صبر استراتژیک برای هدایت وضعیت کنونی میان واشنگتن و پکن ضروری است. برای اطمینان از مؤثر بودن صبر استراتژیک، رهبران باید بر مدیریت رقابتهای بلندمدت بدون تشدید تنشهای فوری تمرکز کنند. با اولویت دادن به صبر استراتژیک، هر دو کشور میتوانند با وجود تنشهای ژئوپولیتیکی که همچنان وجود دارد، ظاهری از ثبات را حفظ کنند.
صبر استراتژیک جو اجلاس را تعریف میکند
زمانی که رئیسجمهور دونالد ترامپ برای اولین بار از سال ۲۰۱۷ به پکن میرسد، ایالات متحده و چین قبلاً هدف حداقلی خود را تأمین کردهاند. خود این سفر یک دستاورد است. در دورهای که با تشدید تعرفهها، محدودیتهای فناوری و شوکهای انرژی ناشی از جنگ مشخص میشود، صرفاً احیای تعامل در سطح رهبری به هر دو دولت اجازه میدهد تا بدون حل منابع زیرین بیثباتی، ادعای ثبات کنند.
با این حال، فراتر از این، دو طرف اهداف بسیار متفاوتی را دنبال میکنند. این تفاوت به قدری شدید است که تقارن ظاهری اجلاس باید به عنوان یک هشدار، نه یک اطمینان، خوانده شود.
ترامپ تحت فشار فزاینده داخلی وارد میشود. افزایش قیمتهای انرژی مرتبط با جنگ ایران، نوسانات بازار و نگرانیهای فزاینده درباره تورم، پیامرسانی اقتصادی دولت را پیش از انتخابات میاندورهای پیچیده کرده است. کاخ سفید احتمالاً سه دستاورد از پکن را در نظر دارد: حمایت قابل مشاهده چین از کاهش تنش با تهران، تعهدات خرید بزرگ—هواپیماهای بوئینگ، کالاهای کشاورزی و محصولات انرژی—و آتشبس تجاری به اندازه کافی پایدار که بتواند به عنوان شواهدی ارائه شود که نشان دهد تقابل هنوز میتواند منجر به توافقها شود. برای ترامپ، زمان سیاسی تا نوامبر در حال گذر است.
شی در طول سفر صبر استراتژیک را حفظ میکند
زمان شی بسیار طولانیتر است. برای پکن، خود این سفر—یک رئیسجمهور ایالات متحده که پس از هشت سال غیبت در پایتخت چین مورد استقبال قرار میگیرد و در میان روابط رو به وخامت—ارزش داخلی و ژئوپولیتیکی دارد. اقتصاد چین همچنان با تقاضای ضعیف خانوار، فشارهای مداوم ضدتورمی و ظرفیت صنعتی اضافی دست و پنجه نرم میکند، اما اولویت پکن همچنان ثبات و صبر استراتژیک به جای اصلاحات عمده توزیع مجدد است. بسیاری از سیاستگذاران چینی به نظر میرسد که معتقدند رقابت با واشنگتن پس از انتخابات میاندورهای ایالات متحده یا زمانی که ترامپ از مقام خود کنارهگیری کند، دوباره شدت خواهد گرفت. از این منظر، هدف آشتی نیست بلکه زمان است: حفظ ثبات خارجی در حالی که به تقویت موقعیت بلندمدت چین ادامه میدهند.
data-path-to-node=”8″>عدم تقارن بین افق زمانی کوتاه سیاسی ترامپ و صبر استراتژیک طولانیتر شی، دینامیکهای چانهزنی را شکل خواهد داد. بحثهای مکرر در واشنگتن درباره چندین دیدار ترامپ و شی در سال جاری ممکن است قدرت چانهزنی ایالات متحده را تضعیف کرده باشد، زیرا نشاندهنده علاقه قوی آمریکا به تعامل در سطح رهبری است. مقامات چینی احتمالاً محاسبه میکنند که ترامپ به نتایج قابل مشاهده قبل از انتخابات میاندورهای بیشتر از شی نیاز دارد تا به توافقهای معنادار.
نتیجه محتملتر، بستهای از توافقات محدود اما بهدقت طراحیشده است: تمدید آتشبس تجاری، کاهش جزئی تنشهای کنترل صادرات، از سرگیری حملات مواد معدنی نادر، و خریدهای بسیار عمومی چین از کالاهای ایالات متحده. همچنین ممکن است گروههای کاری دوجانبه جدیدی در زمینه تجارت یا حکمرانی هوش مصنوعی ایجاد شود، همراه با لفاظیهای آشنا درباره “رقابت مسئولانه.” حتی تغییرات جزئی در عبارات مربوط به تایوان یا زبان “یک چین” میتواند توسط هر دو طرف بهعنوان شواهدی از ثبات ارائه شود، هرچند که تغییرات سیاستی معناداری در زیرساخت وجود نداشته باشد. آنچه بهطور قابل توجهی کمتر محتمل است، پیشرفت معنادار در مسائل ساختاری است که رابطه را هدایت میکند: یارانههای صنعتی چین، مازاد تولید، و عدم تعادل گستردهتر بین تولید و مصرف در اقتصاد چین.
جستجوی تعادل از طریق صبر استراتژیک
این عدم تعادل عمیقتر است که باید در اجلاس مورد توجه قرار گیرد، حتی اگر احتمالاً این کار انجام نشود. منازعه تجاری اساساً دوجانبه نیست—این یک مسئله کلان اقتصادی است. مازادهای مداوم خارجی چین منعکسکننده مصرف ضعیف خانوارها و ظرفیت صنعتی فوقالعاده بالا است. تعرفهها ممکن است آن مازادها را از نظر جغرافیایی تغییر دهند، اما آنها را از بین نمیبرند. یک چارچوب دوجانبه جدیتر باید دسترسی پایدار به بازار ایالات متحده و محدودیتهای فناوری را به اصلاحات تدریجی در سمت مصرف چین—مانند گسترش رفاه اجتماعی، انتقالهای خانوار و آزادسازی خدمات—پیوند دهد، در حالی که به پکن پیشبینی بیشتری در سیاستهای تجاری و سرمایهگذاری میدهد. هیچیک از طرفین در حال حاضر به نظر نمیرسد که برای این گفتگو از نظر سیاسی آماده باشند.
ایران همچنان یک عامل غیرقابل پیشبینی عمده است. واشنگتن میخواهد پکن از نفوذ اقتصادی خود بر تهران برای کمک به مهار تشدید و تثبیت بازارهای انرژی استفاده کند. در عین حال، چین دلایل خود را برای اجتناب از اختلال طولانیمدت در خلیج فارس دارد: وابستگی به انرژی وارداتی، آسیبپذیری در حمل و نقل، و نگرانیهای گستردهتر درباره ناپایداری اقتصادی جهانی. منافع آنها در زمینه کاهش تنشها بیشتر از آنچه هر یک از طرفین بهطور عمومی اعتراف میکند، همراستا است. بنابراین، تفاهمهای خاموش در مورد اجرای تحریمها، جریانهای انرژی یا پیامرسانی دیپلماتیک قابل تصور است، حتی اگر هیچ اعلام رسمی از اجلاس بهدست نیاید.
این دیدار تقریباً بهطور قطع بهعنوان یک موفقیت توسط هر دو رهبر ارائه خواهد شد. ترامپ بر روی توافقها، دسترسی به بازار و دیپلماسی از نو برقرار شده تأکید خواهد کرد. شی بر روی ثبات، احترام و مرکزیت چین در امور جهانی تأکید خواهد کرد. هر دو روایت حاوی مقداری حقیقت خواهد بود، زیرا این دو رهبر به سؤالات متفاوتی پاسخ میدهند. برای ترامپ، این اجلاس درباره نشان دادن شتاب است. برای شی، این اجلاس درباره مدیریت رقابت بدون واگذاری زمین استراتژیک است.
این اجلاس ممکن است جو را برای مدتی تثبیت کند. اینکه آیا این رابطه را خود نیز تثبیت میکند، سؤالی بسیار دشوارتر است.

