رهبری ایران به سرعت به آخرین سخنرانی رئیسجمهور دونالد ترامپ درباره جنگ واکنش نشان داد. رسانههای وابسته به رژیم سخنرانی ۱ آوریل کاخ سفید را تکرار ادعاهای قبلی دانستند، در حالی که مقامات و تحلیلگران نزدیک به دولت ایران آن را به عنوان شواهد بیشتری از عدم اطمینان واشنگتن درباره مسیر خود تفسیر کردند. همچنین قابل توجه بود که چگونه این سخنرانی به طور گستردهای دیگر مخاطبان را نگران کرد. در میان بخشی از اپوزیسیون دیاسپورای ایرانی، به نظر میرسید که هرگونه فضای محدود برای دیدن اقدامات ایالات متحده به عنوان همسو با آرزوهای ایرانیان تنگتر شده است. در میان متحدان، از جمله شرکای اروپایی، آسیایی و خلیج فارس، اظهارات او قطعاً سوالات جدیدی درباره اهداف جنگ آمریکا به وجود خواهد آورد. و در بازارهای جهانی، واکنش فوری — افزایش قیمت نفت و کاهش بازارهای سهام — نشان داد که سرمایهگذاران نه وضوح بلکه عدم اطمینان مداوم را شنیدهاند. در نبرد بر سر پیامرسانی، ابهام ترامپ به روایت ایران برتری میدهد.
ترامپ: ما در حال پیروزی هستیم و اهداف ما محقق شدهاند
در مرکز سخنرانی مجموعهای آشنا از ادعاها قرار داشت. ترامپ ادعا کرد که نیروهای آمریکایی موفقیتهای سریع و قاطعی کسب کردهاند، که تواناییهای نظامی ایران به شدت کاهش یافته و واشنگتن به تکمیل اهداف استراتژیک خود نزدیک است. او همچنین تأکید کرد که ایالات متحده اجازه نخواهد داد ایران به سلاحهای هستهای دست یابد و جنگ را به عنوان یک اقدام ضروری برای جلوگیری از این نتیجه توصیف کرد. او احتمال پایان مذاکرهای به درگیری را مطرح کرد اما همچنین هشدار داد که واشنگتن در دو تا سه هفته آینده “ضربات بسیار سختی” علیه ایران انجام خواهد داد، بدون اینکه توضیحی درباره فاصله بین ادعاهای موفقیت نزدیک و وعدههای استفاده از نیروی بیشتر ارائه دهد. هیچیک از این استدلالها جدید نبودند. آنچه جدید بود، تنش بین این ادعاها و سایر عناصر پیام خود او بود.
تنش مشابهی در توصیف ترامپ از اهداف سیاسی جنگ مشهود بود. او اصرار داشت که “تغییر رژیم هرگز هدف ما نبوده است.” با این حال، بلاغت قبلی حداقل احتمال تغییر سیاسی در داخل ایران را ضمنی کرده بود. تغییر لحن ممکن است منعکسکننده یک بازنگری در واشنگتن باشد. اما همچنین سوالی وسیعتر را مطرح میکند: اگر ایالات متحده به دنبال تغییر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نیست، پس هدف از فشار نظامی مداوم چیست؟ آیا هدف بازدارندگی، مهار یا چیز دیگری به طور کلی است؟
بحث درباره تنگه هرمز این الگو را بیشتر روشن کرد. ترامپ پیشنهاد کرد که این آبراه “به طور طبیعی” پس از کاهش درگیری دوباره باز خواهد شد و اشاره کرد که کشورهایی که به جریانهای انرژی خلیج فارس وابستهاند باید در تأمین امنیت آن پیشگام شوند. در عین حال، او تأکید کرد که ایالات متحده به نفت خاورمیانه وابسته نیست و در آینده نیز نیازی به آن نخواهد داشت. این اظهارات ممکن است منعکسکننده یک استدلال سیاسی داخلی درباره استقلال انرژی آمریکا باشد. اما همچنین پیامدهایی برای متحدان و شرکای وابسته به ثبات این آبراه کلیدی دارد. اگر واشنگتن هم بازیگر اصلی نظامی در این درگیری باشد و هم از پذیرش مسئولیت تأمین امنیت پیامد اقتصادی حیاتی خود امتناع کند، آنگاه چارچوب استراتژیک وسیعتر دشوار به تفسیر میشود.
ایران: آمریکا در حال تردید و ضعیف است، مانند ترامپ
در طول سخنرانی، ترامپ به نظر میرسید که بین تصورات مختلف از جنگ حرکت میکند بدون اینکه به طور کامل آنها را آشتی دهد. این ابهامات بر روی ناظران خارج از ایالات متحده تأثیر گذاشت و به ایجاد موضعی محتاطانه و در برخی موارد ناآرام کمک کرد. متحدان در حال تنظیم مواضع خود و همراستایی اولویتهای خود هستند. در برخی موارد، آنها حتی به طور مستقیم به تناقضات در موضع ایالات متحده اشاره کردهاند. بازارها به عدم اطمینان درباره مدت و دامنه درگیری واکنش نشان میدهند. و رهبری ایران از این ابهام برای تقویت روایت خود از تابآوری استفاده میکند.
از زمان آغاز درگیری، جمهوری اسلامی تلاش کرده است خود را به عنوان قدرتی که میتواند فشار خارجی را تحمل کند در حالی که تداوم نهادها را حفظ میکند، معرفی کند. رهبری بر جایگزینی سریع شخصیتهای ارشد، عملکرد مستمر ساختارهای دولتی و توانایی تلافی در چندین حوزه تأکید کرده است. در این زمینه، سخنرانی ترامپ — به ویژه ترکیب ادعاهای مطمئن و سوالات حلنشده آن — برای تقویت استدلالی استفاده شده است که ایالات متحده نتایج قاطعی کسب نکرده است.
این خط تفسیر نه تنها در بیانیههای رسمی بلکه همچنین در نظرات نزدیکان به رژیم واضح است. برخی رسانهها سخنرانی را به عنوان جدا از واقعیتهای میدان جنگ توصیف کردند. دیگران استدلال کردند که ارجاعات به مذاکره منعکسکننده تمایل ایالات متحده برای مدیریت یا محدود کردن درگیری به جای پایان دادن به آن با شرایط واضح است. محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، در پاسخ به زبان ترامپ درباره بازگرداندن ایران به “عصر سنگی”، این سخنرانی را “۲۲ دقیقه بیمعنا با محتوای صفر” توصیف کرد و افزود که چنین بلاغتی بیشتر درباره گوینده از ایران خود نشان میدهد.
در عین حال، این سخنرانی ممکن است تأثیرات ناخواستهای فراتر از تأمین نیازهای پیامرسانی فوری رژیم داشته باشد. با بیان صریح اینکه تغییر رژیم هدف نیست و با تأکید بر اینکه ایالات متحده “به منابع” ایران نیازی ندارد، ترامپ حدود جاهطلبیهای واشنگتن را روشن کرد. برای برخی از مخاطبان ایرانی، از جمله کسانی که به جمهوری اسلامی انتقاد دارند، این احتمالاً به عنوان نشانهای تفسیر خواهد شد که ایالات متحده به دنبال تغییر سیاسی وسیعتری نیست. در درگیریای که روایتها به اندازه قابلیتها اهمیت دارند، این درک وزن دارد.
ابهام ترامپ به ایران اجازه میدهد روایت را شکل دهد
مسئله تنها این نیست که آیا ادعاهای ترامپ دقیق یا اغراقآمیز هستند. بلکه این است که سخنرانی نشاندهنده فقدان عمیق انسجام استراتژیک است. در طول این درگیری، دولت ترامپ به طور مداوم مجموعهای پایدار از اهداف یا راهی روشن برای دستیابی به آنها را بیان نکرده است. بلکه، این دولت بین پیامهای مختلف — پیروزی نزدیک، تشدید قریبالوقوع، مذاکره ممکن — نوسان کرده است بدون اینکه آنها را به طور کامل در یک چارچوب واحد ادغام کند. این امر باعث شده است که چندین مخاطب، چه در داخل و چه در خارج از منطقه، با همان سوال اساسی مواجه شوند، سوالی که رئیسجمهور مسعود پزشکیان به صراحت در نامهای به عموم مردم آمریکا مطرح کرد: “دقیقاً کدامیک از منافع مردم آمریکا بهطور واقعی توسط این جنگ تأمین میشود؟”
مقامات ایرانی به طور فزایندهای جنگ را نه به عنوان درگیریای که شامل مردم ایران یا حتی مردم آمریکا باشد، بلکه به عنوان جنگی که به منافع محدودتری وابسته است، چارچوببندی کردهاند — خواه به عنوان لطفی به رهبری اسرائیل، محصولی از تأسیسات امنیتی واشنگتن، یا گسترش منافع اقتصادی مرتبط با صنایع تسلیحاتی و انرژی جهانی.
این گونه اظهارات، البته، از نظر سیاسی بار سنگینی دارند و به شدت مورد مناقشه قرار میگیرند. اما آنها بیاهمیت نیستند. آنها به یک رقابت وسیعتر در مورد معنای جنگ اشاره دارند.
با عدم تعریف هدف خود به گونهای که فراتر از اهداف نظامی فوری طنینانداز شود، واشنگتن در معرض خطر تقویت همان استدلالی است که سعی در تضعیف آن دارد. جمهوری اسلامی مدتهاست که به ادعای اینکه فشار خارجی مربوط به اصلاحات، حقوق یا ثبات منطقهای نیست، بلکه مربوط به قدرت، کنترل و اجبار است، تکیه کرده است. در غیاب یک جایگزین بهروشنی بیانشده، آن ادعا قوت میگیرد.
سخنرانی ترامپ به منظور نشان دادن کنترل بر جنگی که وارد ماه دوم خود میشود، طراحی شده بود. اما در عوض، نشان داد که چقدر هنوز تعریف نشده باقی مانده است. و در آن ابهام — بین موفقیت اعلامشده و تشدید ادامهدار، بین انکار تغییر رژیم و عدم وجود وضعیت سیاسی نهایی — ایالات متحده فضایی برای دشمن خود باقی گذاشته است تا روایت درگیری را به شیوههایی شکل دهد که ممکن است به اندازه وقایع در میدان نبرد خود دارای پیامدهای مهمی باشد.

