دینامیکهای شوک نفتی اغلب توسط عموم مردم و سیاستگذاران بهدرستی درک نمیشود و این امر منجر به احساس نادرست امنیت انرژی داخلی میگردد. با تنگتر شدن بازارهای جهانی، شدت ساختاری مصرف انرژی در ایالات متحده، این کشور را بهطور منحصر به فردی در برابر شوک نفتی آسیبپذیر میسازد.
افسانه عایق بودن در برابر شوک نفتی
ایالات متحده بیشتر از چین، روسیه یا اتحادیه اروپا از شوک نفتی آسیب خواهد دید، این موضوع بسیاری از آمریکاییها را شگفتزده خواهد کرد زیرا ترامپ و همکارانش با انتشار تصورات قدیمی در تلاشند تا از بروز وحشت و مخالفت با جنگ جلوگیری کنند. رئیسجمهور ترامپ و اعضای دولت او بارها ادعا کردهاند که تولید فراوان نفت در ایالات متحده این کشور را از شوکهای قیمتی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران عایق میکند.
مشخص نیست که آیا آنها بهعنوان احمق یا فریبکار عمل میکنند – اما در هر صورت، اشتباه میکنند.
تولید نفت ایالات متحده مصرفکنندگان آمریکایی را در برابر نوسانات قیمت نفت که تحت تأثیر تعامل عرضه و تقاضا در یک بازار جهانی قرار دارد، مصون نمیسازد. برعکس، بهدلیل اینکه اقتصاد ایالات متحده برای تولید هر واحد از خروجی اقتصادی خود نفت بیشتری نسبت به کشورهای همتراز مصرف میکند، ایالات متحده بیشتر از شوک قیمتی ناشی از جنگ ایران آسیب خواهد دید تا چین، روسیه یا اتحادیه اروپا.
دینامیکهای جهانی و خطرات شوک نفتی
این حقایق بسیاری از آمریکاییها را شگفتزده خواهد کرد زیرا افسانهها و تصورات نادرست درباره نفت مدتهاست که مباحث سیاسی ایالات متحده را تحتالشعاع قرار داده و دلایل آسیبپذیری ایالات متحده واقعاً غیرقابلدرک است.
شوکهای قیمتی نفت بر تمام کشورها تأثیر میگذارد، صرفنظر از اینکه چه مقدار نفت تولید میکنند، بهدلیل ماهیت عمیقاً جهانی بازارهای نفت. اقتصاددانان اغلب بازار جهانی نفت را به یک وان بزرگ تشبیه میکنند که دارای شیرها و خروجیهای زیادی است. شیرها نمایانگر تمام کشورهایی هستند که مقادیر تجاری از نفت تولید میکنند و خروجیها نمایانگر کشورهایی هستند که نفت مصرف میکنند، که هر کشور در جهان را شامل میشود.
بهطور کلی، مهم نیست که کدام مولکولها از کدام شیرها به کدام خروجیها میروند. آنچه قیمتها را تعیین میکند، سطح کلی نفت در وان است که نمایانگر عرضه جهانی نفت است و حدس و گمانهای بازار، یا پیشبینیهایی درباره قیمتهای آینده نفت که میتواند قیمتهای واقعی را از طریق پیشگوییهای خودتحققیابنده تحت تأثیر قرار دهد.
تأثیر بسته شدن هرمز
به طور معمول، بازار جهانی روزانه حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت تأمین میکند، اما بسته شدن هرمز که ناشی از جنگ فاجعهبار رئیسجمهور ترامپ علیه ایران است، به طور ناگهانی حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز را از بازار خارج کرده است. این امر سطح موجودی نفت را کاهش داده و قیمتها را برای هر کشوری که به بازار نفت جهانی وابسته است – از جمله ایالات متحده – افزایش داده است، صرفنظر از اینکه آیا آن کشور به طور مستقیم نفت خلیج فارس را مصرف میکند یا خیر.
این بحران به صورت تدریجی در حال وقوع است، به طوری که آسیا ابتدا تحت تأثیر قرار گرفته است – اما نه بدترین حالت – به دلیل نزدیکی به خلیج فارس، جایی که اختلال فیزیکی رخ داده است. بدترین اثرات هنوز به طور کامل در طول موجودی نفت احساس نشدهاند، اما ورود آنها در نیمکره غربی قریبالوقوع است.
مکانیسمهای انتقال یک شوک نفتی مدرن
به طرز عجیبی، جریان نفتکشهای خالی که از اقیانوس اطلس عبور میکنند تا نفت ایالات متحده را بارگیری کنند، که رئیسجمهور ترامپ در تاریخ ۱۱ آوریل در شبکه اجتماعی Truth Social به آن افتخار کرد، دقیقاً همان مکانیسم انتقالی است که از طریق آن شوک گسترش مییابد. این نفتکشها اکنون عرضه ایالات متحده را به آسیا منحرف میکنند، جایی که قیمتها بالاتر است، که به نوبه خود قیمت نفت را در اینجا افزایش میدهد. دادههای اداره اطلاعات انرژی (EIA) برای هفته منتهی به ۲۴ آوریل نشان میدهد که کاهش قابل توجهی معادل ۶.۲ میلیون بشکه از موجودیهای نفت ایالات متحده صورت گرفته است، که تأیید میکند این انحراف در حال حاضر در حال انجام است. EIA اکنون برآورد میکند که قیمت متوسط بنزین در ایالات متحده در آوریل به ۴.۲۴ دلار در هر گالن افزایش یافته است، در مقایسه با ۳.۷۷ دلار در هر گالن در مارس و ۳.۰۳ دلار در هر گالن در فوریه، قبل از آغاز جنگ.
حتی اگر تنگه هرمز فردا با ظرفیت کامل باز شود، قیمتهای بنزین در ایالات متحده در ماه مه بدون شک حتی بالاتر از آوریل خواهد بود، به دلیل اثرات تأخیری نفت خلیج فارس که قبلاً از بازار خارج شده است.
رکودهای اقتصادی و افزایش قیمتها
این گزافهگویی نیست که بگوییم یک فروپاشی اقتصادی جهانی میتواند نتیجه این وضعیت باشد. شوکهای قیمت نفت به رکودهای اقتصادی مرتبط هستند، به طوری که ۱۰ مورد از ۱۲ رکود اقتصادی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم به طور فوری با افزایش قیمت نفت همراه بودهاند. تنها استثناها رکود ۱۹۶۰-۶۱ و پاندمی کووید هستند.
مصرف نفت یک نیاز است که نمیتوان به سرعت آن را کاهش داد. مصرفکنندگان آمریکایی در جایی که زندگی میکنند، با خودرویی که دارند رانندگی میکنند و باید همچنان به محل کار خود رفت و آمد کنند. بنابراین، قیمتهای بالای بنزین خانوادههای آمریکایی را مجبور میکند تا هزینههای خود را برای سایر موارد کاهش دهند، که منجر به شوک تقاضای عظیم برای سایر کالاها میشود. افزایش هزینههای حمل و نقل برای اقلامی مانند غذا و پوشاک نیز باعث افزایش قیمت این نیازهای اساسی خواهد شد و تورم در ایالات متحده را تشدید میکند.
چرا شدت ایالات متحده شدت شوک نفتی را افزایش میدهد
این منطق اساسی است که چگونه شوکهای قیمت نفت بر مصرفکنندگان تأثیر میگذارد، اما درد واقعی که آمریکاییها احساس خواهند کرد بهطور قابل توجهی بدتر از وضعیت در چین، روسیه و اتحادیه اروپا خواهد بود. اقتصاد ایالات متحده به شدت به نفت وابسته است، به این معنی که برای تولید هر واحد از تولید ناخالص داخلی، بیشتر از همه این کشورها نفت مصرف میکند و این تفاوت به مقدار قابل توجهی است. به ازای هر دلار از تولید اقتصادی، اقتصاد ایالات متحده دو برابر بیشتر از اتحادیه اروپا، ۴۰ درصد بیشتر از چین و ۲۰ درصد بیشتر از روسیه نفت مصرف میکند — که این امر بهویژه شگفتانگیز است زیرا روسیه یک کشور پترو است.
دو عامل بنیادی توضیح میدهد که چرا تولید ایالات متحده به نفت اینقدر وابسته است. اول، ایالات متحده فرهنگی عاشق خودرو دارد و سیستم حمل و نقل آن همیشه بیشتر از دیگر قدرتهای بزرگ به خودروها وابسته بوده است. دوم، ایالات متحده در انتقال به خودروهای برقی عقب مانده است، که میتوانند با شبکههای برقی که تقریباً بهطور کامل مستقل از نفت هستند، تأمین شوند. چین بهویژه به مدت طولانی خودروهای برقی و راهآهن برقی را به دلایل استراتژیک ترویج کرده است و مزایای امنیتی جداسازی سیستم حمل و نقل خود از بازار جهانی نفت که مستعد شوکهای قیمتی است را درک میکند.
در بلندمدت، ایالات متحده باید استراتژی چین را کپی کند و از طریق سیاستهای دولتی به کاهش وابستگی به نفت بپردازد تا انتقال ایالات متحده به خودروهای غیرنفتی را تشویق کند.
اما در کوتاهمدت، تنها راهحل این است که با ایران توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز انجام شود — و هر چه زودتر بهتر. با بروز اختلال و افزایش قیمتها در ایالات متحده، قدرت چانهزنی ترامپ در برابر ایران کاهش خواهد یافت. هر هزینهای که ایالات متحده باید به ایران بپردازد تا هرمز را باز کند، تنها با وخیمتر شدن بحران نفتی افزایش خواهد یافت. زمان به نفع ترامپ نیست.

