفریقایی خود تهاجمی بوده، دولت اسرائیل نیز در پشت صحنه برای ایجاد اتحاد با طیف وسیعی از شرکای آفریقایی کار کرده است. بهویژه، اسرائیل در بهرهبرداری از آژانس همکاریهای توسعه بینالمللی خود در وزارت امور خارجه اسرائیل برای کمک به کشاورزی و توسعه روستایی، فناوری، مراقبتهای بهداشتی و پاسخ به وضعیتهای اضطراری، امنیت، مدیریت آب و آموزش به تعدادی از متحدان مهم آفریقایی، از جمله اتیوپی، غنا، کنیا، رواندا و زامبیا بسیار موفق بوده است. بهطور طبیعی، این کشورهای بهرهمند تمایل دارند که با محکوم کردن اتحاد ایالات متحده و اسرائیل و اتخاذ جانب ایران، شراکت خود را با اسرائیل به خطر نیندازند.
به همین ترتیب، بسیاری از کشورهای آفریقایی از به خطر انداختن توافقهایی که با واشنگتن دارند در یک وضعیت “آمریکا اول” پس از انحلال آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) محتاط هستند. از زمان انحلال USAID در سال گذشته، دولت ترامپ تفاهمنامههای بهداشتی دوجانبهای به ارزش بیش از ۱۶ میلیارد دلار با حداقل هفده کشور آفریقایی، از جمله بورکینافاسو، اسواتینی، ساحل عاج، کنیا، ماداگاسکار، مالاوی، موزامبیک و نیجریه امضا کرده است.
واشنگتن همچنین به دنبال عادیسازی روابط با سه عضو ائتلاف نظامی کشورهای ساحل، یعنی بورکینافاسو، مالی و نیجر است، که بخشی از یک “همکاری عملیاتی” نوظهور و بحثبرانگیز است. این کشورها بهویژه نگران هستند که رابطه در حال رشد خود با قدرت نظامی و اقتصادی پیشرو جهان را به خطر بیندازند.
کشورهای آفریقایی همچنین در حال انجام محاسبات اقتصادی سختگیرانه هستند. بخش زیادی از آفریقا—جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC)، اتیوپی، ساحل عاج، کنیا، آفریقای جنوبی، تانزانیا و اوگاندا در صدر فهرست قرار دارند—به شدت به سوخت و کود وارداتی وابسته است که از طریق تنگه هرمز منتقل میشود، که ایران به طور مؤثری آن را در پاسخ به حملات ایالات متحده و اسرائیل مسدود کرده است. هرچند احساسات آنها نسبت به ایران چه باشد، این کشورها بهطور طبیعی تمایل دارند که از تکرار وضعیت پس از آغاز درگیری اوکراین که منجر به افزایش قیمتهای کود و نفت و گاز و افزایش هزینههای زندگی شد، اجتناب کنند و فشار سیاسی بر بسیاری از رژیمها را تشدید کند.
سرانجام، کشورهای خلیج فارس به طور فزایندهای به شرکای اقتصادی قوی برای بسیاری از کشورهای آفریقایی تبدیل شدهاند—در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ به تنهایی، کشورهای خلیج فارس حدود ۱۱۳ میلیارد دلار در سرمایهگذاری مستقیم خارجی در آفریقا سرمایهگذاری کردهاند. علاوه بر اینکه کشورهای آفریقایی احتیاط میکنند که این شرکای تجاری را بیگانه نکنند، منطقهای شدن درگیری توسط ایران و ادامه اختلال در حمل و نقل از طریق مسدود کردن تنگه هرمز، مانع مستقیمی برای منافع اقتصادی آفریقا است.
قمار مذهبی ایران در آفریقا به نتیجه معکوس میانجامد
گسترش روابط ایران با آفریقا به دنبال دور زدن تحریمهای غربی علیه رژیم اسلامی از طریق ساخت یک ائتلاف ضد غربی هدایت شده است. با این حال، به عنوان یک تئوکراسی، تلاش کشور برای ایجاد شراکتهای جدید همواره با بار مذهبی همراه بوده است.
ایران تلاش کرده است خود را به عنوان یک گزینه تئوکراتیک در مقابل مدل دموکراسی لیبرال غربی معرفی کند. با دیدن فرصتی در عدم تحمل مداوم همجنسگرایی و مجازاتهای ناشی از آن در اکثر کشورهای آفریقایی، رژیم به سرعت همجنسگرایی را با زوال اجتماعی غربی (و ترویج شده توسط غرب) مرتبط کرده است. به عنوان مثال، در طول سفر خود به این منطقه در سال 2023، رئیسجمهور پیشین ایران ابراهیم رئیسی بارها کشورهای غربی را به خاطر حمایت از همجنسگرایی و حقوق LGBTQ+ مورد انتقاد قرار داد. در اوگاندا، جایی که قانونی در سال 2023 مجازات اعدام برای “همجنسگرایی تشدید شده” را مجاز میداند، رئیسی همجنسگرایی را “یکی از کثیفترین چیزها در تاریخ بشر” توصیف کرد و به رئیسجمهور اوگاندا، یوری موسوینی، اطمینان داد که فکر میکند همراستایی آنها در این موضوع “یک حوزه دیگر برای همکاری ایران و اوگاندا” فراهم میکند.
علاوه بر معرفی کشور به عنوان یک گزینه تئوکراتیک در مقابل آنچه که به عنوان دموکراسی لیبرال غربی فاسد میبیند، رژیم ایران همچنین – و همانطور که قبلاً ذکر شد – از گروههای اسلامی شیعه حمایت میکند که بسیاری از آنها آیتالله علی خامنهای فقید را به عنوان راهنمای روحانی خود میدانستند. این رابطه توضیحدهنده واکنش به مرگ خامنهای در نیجریه است که در آن اعتراضات مسالمتآمیز در چندین ایالت شمالی و مرکز تجاری لاگوس به وقوع پیوست. قدرت پیوند بین ایران و بزرگترین جامعه شیعه قاره نشان میدهد که احتمالاً آخرین اعتراضات از این دست را مشاهده نکردهایم.
ایران کاهش یافته در آفریقا
با استفاده از ترکیبی از مشوقهای نظامی و اقتصادی، و نه به ذکر شعلهور کردن آتش اختلافات فرهنگی، رهبری ایران تلاش کرده است خود را به طور همزمان به عنوان محور مخالفت با ائتلاف غربی و ارزشهای غربی در آفریقا معرفی کند. بر اساس تکامل درگیری و آنچه به نظر میرسد مزیت ایالات متحده و اسرائیل در از بین بردن هزاران هدف استراتژیک و نظامی ایرانی باشد، به نظر میرسد که این درگیری تهران را به طور قابل توجهی تضعیف خواهد کرد.
در عین حال، یک ایران تضعیف شده کمتر احتمال دارد که اهداف نظامی و دیپلماتیک خود را در آفریقا با همان شدت پیشین دنبال کند. اگرچه این برای کشورهای آفریقایی که ایران مدتهاست به آنها توجه کرده است، تأسفبار خواهد بود، اما فراوانی فرصتها در خلیج فارس به این معناست که آنها میتوانند به راحتی با تغییر به سایر کشورهای خلیج فارس، خسارت خود را جبران کنند.
در زمینه دیپلماسی مذهبی، کاهش ظرفیت ایران برای تقویت جنبشهای شیعه در سراسر آفریقا میتواند به تضعیف ظرفیت آنها برای ایجاد مشکل منجر شود. البته، بسیاری از این موضوع بستگی به نحوه پیشرفت خود درگیری در هفتههای آینده و سپس نحوه تنظیم مجدد روابط این جنبشها دارد.

