بهعنوان ایالات متحده به جنگ زمینی در ایران نزدیکتر میشود، این کشور نمیتواند از سرزمین وعدهها دورتر باشد.
کجا است “عصر طلایی جدید در آمریکا” که مایک جانسون، رئیس مجلس نمایندگان، در شب چهارشنبه در یک شام جمعآوری کمک در ایستگاه اتحادیه در واشنگتن دیسی دربارهاش صحبت کرد، جایی که او یک مجسمه طلایی “آمریکا اول” به رئیسجمهور دونالد ترامپ اهدا کرد؟
قیمتهای گاز افزایش یافته است. مشاغل کاهش یافتهاند. نظرسنجیهای جدید نشان میدهند که آمریکاییها به طور فزایندهای از جنگ ایران ناراضی هستند، جنگی که از آنچه ترامپ “نفوذ” نامید به آمادهسازی برای یک کمپین زمینی که ممکن است از این آخر هفته آغاز شود، تغییر شکل داده است.
در شبکه اجتماعی Truth، ترامپ به لافزنیهای عادی خود پرداخت: “کشورهای ناتو بهطور مطلق هیچ کاری برای کمک به کشور دیوانه، که اکنون بهطور نظامی نابود شده، ایران نکردهاند. ایالات متحده به هیچ چیزی از ناتو نیاز ندارد، اما ‘هرگز این نکته بسیار مهم را فراموش نکنید’! رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ”
برای کشوری که بهطور فرضی “نابود شده” است، ایران به نظر میرسد که آسیبهای زیادی وارد میکند. چندین پایگاه نظامی آمریکایی در منطقه خلیج غیرقابل سکونت شدهاند. دفاع هوایی اسرائیل بهعنوان ناکافی شناخته شده است. واشنگتن پست گزارش میدهد که پنتاگون احتمالاً قادر به تأمین لیست نیازهای اولویتدار اوکراین نخواهد بود، که در آن کشورهای ناتو تجهیزات نظامی برای اوکراین تأمین کردهاند. در عوض، این منابع به خاورمیانه منتقل خواهد شد. در همین حال، کمبود سوخت در آسیا و افزایش قیمتهای انرژی در اروپا به این معنی است که آمریکا بهطور فزایندهای بهعنوان یک شکارچی بیپروا و نه یک متحد قابلاعتماد در نظر گرفته میشود.
در یک مقاله جستجوگرانه در نیویورک تایمز، لیدیا پولگرین به مقاله معروف دی. دبلیو. بروگان، دانشمند سیاسی اسکاتلندی، در دسامبر 1952 در هارپرز ریویو درباره توهم قدرت مطلق آمریکایی استناد کرد. بروگان در دوران مککارتی به دور آمریکا سفر کرد و به این نتیجه رسید که بسیاری از آمریکاییها بهطور ذاتی قادر به پذیرش این نیستند که در خارج از کشور شکست خوردهاند زیرا توانایی بازسازی جهان به تصویر خود را ندارند. در عوض، او نوشت که آنها مصمم بودند که یک دشمن داخلی را مقصر بدانند. در مورد سقوط چین به کمونیسم در 1949، آنها به دنبال زیرزمینیها در داخل کشور بودند تا مقصر را پیدا کنند.
در حال حاضر، به نظر میرسد ترامپ در حال جمعآوری نیروها برای تلاش به تصرف جزیره خارک است. این موضوع بهعنوان “ضربه نهایی” ارائه میشود، طبق گزارش آکسیوس. با این حال، اینکه آیا این اقدام به معنای نهایی بودن خواهد بود یا خیر، موضوع دیگری است. ایران در حال مینگذاری جزیره است. پیشدستی، پیشدست است. جمهوریخواهان کنگره شروع به احساس نگرانی کردهاند. نماینده مایک راجرز (جمهوریخواه-آلاباما)، رئیس کمیته خدمات مسلح، در روز چهارشنبه مشاهده کرد که “ما میخواهیم بیشتر درباره آنچه در حال وقوع است بدانیم. ما به اندازه کافی پاسخ نمیگیریم.”
سپس نماینده نانسی میس (جمهوریخواه-کارولینای جنوبی) وجود دارد. “توجیهاتی که به عموم مردم آمریکا برای جنگ در ایران ارائه شد، همان اهداف نظامی نبود که امروز در کمیته خدمات مسلح مجلس به ما ارائه شد”، میس در یک پست در X اعلام کرد. ترامپ ممکن است به سمت یک گالیپولی جدید پیش برود، فرود آمفیبی فاجعهبار علیه امپراتوری عثمانی در طول جنگ جهانی اول که وینستون چرچیل از آن حمایت کرد و تقریباً به پایان کار سیاسیاش منجر شد.
اگر ترامپ یک حمله زمینی ناموفق را آغاز کند، تقریباً مطمئناً سعی خواهد کرد که شکست آن را نه به تصمیم بیثبات خود برای رفتن به جنگ در ایران، بلکه به خائنین داخلی نسبت دهد. طبق یک نظرسنجی اخیر کوینیپیاک، 74 درصد آمریکاییها بهطور کلی با یک حمله زمینی مخالف هستند. به نظر نمیرسد که آنها از هیچ توهمی درباره قدرت مطلق در خاورمیانه رنج ببرند—بلکه برعکس.
شخصیتی که به نظر میرسد این توهم را پذیرفته، ترامپ است که خود را در داخل و خارج از کشور قدرتمند میبیند. عامل اصلی رویکرد او به امور خارجی به نظر نمیرسد که “آمریکا اول”، “خویشتنداری”، “انزواطلبی” یا هر یک از اصول دیگری باشد که از زمان وعدهاش برای اجتناب از جنگهای بیمعنی و بیپایان در خارج به او نسبت داده شده است. اکنون که او در آستانه آغاز یکی از این جنگها قرار دارد، واضح است که تنها نیروی پایدار و محرک پشت تفکر او، شکار بیرحمانه منابع است.
ترامپ گفته است که میخواهد ونزوئلا را به ایالت ۵۱ تبدیل کند و این کشور تجربه “عصر طلایی” خود را خواهد داشت. وزیر کشور او، داگ بورگوم، به این موضوع افتخار کرده که دولت ۱۰۰ میلیون دلار طلا از ونزوئلا ضبط کرده است. در همین حال، ترامپ تصورات کنترل منابع نفتی ایران را در سر دارد.
در حالی که او در ایران دست و پا میزند، ترامپ قسم خورده است که گارد ملی را به فرودگاههای آمریکایی بفرستد تا یک مشکل دیگر که به تنهایی ایجاد کرده است را حل کند. ناتوانی ترامپ در پذیرش شکست، برای سه سال آینده خوب به نظر نمیرسد، زیرا تنها مأموریت او این خواهد بود که به دشمنان واقعی و تصوریاش حمله کند. واقعاً عصر طلایی.

