این ممکن است پاسخی به بزرگترین سوال امروز باشد: چرا به نظر میرسد که حریم هوایی به طور ناگهانی قابل نفوذ است، حتی در برابر یک نیروی نظامی آسیبدیده تهران؟
یک ماه پس از آغاز کمپین نظامی ایالات متحده علیه ایران، سیستم دفاع هوایی مشهور اسرائیل در حال نشان دادن محدودیتهای خود است. تنها در ۱۰ روز گذشته، شهرهای بزرگی از جمله تل آویو، دیمونا و آراد آسیبهای قابل توجهی دیدند زمانی که موشکهای ایرانی با موفقیت از شبکهی رهگیرهای اسرائیل فرار کردند.
واضحترین توضیح برای شکستهای ظاهری این است که کاهش موجودیهای رهگیرهای اسرائیل، نیروهای دفاعی اسرائیل را مجبور به rationing مهمات یا اولویتبندی اهداف کرده است. اما نقصهای موجود در دفاع هوایی اسرائیل تقریباً قطعاً ریشههای عمیقتری دارند. به هر حال، حتی اگر مجبور به دفاع از تنها مهمترین مکانها باشند، اسرائیل تقریباً قطعاً دیمونا — شهری که در نزدیکی چندین تأسیسات هستهای کلیدی اسرائیل واقع شده — را در صدر لیست قرار میدهد.
واقعیت نگرانکنندهتر این است که شکافهای موجود در دفاع هوایی اسرائیل ممکن است ناشی از شکستهای تشخیصی (به جای رهگیری) باشد که نتیجهی آسیب به رادارها و حسگرهایی است که زیرساخت شبکهی یکپارچهی دفاع هوایی را تشکیل میدهند که بین ایالات متحده، اسرائیل و شرکای خلیج فارس مشترک است. اگر این درست باشد، پیامدها بسیار وخیم خواهد بود. عملیات بدون “چشمها” که ارتش آمریکا برای شناسایی و کاهش تهدیدات به آنها تکیه میکند، نیروها و داراییهای آمریکایی را بسیار آسیبپذیرتر از آنچه که قبلاً درک شده بود، خواهد کرد.
تا بهحال، سیستم دفاع هوایی چندلایه اسرائیل به عنوان تقریباً غیرقابل نفوذ دیده میشد. لایهی اول، که به عنوان گنبد آهنین شناخته میشود، از شهرها و زیرساختهای اسرائیل در برابر موشکهای کوتاهبرد، مانند آنهایی که توسط حزبالله و حماس شلیک میشود، محافظت میکند. اگرچه گنبد آهنین در روزها و هفتههای پس از حمله ۷ اکتبر تحت فشار قابل توجهی قرار گرفت، اما در برابر یک دشمن ایرانی بسیار قویتر که به موشکهای بالستیک و پهپادهای دوربرد مسلح است، کمتر مفید است.
برای محافظت در برابر موشکهای کروز و بالستیک با برد متوسط و بلند که بزرگترین تهدید در جنگ کنونی به شمار میروند، اسرائیل به سه لایهی دفاع هوایی اضافی تکیه کرده است: Sling داوید، Arrow 2 و 3، و سیستمهای THAAD ارائه شده توسط ایالات متحده. در حالی که Sling داوید موشکها را در داخل جو زمین رهگیری میکند، سیستم Arrow موشکها را در خارج از جو هدف قرار میدهد و آنها را در برابر موشکهای بالستیک بسیار مؤثرتر میسازد. اسرائیل همچنین از سیستمهای THAAD ایالات متحده در داخل اسرائیل و همچنین داراییهای هوایی و دریایی در منطقه حمایت میگیرد.
ماهیت اضافی سیستم دفاع هوایی اسرائیل دلیل این است که موفقیتهای اخیر ایران برای ناظران که سوال کردهاند چرا حریم هوایی اسرائیل به طور ناگهانی قابل نفوذ به نظر میرسد، حتی در برابر یک نیروی نظامی آسیبدیده ایرانی، بسیار شگفتانگیز بوده است.
هیچ پاسخ واحدی به این معما وجود ندارد، اما سادهترین توضیحات به نظر ناکافی میرسند. اسرائیل واقعاً بخش زیادی از موجودی رهگیرهای هوایی خود را مصرف کرده است. برخی گزارشها نشان میدهند که تا ۸۰٪ از پیشرفتهترین مهمات دفاع هوایی IDF در سه هفته اول جنگ مصرف شده است، که اسرائیل را مجبور به تکیه بیشتر بر سیستمهای دیگر کرده است. این خستگی سریع نشان میدهد که دفاعهای اسرائیل شکنندهتر از آنچه به نظر میرسید، بوده و به وضوح برای دفاع در برابر حجم حملاتی که ایران اکنون قادر به انجام آن است، تنظیم نشدهاند.
عامل دوم در موفقیتهای ایران، استفاده این کشور از تعداد زیادی پهپاد و مهمات خوشهای است که قادر به حمله به یک شبکه دفاع هوایی و غلبه بر ظرفیت آن هستند. هیچ سیستم رهگیر هوایی کاملی وجود ندارد، بنابراین توانایی ایران برای افزایش تعداد مهمات در برابر دفاعهای اسرائیلی میتواند توضیحدهنده نرخ بالاتر اصابت آن نسبت به درگیریهای گذشته باشد. اما ایران در جنگ ۱۲ روزه از سلاحهای مشابهی با اثر کمتری استفاده کرد، بنابراین این نیز یک توجیه رضایتبخش نیست.
مسئلهای که در توضیحات اولیه وجود دارد این است که این توضیحات بسیار محدود و بر روی کاستیهای داخلی اسرائیل تمرکز دارند. با این حال، احتمال بیشتری وجود دارد که آسیبپذیریهای مشاهده شده در سیستمهای دفاع هوایی اسرائیل نه از داخل اسرائیل، بلکه از خارج، در شبکه وسیع دفاع هوایی ایالات متحده و اسرائیل که منطقه خاورمیانه را در بر میگیرد، ناشی شود.
اگرچه اسرائیل بسیاری از سیستمهای دفاع هوایی و مهمات خود را در اختیار دارد و حتی برخی را تولید میکند (برخی از طریق همکاریهای مشترک با ایالات متحده)، شبکه دفاع هوایی آن با شبکه ایالات متحده یکپارچه است و به دو کشور اجازه میدهد تا اطلاعات و دادهها را از حسگرها و رادارهای موجود در سراسر منطقه به اشتراک بگذارند. آسیب به این شبکه حسگرها و رادارها به طور جدی دفاع هوایی اسرائیل و ایالات متحده را تضعیف خواهد کرد.
حتی با محدودیتهای اطلاعات ماهوارهای در زمان واقعی، شواهدی از این نوع شکست سیستماتیک در حال جمعآوری است. گزارشها بر اساس تصاویر ماهوارهای موجود نشان میدهد که حداقل 10 سایت راداری ایالات متحده در خاورمیانه از زمان آغاز جنگ توسط پهپادهای ایرانی هدف قرار گرفتهاند. این شامل چندین رادار AN/TPY-2 است که در سیستمهای دفاع هوایی THAAD استفاده میشود و یک رادار AN/FPS-132 Phased Array در قطر. اگرچه از دست دادن یک رادار به تنهایی شبکه دفاع هوایی را غیرفعال نمیکند، اما از دست دادن 10 یا بیشتر رادار یا سیستمهای حسگری به طور قابل توجهی توانایی ایالات متحده را برای شناسایی و پاسخ به تهدیدات ورودی کاهش میدهد.
نگرانکنندهتر این است که ایالات متحده به وضوح قادر به محافظت از پایگاههای خود در خاورمیانه نیست. هفته گذشته، گزارشهایی منتشر شد که پرسنل ایالات متحده دیگر قادر به زندگی و کار در بسیاری از پایگاههای نظامی در منطقه خلیج فارس نیستند و مجبور به انتقال به هتلها یا مکانهای جایگزین شدهاند، زیرا خود پایگاهها به شدت در معرض حملات پهپادها و موشکهای ایرانی هستند.
در واقع، حملات موفق به هواپیماهای ایالات متحده که در پایگاههای منطقهای پارک شدهاند و تلفات مداوم ایالات متحده در مکانهایی که پرسنل ایالات متحده باقی ماندهاند، این آسیبپذیریها را تأیید میکند. در آخرین حادثه در پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی، موشکها و پهپادهای ایرانی 12 نفر از پرسنل نظامی را زخمی کردند و چندین هواپیما، از جمله یک هواپیمای هشدار زودهنگام نادر E-3 را آسیب زدند (هدف که ایالات متحده قطعاً برای محافظت از آن اقدام میکرد، حتی با وجود کمبود رهگیرها، اگر تهدید را به موقع شناسایی کرده بود).
از آنجا که بیشتر پایگاههای بزرگ در خاورمیانه که میزبان نیروهای ایالات متحده هستند، همچنین دارای سیستمهای پیشرفته دفاع هوایی هستند یا تحت پوشش آنها قرار دارند، آسیبپذیری ظاهری این مکانها نشاندهنده مشکلی بسیار بزرگتر از کمبود موشکهای رهگیر کافی یا سیستمهای ضد پهپاد است.
خبرهایی مبنی بر اینکه پنتاگون قطعاتی از سیستمهای THAAD و Patriot مستقر در آسیا را به خاورمیانه منتقل میکند، یک نقطه داده نهایی را ارائه میدهد. اول، از آنجا که این سیستمها برای موشکهای بالستیک و دیگر موشکهای پیشرفته آماده شدهاند، جابجایی آنها نشان میدهد که تهدید فوری در واقع پهپادها نیستند. دوم، اگر ظرفیت بیشتری مورد نیاز باشد، ممکن است کل سیستمها منتقل شوند. اینکه تنها قطعات جابجا شدهاند، نشان میدهد که هدف ممکن است به جای آن تعمیر سیستمهای آسیبدیده یا جایگزینی قطعات آسیبدیده، از جمله حسگرها و رادارها بوده باشد.
پیامدهای حتی یک شکست جزئی در شبکه دفاع هوایی ایالات متحده در خاورمیانه میتواند بسیار گسترده باشد و عملیات ایالات متحده را در جنگ کنونی، درگیریهای آینده در دیگر جبههها و دفاع از میهن تهدید کند. در حالی که پنتاگون زمان زیادی را صرف صحبت درباره عمق انبار و نیاز به بازسازی ذخایر مهمات کرده است، نیاز فوری پس از جنگ ممکن است در واقع تعمیر و تقویت شبکه حسگرها و رادارهای زمینی ایالات متحده باشد که دفاع هوایی ایالات متحده به آن وابسته است، در خاورمیانه و جاهای دیگر.
این یک چالش بسیار سختتر از صرفاً تسریع در تولید مهمات است. تعمیر رادارها و حسگرهای پیشرفته زمانبر، پرهزینه و پیچیده است. و جنگ با ایران به نظر میرسد که به طور بنیادی رویکرد ایالات متحده به دفاع هوایی را به چالش کشیده است، به ویژه وابستگی شدید آن به سیستمهای زمینی، و نشان میدهد که قابلیتهای دفاع هوایی ایالات متحده برای جنگهای مدرن آماده نیستند. بنابراین، مشکل استراتژیک است، نه صرفاً فنی.
به جلو، وابستگی به حسگرها و رادارهای زمینی ممکن است به طور فزایندهای بیاثر و غیرقابل تحمل شود، به ویژه در درگیریها با دشمنان خوب مجهز. پنتاگون باید به سرعت تغییر خود به سمت سیستمهای مبتنی بر فضا و ماهواره برای ردیابی و رهگیری را تسریع کند. از آنجا که فناوریهای جدید زمان میبرد تا به بلوغ برسند و ممکن است محدودیتهای خود را داشته باشند، تقویت زیرساختهای نظامی ایالات متحده نیز لازم است و باید سرمایهگذاری قابل توجه و فوری دریافت کند.
در نهایت، مقامات دفاعی ایالات متحده باید وضعیت نظامی فعلی ایالات متحده در خاورمیانه و سایر نقاط را دوباره ارزیابی کنند. ایالات متحده به طور معمول سربازان را در مکانهای آسیبپذیر، نزدیک به مرزهای دشمن، به نام بازدارندگی مستقر میکند. دفاع هوایی کمتر قابل اعتماد نیاز به حذف پرسنل از این مکانها به طور دائم خواهد داشت.

