با بیش از هزار کشته و یک میلیون آواره، لبنان به سمت فروپاشی دولتی پیش میرود. اروپا باید فراتر از کمکهای انسانی برود و تمام وزن خود را پشت تلاشهای دیپلماتیک فرانسه قرار دهد.
لبنان در حال سقوط به هرج و مرج است. سه هفته حملات اسرائیلی که هدف آنها حزبالله بوده، حداقل ۱۲۰۹ نفر را کشته و بیش از یک میلیون نفر را آواره کرده است. در تاریخ ۱۶ مارس، اسرائیل “عملیاتهای زمینی محدود” را در جنوب آغاز کرد و گزارشهایی مبنی بر اینکه یک حمله کامل با هدف تصرف سرزمین تا رودخانه لیتانی ممکن است دنبال شود، منتشر شد. نگرانیهایی وجود دارد که فشار اسرائیل ممکن است منجر به درگیری داخلی بین گروههای رقیب لبنانی شود.
اسرائیل به طور چشمگیری کمپین خود را تشدید کرد پس از اینکه حزبالله در پاسخ به قتل آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران، توسط آمریکا و اسرائیل در تاریخ ۱ مارس، راکتها و پهپادهایی به سمت اسرائیل شلیک کرد. تا آن زمان، این گروه به طور عمده آتش را نگه داشته بود با وجود نقضهای مداوم اسرائیل که به هزاران مورد میرسید و شامل آتشبس نوامبر ۲۰۲۴ بود.
مردم لبنان به طور فزایندهای احساس میکنند که هیچجا امن نیست: حملات اسرائیلی به نظر بیمحدودیت میرسند و غیرنظامیان، کارگران انسانی، زیرساختهای دولتی و نیروهای حافظ صلح یونیفل، که شامل نیروهای اروپایی است، را هدف قرار میدهند. فرار در داخل منطقه به طور فزایندهای غیرممکن میشود زیرا حتی کشورهای عرب خلیج فارس که زمانی به عنوان پناهگاههای امن دیده میشدند، اکنون در معرض خطر قرار دارند. برای بسیاری از آوارگان، اروپا ممکن است به طور فزایندهای به گزینهای تبدیل شود و این نگرانیها را از موج جدید پناهندگان دامن بزند.
در حالی که اروپاییها و بازیگران منطقهای در حال ارسال کمکهای انسانی اضطراری به لبنان هستند، این مسئله همچنین نیاز به سرمایهگذاری سیاسی دارد تا علل بنیادی بیثباتی را مورد توجه قرار دهد—بهویژه در حالی که به نظر میرسد آمریکا در حالی که از حمله اسرائیل حمایت میکند، در حال disengage است. فرانسه عملاً تنها بازیگر اروپایی است که برای دیپلماسی فشار میآورد. گزارشها حاکی از آن است که پاریس پیشنهادی را تهیه کرده است که در آن لبنان گام بیسابقهای در شناسایی اسرائیل در ازای ایجاد حضور نیروهای مسلح لبنانی در جنوب لیتانی، خروج اسرائیل و خلع سلاح حزبالله تحت نظارت بینالمللی برمیدارد.
اروپاییها باید به شدت از تلاشهای فرانسه در حمایت از دیپلماسی جدید حمایت کنند، حتی اگر شناسایی کامل اسرائیل نیاز به اقدامات متقابل وسیعتری داشته باشد. آلمان و ایتالیا، با توجه به حمایت خود از یونیفل و روابط خوب با دولت ترامپ و اسرائیل، در موقعیت خوبی قرار دارند تا برخی موانع کلیدی مذاکرات را برطرف کنند. آنها باید از همه طرفها و حامیان آنها بخواهند که در دیپلماسی معناداری که به پایان جنگ و احیای مشروعیت و قابلیت دفاعی دولت لبنان منجر شود، شرکت کنند.
فشار به اسرائیل
به عنوان بزرگترین شریک تجاری اسرائیل، اتحادیه اروپا نفوذ قابل توجهی دارد. پیشتر، آلمان و ایتالیا استفاده از آن را در پاسخ به اقدامات اسرائیل در غزه مسدود کردهاند. تهدید یک موج جدید پناهندگان به سمت اروپا میتواند آنها را به اتخاذ موضع قاطعتری برای حداقل مهار وضعیت در لبنان سوق دهد.
اولویت فوری باید فشار هماهنگ بر اسرائیل برای جلوگیری از یک حمله زمینی و اطمینان از حفاظت از غیرنظامیان و کارگران انسانی باشد. این پیام در بیانیه مشترک ۱۶ مارس بریتانیا، فرانسه، آلمان و ایتالیا به همراه کانادا منعکس شد و باید به طور قویتری توسط وزیر امور خارجه آلمان، یوهان وادهفول، در سفر اخیرش به اسرائیل منتقل میشد. اروپاییها همچنین باید از اسرائیل بخواهند که از هدف قرار دادن زیرساختهای کلیدی خودداری کند.
حمایت از امنیت لبنانی
اروپاییها همچنین باید حمایت فوری از نیروهای مسلح لبنان را افزایش دهند. بسته کمک فرانسه شامل چنین کمکی است، اما کنفرانس اهداکنندگان برنامهریزیشده به دلیل تشدید اخیر اکنون به تعویق افتاده است. تقویت ارتش لبنان برای خلع سلاح حزبالله، بازگرداندن اقتدار دولت مرکزی در جنوب و در امتداد مرز اسرائیل، و حفظ ثبات در میان تجاوزات اسرائیلی و پایان قریبالوقوع مأموریت یونیفل ضروری است.
کمپین اسرائیل همچنین در میان تنشهای داخلی عمیق در حال شکلگیری است. ممنوعیت فعالیتهای نظامی حزبالله از سوی دولت پس از حملات آن به اسرائیل، خطر ایجاد درگیری داخلی را به همراه دارد. به همین دلیل، رودولف هایکل، رئیس ارتش لبنان، به وضوح تمایلی به اعزام نیروها علیه این گروه در طول حمله اسرائیل نشان نداده است (که خود روایت مقاومت حزبالله را تقویت میکند).
اروپاییها باید این تلاشهای امنیتی را با تعهد به اعزام نیرو به یک نیروی جانشین برای یونیفل هنگامی که مأموریت آن در پایان سال جاری به پایان میرسد، ترکیب کنند. اروپا باید از کاهش حمایت در طول درگیری کنونی خودداری کند، همانطور که در تصمیم آلمان برای ادامه خروج نیروهای یونیفل خود با وجود نیاز واضح به حفظ صلح مشاهده میشود.
استفاده از توافق مدیترانهای
در بلندمدت، اروپاییها باید به عوامل ساختاری بیثباتی لبنان بپردازند که حزبالله تنها یکی از آنها (هرچند مهم) است.
رویکرد کنونی اتحادیه اروپا به لبنان بر یک بسته کمک ۲۰۲۴ متمرکز است که بهطور عمده بر مدیریت مرزی و کمک به بازگشت پناهندگان سوری تمرکز دارد. اما منافع اروپاییها در لبنان فراتر از این است. از سرگیری نهمین شورای همکاری اتحادیه اروپا و لبنان در دسامبر ۲۰۲۵، همراه با راهاندازی قریبالوقوع برنامه اقدام توافق اتحادیه اروپا برای مدیترانه در پایان مارس، فرصتی برای بازنگری در رابطه فراهم میآورد.
به همراه مدیریت امنیت و مهاجرت، اتحادیه اروپا باید از این توافق برای گسترش همکاری و فشار بیشتر برای اصلاحات حکومتی و اقتصادی ضروری استفاده کند. خوشبینی اولیه پس از اقداماتی مانند لغو محرمانگی بانکی به سرعت محو شده است، اما این اصلاحات برای جلوگیری از فروپاشی دولت و تثبیت اقتصاد، و در نتیجه کاهش انگیزههای مهاجرت، حیاتی باقی میمانند.
بازسازی
اروپاییها همچنین باید به تقویت اعتماد مردم لبنان به یک دولت کارآمد از طریق ترویج تابآوری و بازسازی، بهویژه در جنوب بمبارانشده، کمک کنند. این امر به تقویت توانایی دولت لبنان در برآورده کردن نیازهای شهروندان کمک خواهد کرد و مشروعیت را در مقابل حزبالله بازسازی میکند.
قبرس، که ریاست اتحادیه اروپا را بر عهده دارد، باید رهبری تلاشها برای جمعآوری یک بسته جدید و قابل توجه اتحادیه اروپا برای لبنان را بر عهده بگیرد. این بسته همچنین باید شامل کمک به بخش بهداشت لبنان که تحت فشار است، باشد.
لبنان به اندازهای برای امنیت، منافع اقتصادی و مهاجرت اروپاییها مهم است که در چنین لحظهای خطرناک نادیده گرفته شود. آنچه در آنجا اتفاق میافتد، در سراسر منطقه طنینانداز خواهد شد. اروپاییها ابزار لازم برای هدایت کشور به دور از درگیری را دارند. اما تنها یک چشمانداز استراتژیک و بلندمدت متمرکز بر جامعه لبنانی میتواند کشور را از لبه پرتگاه بازگرداند.

