تایوان و ایران چندین شرایط ژئوپلیتیکی مشترک دارند—مشخصاً نیاز به بازدارندگی در برابر یک متجاوز خارجی بزرگتر و قدرتمندتر.
تایوان باید—و باید—از حملات هوایی مداوم ایالات متحده علیه ایران درس بگیرد. به طرز عجیبی، این آزمایش فکری تایوان را در نقش ایران، مدافع، قرار میدهد، در حالی که چین نقش ایالات متحده، مهاجم، را ایفا میکند. تیم آبی به تیم قرمز تبدیل میشود و بالعکس، تا تخیل عملیاتی و استراتژیک را پرورش دهد. صحبت از تغییر نقش شدید است.
چهار درس برای نویسنده humble شما برجسته است.
درس شماره ۱: استفاده از جغرافیای دفاعی
جغرافیا مهم است. مهاجم اصلی ایران، ایالات متحده، هزاران مایل دورتر از منطقه نبرد قرار دارد. آمریکا یک قدرت مقیم در خاورمیانه است، اما نیروهای سنگین که به سمت خلیج فارس میروند معمولاً از پایگاههای داخلی حرکت میکنند. نیروهای دریایی که از سواحل شرقی ایالات متحده خارج میشوند باید نه تنها مسافتهای وسیع را طی کنند، بلکه ممکن است از آبراههای درگیر—به ویژه دریای سرخ و تنگه باب المندب—عبور کنند تا به آبها و آسمانهای جمهوری اسلامی دسترسی پیدا کنند. یا باید سفر دشوار و دور را از طریق اقیانوس اطلس جنوبی به اقیانوس هند انجام دهند.
شاید به نظر نرسد با توجه به ضرباتی که متحمل شده است، اما ایران در واقع از ظلم فاصله بهرهمند است. این موضوع در مورد تایوان صدق نمیکند. از یک نظر، جغرافیا جمهوری جزیرهای را نفرین کرده است. این جزیره در سایه رقیب اصلی خود، چین، قرار دارد که خود را با مجموعهای از تسلیحات مسلح کرده تا جزیره را بمباران کند و در عین حال از تقویتهای آمریکایی یا متحدانش برای مدتی جلوگیری کند. پکن همچنین زحمت پنهان کردن کینهاش نسبت به تایپه را به خود نمیدهد. اگر ارتش آزادیبخش خلق (PLA) بتواند زمان را به عنوان متحد خود استخدام کند، شانسهای خود را برای تسلیم کردن مدافعان جزیره به طرز چشمگیری افزایش خواهد داد. و در حالی که ایالات متحده تنها بخشی از قدرت نظامی خود را به عملیات خشم حماسی اختصاص داده است، چین معمولاً نیروهای مسلح عظیم خود را در شرق آسیا، نزدیک به میدانهای نبرد بالقوه، متمرکز نگه میدارد. تعداد کشتیها، هواپیماهای جنگی و مهمات دوستان آن هستند.
البته، تایوان همچنین از مزایای جغرافیایی قابل توجهی برخوردار است. تنگه تایوان تنگه هرمز نیست، تنها رگ حیاتی که اقیانوس آزاد را به یک منبع غنی از آبهای محصور در خشکی متصل میکند. با این حال، تنگهای که تایوان را از سرزمین اصلی جدا میکند، در باریکترین نقطه حدود ۸۱ مایل عرض دارد و به مدافعان جزیره قدرت ژئوپلیتیکی میدهد. برگزاری یک فرود آمفیبی در برابر چنین گسترش وسیعی، فرودهای نرماندی را به بازی کودکانهای تبدیل میکند. ارتش تایوان میتواند زرادخانهای را برای جلوگیری از تردد کشتیها در تنگه مستقر کند و از نیروی مهاجم در برابر حمله جلوگیری کند و در عین حال تلاشهای نیروی دریایی PLA برای ترکیب ناوگانهای منطقهای برای اقدام را مختل کند. در عین حال، جلوگیری از تردد سطحی به ناوگان تجاری چین آسیب میزند و در نتیجه به اقتصاد وابسته به واردات و صادرات سرزمین اصلی آسیب میزند.
تایوان همچنین از توپوگرافی کوهستانی و واقعاً غیرقابل نفوذ بهرهمند است. با وجود ۵۰ سال کنترل استعماری، امپراتوری ژاپن هرگز نتوانست جزیره را به طور کامل پس از تصرف آن از چین امپراتوری در دهه ۱۸۹۰ تسخیر کند. در طول جنگ جهانی دوم، فرماندهان آمریکایی حمله مرکزی اقیانوس آرام خود را به اوکیناوا منحرف کردند تا هزینهها و خطرات نبرد در میان زمینهای خشن تایوان را متحمل نشوند. ایران به طور مشهور سایتهای هستهای و تسلیحاتی خود را با دفن آنها در عمق زمین سخت کرده است. به همین ترتیب، ارتش تایوان باید هیچ تلاشی را برای استفاده از محیط جغرافیایی جزیره به نفع خود دریغ نکند—و انجام یک حمله از سوی PLA را به یک چشمانداز دلهرهآور تبدیل کند. اگر موفق شوند، ممکن است بازدارنده باشند.
درس شماره ۲: زمان را به دوست خود تبدیل کنید
تایپه باید تلاش کند هر جنگی در تنگه تایوان را طولانیتر کند. تهران میتواند امیدوار باشد که با تحمیل هزینهها بر نیروهای آمریکایی در طولانیمدت، صبر دولت و جامعه آمریکا را فرسوده کند و حمایت سیاسی داخلی برای جنگ را مانند ویتنام تضعیف کند.
البته، بعید است که یک استراتژی طولانیمدت در برابر پکن مؤثر باشد، با توجه به ارزش عظیمی که حزب کمونیست چین و مردم عادی چین به “تجدید وحدت” با تایوان میدهند. اما از دیدگاه نظامی صرف، جلوگیری از دسترسی نیروهای چینی به جزیره و آبها و آسمانهای مجاور به نیروهای آمریکایی و متحدان زمان میدهد تا به منطقه جنگی وارد شوند. اگر آنها از طوفان سلاحهای جلوگیری از دسترسی ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) جان سالم به در ببرند، متحدان میتوانند قدرت جنگی برتری را در زمان و مکان نبرد جمعآوری کنند—و حمله آمفیبی PLA را متوقف کنند یا محاصره را بشکنند.
مدافعان تایوان باید اطمینان حاصل کنند که زمان به نفع آنهاست—نه به نفع PLA.
درس شماره ۳: غیرممکن کردن قطع سر
ارتش تایوان باید فرماندهی و کنترل را غیرمتمرکز و پراکنده کند و سایر قابلیتها را برای افزایش تابآوری مدافعان تقویت کند. به نظر میرسد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) برای جنگ با واگذاری اختیارات به فرماندهان منطقهای برای انتخاب اهداف خود در اطراف منطقه خلیج—و گاهی فراتر از آن—و حمله به آنها بدون اجازه از بالا، آماده شده است. در واقع، کشته شدن رهبر عالیقدر علی خامنهای در ساعات اولیه درگیری—در حالی که مطمئناً تأثیری بر ایران داشت—به تعلیق فعالیتهای نظامی آن منجر نشد در حالی که به دنبال روشن شدن از بالا بود. برعکس، به نظر میرسد که این امر باعث افزایش آن شده و رژیم را وادار کرده است که به طور وحشیانهای علیه اهداف آمریکایی و متحدان در سراسر خاورمیانه حمله کند.
در هفتههای پس از آغاز جنگ، رژیم روحانی ایران با وجود خسارات شدید به رهبران سیاسی و نظامی از حملات هوایی آمریکا و اسرائیل تاب آورده است—اما همچنان به جنگ ادامه میدهد. منطق: افراد ممکن است بمیرند، اما رژیم ادامه دارد.
بعید است که تایوان، یک جامعه لیبرال، اجازه دهد کنترل مدنی عملیاتهای نظامی به این اندازه کاهش یابد. با این حال، اصل درست است. نیروهای مسلح باید به دنبال راههایی برای پراکندگی باشند، به طوری که از دست دادن یک بخش از رهبری ارشد، تلاش جنگی را به طور کلی شکست ندهد. هدف تایپه باید این باشد که نیروهای مسلح و جامعه نه تنها تابآور، بلکه ضدشکننده باشند.
درس شماره ۴: سیستمهای کافی بهتر از چند سیستم عالی هستند
در طراحی نیرو، به جای بزرگ، زیبا و کم، باید کوچک، ساده و فراوان بود. برای بهرهبرداری از زمین کلیدی، جنگ را طولانی کنید و قابلیتها را پراکنده کنید، تایپه باید یک استراتژی جلوگیری از دسترسی در مقیاس کوچک را پیادهسازی کند. ایران توانسته است با موشکهای بالستیک و کروز و پهپادهای هوایی و سطحی ارزان و همچنین گروههای کوچک قایقهای تندرو و قایقهای تندرو حمله کند. حتی قایقهای ماهیگیری نیز میتوانند به عنوان مینگذارهای موقت عمل کنند، اگر فرماندهان IRGC چنین دستوری دهند.
تایوان باید از الگوی ایرانی پیروی کند و بر روی پلتفرمهای اصلی مانند جنگندهها و کشتیهای سرمایهای تأکید کمتری داشته باشد و در عوض تعداد زیادی پهپاد و ناوهای موشکی پنهانکار را به کار گیرد. این قایقها باید نه تنها در بنادر بزرگ، بلکه در بنادر کوچک ماهیگیری پراکنده در اطراف حاشیه ناهموار جزیره مستقر شوند. ترکیب عمدی حمل و نقل نظامی با حمل و نقل غیرنظامی به افسران اطلاعات PLA کابوسهای شناسایی و هدفگذاری خواهد داد. (همچنین ارزش دارد که با نیروهای مسلح اوکراین برای مشاوره تماس بگیرید، اگر واقعاً تایپه قبلاً این کار را نکرده باشد. مدافعان اوکراین در بدترین روز خود خلاقیت را به نمایش میگذارند.)
به نظر میرسد که از دشمنان به اندازه دوستان میتوان درسهای زیادی آموخت.

