ایالات متحده از سال 1990 چهار جنگ عمده علیه کشورهای منطقه وسیعتر خاورمیانه انجام داده است. در سه مورد، آمریکا از حمایت گروهی از متحدان و شرکا برخوردار بود.
وینستون چرچیل یک بار به طور مشهور گفت: “حداقل یک چیز بدتر از جنگیدن با متحدان وجود دارد… و آن جنگیدن بدون آنهاست.” تقریباً هر رهبر آمریکایی از زمان جنگ جهانی دوم این نکته حکیمانه چرچیل را درک کرده است. آنها همچنین فهمیدهاند که اگر ایالات متحده میخواهد از کمک آنها بهرهمند شود، واشنگتن باید متحدان را پرورش دهد، مشورت کند، احترام بگذارد و به آنها گوش دهد—حتی اگر این کار زمانبر باشد و ممکن است ناامیدکننده باشد.
دونالد ترامپ این موضوع را درک نمیکند. در نتیجه، او خود را در تلاش برای یافتن متحدانی میبیند که به او در حل معضل باز نگه داشتن تنگه هرمز کمک کنند.
ایالات متحده از سال 1990 چهار جنگ عمده علیه کشورهای منطقه وسیعتر خاورمیانه انجام داده است. در سه مورد، آمریکا از حمایت گروهی از متحدان و شرکا برخوردار بود.
در سال 1990، رهبر عراقی صدام حسین ارتش خود را برای اشغال کویت و نفت آن فرستاد. رئیسجمهور جورج هربرت واکر بوش با رهبران متحد تماس گرفت در حالی که وزیر امور خارجه، جیمز بیکر، برای ایجاد یک ائتلاف به منظور اخراج عراق از کویت، مسافتهای زیادی را طی کرد. آن دیپلماسی به قطعنامه 678 شورای امنیت سازمان ملل (1990) منجر شد که “تمامی وسایل لازم” برای آزادسازی کویت را مجاز میدانست، در حالی که یک نیروی نظامی چندملیتی بزرگ در خلیج فارس برای انجام این کار گرد هم آمده بود.
زمانی که طوفان صحرا در ژانویه 1991 آغاز شد، ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده شامل نیروهایی از حدود 35 کشور بود. درست است که ایالات متحده بخش عمدهای از قدرت نظامی را تأمین کرد، اما متحدان ناتو مانند بریتانیا و فرانسه نیروهای هوایی، زمینی و دریایی قابل توجهی را نیز ارائه دادند، همانطور که شرکای منطقهای نیز کمک کردند. تعداد کل نیروهای غیرآمریکایی حدود 200,000 نفر بود که بریتانیا به تنهایی 53,000 نفر از آنها را تأمین کرد.
رئیسجمهور جورج دابلیو بوش به حملات 11 سپتامبر 2001 به نیویورک و واشنگتن پاسخ داد و به طالبان و القاعده در افغانستان حمله کرد. ایالات متحده از ابتدا حمایت ناتو را داشت، به طوری که این ائتلاف در 13 سپتامبر ماده 5 (حمله به یک نفر به عنوان حمله به همه در نظر گرفته میشود) را فعال کرد، که تنها بار است که ناتو در تاریخ 77 ساله خود ماده 5 را فعال کرده است. در سال 2003، ناتو فرماندهی نیروهای کمک امنیتی بینالمللی در افغانستان را بر عهده گرفت. در طول افزایش نیروهای آمریکایی در سال 2011، بیش از 40,000 نیروی ناتو به همراه نیروهای آمریکایی در افغانستان مستقر شدند. حدود 10,000 نیروی ناتو و شریک در سال 2021 در آنجا بودند زمانی که تصمیم به خروج گرفته شد.
دوازده سال پس از طوفان صحرا، بوش جنگ دومی علیه عراق، عملیات آزادی عراق را آغاز کرد. او تلاش کمتری نسبت به پدرش برای تأمین شرکا انجام داد و این موضوع مشهود بود. در تلاش برای به تصویر کشیدن حمله به عنوان برخوردار از حمایت گسترده بینالمللی، دولت بوش سهم “ائتلاف داوطلبان” را در حمله مارس 2003 به عراق بزرگنمایی کرد.
با این حال، نیروهای آمریکایی به همراه نیروهای بریتانیایی، لهستانی و استرالیایی به عراق وارد شدند. پس از شکست ارتش عراق و سقوط بغداد، پنتاگون خواستار کاهش نیروهای آمریکایی شد. دیپلماسی آمریکایی به دنبال تأمین کنندگان بیشتری برای نیرو بود. در سال 2004، حدود 30 متحد و شریک 24,000 نیرو به نیروی تثبیتکننده تحت رهبری ایالات متحده ارائه دادند.
کار کردن با متحدان همیشه آسان نبود. تلاش برای جلب حمایت گاهی اوقات منجر به مشاجرات تند میشد. مخالفت صریح فرانسه با عملیات آزادی عراق به دورهای از “سیبزمینیهای آزادی” به جای سیبزمینیهای فرانسوی منجر شد. اما معمولاً سطحی از ادب و احترام برقرار بود.
اما این موضوع در 14 ماه اول دولت دوم ترامپ صدق نمیکند.
پس از پیوستن به اسرائیل در حمله به ایران، دولت ترامپ اکنون به دنبال کمک از دیگران برای اطمینان از باز بودن تنگه هرمز است، که 20 درصد از نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از آن عبور میکند. در حالی که بیشتر نیروی دریایی خود را از دست دادهاند، ایرانیها هنوز میتوانند با مینها، موشکهای ضدکشتی، پهپادها، قایقهای خودکشی بدون سرنشین و قایقهای تندرو به کشتیها تهدید کنند.
اگرچه ترامپ ادعا کرده است که باز کردن تنگه هرمز “یک مانور نظامی ساده” با “خطر کم” خواهد بود، دیگران این عملیات را بسیار دشوارتر میدانند. ترامپ به دنبال متحدان و شرکایی است تا اطمینان حاصل کند که تنگه باز بماند و ایالات متحده “کمک” ارائه دهد. اما به نحوهای که ترامپ و دولتش در ۱۴ ماه گذشته با متحدان رفتار کردهاند، توجه کنید. به ترتیب خاصی، آنها: · به متحدان تعرفههای دلخواه تحمیل کردهاند، · به تعهد ایالات متحده به ناتو شک کردهاند، · متحدان ناتو را تحقیر کرده و به سهم سربازان آنها در افغانستان که بیش از ۱۰۰۰ سرباز متحد در آنجا جان باختند، بیاحترامی کردهاند، · تهدید به الحاق گرینلند از دانمارک کردهاند، ممکن است به زور، · درباره تبدیل کانادا به ایالت ۵۱ام خیالپردازی کرده و نخستوزیر آن را “استاندار” نامیدهاند، · تمام بار مالی کمکهای نظامی و دیگر کمکها به اوکراین را بر دوش متحدان اروپایی و دیگر کشورها گذاشتهاند، · استراتژی امنیت ملیای صادر کردهاند که روسیه را به عنوان تهدید توصیف نمیکند و به جای آن بر “حذف تمدن” و سیاستهای به اصطلاح ضد دموکراتیک اتحادیه اروپا تمرکز کرده است، · به وضوح در سیاستهای داخلی متحدان دخالت کردهاند، و · به طور مرتب به متحدان توهین کردهاند در حالی که از آنها درخواست کمک برای تنگه هرمز کردهاند.
در مورد مشاوره با متحدان (غیر از اسرائیل)، به نظر میرسد که هیچ تبادل معناداری در آستانه حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه وجود نداشته است. در واقع، وزیر دفاع پیت هگست به جلسه فوریه وزرای دفاع ناتو نرفته است. هیچ نشانهای وجود ندارد که وزیر امور خارجه مارکو روبیو از جلسات کنفرانس امنیتی مونیخ در اواسط فوریه برای مشاوره با مقامات متحد درباره تفکر ایالات متحده در مورد ایران استفاده کرده باشد. پس از مونیخ، روبیو به مجارستان و اسلواکی سفر کرد، متحدانی که تحت رهبری رهبران حامی ترامپ هستند و نمیتوانند در مورد هرمز کمکی کنند.
این اقدامات تأثیرگذار هستند و اعتماد متحدان را تضعیف میکنند. همانطور که یک وزیر امور خارجه سابق ناتو اشاره کرده است، متحدان “در تاریکی” در مورد اهداف ایالات متحده نگه داشته میشوند و نگران هستند که ترامپ “به طور ناگهانی عقبنشینی کند و اروپاییها و کشورهای خلیج فارس را با عواقب آن تنها بگذارد.”
ترامپ درس عبرتی در مورد چگونگی رفتار با متحدان ارائه داده است. او باید در آینده بهتر عمل کند، وگرنه متوجه خواهد شد که سیاست آمریکا اول به طور فزایندهای به معنای آمریکا به تنهایی است.

