موضع در حال تحول چین در مورد امنیت تنگه هرمز سردرگمی شدیدی را در میان سیاستگذاران غربی ایجاد کرده است که سعی دارند استراتژی بلندمدت چین در خاورمیانه را ارزیابی کنند. در حالی که واشنگتن ادعای همراستایی در حفظ کریدورهای تجاری جهانی آزاد را دارد، موضع واقعی چین در مورد ثبات تنگه هرمز به طور خالص بر جریانهای معاملاتی متمرکز است و نه بر تحمیل هژمونی دریایی غرب. این موضع حسابشده چین در دیپلماسی تنگه هرمز به طور فعال در برابر قطعنامههای سازمان ملل که به حمایت ایالات متحده طراحی شدهاند و هدفشان ایزوله کردن بازیگران منطقهای است، مقاومت میکند. در نهایت، تحلیل موضع چین در مورد تنگه هرمز نیاز عمیق به حفاظت از خطوط انرژی آسیا در برابر نفوذ اقتصادی آینده آمریکا را آشکار میسازد.
تعریف اینکه “باز” در واقع برای پکن چه معنایی دارد
سردرگمیهایی وجود دارد در مورد اینکه چرا سفیر چین در سازمان ملل به تازگی به قطعنامه ایالات متحده و بحرین در مورد تنگه هرمز انتقاد کرده است، با توجه به اینکه مقامات ترامپ ادعا میکنند که چینیها به ترامپ در پکن گفتهاند که با بازگشایی تنگه موافقند.
این سردرگمی ممکن است به معنای “باز” در این زمینه مربوط باشد.
بر اساس گفتگوهای من با دیپلماتهای چینی، “باز” برای چینیها به معنای این است که ترافیک از طریق تنگه جریان دارد. نفت، گاز و کالاها وارد و خارج میشوند. پول جابجا میشود. تجارت برقرار است.
این به این معنا نیست که نمیتواند مکانیزمی وجود داشته باشد که کشورهای منطقه برای عبور هزینهای دریافت کنند. حتی با وجود هزینه، نفت همچنان میتواند جریان داشته باشد. اما یک محاصره است که تنگه را بسته نگه میدارد – نه هزینه.
پیشنهاد عوارض و مقاومت شورای همکاری خلیج فارس
در حالی که ترجیح آنها به طور قابل درکی این است که هیچ عوارضی وجود نداشته باشد، پیشنهاداتی وجود دارد که چینیها به آنها باز هستند. آنها میتوانند با یک مکانیزم منطقهای که هزینهای برای مدیریت محیط زیست دریافت میکند، زندگی کنند. به عبارت دیگر، عوارضی که به عنوان عوارض مطرح نمیشود.
اداره ترامپ نیز به طور تصادفی میتواند با این موضوع موافق باشد، هرچند که ایالات متحده میخواهد مکانیزم به طور کامل منطقهای باشد و نه فقط تحت مدیریت ایران و عمان.
سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس – به ویژه امارات متحده عربی و بحرین – به شدت با این موضوع مخالف هستند حتی اگر بخواهند در این مکانیزم گنجانده شوند. از نظر آنها، و دیدگاه آنها به طرز عجیبی به دیدگاه اسرائیل نزدیک است، چنین مکانیزمی به ایران وزن جغرافیایی نامناسبی میدهد و آنها ترجیح میدهند که ایالات متحده به بمباران ایران بازگردد.
حرکات استراتژیک سازمان ملل که بر موضع چین در مورد تنگه هرمز تأثیر میگذارد
اما چین دلایل دیگری نیز برای مخالفت با قطعنامه ایالات متحده و بحرین دارد که بیش از ۱۰۰ حامی در میان کشورهای عضو سازمان ملل جمعآوری کرده است. اگرچه پیشنویس قطعنامهای که من بررسی کردهام تحت فصل هفتم قرار نمیگیرد – قطعنامه قبلی که روسیه و چین آن را وتو کردند از فرمول استاندارد “عمل کردن تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل” استفاده نکرد، اما شامل تعیینگری به سبک ماده ۳۹ بود، “تعیین اینکه اقدامات ایران … تهدیدی برای صلح و امنیت بینالمللی است” – با این حال، این پیشنویس راه را برای قطعنامهای بعدی تحت فصل هفتم هموار میکند که استفاده از زور علیه ایران را مجاز میدارد.
این یک رقص جدید نیست. در نهایت، تصویب این قطعنامههای اولیه است که به تدریج به تعیینگری فصل هفتم منجر میشود، که هزینه وتوی آن قطعنامه نهایی را برای روسیه و چین افزایش میدهد. خفه کردن نوزاد در گهواره به اصطلاح هزینه کمتری دارد. ایالات متحده نیز همین کار را در مورد قطعنامههای انتقادی از اسرائیل انجام میدهد؛ آنها با سخاوت قطعنامههایی را وتو میکنند که ممکن است هرگونه فشاری بر اسرائیل – چه معنادار و چه نمادین – ایجاد کند.
سابقه ونزوئلا و امنیت انرژی
اما بیشتر از اینها وجود دارد. چین میداند که اگر ترامپ ایران را شکست میداد و جمهوری اسلامی را سرنگون میکرد و کنترل نفت ایران را همانطور که بر نفت ونزوئلا تسلط یافت، به دست میآورد، پکن در موقعیت بسیار آسیبپذیری قرار میگرفت. در نهایت، فروش نفت ونزوئلا به چین و آسیا پس از سرنگونی مادورو توسط ترامپ در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، ۹۲ درصد کاهش یافت – از ۶۰۰,۰۰۰ بشکه در روز به طور متوسط در ۲۰۲۵ به ۴۸,۰۰۰ بشکه در روز در فوریه ۲۰۲۶ (بیشتر این نفت آسیایی به چین میرود).

مقابله با نفوذ ژئوپلیتیکی آمریکا
پکن نمیتواند به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس امید داشته باشد که در برابر فشار ایالات متحده برای مسدود کردن نفت به چین در آن سناریو مقاومت کنند. تنها کشوری در خلیج فارس که میتواند و احتمالاً در برابر فشار ایالات متحده مقاومت خواهد کرد، ایران است.
بنابراین، برای چین، تسلیم شدن به یک قطعنامه احتمالی فصل هفتم که استفاده از زور علیه ایران را مجاز میدارد، به معنای قرار گرفتن در معرض نفوذ خطرناک آینده ایالات متحده بر امنیت انرژیاش خواهد بود.

